حکایتی از خلیفۀ مسلمین سعید بن عام

حکایتی از خلیفۀ مسلمین سعید بن عامر
نوبت به مستمندان شهر حمص رسیده بود، تا از کمک و حمایت مالی دولت مرکزی و بیت المال مستفید شوند .
خلیفه مسلمین حضرت عمر رضی الله عنه از بزرگان شهر حُمْص خواست تا اسامی مردم فقیر و مستمند شهر را برایش بنویسند.
مستمندان شهر شناسایی شد و در کمال تعجب زمانی که اسامی به پیش خلیفه رسید، اسم حاکم شهر حُمْص حضرت سعید بن عامر نیز در میان بود.
حضرت عمر رضی الله عنه شگفت زده شده با تعجب پرسید:
چرا اسم حاکم شهر حمص شامل اسامی فقیران شهر است ؟
جواب رسید که وی تمامی حقوقش را بر فقیران و مستمندان خرج میکند و میگوید من در مقابل خدا دربارۀ آنها مسئول هستم !
به تعقیب آن خلیفه باز پرسی عمومی را در شهر به راه انداخت ،و از مردم شهر پرسید آیا در او عیبی می بینید ؟
مردم گفتند: بلی ،او سه عیب دارد !
اول – آنکه فقط قبل از ظهر در میان ما می آید.
دوم – آنکه شبها او را نمی بینیم.
سوم – آنکه یک روز در هفته از ما پنهان میشود.
حضرت عمر رضی الله عنه سعید بن عامر را احظار کرد و در قبال شکایت مردم از وی جویای معلومات شد !
وی در پاسخ گفت :
مردم‌ درست میگویند ای امیر المومنین!
– دلیل اینکه من فقط قبل از ظهر در میان آنها ظاهر میشوم اینست، که باید حاجت و نیازهای خانواده ام را تامین کنم،
و حتی خدمتکاری ندارم، و همسرم بیمار است لذا مجبورم خودم در خانه کار کنم.
– دلیل اینکه شب مرا نمی بینند اینست که روز در اختیار و خدمت مردم هستم اما شب را برای عبادت خدایم وقت گذاشه ام.
– دلیل پنهان شدنم در یک روز هفته به خاطر اینست که من فقط یک لباس دارم، آن را شستشو میکنم و منتظر می مانم تا خشک شود و سپس در میان مردم ظاهر میشوم.
با شنیدن حرفهای حضرت عامر اشک از چشمان امیر المؤمنین حضرت عمر رضی الله عنه سرازیر شد، و حق اش دعای خیر نمود…
الله متعال از آن دو بزرگوار خشنود باشد، و روز قیامت ما را در جمع آنها محشور نمایید .
نشر مطلب صدقه جاریه است …

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.