ملاقات با «بحیری» راهب مسیحی

 
پیامبر اسلام با وجود این که نوجوانی کم سن و سال بود، اما کار و تلاش را بسیار دوست می ‌داشت و می ‌خواست با کار و فعالیتش زحمات کاکایش، ابوطالب را که مردی فقیری بود، جبران نماید.
هنگامی که پیامبر اسلام به سن 12 سالگی رسید، ابو طالب قصد تجارت به شام را نمود.
پیامبر اسلام از اینکه کاکایش از او جدا می ‌شد، سخت افسرده و ناراحت شده بود، وقتی که ابو طالب پیامبر را در چنین حالتی دید، دلش به رحم آمد و او را با خود به شام برد.
در بین راه به قریه ‌ای به نام «بُصری» رسیدند که از توابع شام می ‌باشد و این منطقه هنوز تحت سلطه‌ یی رومیان قرار داشت – که در آنجا راهبی به نام «بُحیری» زندگی می‌کرد.
از آن ‌جایی که خصوصیات پیامبر اسلام در کتاب‌ های پیشین از جمله «تورات» و «انجیل» آمده است، لذا «بحیری» خصوصیات پیامبر اسلام را در «انجیل» مطالعه نموده بود و هر کاروانی به آنجا سر می ‌زد تا شاید خصوصیات پیامبر جدید را که در «انجیل» وعده داده شده است، در آن شخص بیابد. به محض اینکه کاروان به آنجا رسید،
«بحیری» به آنجا شتافت؛ در حالی که پیش از آن هیچ‌گ اه به نزد کاروانیانی که در آنجا اقامت می‌گزیدند، نمی‌آمد.
بحیری، همه‌ یی افراد کاروان را از نظر گذراند تا این‌که به پیامبر اسلام رسید و گفت:
این، سرور جهانیان است که خداوند او را برای هدایت و راهنمایی تمام عالمیان فرستاده است.
کاروانیان وقتی که از بحیری سؤال کردند که از کجا می ‌دانی که این، پیامبر خواهد شد و هدایت جامعه را بر عهده خواهد گرفت؟ او در جواب به آن‌ ها گفت: وقتی که شما قصد ورود به شهر را داشتید، همه ی‌ی سنگ‌ ها و درخت‌ ها به سجده افتادند و سنگ ‌ها و درختان برای کسی جز پیامبران سجده نمی‌کنند.
بعد از آن، همه ‌یی آن ‌ها را به خاطر گرامی داشت «پیامبر» به دعوتی فراخواند و سپس به ابو طالب گفت: او را با خود به «شام» نبر؛ زیرا ترس آن است که از جانب «رومیان» و «یهودیان» به او آسیبی برسد. ابو طالب نیز پیامبر اسلام را همراه یکی از فرزندانش به مکه فرستاد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.