داوری پیامبر اسلام

زمانیکه پیامبر اسلام سی و پنج سال داشت، قریش تصمیم گرفتند تا خانه‌ ی کعبه را بازسازی نمایند؛ قضیه‌ ی بازسازی خانه ‌ی کعبه از این قرار بود که بر اثر سیلی که در «مکه» اتفاق افتاده بود، نزدیک بود تا منجر به ویرانی و نابودی خانه‌ی کعبه گردد.
قریش که به خانه‌ ی احترام خاصی قایل بودند، تصمیم گرفتند بنای آن را بازسازی نمایند.
ابتدا آنان می‌ ترسند که مبادا خداوند به خاطر ویران نمودن خانه‌ ی کعبه آسیبی به آن ‌ها برساند و از طرفی دیگر اگر خانه‌ ی کعبه بازسازی نمی‌شد، بنای آن کاملا فرو می‌ریخت.
سر انجام «ولید بن مغیره‌ی مخزومی» کار را شروع نمود و دو رکن اصلی کعبه را ویران کرد و گفت:
«بار خدایا! ما جز کارِ خیر هدفی نداریم».
بعد از آن ساختن هر قسمتی از کعبه را به یک طایفه سپردند. کار ساخت و بازسازی کعبه تمام شده بود و تنها نصب «حجرالأسود» باقی مانده بود. از آن ‌جایی که افتخار نصب «حجرالأسود» نصیب هر قبیله ‌ای که می‌شد، امتیاز خاصی نسبت به قبایل دیگر پیدا می‌نمود، قبایل مختلف با هم درگیرشدن و این درگیری چهار یا پنج روز طول کشید و نزدیک بود که بین آن‌ ها جنگی سخت و ویرانگر اتفاق افتد.
بالأخره «ابو امیه بن مغیره‌ ی مخزومی» به آن‌ ها پیشنهاد کرد که نخستین کسی که وارد خانه‌ ی کعبه گردد، در ارتباط با نصب «حجر الأسود» هر چه گوید دیگران قبول کنند. همه ی قبایل این پیشنهاد او را پذیرفتند و در انتظار این بودند که چه کسی وارد خواهد شد.
خداوند این گونه اراده کرده بود که این افتخار نصیبِ پیامبر اسلام گردد. وقتی پیامبر اسلام نزدیک خانه ‌ی کعبه شد، همه‌ ی نگاه‌‌ ها متوجه او بود و از اینکه فردی امین و درستکاری وارد شده است، بسیار خوشحال بودند و در انتظار بودند که پیامبر اسلام چگونه داوری خواهد کرد.
پیامبر اسلام وقتی که از ماجرا اطلاع پیدا کرد، عبای خود را پهن نمود و آنگاه دستور داد که هر یک از سرانِ قبایل گوشه‌ ای از آن عبا را بگیرند و بالا بیاورند.
هنگامی که نوبت به نصبِ «حجرالأسود» که رسید، با دستان مبارک خود، سنگ را در جای مخصوص آن قرار داد و به این ترتیب با درایت و زیرکی خویش به جنگ و جدال میان آنان (قریش) خاتمه داد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 − نه =