جایگاه و مسئولیت جوانان از دیدگاه اسلام

 
جوانان و مسئولیت ايشان از دیدگاه اسلام
در این مقاله روی جایگاه و مسئولیت جوانان، از دیدگاه اسلام در روشنایی آیات قرآنکریم، احادیث گهر بار رسول(ص) و دلایل عقلی بحث خواهد شد و هم راز های موفقیت آنان، با عوامل شکست و ناکامی شان که اکثراً ناشی از نقصان موجود در نصابهای تعلیمی کشور می باشد، بیان می گردد.
این یک حقیقت مسلم است که خداوند جل جلاله انسان را به بهترین صورت آفریده و تاج عزت و کرامت را بر سرش نهاده و ویرا خلیفۀ خویش ساخته است.
خداوند متعال در آیات بیشمار قرآنکریم ضمن معرفی مقام والای انسان و نقش آن در کار های دنیوی و اخروی، بیشتر ارزشمندی دورۀ جوانی و ارجمندی موقف جوان و مسئولیت جوانان را در جامعۀ انسانی و اسلامی توضیح نموده است.
همچنان رسول (ع) نیز در ارتباط به جایگاه جوان و مرتبت عالی آن ارشادات گهرباری نموده و هم این حقیقت در پرتو دلایل عقلی و علمی نیز روشن گردیده است.
برای روشن ساختن هرچه بیشتر موضوع درین مقاله ابتداء ارزش جوان در روشنایی دلایل عقلی بررسی گردیده و سپس به معرفی مقام آن در پرتو قرآن و احادیث رسول (ع) پرداخته خواهد شد.
برای همگان معلوم است که در هر جامعه برای ادامۀ حیات انسان و حفاظت همۀ داشته های مادی و معنوی و همۀ ترقیات در عرصه های مختلفۀ زندگی در جنب وسایل و نیرو های مادی، یگانه نیروی اساسی در همۀ جوامع انسانی و زمانه های تاریخی نیروی بشری شمرده می شود. زیرا بشر در محیط و سرزمین خود در بکار انداختن سرمایه ها نقش سازنده و اصلی داشته سایر امکانات بحیث وسیله در دست وی قرار دارد.
بناءً مصرف شدن سرمایه ها در جوامع انسانی به نفع یا ضرر ملت، مربوط می شود به چگونگی استفادۀ انسان که متکی بر کیفیت ایدیولوژی و اخلاق وی میگردد.
یعنی اگر انسانهای یک سرزمین دارای ایدیولوژی درست باشند سرمایه های خویش را به نفع مملکت خود بمصرف می رسانند. بر عکس در صورتی که فاقد ایدیولوژی درست و یا غلط باشند سرمایه های خود را در راه امیال شخصی و نفسی و خلاف منافع مملکت خود بمصرف می رسانند. و در میان نوع انسان، قشری که خوبتر و مؤثرتر در این راستا می تواند نقش مهم را ایفا کند، همانا قشر جوان است.
به شهادت تاریخ هر ملتی که طبقۀ جوان آن تعلیم و تربیت درست شده و  فکر و ایدیولوژی صحیح در ذهن و مغز شان تزریق گردیده، توانسته است از همۀ پسمانی ها و دشواری هایی که سردچار بوده، بسهولت نجات یافته و به ترقی های چشمگیری نایل آید.
و بر عکس ملتهایی که جوانان شان در اثر سهل انگاری و یا هم عدم توجه رهبران آنها فاقد اندیشۀ وطندوستی و کار و خدمت برای مردم خود بار آمده اند نه تنها که خدمتی را برای مردم خود انجام نداده اند بلکه داشته های سابقۀ آنرا نیز حیف و میل و نابود نموده و حتی در بدل مشت پول ناچیز و یا قدرت چند روزه، مملکت خود را با همۀ داشته های مادی و معنوی و افتخارات تاریخی به بیگانگان فروخته اند.
بهترین نمونه، جوانانِ مملکت عزیز ما افغانستان است که در دوره های گذشته و هم  در دوره های معاصر می بینیم هر زمانیکه گروهی از جوانان دارای اندیشۀ درست و روحیۀ وطندوستی و خدمتگذاری به ملت و مردم خود بوجود آمده اند، بهترین خدمات ارزنده را برای مردم خود انجام داده اند و برعکس آنانی که فاقد اندیشۀ درست و با روحیۀ عیاشی و تن پروری بار آمده اند، بمثابۀ طفیلی ها و خاینین ملت نه تنها خدمتی را انجام نداده اند بلکه آلۀ دست استعمار شده و بدترین ضربه های مهلک را بر پیکر ملت و مملکت خود وارد نموده اند که تبعات منفی آن تا چندین قرن دامنگیر ملت ما بوده است.
از همین جا است که در نصوص قرآنی و احادیث نبوی (ص) ارزش جوانی بازتاب بسزایی یافته و بحیث بهترین مرحلۀ حساس زندگی شمرده شده است.
خداوند حکیم جلت عظمته در آیات زیادِ قرآنکریم لفظ جوان را به صراحت  و در مواردی دیگر بطور ضمنی جوانی را ذکر نموده و در ارتباط به ارجمندی مقام اش توضیحاتی داده اند.
لازم به تذکر است، ارزش جوانی و نقش جوانان در آیات کریمۀ به انواع گونه گون بیان گردیده است که فشردۀ آن به ترتیب ذیل بیان می گردد:

