برخی ویژگی های نظام اسلامی – بخش دوم

8-نظام حکومتی اسلام نظام سلطنتی و امپراطوری نیست
از سیره رسول اکرم ـ صلّی اللّه علیه و آله و سلّم  ـ استفاده می شود که نظام حکومتی اسلام نظام سلطنتی و امپراطوری نیست؛ یعنی نظامی نیست که برای حاکم آن مزایای مالی و رفاهی خاصی مانند داشتن خانه های متعدد و یا حقوق زاید لحاظ شود یا برتر از قانون باشد.
حاکم اسلامی نمی تواند اسراف و اتراف را قانونی کند و بعد بگوید همه در برابر قانون
مساوی هستند، همانگونه که در مناطق سلطان نشین ابتدا قانونی را تصویب می کنند که همه منابع سنگین کشور مال سلطان است و بعد می گویند: همه در برابر قانون مساویند، یعنی ابتدا یک باطل را قانونی می کنند، بعد سخن از مساوات در برابر قانون به میان می آورند. امّا در نظام اسلامی نه تنها برای پیامبر یا خلیفه ایشان و یا امیر المؤمنین مزایای حقوقی نیست، بلکه بر آنان لازم است در حدّ ساده ترین مردم زیست نمایند.  و به ما نیز گفته اند که «لقد کان لکم فی رسول اللّه اسوة حسنة؛() پیامبر برای شما الگوی خوبی است»
9 ـ کارگزاران نظام اسلامی و ویژگی های آن
نظام اسلامی برای حفظ و تداوم خود نیاز به کارگزاران متقی و صالح دارد و گرنه رهبری نظام، را نمی تواند پیش ببرد و یا نظام را حفظ کند.
اگر حکومتی اسلامی و زمامدارش مانند خلفای راشدین امیر ـ رضوان الله علهیم ـ باشند. نباید توقع داشت که همه افرادش عالم، عادل و امین باشند. کسانی که قدرت اجرایی دارند باید خود را عرضه کنند و در نظام اسلامی «به من چه» و «به توچه» جایی ندارد کار برای نظام اسلامی یک واجب کفایی و در بعضی از موارد بالاتر از واجب کفایی است. اگر عدّه ای شهید بشوند، گروهی هم خود را کنار بکشند قهراً یک گروه فاسد جذب امور اجرایی نظام می شوند.
اگر نظام اسلامی بخواهد محفوظ بماند، اولاً و بالاصاله باید به تربیت نیروی انسانی متقی صالح همت گمارد که اگر علم او کارگزاری متوسط است، تقوای او کامل باشد. چنین انسانی به خوبی می تواند استانی را اداره کند، اما درجات بالای علم، اوّلاً نه به آسانی نصیب کسی می شود و نه اگر انسان در مقام علم اوج گرفت حاضر است با مردم همکاری کند، این خطر هست، ولی یک عالم با علم متوسط، اما تقوای کامل که هیچ خللی در آن نباشد، اگر ساده اندیش نباشد و «صیانت نفس» داشته باشد، کارگزار خوبی برای نظام اسلامی است.
با هیچ دستگاهی نمی توان تشخیص داد که مال حرام برای جان انسان سم یا آتش است و این سخن در هیچ مکتبی نیست و همیشه نیز زنده و تازه است. ساده زیستی خلیفه از این باب است که وظیفه مخصوصی دارد اما دیگران لازم نیست این قدر ساده زندگی کنند و برخود سخت بگیرند، بلکه اگر از مرز حلال تجاوز نکنند کافی است.
