آیا به واقعیت مسلمانان شکست مي خورند؟ – قسمت اول

0 275

بسم الله الرحمن الرحیم
یقینا مي توان عصر حاضر را براي مسلمانان دنيا «عصر الحُزن» ناميد. چرا كه از هر سو و در هر گوشه اي از كره خاكي ظلم و ستم كفار و مشركين بر مسلمانان افزوده شده است و در هر جبهه ايي به موفقيت هايي دست يافته اند و با اين شكل مسلمانان را زير چكمه هاي خويش له مي كنند.
فشار بيش از پيش صهيونيست ها بر فلسطين و دیگر کفار بر سرزمین های اسلامی و مسلمانان د رانحای عالم سبب شد که افرادي فرصت طلب و دشمنان قسم خورده اسلام در اذهان عمومي اين سؤال را ايجاد نمايند كه اگر اسلام واقعيت دارد، اگر خداوند مسلمانان را ياري مي كند، پس چرا در هر جايي شكست مي خورند و مرتب، دشمنان اسلام و هم پيمانانشان فاتح و پيروز هستند و خيلي راحت تمام كشورهاي اسلامي! را زير سلطه خويش قرار داده اند.
از همه عجيب تر اينكه اين بگومگوها در ميان افراد به ظاهر مسلمان نيز گسترش يافته و حتي در مساجد مي شنويم كه بعضي ها مي گويند: كجاست خدا كه مسلمانان را دريابد! چرا به اين همه دعا و فرياد جوابي نداد و …
اين نوع شايعات و سخنان خطرناك كه در ميان مسلمانان رايج شده بود، اين مسكين را برآن داشت تا در اين زمينه چند سطري بنگارم و براي اين پرسش، پاسخ قانع كننده اي ارايه نماييم تا ناآگاهانه به اجراي طرح هاي دشمنان قسم خورده اسلام، نپردازيم و با اين اعمال، دشمنان خدا و رسول را شاد نكنيم.
برای پاسخ به این پرسشها ابتداء نگاهي گذرا به صدر اسلام به صدر اول اسلام می اندازیم:
اگر ما چند صفحه قبل تاريخ اسلام را ورق بزنيم، مشاهده مي كنيم كه از همان لحظه ظهور اسلام، افرادي به مبارزه عليه اسلام برخاسته اند و مرتب پيامبر ـ صلي الله عليه و سلم ـ و يارانش را زير فشار و شكنجه قرار مي دادند. از شكنجه هاي بلال حبشي گرفته تا شهادت مظلومانه حضرت حمزه سيد الشهداء ـ رضي الله عنهم ـ. از اخراج پيامبر ـ صلي الله عليه و سلم ـ از مكه و طائف گرفته تا ترك ديار و زادگاهش و هجرت به مدينه منوره، از قطعه قطعه كردن حافظان قرآن در بئر معونه گرفته تا سوزاندن و در روغن انداختن داعيان و مبلغان اسلام.
