فکاهیات و مزاح های ایمان سوز

0 352

فکاهیات و مزاح های ایمان سوز و کفری
نوشته: ذبیح الله ظاهری
تقدیم به آنانی که به پیام حق ارزش قایل اند و وقت میدهند تا از مسایل روز از دیدگاه اسلام باخبر شوند.
مسلمان عاقل و باشخصيت، كسي است كه قدر نعمت زبان را بشناسد و هميشه آن را كنترول كند و صرف در چهارچوب مصالح خود و ديگران، آن را بكار اندازد و بس، از سیدنا معاذ بن جبل رضي الله عنه وارد است كه باري از رسول خدا صلي الله عليه وسلم پرسيدم: آيا ما در برابر آنچه ميگوييم، مؤاخذه خواهيم شد؟ فرمودند: آيا مگر همين زبان نيست كه مردمان را به رو در آتش فرو ميافگند؟! شاید مفکوره ی در جامعه پخش شده است که گویا مسلمان به خاطریکه مسلمان است نباید بخندد و خوشحال باشد و نباید با اطرافیانش مزاخ و طبع خوشی داشته باشد درصورتیکه این فقط یک مفکوره مذموم و غیر قابل پذیرش است، چون همانطوریکه با کارهای فزیکی جسم مان خسته میشود با انجام فعالیت های ذهنی فکر و عقل ما نیز دچار خستگی میشود که نیاز به تفریح و خوشی دارد حتی چنین قولی از سیدنا امیرالمومنین علی ابن ابی طالب رضی الله عنه نقل است.
من حقیقتا میخواهم این را بگویم که الحمدالله ما صاحب پرافتخارترین دین و پر افتخارترین کتاب و پرافتخارترین پیامبر هستیم که همه حالات زنده گی را از خلافت تا طهارت برای مان تعریف نموده اند حتی تا روش رفتن به بیت الخلا، و هیچگاهی هم اسلام عزیز پیروانش را از خوش بودن منع نکرده تا جاییکه حدیثی داریم که مسلمان در هنگام مصیبت از سه بیشتر نباید غمگین و سوگوار بود مگر خانمی که همسرش را از دست داده است چونکه دین ما دین غم و دین لباس سیاه پوشیدن و دین حلوا پختن و بلاخره دین… نیست بلکه دینی است زنده گی شمول و ما میتوانیم همیشه با دوستان و نزدیکان خود باشیم. شاید قبول نکنی و بگویی ما در مساجد و در بعضی مجالس شنیده ایم که نخندید و باهم دیگر مزاخ نکنید. با تو موافقم چون یا صاحب سخن درست موضوع را بیان نکرده و یا هم جناب شما برداشت صحیح ننموده اید حالا با من بیا بریم تا چند نمونه از خوشی های سالم از فخر بشریت امام الرسل سیدنا محمد بن عبدالله صلی الله علیه وسلم را با یاران باصفایش ببینیم تا سوء تفاهم ها دور شوند و برداشت ها هم نیک گردند.
أم نبيط ميگويد: (من همراه با دخترکی در جمع زنها، به دف ميزديم و می گفتيم: (أتيناکم أتيناکم، فحيونا نحييکم، ولولا الذهب الأحمر ما حلت بواديکم) يعنی: (آمديم آمديم، ما را شما خوش آمديد بگوئيد و ما شما را خوش آمديد ميگويم، اگر طلاهای سرخ نمی بود ما به وادی شما نمی آمديم.) رسول الله(صلی الله علیه وسلم) آمد و ايستاده شده فرمودند: (اينها چيست يا أم نبيط؟ گفتم: مادر و پدرم قربانت، ما دخترکی را به شوهر داديم، گفتند: چه می گفتيد؟ من آن الفاظ را بازگو کردم. با خوش طبعی فرمودند: (ولولا الحنطة السمراء ما سمنت عذاريکم) يعنی: (اگر گندم نمی بود، عروس های تان چاق نمی شدند).
رسول الله(صلی الله علیه وسلم)از دست سیدنا حسين(رضی الله عنه) فرزند علی(رضی الله عنه) گرفته و بر پاهای خويش بلند نموده می گفتند: (حُزقة حُزقة ترقّ عين بقه..) ومعنای آن غالباً اين است: (در چشم هر پشه الاشه ملخ است) و(غالباً اين الفاظ را هنگام خوراندن کودکان، بعنوان خوش طبعی و بدون لحاظ معنی آن، استعمال می نمودند.) و همچنان زبان مبارک خود را برای حضرت حسين(رضی الله عنه) ميکشيد و او در حاليکه طفل بود، با ديدن زبان رسول الله(صلی الله علیه وسلم) با خوشی و سرور بطرف ايشان تلاش ميورزيد.