10 ـ تساوی در برابر قانون:
در نظام حکومتی اسلام همه در برابر قانون مساوی هستند. در این مجموعه هیچ فرقی بین پیغمبر و دیگران نیست. اگر معیار فضیلت برای امّت تقواست برای خلیفه و پیامبر نیز همان معیار است از این رو وجود مبارک پیغمبر ـ صلی اللّه علیه و آله و سلّم ـ طبق آیات فراوان این مضمون را دارد که:
«انّی اخاف ان عصیت ربّی عذاب یوم عظیم؛(18) من از اینکه خدا را عصیان کنم از عذاب روز بزرگ می ترسم» و این سخن بسیاری از پیامبران مانند: نوح است همه انبیاء گفته اند ما از خدا می ترسیم، اگر معصیت کنیم. پس در مجموعه نظام که انبیاء، امامان، اولیاء، صلحا، صدیقین، شهدا و صالحین هم در آن هستند، هیچ امتیازی برای کسی نیست. همه در برابر قانون مساویند گرچه قانون همه یکسان نیست و قانون هر کسی برابر خود اوست، اما همه در برابر قانون مساوی هستند؛ مثلاً قانون زن و مرد مختلف است، برای اینکه آنها دو صنف از انسان هستند. قانون جاهل و عالم نیز متفاوت است. جهل قصوری نیز حکم خاص خود را دارد. این دو اصل کاملاً از هم جداست: یکی اینکه قانون ها فرق می کند، مثلاً قانون کسی که وضع مالی خوبی دارد آن است که باید زکات، خمس و مالیات بدهد، ولی بر کسی که ندارد واجب نیست و قانون کسی که بدن سالم دارد این است که جهاد و دفاع بر او واجب است اما بر اعرج، اعمی و مریض واجب نیست. مطلب دوم این است که همه در برابر قانون یکسانند، هر کس در برابر قانون خود مسئول است. سالمندانی که قدرت روزه گرفتن ندارند باید کفاره بدهند: «و علی الذین یطیقونه فدیه»(19)و جوان سالم باید روزه بگیرد: «کتب علیک الصیام»(20) و بیان وجود مبارک پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله و سلّم ـ بر همه اطلاقات، عمومات، سنّت ها و سیره هایی که ممکن است اطلاق داشته باشد حاکم است و آن اینکه فرمود:
«لاطاعة لمخلوق فی معصیة الخالق»(21) هیچ کس نمی تواند بگوید: «من مأمورم و المأمور معذور». هرگز نمی شود برای اطاعت کسی خدا را معصیت کرد گرچه پدر و مادر، امام یا رسول مسلمین باشد و معیار مشخصی که وجود مبارک پیامبر ـ صلی اللّه علیه و آله و سلّم ـ با سایر موحدّان و اهل کتاب در میان گذاشت این بود که:
«ان لانعبد الا اللّه و لا نشرک به شیئاً و لا یتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه؛(22) همه ما جز خدای یکتا را نپرستیم و به او شرک نورزیم و برخی، برخی دیگر را غیر خدا ارباب خود قرار ندهند.»
بنابراین نظام اسلامی در زمان پیامبر (صلی الله علیه و سلم) و پس از او از این ویژگی ها برخوردار بود و باید برخوردار باشد یا نمایشگر حضور اسلام در آن باشد.
پی نوشت ها:

  1. سوره حشر، آیه 7.
  2. سوره نساء، آیه 32.
  3. سوره مائده، آیه 38.
  4. سوره نور، آیه 2و4.
  5. سوره بقره، آیه 43.
  6. سوره انعام، آیه 57.
  7. در مقالات آینده در این موضوع بحث خواهد شد.
  8. سوره مدثّر، آیه 52.
  9. سوره نحل، آیه 44.
  10. سوره آل عمران، آیه 159.
  11. سوره شوری، آیه 38.
  12. همان.
  13. سوره احزاب، آیه 21.
  14. «قرقیساء» منطقه ای است در کنار فرات.
  15. «رأی شعاع» یعنی نظر پراکنده.
  16. همان، نامه 21.
  17. سوره بقره، آیه 151.
  18. سوره بقره، آیه 129.
  19. سوره انعام، آیه 15.
  20. سوره بقره، آیه 184.
  21. سوره بقره، آیه 183.
  22. سوره آل عمران، آیه 64.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.