آري! همه اينها را در چند صفحه قبل مي توان مشاهده نمود. وقتي تاريخ را ورق مي زدم، چشمم به واقعه اي افتاد كه تنم را به لرزه درآورد. همان فاجعه «بئر معونه»، همان واقعه اي كه 70 تن از حافظان و قاريان قرآن و از نويسندگان و اهل علم اصحاب را مظلومانه پَرپَر كردند. با دقت بيشتري واقعه را خواندم؛
بعد از جنگ «اُحد» كه كفار و مشركان فقط از نظر نظامي و ظاهري پيروز شده بودند، اما از نظر سياسي خود را شكست خورده مي ديدند، تصميم گرفتند به هر شكل و شيوه ممكن اسلام را از بيخ و بن بركنند و خود را از شرّ آن خلاص كنند. برنامه هاي زيادي طراحي نمودند كه نهايت آن منجر به جنگ بزرگ «متفقين» يا «احزاب» گرديد كه در آن جنگ تمام قبايل يهود و مشركان و كفار و منافقان بر ضد اسلام صف آرايي كردند. اما قبل از شكل گيري و برپايي جنگ احزاب، دسيسه هاي زيادي را بر ضد مسلمانان به خرج دادند. از جمله آنها فاجعه «بئر معونه» مي باشد؛ «ابوبراء، عامر بن مالك» يكي از سران «بني عامر» همراه هيأتي به حضور رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ آمدند. پيامبر آنان را به اسلام دعوت داد. به طور كامل اسلام را نپذيرفته بودند، اما درخواست كردند تا تعدادي از ياران پيامبر براي ارشاد و راهنمايي مردم و دعوت آنان به دين اسلام به سرزمين آنان يعني «نجد» بيايند. پيامبر ـ صلي الله عليه و سلم ـ از اين نظر كه دعوت اسلام به ديار ديگر نيز برسد، خوشحال بود، اما از اين جهت كه شايد دسيسه و خيانتي در كار باشد، مي ترسيد و به طور كامل راضي نبود، اما بالاخره رضايت ايشان را به خاطر عهد و پيمان مردانه اي كه «عامر» با رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ مبني بر محافظت از يارانش بسته بود، جلب نمودند و بدين شكل 70 تن از بهترين ياران پيامبر، يعني حافظان و قاريان قرآن، افراد اهل علم و دانش و مبارزان غيور و مجاهدان جان بركف براي اين مأموريت مرموز انتخاب شدند. در آن زمان تعداد مسلمانان بسيار اندك بود، مخصوصاً افراد باسواد و اهل علمشان بسيار ناچيز بود.
اين گروه به فرماندهي «منذر بن عمرو» و در كنار «عامر» و افرادش به سوي «نجد» حركت كردند. به دليل اينكه سفر آنها، سفر تبليغي بود، براي جنگ كردن و مقابله با دشمن از هيچ نظر آمادگي نداشتند. و با اطيمنان از عهد «عامر» كه با رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ در مورد تأمين جان يارانش بسته بود، بدون ترس و دلهره به راهشان ادامه مي دادند.
اين گروه وقتي به محل «بئر معونه» رسيدند. توقف نمودند و يكي از افرادشان به نام «حرام بن مالك» را با نامه رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ نزد «عامر بن طفيل» حكمران منطقه كه برادزاده «ابوبراء» بود فرستادند و بقيه افراد مشغول استراحت شدند.
«عامر بن طفيل» پست فطرت بر خلاف تمامي قوانين جامعه بشريّت، فرستاده رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ را بدون هيچ معطلي به قتل رساند و براي كشتن بقيه افراد گروه، سپاهي 1000 نفري را جمع آوري كرد و به سوي محل استراحت آنان حمله ور شد.
در حالي كه فرستادگان رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ مشغول استراحت و منتظر برگشتن سفيرشان بودند، ناگهان مشاهده كردند كه لشكري بزرگ آنها را محاصره كرده است. دشمنان بدون هيچ رحم و شفقتي تمامي آن عزيزان را مظلومانه به شهادت رساندند و نگذاشتند حتي يك نفر از آنان بگريزد.
در آن هنگام كه همگي مظلومانه جان مي دادند و شربت شهادت را نوش مي كردند، فرمودند: خداوندا، تو شاهد احوالمان هستي، كسي نيست كه سلام ما را به رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ برساند، جز تو، پس يا رب، سلام ما را به معشوق و محبوبمان برسان.
هنوز پيكي از سوي آن شهيدان مظلوم به مدينه نرسيده بود كه رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ از طريق وحي از اين فاجعه بزرگ با خبر شد و بر منبر فرمود: برادران شما را در «بئر معونه» شهيد كرده اند.
