شناخت الله جل جلاله و دین اوتعالی

شناخت الله I.
4 . 2 . 1 . ساختمان لفظی لفظ الله I: علمای اسلام  در مورد ساختمان لفظی لفظ الله I دو  نظر دارند ، علامه فخر الدين رازی اين دو نظر را بيان داشته ميگويد : لفظ جلاله اسم معين است که  يا از جملهء اسماءاعلاماستوياهمازجملهءاسماء مشتقه ، به اختلاف دو قولی که درآن است (24 :  8).
    نظر اول : نظر علمایي است که معتقدند که لفظ اللهI اسم مشتق ميباشد ، واصل آن اله بوده وسپس (ال) تعريف بالای آن داخل شده است ، صاحب شرح العقيدة الوسطیة مينويسد : (( ومعنی الله ، الاله ، وإله بمعنی مألوه أی : معبود ، لکن حذفت الهمزة تخفيفا لکثرة الاستعمال)) (46 : 159) معنای الله ، الإله به معنای مألوه يعنی معبود ميباشد ، لکن همزهءآنبخاطرتخفيفبه سبب کثرت استعمال حذف شده است.
نظر دوم : نظر کسانيست که لفظ جلاله را علم (نام) دانسته ، وبه اين عقيده اند که مشتق نميباشد ، صاحب قاموس المحيط ميگويد : ((أصَحُّها أنه عَلَمٌ غيرُ مُشْتَقٍّ)) (35: 375) همچنان صاحب تاج العروس عين نظر را تاييد نموده ميگويد :(وأَصَحُّها أَنَّه عَلَمٌ للذَّاتِ الوَاجِبِ الوُجُودِ المُسْتَجْمِع لجميعِ صِفَاتِ الكَمالِ (غَيْرُ مُشْتَقَ)،(27: 32.).  صحيح ترين اقوال اينست که لفظ جلاله علَم برای ذات واجب الوجود است که در آن تمامی صفات کمال جمع شده است ومشتق نميباشد.
باحث نظر دوم را ترجيح ميدهد ، زيرا  اين نامی است که الله جل جلاله آنرا برای ذات خود اختيار نموده وشامل تمامی صفاتش ميباشد .(والله اعلم بالصواب) .
4 . 2 . 2 . مفاهیم ومدلولات لفظ الله I در اسلام : علمای اسلام از ديدگاه عقیدهء اسلامی مدلولات زيادی را برای اين لفظ بيان داشته اند :
الف : الله I نـام  ذاتـی است کــه آسمـان ، زميـن، آفـتاب ، مــهتاب ، وسايــر مخلــوقات را خلــق نـموده است (18 : 65 ).
ب : الله I نامی است برای معبود به حق : منظور از معبود حق معبودی است که پرستش وی  حق است و اين استنباط را  از کلمهء توحيد (لااله الا الله) نموده اند، نيست هيچ معبودی به حق به جزء اللهI.
جـ : الله I نامی است که در آن تمامی صفات الله I گنجانيده شده است .
د : الله I ذاتی است که حاجت های مخلوق را روا ميدارد.
هـ : الله I ناميست که دلالت به معبودی ميکند که عبادتش بجزء از طريق پيامبرانش فهميده نميشود. يکتن از علمای اسلام در شرح لفظ الجلاله ميگويد ((من اسم (الله) وهو المألوه المعبود ولا سبيل للعباد إلى معرفة عبادته إلا من طريق رسله عليهم الصلاة والسلام )) (32 :.(20
4 . 2 . 3 . مفاهیم و مدلولات لفظ الله I  در نصرانيت :  در مصادر فعلی نصرانيت کلمهء الله به دو شکل استعمال شده است :
شکل اول : استعمال اين لفظ برای خالق يکتا : کتاب مقدس نصرانيان (بايبل) در عهد عتيق «تورات» با تأکید از یگانگی یهوه (= خدای ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب …) سخن ميزند ، و آنرا خدای يگانه معرفی مينمايد : «ای اسرائیل بشنو! یهوه خدای ما، خدای واحد است» (38 : 6- 4) همچنان کتاب مقدس از زبان پيامبران نيز به يگانگی خالق تصريح نموده است : اشعیاء سخنان خالق را چنين نقل ميکند : «من اوّل هستم و آخر هستم و غیر از من خدایی نیست»(38 : اشعياء ، 44- 6) حضرت عيسی مسيح u هم در تعليمات خود با صراحت بيان داشته است که او هرگز فرستاده نشده تا تعالیم انبیاء گذشته را از بين برد ، و توحيدی را که آنان آموزش داده است باطل کند ، چنانچه  که  انجیل متّی می‌خوانیم: «گمانمبریدکهآمده‌ام تا تورات یا صحف انبیاء را باطل سازم»(38 :  متی ، 5 – 17)  بناء اين نصوص کتاب مقدس ثابت ميکند که عیسیu مانند ساير انبياء شخصيت موحد بوده ، وهيچگاه در زمان وی چيزی بنام تثليث وجود نداشته است بلکه برعکس آن دلائل واضحی در انجیل‌ ها وجود دارد که ثابت ميکند که اصلا در زمان عيسی A چيزی بنام تثليث مطرح نبوده است .
