روز های واپسین حیات پیامبر اسلام

0 282

بیماری پیامبر اسلام از بیست و هشتم صفر سال یازدهم هجری شروع گردید
در آن روز در قبرستان بقیع حاضر شدند و در هنگام بازگشت دچار سردرد شدیدی گشتند.
پیامبر اسلام از بقیه‌ همسران خودشان اجازه خواستند تا ایام باقی مانده‌ عمر مبارک خویش را در منزل عایشه بمانند و بقیه‌ همسران ایشان با این امر موافقت نمودند.
بیماری پیامبر اسلام روز به روز شدت می ‌گرفت؛ به گونه ‌ای که بعضی اوقات این قدر دچار تب می‌ گشتند که بر اثر آن درد و تب بی ‌هوش می‌ گشتند. اما پس از چند روز تا حدودی بهبودی پیدا نمودند و در مسجد حاضر شدند.
پیامبر اسلامبر منبر بالا رفتند و پس از حمد و ثنای پروردگار فرمودند: ای مردمودند:
ای مردم! به سوی من بیایید! همه شتابان به سوی آن حضرت آمدند. آنگاه ضمن ایراد سخنانی چند فرمودند: لعنت خدا بر یهودیان و نصاری! چون آرامگاه ‌های پیامبرانشان را مسجد گردانیدند.
بعد از آن فرمود:
شما را در مورد انصار سفارش می ‌کنم، که ایشان پاره‌ های تن من و وابستگان من هستند؛
آنچه بر عهده داشته‌ اند، ادا کرده‌ اند و انجام داده ‌‌اند، و آنچه باید برای ایشان انجام بدهیم، بر جای مانده است؛ بنابراین از نیکو کارانشان نیکی‌ هایشان را بپذیرید و از بدکارانشان در گذرید.
آنگاه پس از چند لحظه فرمود:
خداوند، بنده ‌ای را مخیر گردانیده است میان آنکه از ساز و برگ دنیا هر چه می ‌خواهد به او بدهد، یا اینکه اکتفا کند به آنچه نزد خداست، و آن بنده آنچه را که نزد خدا است، انتخاب کرده است.

دریکی از روزها که حال پیامبر اسلام بهتر شده بود به مسجد تشریف بردند. هنگامی که ابوبکر متوجه آمدن پیامبر اسلام شد، خواست تا عقب ‌تر ایستد؛ اما پیامبر اسلام به او اشاره کردند که عقب نه ایستد و فرمودند: مرا در کنار ابوبکرس بنشانید! آنگاه آن حضرت را در کنار ابوبکر در سمت چب نشاندند.
آری، پیامبر اسلام میان آنچه مخیر شده بود، لقای پروردگار را بر گزید و چنین دعا کرد:
بار خدایا! مرا با پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان که به آن‌ها انعام داده‌ ای، محشر گردان و مرا بیامرز و مشمول رحمتِ خودت قرار ده و مرا به ملکوت اعلا برسان!
پیامبر اسلام این جمله اخیر را سه مرتبه تکرار فرمود و آنگاه به دیدار معبود واقعی و حقیقی شتافت. «إِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»
خبر وفات پیامبر اسلام همه جا را فراگرفت. دنیا برای شیفتگان و یاران پیامبر اسلام تیره و تار گردیده بود؛ چرا که آنان فکر می ‌کردند همان طور که پیامبر تربیت و هدایت آنان را بر عهده گرفته است، تربیت فرزندانشان را نیز بر عهده خواهد داشت.
در آن روز هر یکی از اصحاب در ارتباط با وفات پیامبر نظری خاص داشت؛ عمر می‌ گفت:
پیامبر اسلام وفات ننموده است و همانند حضرت موسی که مدت چهل روز از قوم خود غایب بود، پیامبر اسلام نیز از میان ما غایب شده و دوباره باز خواهد گشت.
بقیه‌ اصحاب نیز نظراتی متفاوت داشتند.

با ورود ابوبکر همه‌ی نظرات به یک نظر تبدیل شد. ابوبکر وارد جلسه ‌ای شد که در ماتم پیامبر اسلامن شسته بودند.
آنگاه یکسره به سراغ پیامبر اسلام رفت و روانداز را از چهره‌ ی آن حضرت کنار زد. آنگاه آن حضرت را بوسید و گریست و گفت:
پدر و مادرم فدایتان باد! برای شما خداوند دو مرگ قرار نمی ‌دهد؛ اما مرگی که برایتان مقدر شده بود، دریافتند.
آنگاه ابوبکر فرمود: هرکس محمد را می‌پ رستد، به درستی که محمد وفات نموده است و هرکس که خدا را می ‌پرستد، بداند که خدا زنده است و نخواهد مرد. و بعد از آن این آیه را تلاوت نمود:
﴿وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٞ قَدۡ خَلَتۡ مِن قَبۡلِهِ ٱلرُّسُلُۚ أَفَإِيْن مَّاتَ أَوۡ قُتِلَ ٱنقَلَبۡتُمۡ عَلَىٰٓ أَعۡقَٰبِكُمۡۚ وَمَن يَنقَلِبۡ عَلَىٰ عَقِبَيۡهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيۡ‍ٔٗاۗ وَسَيَجۡزِي ٱللَّهُ ٱلشَّٰكِرِينَ١٤٤﴾ [آل عمران: 144]
«محمد جز پیامبری نیست و پیش از او نیز پیامبرانی بوده و رفته‌اند، آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، آیا چرخ می‌زنید و به عقب بر می‌گردید؟ هرکس به عقب باز گردد، هرگز کوچکترین زیانی به خدا نمی‌رساند و خدا به سپاسگذاران پاداش خواهد داد»
بعد از آن مشغول کفن و دفن پیامبر اسلام گردیدند و با پیامبر اسلام وداع گفتند و ایشان را در حجره ‌ی ساده و کوچکشان به خاک سپردند.
مسلمانان بعد از به خاکسپاری پیامبر اسلام در محلی به نام سقیفه بنی ساعده جمع شدند و ابوبکر را به عنوان جانشین پیامبر اسلام برگزیدند؛ چرا که در وجود ابوبکر خصوصیات و صفاتی بود که شایستگی جانشینی و خلافت را داشت و اولین کاری که بعد از وفات پیامبر اسلام نمود، این بود که دستور داد تا لشکر اسامه به طرف فلسطین حرکت کند.
با وجود اینکه بعضی از اصحاب مخالف این امر بودند، اما ابوبکر اصرار داشت که من نمی ‌توانم لشکری را که پیامبر اسلام آن را آماده کرده است نفرستم؛ بنابر این لشکر اسامه را فرستاد و با پیروزی عظیمی به مدینه بازگشت.
آنگاه متوجه شدند که پیامبر اسلام در انتخاب اسامه کاری مناسب و بجا انجام داده است. بعد از آن ابوبکر مبارزه بر ضد مرتدین و مانعین زکات را شروع کرد و بر همه ‌یی آنان پیروز گشت.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × 5 =