تحمل اين فاجعه و مشكلات براي رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ و يارانش بسيار سخت بود، چراكه 40 روز پيش نيز در جنگ «احد» 70 تن ديگر از اين عاشقان شيداي او به ملكوت اعلا پيوسته بودند. حزن بر حزن و اندوه بر اندوه انباشته مي گشت و قلب رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ و اصحاب را پوشانده بود …
خواننده عزيز! آنچه به اطلاع شما رسيد، فقط ورقي از تاريخ مشكلات و سختي ها و اندوه هاي رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ بود، سراسر زندگاني آن حضرت ـ صلي الله عليه و سلم ـ رنج و درد و محنت به خاطر اعلاء كلمةالله بوده است.
شايد بعضي ها اين سؤال را مطرح نمايند كه چرا با وجود مقبوليّت ياران پيامبر ـ صلي الله عليه و سلم ـ نزد خداوند سبحان، باز اين مشكلات و سختي ها بر آنان وارد آمد و به اين شكل قلب حبيب خويش را دردناك مي كرد؟
زندگاني اي كه بعد از اين جهان در انتظار مسلمانان و مؤمنان واقعي است، به حدي شيرين، لذت بخش، پر از آرامش و راحتي و نيز دائمي و ابدي است، كه به آساني به هر كسي عنايت نمي كنند، بلكه مقبولان آنجا بايد از امتحان هاي بسيار سختي بگذرند تا به آن راحتي و آرامش و آسايش هميشگي نائل آيند.
خداوند سبحان در قرآن مجيد در مورد چنين آزمايش هايي مي فرمايد:
{((((((((النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آَمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ (2) وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ (((((((((((((}
(عنكبوت / 2 – 3)
«آيا مردمان گمان برده اند، همين كه بگويند ايمان آورده ايم (و به يگانگي خدا و رسالت پيغمبر اقرار كرده ايم) به حال خود رها مي شوند و ايشان (با تكاليف و وظائف و رنج ها و سختي هايي كه بايد در راه آئين آسماني تحمل كرد) آزمايش نمي گردند؟ و به راستى كسانى را كه پيش از آنان بودند، آزموديم. پس البته خداوند آنان را كه راست گفتند معلوم مى دارد و دروغگويان را [نيز] معلوم خواهد داشت» (1). _
{(((((((((((((((((بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ ((((((((((((} … (بقره /)
«و قطعاً شما را با برخي از (امور همچون) ترس و گرسنگي و زيان مالي و جاني و كمبود ميوه ها، آزمايش مي كنيم، پس مژده بده به بردباران».
آري! خداوند متعال گاه وقتي در همين دنيا نيز پاداش و جايزه موفقيت در امتحان ها و آزمايش ها را عنايت مي فرمايد، به عنوان مثال، مي توان به واقعه معراج رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ اشاره نمود كه پس از تحمل رنج و سختي دعوت مردم مكه و نيز اخراج و شكنجه در طائف، به آسمان ها دعوت شد.
پروردگار جهانيان صراحتاً فرموده است:
{((((((مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا (5) إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ (((((((} (انشراح / 6 – 5)
« … همراه با سختي و دشواري، آسايش و آسودگي است … مسلّماً با سختي و دشواري، آسايش و آسودگي است».
ابن عباس ـ – رضي الله عنها – ـ مي فرمايد: هيچگاه دو نوع عُسر و سختي بر يك يُسر و آساني غالب نمي آيد و حتماً همراه هر سختي و عُسري، فرَج و آساني نيز وجود دارد.
اما اين امكان نيز هست كه اين فَرَج و گشايش و آساني در دنيا به وقوع نپيوندد و به آن سراي بيافتد، چرا كه نزد ما زمان وجود دارد، وگرنه در علم خداوند اين فاصله زياد نيست. امكان ندارد كه مسلمان در مقابل يك سختي، آساني و راحتي به او نرسد.
پس بهشت با آن همه ناز و نعمت نتيجه تحمل سختي ها و كسب موفقيّت در آزمايش هاست.
