غزوه‌ یی بنی قُریظه

یهودی بنی قریظه نیز یکی دیگر از قبایل یهودی بود که با پیامبر اسلام پیمان صلح بسته بودند، اما آنان در غزوه‌ ی خندق به پیامبر اسلام خیانت نمودند و بعد از اینکه غزوه‌ ی خندق تمام شد و پیامبر اسلام به مدینه رفت، بلافاصله جبرئیل بر پیامبر نازل شد و گفت: خدا امر فرموده که باید به طرف بنی قریظه حرکت نمایید و زمین را از وجود این مردم ناپاک که در زمان سختی و مشقت، پیمان خود را با مسلمانان شکسته ‌اند، پاک نمایید.
پیامبر اسلام نیز بلافاصله به طرف بنی قریظه حرکت نمود و فرمود که: باید نماز عصر را در محل بنی قریظه بخوانید.
تعداد سپاهیان اسلام به سه هزار نفر می ‌رسد و وقتی که یهودیان این تعداد را دیدند، خداوند در دل‌ هایشان ترس و وحشت انداخت.
پیامبر اسلام مدت بیست و پنج روز آنان را در محاصره قرار داد.
بنی قریظه وقتی وضعیت را چنین دیدند، اندیشیدند که اگر محاصره ادامه پیدا کند، از گرسنگی خواهند مرد.
در ابتدا پیامبر اسلام به آنان پیشنها داد تا اسلام را بپذیرند، آنان قبول نکردند وسپس پیشنهاد کرد که «ابولبابه» را نزد آنان بفرستد تا در این مورد با آنان مشورت کند؛
چرا که ابولبابه هم پیمان آنان بود و اموال و فرزندان وی در میان قبیله ‌ی بنی قریظه بود.
ابولبابه به طرف آنان حرکت نمود و هنگامی که افراد قبیله بنی قریظه از تصمیم پیامبر اسلام در مورد سرنوشت خود سؤال کردند، ابولبابه به اشاره‌ ی دست به آن ‌ها نشان داد که پیامبر اسلام قصد دارد تا آن‌ ها را بکشد و او از این کار خود پشیمان شد و احساس کرد که با این کارش به پیامبر اسلام خیانت کرده است؛
بنابراین خود را به یکی از ستون ‌های مسجد بست تا خداوند توب ه‌ی او را پذیرفت.
یهودیان چاره‌ ای جز تسلیم در مقابل خواست های پیامبر اسلام نداشتند.
پیامبر اسلام در ابتدا حکم کرد تا مردانشان را در بند کنند و زنان و کودکانشان را در جایی دیگر جای دهند؛
اما قبیله‌ ای اوس به این حکم پیامبر اسلام راضی نشدند و گفتند: اینان هم‌‌ پیمانان ما هستند؛ بنابراین در مورد آنان به نیکی رفتار کن!
پیامبر اسلام فرمود: آیا شما به حُکمی که یکی از میان شما در مورد سرنوشت قبیله ‌ی بنی قریظه انجام دهد، راضی هستید؟
آنان گفتند: بله. پیامبر اسلام این امر را به سعد بن معاذ ریس قبیله بنی عبد که از اشراف بودسپرد.
پیامبر اسلام فردی را دنبال سعد بن معاذ فرستاد، سعد در مدینه بود و به خاطر جراحتی که در غزوه ‌ی احزاب (خندق) بر داشته بود، در این غزوه نتوانست حضور پیدا کند.
وقتی سعد نزد پیامبر اسلام آمد، قبیله ‌ی اوس اطراف او را گرفتند و به او گفتند:
ای سعد! در مورد آنان به نیکی رفتار کن و… سعد ساکت بود و چیزی نمی‌ گفت.
نوبت قضاوت سعد بن معاذ فرا رسید، سعد به آنان گفت: آیا هر حکمی که در مورد مشرکان و مسلمانان نمایم، مورد قبول است؟
همه گفتند: آری. آنگاه سعد دستور داد تا مردان بنی قریظه کشته شوند و زنان و کودکانشان اسیر گردند و اموالشان بین مسلمانان تقسیم گردد.
در این غزوه هزار و پانصد شمشیر، دو هزار نیزه، سیصد زره و پانصد سپر فلزی، نصیب مسلمانان گردید.
داوری سعد در عین عدالت و انصاف بود؛ زیرا آنان تمامی این تجهیزات و افراد را برای قتل پیامبر اسلام و مسلمانان آمده کرده بودند ولی قبل از موفق شدن خود به کام مرگ رفتند !
خداوند ماجرای یهود بنی قریظه را در سوره ‌ی احزاب، آیه ‌ 26 تا 27 بیان می ‌کند…

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.