در انجيل متی از زبان عيسای مسيح  روايت ميکند که گفته است : پدر شما ذات يگانهء است که در آسمان است (38 :  متی  23-8) .
همچنان در انجيل لوقا   ميخوانيم : ((ويکی از روساء از وی سوال نموده ، گفت:ای استاد نيکو چی کنم ، تا حيات جاودای را وارث گردم ؟ عيسی وی را گفت : ای بهر چی مرا نيکو ميگويی وحال آنکه هيچ کس نيکو نيست ، جزء يکی که خد ا باشد )) . (38 : لوقا ،  18- 19)
در انجيل مرقص از زبان عيسی عليه السلام  روايت ميکند که گفته است  : رب پروردگار يگانهء ماست که معبودی ديگری بجز او نيست  (38 :  مرقص ، 12- 30) .
در انجيل يوحنا  از زبان عيسی عليه السلام  روايت ميکند که گفته است  : من به نزد پدر خود  و پدر شما و خدای خود وخدای شما بالا ميشوم  (38 :  يوحنا ، 20- 18) .
شکل دوم : استعمال الله برای  ثالثوث مقدس : بنظر طرفداران تثلیث «خدا و عیسی و روح القدس» هر سه شريک هم شده خدای يگانه را تشکيل ميدهند که در بحث های بعدی درين مورد مفلا تحقيق خواهم نمود .
4 . 3 .  شناخت اسلام :
4 . 3 . 1 . اسلام در لغت: اسلام در لغت به معنای استسلام ، انقياد وتسليمی ميباشد ، اصل کلمهءاسلام از (سلم) گرفته شده است که درآيت شريف هم ذکرشده است : P يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌO (1: البقرة ،208 ). ای مومنان به اسلام به شکل کاملا داخله شده ، واز گامهای شيطان پيروی نکنيد که او دشمن آشکار شما ميباشد .
صاحب الصحاح فی اللغة ميگويد : (والسلْمُ: الصلحُ، يفتح ويكسر، ويذكِّر ويؤنث. والسِلْمُ: المُسالِمُ)) سلم به معنای صلح است که فتح وکسر سين ، ومذکر ومؤنث استعمال ميگردد ، وسِلم به معنای مسالم هم است(16 : 328).
عظمت اسلام درين است که اسلام نامش را از نام کدام پيامبر يا کدام وطن نگرفته است ، بلکه اين نام از يکی از خصايص مهم اسلام  که تسليمی به الله I ميباشد ، اشتقاق شده است.
4 . 3 . 2 . اسلام در اصطلاح : نخستين کسيکه اسلام را تعريف نموده است ، رسول الله r است که در پاسخ سوال جبرئيل امين A گفت : ((الإِسلامُ أَنْ تَشْهَدَ أَنْ لا إِلَهَ إِلاَّ اللَّه، وأَنَّ مُحَمَّداً رسولُ اللَّهِ وَتُقِيمَ الصَّلاَةَ ، وَتُؤتِيَ الزَّكاةَ ، وتصُومَ رَمضَان، وتحُجَّ الْبيْتَ إِنِ استَطَعتَ إِلَيْهِ سَبيلاً.)) (9: 50 ). اسلام اينست که شهادت دهي اينکه معبود بر حقي جز الله نيست و محمد فرستاهء خداست و نماز بر پا داري و زکات بدهي و رمضان را روزه بگيري، اگر توانائي داشتي به حج خانهء خدا بروي.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

11 + ده =