اين قاعده براي هيچ كس و هيچ قومي استثنا نيست، بلكه در هر زماني و در هر عصري اگر افرادي دعوت فرستادگان خداوند را قبول كرده باشند و در راه رساندن آن دچار سختي و مصيبت شده باشند، قطعاً خداوند سبحان به آنان پاداش و اجر و مزد حقيقي عنايت فرموده است.
در سوره مباركه «يس» داستان يكي از داعيان مخلص و جان بركف به نام «حبيب نجارّ» را مي خوانيم كه به سبب دفاع از عقيده و آرمانش و به خاطر انتخاب راه حقيقت از سوي قومش مورد ضرب و شتم و شكنجه قرار مي گيرد و با فجيع ترين شيوه به شهادت مي رسد. خداوند در آن لحظه شاهد بوده كه يكي از بندگان و محُبانش اينگونه با وضع فجيعي به شهادت مي رسد، اما او را ظاهراً نجات نمي دهد و جلو كار دشمنان را نمي گيرد، اما چند لحظه بعد مي فرمايد:
{(((((ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ (26) بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ (((((((((((((((} … (يس / 27 – 26)
«(مردمان بر او شوريدند و شهيدش كردند، از سوي خدا) بدو گفته شد: وارد بهشت شو … (وقتي كه آن همه نعمت و كرامت را ديد) گفت: اي كاش! قوم من مي دانستند، كه پروردگارم مرا آمرزيده است و از زمره گراميانم قلمداد فرموده است».
وعده هاي خداوند در مورد پيروزي اسلام بر كفر
بسياري دچار شك و ترديد گشته اند كه مگر خداوند متعال در قرآن خويش بارها نفرموده است كه اسلام بر كفر غالب مي آيد و اگر اسلام ظهور كند، كفر رخت خود را بايد جمع كند؛
{((((((جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ ((((((((} (إسراء / 81).
«و بگو: حق آمد، و باطل نابود شد يقيناً باطل نابود شدنى است!».
پس چرا امروز اسلام در جبهه هاي مختلف مغلوب مي شود؟!
خواننده گرامي! وعده هايي كه خداوند سبحان در قرآن عظيم الشأن بدان اشاره نموده است و امدادهاي غيبي كه رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ در احاديث مباركش بيان فرموده است، همگي صحيح و درست هستند و هميشه و در همه زمان قابل اجرا هستند.
آيا در جنگ «بدر» امدادهاي غيبي و لشكرهاي الهي حضور نيافتند، آيا در بسياري ميدان ها مسلمانان با تعداد اندك بر دشمناني كه تعدادشان چندين برابر بود، غالب نگشتند، آيا مسلمانان با تجهيزات بسيار اندك و قديمي، ابرقدرت هاي زمان خويش را از پاي درنياوردند، آيا «عمر» ها و «سعد» ها و «ربعي» ها، امپراتوري روم و ايران آن روزي را متزلزل نكردند،
آري! همه اينها به خاطر امدادها و كمك هاي خداوند بود، همان الطاف و عناياتي كه در قرآن مجيدش به آن وعده داده بود كه مسلمانان هميشه پيروز خواهند گشت. پس وعده هاي خداوند متحقق گشت و هيچ نقصي در آن وجود نداشت، اما عصر ما چرا؟!!!
حال اين سؤال مطرح مي شود كه مگر امدادهاي خداوند و وعده هاي الهي مربوط به عهد رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ مي باشد و با گذشت آن دوران اين وعده ها تغيير يافته است يا نه؟
عزيزان! قرآن همان قرآن و پروردگار نيز همان پروردگار رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ و اصحاب گرامي است، اما اينجا سه نكته مهم وجود دارد:
1ـ ابتلا و آزمايش
خداوند متعال، گاه وقتي مؤمنان واقعي را نيز مورد ابتلا و آزمايش قرار مي دهد تا خير و نيكي بالاتر و بيشتري را به آنها عنايت فرمايد، چه بسا در بطن مشكلات و فشارهايي كه بر آنها وارد مي آيد، پيروزي هاي بزرگي وجود نداشته باشد و آنها را به اعلا مدارج قُرب نرساند.