از ابن مالک روايت است که رسول اکرم(صلی الله علیه وسلم) فرمودند: “ازيهر! ازيهر!کجاست که او را نمی يابم ” او يک شخص سياه چهره بود ازيهر نام داشت و دوست رسول الله(صلی الله علیه وسلم) بود، روزی در بازار متاع خود را می فروخت، رسول الله(صلی الله علیه وسلم) بطور خوش طبعی از عقب با دو دست خود چشمهايش را پوشانيد و آن شخص رسول اکرم(صلی الله علیه وسلم) را نديده بود، آن شخص گفت اين کيست؟ مرا رها کن! وقتی که متوجه شد و رسول الله(صلی الله علیه وسلم) را شناخت، رسول الله(صلی الله علیه وسلم) فرمودند: اين غلام را کی می خرد؟! آن شخص گفت: قسم است به الله(جل جلاله) که مرا متاع کم ارزش خواهی يافت، رسول الله(صلی الله علیه وسلم) برايش گفت: مگر نزد الله(جل جلاله) کم ارزش نمی باشی. دیدی که حتی پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم با دوستانش شوخی و مزاخ میکرد.
ولی حرف من دیگر جاست، بدبختانه بعضی اوقات شوخی ها و فکاهیات بعضی های ما حالا فهمیده و یا نافهمیده از دیدگاه معنوی مارا تباه ساخته حتی بعضی اوقاتی فاقد ایمان ما میشود. چراکه با اشخاص و اشیایی مزاخ میکنیم که شریعت اسلامی اجازه نداده است همانطوریکه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند (گاهی انسان سخنی بر زبان جاری می کند که از نظر او مهم نیست اما (نمی داند که با) گفتن آن به اندازه هفتاد سال به جهنم فرو می رود).
بنابراین اسلام برای مزاخ و شوخی و یا جک اصول و ضوابطی قرارداده تا هنگام شوخی های مان از این همه خط سرخ نگذریم و آن اصول و ضوابط شرعی آن عبارتند از:
1. مسخره و شوخی از الله، پیامبر، دین، ملائکه و آیات و احکام الهی نباشد؛ زیرا چنین تمسخری کفر محسوب می‌شود و فرد را به ورطه‌ی ارتداد می‌کشاند.
وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَیَقُولُنَّ إِنَّمَا کُنَّا نَخُوضُ وَنَلْعَبُ قُلْ أَبِاللَّهِ وَآَیَاتِهِ وَرَسُولِهِ کُنْتُمْ تَسْتَهْزِئُونَ (۶۵) لَا تَعْتَذِرُوا قَدْ کَفَرْتُمْ بَعْدَ إِیمَانِکُمْ} ترجمه: و اگر از آنان به‌پرسی؛ می گویند: بازی و شوخی می کردیم؛ بگو: آیا به الله و آیات او و پیامبرش تمسخر می کردید». «عذر نیاورید؛ به راستی شما پس از ایمانتان کافر شده اید.
2. مسخره کردن دیگران نباشد؛ چرا‌که حرام و از گناهان کبیره است.
یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یَکُونُوا خَیْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یَکُنَّ خَیْرًا مِنْهُنّ. ترجمه:ای کسانی که ایمان آورده‌اید! گروهی٬ گروهی دیگر را مسخره نکند؛ چه بسا نزد الله گروه مسخره شونده بهتر باشد. و همچنین گروهی از زنان، زنان دیگر را مسخره نکند. (چون این مساله بین زنان بیشتر رواج دارد) چه بسا زنانی که مورد تمسخر قرار گرفته‌اند؛ بهتر از آنان باشند.
3. دروغ و کذب نباشد؛ چراکه دروغ گفتن حرام است.
الله متعال می‌فرماید: قُتِلَ الْخَرَّاصُونَ. ترجمه: کشته باد؛ دروغگویان (و مرگ بر آنها).