  • آیاتی از قرآن کریم بیانگر این مطلب است که برای انجام کارهای بزرگ مهمترین دوره، دورۀ جوانی است و از آنجا که جوانی مرحلۀ قدرت و توانایی های همه جانبه می باشد، لذا خداوند حکیم همگی انبیاء (ع) را در سن جوانی به پیامبری مبعوث نموده است چنانچه در مورد ابراهیم (ع) که در جوانی به فعالیت های ضد شرک میپرداخت در قرآنکریم چنین آمده است:

«قَالُوا سَمِعْنَا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ» (1)
گفتند (قوم ابراهیم (ع) ) شنیدیم که جوانی باسم ابراهیم بتان ما را بدگویی میکرد.
یوسف (ع) را خداوند متعال در سن جوانی به پیامبری مبعوث نموده اند:
«وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آَتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» (2)
هر گاه یوسف (ع) به رشد (جوانی) خود رسید برای او حکمت و علم عطا کردیم و ایچنین پاداش میدهیم نیکو کاران را.

  • همکاران، یاران و خدمتکاران پیامبران (ع) در انجام امور مهم دینی و دنیوی جوانان بوده اند، چنانچه در مورد خدمتکار موسی (ع) چنین آمده است:

« فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آَتِنَا غَدَاءَنَا لَقَدْ لَقِينَا مِنْ سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا» (3)
هر گاه (از آن مکان) گذشتند موسی (ع) برای خدمتکار جوانش گفت: طعام چاشت ما را بیار که بیشک ازین سفر سختی های زیادی را دیدیم.
افرادی که با یوسف (ع) در انتظام کار های مصر همکاری مینمودند، جوانان بودند:
«وَ قَالَ لِفِتْيَانِهِ اجْعَلُوا بِضَاعَتَهُمْ فِي رِحَالِهِمْ» (4)
یوسف (ع) برای خدمتگاران جوانش گفت که متاع آنها (برادران اش) را در بارگینه هایشان بگذراند.

  • خداوند (ج) جهت روشن ساختن هرچه بیشتر ارزش جوانی در پیشبرد امور، حتی حتی بزرگسالانی را که قدوه ها در امور دینی و تأریخی محسوب می شوند، از روی اعزاز و اکرام باسم جوان یاد نموده است؛ چنانچه در داستان اصحاب کهف ضمن یاد آوری از کارنامه های پر افتخار آنان ایشان را به لفظ (فتیة) یعنی جوانان خطاب می نماید چنانچه میفرماید:

«إِنَّهُمْ فِتْيَة آَمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى» (5)
بیشک آنها (اصحاب کهف) جوانانی بودند که به پروردگار شان ایمان آورده بودند و ما هم هدایت شان را افزون ساختیم.
از طرح و پلانگیری شان برای حفاظت دین، چنین حکایت میفرماید:
وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرْفَقًا» (6)
(و با همدیگر گفتند) هرگاه ایشان (قوم مشرک خود) و آنچه را به جز خدا (ج) آنها میپرستند، ترک نمودید، به غار پناه ببرید تا پروردگارتان برای شما گشایشی از رحمت خود بیاورد و برای شما در کار تان آسایشی فراهم سازد.