پس شايد گاه وقتي شكست ظاهري از اين نوع باشد.
2ـ جنگ بين كفر و اسلام
جنگ بايد بين كُفر و اسلام باشد تا خداوند امداد و ياري مسلمانان نمايد، اما بسياري از جنگ ها هست كه فقط به خاطر مسائل سياسي و اقتصادي صورت گرفته است و هر چند كشور مورد تعرض مسلمان باشند، اما جنگشان به خاطر اسلام نيست، همانند جنگ اخير عراق، نه «صدام» به خاطر اسلام مي جنگيد و نه «متجاوزان» به خاطر مبارزه با اسلام به عراق حمله كردند، بلكه قضيه مسائل قدرت و نفت و … بود.
3ـ خداوند مؤمنان واقعي را در مي يابد
اين نكته نيز بسيار مهم است كه ما بدانيم خداوند سبحان وعده هايي كه فرموده است در مورد مؤمنان واقعي است، نه افرادي كه خودشان سراسر جنايتكار و فسادكار هستند.
ما اگر به عنوان مثال، گذشته حكومت «بعث» را بنگريم، مي بينيم كه در وقت سركار آمدن «صدام» چندين هزار كُرد مظلوم را در سياه چال ها از بين بردند تا نسل كُرد را در عراق منقرض سازند، هيچ كُردي فراموش نكرده است كه در هيروشيماي كُردستان، يعني حلبچه مظلوم چه گذشت! پس چگونه بايد انتظار داشته باشيم كه خداوند به فرياد اين جنايتكاران برسد.
اگر هم براي مردم مظلوم و مسلمان آنجا ناراحت باشيم، اصلاً جاي ناراحتي ندارد چرا كه آناني كه استقامت كردند و كشته شدند، شهداي واقعي هستند، پس در اين قُرب قيامت به درجه رفيع شهادت نائل آمده اند كه اين خود بزرگ ترين پيروزي است، درر واقع خداوند آنان را ياري رسانده و به فكر آنان بوده كه اين پيروزي مهم را نصيبشان كرده است.
{((((الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ (30) نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآَخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا (((((((((} (فصلت / 30 – 31)
«كساني كه مي گويند: پروردگار ما تنها خداست، و سپس (بر اين گفته خود كه اقرار به وحدانيّت است، مي ايستند و آن را با انجام قوانين شريعت عملاً نشان مي دهند، و بر اين راستاي خداپرستي تا زنده اند) پابرجا و ماندگار مي مانند (در هنگام آخرين لحظات زندگي) فرشتگان به پيش ايشان مي آيند (و بدانان مژده مي دهند) كه نترسيد و غمگين نباشيد و شما را بشارت باد به بهشتي كه (توسط پيغمبران) به شما (مؤمنان) وعده داده مي شد. (و فرشتگان به ايشان خبر مي دهند كه) ما ياران و ياوران شما در زندگي دنيا و در آخرت هستيم و در آخرت براي شما هر چه آرزو كنيد هست، و هر چه بخواهيد برايتان فراهم است … ».
مؤمن واقعي چه كسي است؟
در كتاب و سنت، تعاريف گوناگون و بسيار زيادي در مورد مؤمن واقعي بيان شده است كه به صورت مختصر مي توان گفت؛
مؤمن واقعي كسي است كه خود را فداي خدا و رسول خدا ـ صلي الله عليه وسلم ـ بنمايد، و خواست خويش را قربان خواست خدا و رسولش بكند و در تمام امور از قرآن و سنت تبعيّت نمايد، نه اينكه بخشي از آن را گرفته و بخش ديگر را رها سازد، كه در اين صورت امدادهاي خداوند شامل حالش نشده و وعده هاي الهي براي مؤمنين كامل، در مورد او صدق نمي كند.
