صلح حدیبیه

قریش، عثمان بن عفان را که به عنوان نماینده‌ ی پیامبر اسلام نزد آنان رفته بود، نزد خود نگه داشتند. وشاید می ‌خواستند تصمیمات قطعی را در مورد ورود یا عدم پیامبر اسلام به مکه را بگیرند و آنگاه عثمان را با جواب پیامی که آورده بود، بازگردانند.
اما در میان مسلمانان شایع شد که عثمان بن عفان کشته شده است.
وقتی این شایعه به گوش پیامبر اسلام رسید، فرمود: از اینجا حرکت نمی‌ کنیم تا تکلیف خودمان را مشخص نماییم. آنگاه اصحابشان را برای بیعت فرا خواندند.
تعداد زیادی از صحابه نزد ایشان آمدند و با ایشان مبنی بر این که فرار نکنند، بیعت کردند و جماعتی هم از آنان تا سرحد مرگ بیعت کردند.
قریش وقتی از این ماجرا اطلاع یافتند، سهیل بن عمرو را برای انعقاد صلح فرستادند.
خداوند نیز از بیعت مسلمانان با پیامبر اسلام اعلام رضایت نموده است؛ آنجا که می ‌فرماید:
﴿۞لَّقَدۡ رَضِيَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ يُبَايِعُونَكَ تَحۡتَ ٱلشَّجَرَةِ﴾ [الفتح: 18]
«خداوند از مسلمانان بسیار خشنود شد آنگاه که با تو زیر آن درخت بیعت می ‌کردند»
مواد صلح نامه
1- پیامبر اسلام و یارانش امسال بازگردند و وارد مکه نشوند و سال آینده برای انجام حج به مکه بیایند و سه روز در آن جا بمانند و اسلحه همراه خود نیاورند.
2- تا ده سال میان طرفین جنگی صورت نگیرد و مردم در امان باشند.
3- هرکس که بخواهد با پیامبر اسلام پیمان ببندد و هرکس هم که بخواهد با قریش پیمان ببندد، آزاد است.
4- اگر افرادی از قبیله‌ ی قریش بدون اجازه‌ ی بزرگان قبیله نزد پیامبر اسلامبرود،پیامبر اسلام باید او را برگرداند؛
اما از مسلمانان هر کسی به قریش پیوست، او را باز نگردانند.
از آن ‌جایی که مفاد این صلح‌ نامه یک جانبه و به نفع مشرکان بود، مسلمانان را ناراحتی و اندوه فراگرفت؛ اما بعد ها متوجه فواید این صلح نامه گردیدند.
این صلح نامه در حقیقت فتحی عظیم برای مسلمانان به حساب می ‌آمد؛
چرا پیش از آن قریش برای مسلمانان هیچ رسمیتی قائل نبودند، و انتظار روزی را می ‌کشیدند که پایان کار مسلمانان را ببینند؛
اما اینکه آنان راضی شدند تا با مسلمانان صلح نامه‌ ای امضاء نمایند، به این معنا بود که دیگر قادر به از بین بردن مسلمانان نخواهد بود و دولت اسلامی همانند دولتی در کنار سایر دولت ‌هاست و قدرت اسلام به خارج از شبه جزیره ‌ی عربستان گسترش یافت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.