  • همچنان قرآنکریم برای ارشاد مسلمانان مخصوصاً جوانان الگو های نیک را نیز مثل زده چنانچه برای خوبتر انتباه گرفتن دوشیزه گان جوان مسلمان از دختران شعیب علیه السلام اینطور یاد آوری میکند:

«فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا ……. O قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ» (7) یکی از آن دو دختر با کمال (وقار و)حیا باز آمد و گفت: پدرم از تو دعوت میکند تا (به منزل ما آیی و) در عوض سقایت (و سیراب کردن) گوسفندان ما به تو پاداشی دهد. یکی از آن دو دختر (صفورا) گفت: ای پدر! این مرد را (که به شجاعت و امانت آراسته است) بخدمت خود اجیر کن. بهتر کسی که باید به خدمت (و رفاقت و شرکت و غیره) برگزید کسی است که امین و توانا باشد.

  • و هم از انبیای جوان (ع) مثل اسماعیل ذبیح الله علیه السلام بحیث بهترین الگو برای جوانان حکایت نموده و از سخنان نیک و شاهکاری هایش که او بعد از آنکه با پدرش به جایگاه مشخص رسید و پدرش قضیه ی ذبح را باوی در میان گذاشت حاضر شد خود را قربانی نموده و فرمانبردارانه و با اختیار گردنش را به خداوند (ج) پیش کش کرد، چنین تذکر بعمل می آورد:

«قال یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک فانظر ما ذا تری قال یا ابت افعل ما تؤمر» (8) ابراهیم گفت: ای پسرک من! من در خواب (چنین) می بینم که تو را سر می برم؛ پس ببین چه به نظرت می آید؟ گفت: ای پدر آنچه را بدان مأموریت یافته ای، انجام بده.
از درسهای مهم از کارنامۀ اسماعیل (ع) در آیت کریمه برای جوانان اینست که اسماعیل (ع) در آنجا نگفت آنچه را در قبال من موظف به انجام آن هستی، انجام ده، یعنی بحثی از خودش به میان نیاورد، بلکه منیتش را نیست گردانید. مثل اینکه به پدرش می گوید: اجرا کن دستوراتی را که از جانب پروردگار به تو امر شده است و از من چیزی را در این مورد نپرس: «افعل ما تؤمر ستجدنی انشاء الله من الصابرین» آنچه مأموری، انجام بده، انشاء الله مرا از شکیبایان خواهی یافت.

  • و برای اینکه مسلمانان در برخورد با برده های شان آداب انسانی و اسلامی را رعایت نموده باشند، هدایت میدهد تا بعوض گرفتن اسم غلام یا کنیز اسم فتی یعنی جوان را استفاده نمایند:

«وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ» (9) و هر كس از شما از نظر مالى نمى‏تواند زنان [آزاد] پاكدامن با ايمان را به همسرى [خود] درآورد پس با دختران جوانسال با ايمان شما كه مالك آنان هستيد [ازدواج كند].

  • به کار های خطرناک و طاقت فرسای ایمانی و دینی تنها جوانان و جوان مردان جرئت می ورزند:

«فَمَا آَمَنَ لِمُوسَى إِلَّا ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ» (10)
سر انجام کسی به موسی ایمان نیاورد؛ مگر فرزندانی (جوانانی) از قوم او.
اين چنین پیامبر (ص) نیز در گفتار و عمل به ارزش جوانی و ارجمندی جوانان ارشادات بسزائی نموده ضمن اینکه در اجرای انجام امور مهم مثل سپردن سر لشکری جنگ به اسامه بن زید، خالد بن ولید، علی ابن ابی طالب و غیره به ارزشمندی مقام جوانان توجه تام داشته اند، این چنین در ارشاد و رهنمود های شان نیز این حقیقت را روشن نموده اند.
چنانچه در حدیث شریف ذیل یکی از محدود از کسانیکه تنها او می تواند در سایۀ عرش خدا (ج) در روز رستاخیز جا داشته باشد، جوانی است که در عبادت خدا (ج) نشو و نما کرده باشد:
«عن أبي هريرة ، رضي الله عنه ، سمعت رسول الله صَلَّى الله عَلَيه و سَلَّم يقول: سبعة يظلهم الله في ظله يوم لا ظل إلاَّ ظله: الإمام العادل، و شاب نشأ في عبادة الله، عَزَّ وَجلَّ، و رجل قلبه معلق بالمساجد، و رجلان تحابا في الله اجتمعا على ذلك وتفرقا عليه، ورجل دعته امرأة ذات منصبٍ و جمال فقال: إني أخاف الله. ورجل تصدق بصدقة فأخفاها حتى لا تعلم شماله ما تنفق يمينه، و رجل ذكر الله خاليًا ففاضت عيناه.» (11)
و همچنان در حدیث دیگری به طور خاص از آنجا که رسول (ص) توجه تام به تعلیم و تربیت جوانان داشته اند ازدواج را که در حفظ عفت و پاکدامنی جوانان نقش اساسی دارد به جوانان دستور داده و در صورت نداشتن امکانات مالی ان انشانرا به گفتن روزه دستور میدهد:
«عن عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ رضی الله عنه قَالَ: {كُنَّا مَعَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و َسَلَّمَ شَبَابًا لَا نَجِدُ شَيْئًا. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: يا مَعْشَرَ الشَّبَابِ؛ مَنْ اسْتَطَاعَ مِنْكُمْ الْبَاءَة فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ ، وَأَحْصَنُ لِلْفَرْجِ، وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَعَلَيْهِ بِالصَّوْمِ ، فَإِنَّهُ لَهُ وِجَاءٌ» (12)
در حدیث شریف دیگری از جمله نعمای بزرگی که بطور جداگانه در روز قیامت از انسان در بارۀ آن پرسیده می شود جوانی محسوب گردیده است:
«عَنِ ابْنِ عُمَرَ، عَنِ ابْنِ مَسْعُودٍ ، عَنِ النَّبِيِّ قَالَ: لاَتَزُولُ قَدَمَا ابْنِ آدَمَ ، يَوْمَ الْقِيَامَة ، مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ ، حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ خَمْسٍ: عَنْ عُمُرِهِ فِيمَ أَفْنَاهُ، وَعَنْ شَبَابِهِ فِيمَ أَبْلاَهُ ، وَمَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فِيمَ أَنْفَقَهُ , وَمَاذَا عَمِلَ فِيمَا عَلِمَ.». (13)
همچنان در حدیث شریف ذیل از جمله دوره های طلایی ای که انسان آنرا باید غنیمت شمرده و از آن استفادۀ بهتری را در امور دینی و دنیوی ببرد جوانی ذکر گردیده است:
«عن بن عباس رضى الله تعالى عنهما قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لرجل وهو يعظه اغتنم خمسا قبل خمس شبابك قبل هرمك و صحتك قبل سقمك وغناءك قبل فقرك و فراغك قبل شغلك و حياتك قبل موتك» (14)
که از احادیث شریف و نظایر آن ارزشمندی دورۀ جوانی و مسئولیت جوانان بخوبی روشن می گردد.
دکتر یوسف قرضاوی در ارتباط به ارزش مقام جوانان می گوید:
«جوانی مرحلۀ قدرت است. جوان بودن نماد قدرت و زندگی سرشار از حیات است؛ چون کمال عمر انسان و کمال هر چیزی اواسط آن است، همانگونه که خورشید در میان روز درست در اوج آسمان قرار می گیرد و در آن حالت قویتر و گرمتر از گذشته است؛ بنابر این جوانی هم مرحلۀ جوانمردی و فعالیت و تحرک در عمر انسان و حیات او است، به همین خاطر این مرحله دارای اهمیت ویژه است، مرحلۀ عطا و بخشش و فائق آمدن بر مشکلات. و به سبب استعدادها و توانایی هایی که در او نهفته است، حافظ دعوتها و پشتیبان پیغام آوران الهی بوده اند.» (15)
این چنین یاران رسول خدا نیز جوانان بودند و بزرگترین صحابی مشهور، ابوبکر رضی الله عنه است که سن او روزی که مسلمان شد، بیش از 38 سال نبود و حضرت عمر (رض) 10 سال از او کوچکتر و حضرت علی کمتر از 10 سال داشت و مثل اینها افراد زیادی بودند که در سن جوانی و نوجوانی ایمان آورده بودند و شرکت کنندگان در عقبۀ دوم نیز سن شان بین 12 تا 15 سالگی بود.
از حقایق متذکره که بیانگر جایگاه عالی دورۀ جوانی میباشد بزرگی مسئولیت نسل جوان بخوبی معلوم میگردد زیرا انسان به هر اندازه مقامش بالا باشد بهمان اندازه مسئولیت اش نیز سنگین است.
جوانان با وجود چنین مقامات عالیه زمانی می توانند مسئولیت های خود را انجام دهند که از ارزشهای زیرین برخوردار باشند:

  • بینش درست

بینش یا جهان بینی که به معنی شناخت از هستی و خالق هستی میباشد اولین رمز موفقیت هر انسان مخصوصاً نسل جوان است. چه انسان زمانی میتواند مسئولیت های خود را درک و آنرا بوجه احسن انجام دهد کند که دارای بینش یا جهان بینی درست از خود خالق خود و سائر موضوعات قابل شناخت باشد. یعنی انسان از مقام انسانیت و همۀ تصرفات و اختیاراتی که برایش در عالم هستی داده شده است، شناخت و آگاهی دقیق داشته باشد.

  • داشتن عقیدۀ قوی

شرط دوم موفقیت انسان داشتن عقیده و باور قوی بر خدا (ج) و همۀ اسماء و صفات وی (ج) و سائر معتقدات ایمانی می باشد. عقیدۀ انسان بر اشیای مؤمن به از دو طریق قوی میگردد:
اول- از راه شناخت و معرفت (خود شناسی و خداشناسی).
دوم- با انجام طاعات و اعمال صالحه و دوری از کار های نادرست.

  • آگاهی از مسایل دینی

آگاهی از مسایل دینی بر هر مسلمان لازم می باشد. و با در نظرداشت اصول و قوانین فقهی اسلام، انجام دادن هر عمل و یا ترک هر فعلی که  بالای مسلمان لازم باشد، آگاهی از آن نیز لازم و ضروری پنداشته می شود. اما لزوم آگاهی از اهمیت دین و نقش آن در زندگی دنیوی و اخروی که اساس ایمان و عقیدۀ مسلمان را تشکیل میدهد، در قدم اول قرار دارد.

  • آگاهی از مسایل حیاتی دنیوی

همچنان آگاهی از مسایل حیاتی دنیوی و دسترسی بر فنون و حرفه ها نیز از لوازم کامیابی هر انسان خصتاً جوانان شمرده می شود. و کسانی که از داشتن درجۀ علمی و یا سویۀ تحصیلی و یاهم سائر حرفه ها محروم باشند نمی توانند برای جامعۀ خود مصدر خیر و خدمتی قرار گیرند.