{(((((((((((الَّذِينَ آَمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ • ((((((} … (بقره / 208)
«اي كساني كه ايمان آورده ايد، همگي (اسلام را به تمام و كمال بپذيريد و) به صلح و آشتي درآئيد، و از گامهاي اهريمن (و وسوسه هاي وي) پيروي نكنيد (و به دنبال او راه نرويد) بي گمان او دشمن آشكار شماست».
پس جلب و جذب امدادهاي خداوندي منوط به دخول كامل در دين است، كسي كه بعضي را كه مطابق ميلش است اختيار كند و بعضي ديگر را كه براي او مشكل است، رها سازد، اين فرد را مؤمن واقعي و كامل نمي گويند.
اگر ياران پيامبر – صلى الله عليه وسلم – در ميدان هاي مختلف پيروز مي شدند و خداوند سريعاً دعايشان را قبول مي فرمود، به خاطر دخول كاملشان در دين بود و تبعيّت كامل از پيامبر ـ صلي الله عليه وسلم ـ آنان كاملاً خود را فداي رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ كرده بودند و براي گسترش اسلام دست به هر كاري مي زدند و هميشه به دنبال كسب رضاي الهي بودند.
مي بينيم كه در جنگ «احد» فقط براي يك بار فرمان رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ را ناديده گرفتند، فوراً خداوند امدادش را از آنان قطع نمود و طعم شكست ظاهري را به آنان چشاند تا ديگر خلاف رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ قدمي برندارند.
حال براي چند لحظه خودمان و مسلمانان امروزي را بررسي نمائيم، چه اندازه از احكام خداوند را در زندگي مان پياده كرده ايم، چند بار خواست نفس و تمناي دروني خويش را قربان خواست خدا و رسول نموده ايم. آيا تمام كارهايمان مطابق دستورات قرآن و سنت است؟ آيا در روش زندگي، رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ را اسوه و الگوي خويش قرار داده ايم؟! و صدها سؤال ديگر، كه قطعاً در مقابل اينها با شرمندگي بايد سر را پايين انداخته و اعتراف نماييم كه ما راه و سيره رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ و يارانش را ترك كرده ايم.
امروزه مسلمانان قرن 21 به شدت به دنبال آن چيزهايي هستند كه رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ و يارانش از آن اجتناب مي نمودند و خود را از آن دور مي ساختند. محبت مال، فرزند، زن، ماشين و … بر قلوب مؤمنان اين عصر مستولي شده و جايي براي محبت رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ و يارانش باقي نگذاشته است.
{((((إِنْ كَانَ آَبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وَأَزْوَاجُكُمْ وَعَشِيرَتُكُمْ وَأَمْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا وَتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ (((((((((((((} … (توبه / 24)
«بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و قبيله شما و اموالي كه فرا چنگش آورده ايد و بازرگاني و تجارتي كه از بي بازاري و بي رونقي آن مي ترسيد، و منازلي كه مورد علاقه شما است، اينها در نظرتان از خدا و پيغمبرش و جهاد در راه او محبوب تر باشد، در انتظار باشيد كه خداوند كار خود را مي كند (و عذاب خويش را فرو مي فرستد) خداوند كسان نافرمانبردار را (به راه سعادت) هدايت نمي نمايد».
اگر ما فقط در اين آيه تدبُّري بنمائيم و خود را به آن محك بزنيم، در مي يابيم كه با خط و مشي قرآن و سنت خيلي فاصله داريم. متأسفانه افرادي نيز هستند كه به خاطر دنياطلبي شان و عدم وجود تقوي در اعماق قلبشان، پايبندي به سنت هاي رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ را تحجر و عقب افتادگي مي نامند و باز خود را از رهروان كتاب و سنت قلمداد مي نمايند. با كدامين محبت و محبت، خود را از عاشقان آن حضرت ـ صلي الله عليه وسلم ـ مي ناميم، با كدامين عمل مي خواهيم در زمره ياران ايشان قرار گيريم.