دوست خوبم میدانی وقتی فکاهی میگویی کوشش کن از فکاهی های کفری و آمیخته با گناه هان کبیره نگویی که نمونه های را برایت مثال میزنم تا از جمله کسانی قرارنگیری که در محافل و مجالس و در صفحه های اجتماعی مانند فیسبوک و تویتر میگویند و خویشتن را تا سرحد کفر میرسانند در حالیکه خود شان حتی برای دقیقه ی متوجه نشده اند که تا چی اندازه زیان کرده اند و یاهنگام فکاهی گفتن خیلی غلو میکنند به موارد ذیل نظری افگن.
اول: دشنام دادن دین یا اسلام به اجماع اهل علم کفر اکبر است و انسان را از اسلام خارج می کند و بایستی توبه کند و مجددا شهادتین بر زبان آرد، اگر توبه نکند بعنوان حد ارتداد کشته می شود ، هستند درجامعه انسانهای زمان مصیبت اسلام را مورد لعن و نفرین قرارمیدهند درصورتیکه چنین عمل در هر حالتش کفر است اما بعضی از اهل علم احتمالی را در این بین روا دانستند و آن اینکه : ممکن است منظور وی (نه دین اسلام) بلکه تدین و کیفیت دینداری او باشد، و این گاهی از قرائن محیط ممکن است برداشت شود، پس در این هنگام (اگر قرائن بر این احتمال دلالت کند) شخص دشنام دهنده تعزیر و تنبیه می شود، ولی در هرحال باید توبه کند.
دوم: شوخی کردن با/بالای الله سبحانه وتعالی و آیاتش و رسولانش و ملایکه هایش نیزکفر محسوب میشود حتی اگر شخص گوینده بخواهد با چنین کلماتش اعضای مجلس را بخنداند و یا بگوید که ما داشتیم باهم شوخی میکردیم.
سوم: تمسخر بالای ریش که از شعایر دینی است تعدادی علما آنرا کفر گفته اند از آن جاییکه تمسخر کننده حقیقتا خواسته شعایر اسلامی را مورد اهانت قرار داده است نه شخص ریش دار را.
چهارم: تعدادی متاسفانه هستند که بعضی اوقات از روی شوخی میگویند که ( من مسیحی شده ام) و یا فردا از دین اسلام خارج خواهم شد ویا جوانی مستقیم برایم گفت که من هندو هستم و بعد میخندید، علمای اسلام فرموده اند که هرگاه شخصی به شوخی یا جدی اظهار بدارد که از دین اسلام برگشتم و یا بگوید کافر شدم و یا حتی بگوید که در آینده کافر خواهم گشت! ویا کسی گفته بود که من (العیاذبالله) به هیچ دینی باورمند نیستم فقط جستجوگرم او همان لحظه کافر می شود مگر حالاتی که اسلام آنرا جایز دانسته. پس ما باید از زبان ما چنین کلمات ایمان سوز را دور سازیم و به اجماع علما هرکسی به شوخی کلمات کفری به زبان بیاورد، کافر می‌شود.
پنجم: فکاهی و داستان بالای علمای اسلام و صالحین جامعه، به یاد دارم دوستانی را به خاطر اینکه علما را به تمسخر بگیرند فکاهی را درمجالس به این مضمون میگفتند (روز قیامت ملاه ها و قاری ها می بینند که ازجای دود بیرون میشود و اینها همه بسوی آن میدوند که حتما حلواست تا بخوریم وقتی نزدیک میشوند میبینند که آتش دوزخ است و دوباره فرار را بر قرار ترجیع میدهند) و در ختم همچو فکاهی ایمان سوز همه ی شان میخندیدند و شوخی. و یا به دوست ریش دار شان میگفتند که ریش تو مثل ریش بز است (العیاذبالله). در صورتیکه غافل ازاین اخطار رسول الله صلی الله علیه وسلم “گاهی بنده خدا حرفی می‌زند که درباره آن فکر و دقّت نمی‌کند، ولی این حرف باعث می‌شود به دوزخ بلغزد (و به قدری در آتش فرو می‌رود) که از فاصله‌ی مشرق و مغرب بیشتر است”. باید یادآورشویم که علمای اسلام و دعوتگران دینی از آن جاییکه معصوم نیستند درعمل شاید مشکلات و خطاهای داشته باشند که جهت اصلاح شان شریعت قاعده ی گذاشته حتی تعدادی ازعلما جایز میدانند که جهت متوجه ساختن بعضی از اشتباهات خطبا و امامان میشود از لطیفه های استفاده نمود درصورتیکه توهین و بی عزتی به شعایر دینی و خود شخص عالم نباشد مانند این لطیفه که روزی از عالمی شنیدم (میگویند ملاه صاحب را 5 افغانی نشان بده که صحبتش را آغاز کند ولی 100 افغانی نشانش بده که سخنانش را خاتمه دهد). ویا داستان آن امامی که سه مقتدی به نام های موسی و هارون و فتح خان داشت که جناب مولانا عبدالعلی خیرشاهی حفظه الله در یکی از سخنرانی هایش منحیث دردی از جامعه روحانیت یادآوری نموده است. دیده شد که این فکاهی یا لطیفه یکی از مشکلات بعضی از علمای محترم را در قالب طنز/لطیفه بازگوی میکند چون از وقت تعین شده خیلی زیاد صحبت میکنند به خصوص در خطبه های جمعه به همین دلیل اکثر نمازگزاران فقط چند دقیقه از اقامه نماز داخل مسجد میشوند.