  • دوری از هر نوع اشتغال به عیاشی ها

شرط اخیر کامیابی هر انسان مخصوصاً جوانان در ادای مسئولیت های شان اینست که از علاقمندی به مود و فیشن های بیجا و یا اشتغال به عیاشی ها و خوشگذرانی ها بر کنار باشند. لزوم دوری از این بلیه (مصیبت ها) بر جوانان زمانی بیش و بیشتر میگردد که مملکت شان از هرنگاه پسمان بوده و به انواع محرومیت ها مانند کشور عزیز ما افغانستان، سر دچار باشد.
اما بر عکس امروز که اکثریت کشور ها مخصوصاً اسلامی منجمله  افغانستان با وجود داشتن این همه جوانان از هر نگاه پسمان اند، علتش اینست که جوانان ما اکثراً از اصلهای متذکره فاقد بوده و آنهم ناشی از نقصان در مراکز تعلیمی و تربیتی شان می باشد.
چه اگر به مطالعۀ  دقیق وضعیت خانواده ها و مراکز تعلیمی را مورد بررسی قرار دهیم دیده می شود که جز خانواده های محدود دیگر در هیچ یک از خانواده ها برنامۀ درست برای تعلیم و تربیت فرزندان شان ندارند، که مطالب مربوط به باین موضوع را من (نویسنده) در مقاله ای تحت عنوان (وظیفه و مسئولیت والدین در تعلیم و تربیت فرزندان از دیدگاه قرآن) بطور مفصل نوشته ام هکذا در مدارس و مکاتب و پوهنتون ها نیز برنامۀ درست برای تعلیم و تربیت جوانان وجود ندارد. و بطور عموم در مکاتب رسمی از مضامین دینی و در مدارس دینی از مضامین عصری برنامه های درست وجود ندارد.
مهمتر از مشکل تخنیکی فوق، نبود برنامۀ اصل هدایت (اصل هدایت ، تغییر و تربیت اسلامی) که هدف اصلی شرف نزول یافتن کتب آسمانی و ارسال رسل (ع) در ادایان الهی بخصوص در دین مقدس اسلام است، که متأسفانه هیچ یک از مراکز دینی و عصری و نه هم پوهنتون ها ازین خلأ عاری نیستند. چنانچه دانشمند شهیر کشور پروفیسور عبدالباری راشد رئیس اسبق اکادمی علوم افغانستان، بعد از بررسی مشکلات تخنیکی مکاتب عصری و مدارس دینی، درین خصوص مینویسد:
«تا اینجا به بعضی از نا رسایی های تخنیکی وظاهری اشاره شد. اما آنچه که با رفع همۀ این مشکلات باز هم بعنوان پیچیده ترین گره وعلت العلل نابسامانیها در نظام تعلیمی وتربیتی مدارس ومکاتب باقی خواهد ماند ، چیز دیگر است .
آری ! برنامۀ اصل هدایت ، تغییر و تربیت اسلامی – که پیام و رسالت اصلی دین برای بشریت است، متأسفانه در هیچ نصاب تعلیمی تربیتی جایگاه مشخصی ندارد.
و به همین دلیل است که عده یی از متخصصین منسوب به دین وهم برخی از تکنوکراتهای بیخبر از دین، بمجرد رسیدن به قدرت ، از کنار همه تعهدات و مسولیت های دینی، اخلاقی، ملی و حتی انسانی در امر بیتفاوتی و خیانت و اخذ پاره و رشوت یکسان میگذرند.
اینجا همچو علمای غیر عامل، که ادعای بالابلند هدایت و وراثت انبیاء را نیز دارند زود تر از افراد عادی وتکنوکراتهای نا سلیم جلب نظر میکنند. و انگشت ملامتِ ملامت گران را بسوی خود و بلکه به طرف دین نیز توجیه مینمایند.»(16)
روی این علل و عوامل است که سالانه از مراکز تعلیمی و تربیتی دینی و عصری هزاران تعلمی یافته و تحصیل کرده تقدیم جامعۀ ما میگردد اما بجز چند تن انگشت شمار که حتی در حساب هم نمی آیند، دیگر هیچ یک روحیۀ خدمت گذاری و امانت داری برای ملت و مردم خود نداشته و همه با هر رشتۀ تحصیلی و یا شغل معینی که دارند، بفکر ساختن زندگی شخصی خود و مربوطین خود از راه های مجاز چه که از طرق نامشروع رشوت، اختلاس و غیره اند.
هکذا در مراکز مربوط به حج و اوقاف که مهمترین ارگان دولت برای توجیه افکار عامه از راه تبلیغ و دعوت بشمار می آید نیز برنامه ای درست برای تنویر افکار عامه خاصتاً جوانان وجود ندارد. و علمای دین اکثراً مصروف کار آسان دین که عبارت از تبلیغ احکام حل و حرمت است می باشند. و به ریشه یابی مشکل اصلی دوری جامعه از دین و دریافت راههای علمی و عملی علاج آن نیستند.
اینچنین رسانه های جمعی صوتی، تصویری، چاپی و غیره که رهبری شان به وزارت محترم اطلاعات و فرهنگ مربوط میگردد، بعوض نشر برنامه های درست تعلیمی و تربیتی برای نسل جوان بر عکس با تقلید کور کورانه از کشور های خارجی فقط چیز هایی را کاپی کرده و نشر می نماید که نه تنها نسل جوان از آن چیز های ارزشمند را نمی آموزند بلکه بهرۀ ناچیزی از تعلیم و تربیت دینی و ملی که از دامان ابوین و برخی مربیان سلیم جامعه، حاصل نموده باشد آنرا نیز از دست داده و به افکار و اخلاق نادرست آغوشته می گردند.
به همین خاطر است که ملت ما قرنها با داشتن این همه نیروی کافی بشری از نسل جوان و نوجوان و کهن سال، و امکانات خداداد طبیعی از هر لحاظ پسمان باقی مانده است.
و تا زمانیکه جوانان در خانواده ها و هم در مکاتب، مدارس و پوهنتون ها و هم از طریق مساجد و محافل دینی و هم از طریق رسانه های مربوط به وزارت اطلاعات و فرهنگ اصلاح نگردند، بهیچ صورت ممکن نخواهد بود روی نجات از مشکلات موجود و یا پیشرفت در زندگی را ببینیم.
نتیجه گیری:
از خلاصۀ مطالب گذشته نتایج ذیل بدست میآید:

  • برای ادامۀ حیات انسان و ترقی در زندگی، بکار انداختن نیروی بشری از همه وسایل واسباب مادی پر ارزش است.
  • در میان نوع بشر مهمترین قشر، نسل جوان بحساب می آید.
  • جوانان زمانی میتوانند مصدر خیر و خدمت به ملت و مملکت خود شوند که دارای روحیۀ خدمتگزاری برای ملت و میهن خود با بهره مندی از تعلیم و تربیت درست و فراگیری جهان بینی عالی باشند.
  • پسمانی های امروزی جامعۀ ما و جوامع مثل ما علتش اینست که نسل جوان در آن فاقد روحیۀ خدمتگذاری بار آمده اند.
  • ضعف شخصیت جوانان ناشی از نقصان موجود در برنامه های تعلیمی و تربیتی خانواده ها، و سائر مراکز علمی و تربیتی می باشد.
  • مهترین عامل در ضعف شخصیت جوانان مملکت، بی بهره گی تحصیل یافته گان رشته های علوم عصری از علوم دینی و تعلیم دیده های رشته های علوم دینی از علوم عصری می باشد.
  • و از همه مهمتر محرومیت شان از برنامۀ اصل هدایت (تغییر و تربیت اسلامی – که پیام و رسالت اصلی دین برای بشریت است) می باشد.

پیشنهادات:
با در نظرداشت حقایق گذشته طرحهای آتی پیشنهاداً عرض می گردد:

  • به دولت محترم جمهوری اسلامی افغانستان پیشنهاد می گردد تا برای نجات از مشکلات موجوده بیشترین توجه اش را در فعال ساختن نسل جوان متمرکز سازد.
    • برای تجهیز جوانان با روحیۀ خدمتگذاری به اصلاح و غنی ساختن برنامه های تعلیمی و تربیتی از طریق همۀ نهاد های مربوطه مخصوصاً رسانه های صوتی و تصویری اقدام جدی گردد.
    • از تورید و نشر برنامه هایی که در جوانان روحیۀ شیک پوشی، عیاشی، خوشگذرانی و غیره مصایب را بوجود می آورد جداً جلو گییری بعمل آید.

منابع و مآخذ:

  1. قرآن کریم، سورۀ الانبيا، آیۀ 60.
  2. // // سورۀ يوسف، آیۀ 22.
  3. // // سورۀ كهف، آیۀ 62.
  4. // // سورۀ يوسف، آیۀ 62.
  5. // // سورۀ كهف، آیۀ 12.
  6. // // سورۀ كهف، آیۀ 16.
  7. // // سورۀ قصص، آیات 25-26.
  8. // // سورۀ صافات، آیۀ 102.
  9. // // سورۀ النساء، آیۀ 25.
  10. // // سورۀ يونس، آیۀ 83.
  11. ابن رجب، فتح الباری، ج 4، ص 58، مکتبۀ شامله.
  12. عمدة القاری شرح صحیح البخاری، ج 29، ص 179، مکتبۀ شامله.
  13. تفسیر منار، ج 8، ص 282، مکتبۀ شامله.
  14. ابن حجر، فتح الباری، جزء 11، ص 235، مکتبۀ شامله.
  15. قرضاوی، دکتر یوسف، مسئولیت نسل جوان مسلمان، ترجمۀ علی عزیزی، انتشارات مستقبل، افغانستان: کابل، کوتۀ سنگی، ص 11.
  16. راشد، عبدالباری، مجموعه مقالات اکادمی علوم افغانستان، جلد سوم، نشر اکادمی علوم، ص 271.

 
 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.