در حدیث فوق حرف آمده حالا چی رسد به حرف ها، اگر امروز دقت کنیم فکاهی های از طرف دشمنان آگاه و دوستان غافل و کودن ما ترتیب داده شده که اگر بعضی آن فکاهی هارا که متاسفانه امروز زبان اکثریت مسلمانان را به خود مشغول ساخته اند با قرآن و سنت و فقه اسلامی مقایسه کنیم شاید تا حد کفر و شرک میرسد و کتاب مشهوری نزد مردم به نام کتاب ملاه نصرالدین موجود است که فکاهایات آن جزو سرگرمی ها شده است که مثال زنده اش راه اندازی برنامه های مزخرف و بیهود در بعضی از شبکه های مبتذل و غلام برنامه های که به خاطر خندانیدن و خوش طبعی حجاب اسلامی، علمای اسلامی و احکامات اسلامی را توهین و تحقیر میکنند که بعضی اوقات کلمات صریح کفری و فکاهیات صریح کفری به زبان می آورند بیخبر از اینکه بخشی از همچو فکاهی ها ایمان را از انسان میگیرد و خود شخص اصلاً فکری به این نکته نمیکند چون نه از قرآن خبر دارد و نه هم ازحدیث و نه هم از راه های بی ایمان شدن چنانچه امام ابن حزم رحمه الله می فرماید : «از طریق نص ثابت است که هرکس خداوند متعال یا یکی از ملائکه یا یکی از انبیاء علیهم السلام یا آیه ای از قرآن و یا فریضه ای از فرائض دینی را به استهزاء و شوخی بگیرد، چنانکه حجت بر او تمام شده باشد او دیگر کافر است، چرا که اینها همه آیات الهی هستند.
پس عزیزانم!
اگر در محفلی مهان بودی، اگر مهمان کدام برنامه تلویزیونی بودی، اگر از طرف دوستانت دعوت به خنداندن شان شدی، و بلاخره اگر خواستی ساعتی را خوش طبیعی کنی فراموش مکن که در تقدیم فکاهیاتت از الفاظ کفری و حاوی تمسخر بالای دین، قرآن، شریعت، علمای اسلام، وشعایردینی مانند نماز، روزه، حج، رجم، شلاق، ریش، و جهاد اند استعمال نکنی تا خدای ناخواسته به خاطر چند لحظه خنده کردن بزرگترین سرمایه ات که همانا ایمانت است از دست ندهی و میدانم که تو خیلی پاک دل و مخلص به دینت هستی و کسانیکه فهمیده چنین میکنند چی میدانی که سکولار باشد یا جاسوس و غلام کدام سفارت خانه باشد و یا پروژه داشته باشد تا مردم را از این طریق با دین شان و اصل شان بی پروا و بی اعتنا سازند.
نیازمند دعا های تان هستم
منابع:
1. القرآن الکریم
2. احادیث صحیحه از صحاح سته
3. “الفصل فی الملل والأهواء والنحل” (3/142) از امام حزم رحمه الله.
4. سایت اهل سنت والجماعت
5. کتاب دائرة المعارف
6. الصارم المسلول (2/70) از شیخ الاسلام ابن تیمیه
7. تفسیر علامه عبدالرحمن سعدی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هفت + هفت =