پس با اين توضيح كوتاه به اين نتيجه مي رسيم كه مشكل در اسلام نيست، بلكه اسلام هميشه پيروز بوده و پيروز خواهد بود. اشكال اينجاست كه مؤمنان واقعي اندك و قليل هستند، پس وعده هاي خداوند براي كساني است كه همانند ياران رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ باشند و سيره و روش آنها را در زندگي اختيار نمايند.
دلايل شكست مسلمانان امروزي در جبهه هاي مختلف
در اينجا به عنوان جمع بندي بحث هاي ارايه شده مي توان به اختصار چند علّت مهم كه باعث شكست مسلمانان در ميدان هاي گوناگون شده است، اشاره نمود:
1ـ عدم وجود ايمان كامل و قوي به خداوند سبحان
آنچه باعث شده بود كه صحابه رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ در ميادين مختلف سربلند و پيروز بيرون بيايند، داشتن ايماني استوار و راسخ بود كه هيچ چيزي نمي توانست در آن خللي وارد آورد. به همين دليل احكام الهي را سريعاً مي پذيرفتند و در انجام آن سستي و كاهلي را به خويش راه نمي دادند. و اين يقين در آنها به وجود آمده بود كه همه چيز در دست الله قرار دارد، اگر او اراده كند مي تواند آب را براي انسان ها مانند آسفالت مسخّر گرداند، اگر او اراده كند مي تواند دريا را براي انسان به مانند خشكي، امن و هموار كند، اگر او اراده كند مي تواند آتش را براي انسان گلستان كند و … خلاصه انسان ها و مخلوقات را فقط يك مخلوق ضعيف تصوّر مي كردند و قدرت اصلي و حقيقي و قوي َّ مطلق را خداوند مي دانستند به همين خاطر خود را به «قوي» نسبت مي دادند و از قدرت «قوي َّ» حقيقي استفاده مي كردند.
اما مسلمانان امروز؛ بسياري از مسلمانان امروزي قدرت را در دست «بوش» و «بلر» و «شارون» و تجهيزات جنگي آنان مي دانند و ديدشان از مافوق آسمان ها به عالم كَوْني آمده است به همين جهت هميشه دچار خواري و ذلّت هستند. وقتي ذليل ها را بزرگ و با عظمت تصوّر مي كنند، وقتي از مخلوقات متأثر مي شوند، قطعاً و بي شك خداوند نيز آنان را رها مي سازد.
2ـ عدم محبت به رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ
دليل دوم شكست مسلمانان امروزي صادق نبودن در محبت رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ مي باشد. خيلي ها خود را عاشق رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ مي دانند، اما اعمالشان اعمال «ابوجهلي» است.
محبت يعني سوختن و فاني شدن در محبوب، عاشقي يعني به طور كامل خود را به معشوق تبديل كردن. اما بسياري از مسلمانان عصر ما فقط نام «محمد – صلى الله عليه وسلم -» را مي دانند، فقط به نامش احترام مي گذارند، ولي متأسفانه و بدبختانه هنگامي كه سيره و شيوه زندگاني آن سرور ـ صلي الله عليه وسلم ـ بَر ايشان عرضه مي شود، به سرعت مي گويند، آن زمان سپري شده است! … آگاهانه و ناآگانه به دشمني با سنت هاي رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ با سيره و خط و مشي رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ قيام مي نمايند، آيا مي توان با وجود اين مي توان ارسال كمك هاي غيبي و امدادهاي الهي را براي چنين مسلماناني انتظار داشت!
3ـ دوري از سنت هاي رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ
از ديگر مشكلات جامعه مسلمانان عصر ما اين است كه به سنت هاي پيامبرشان بي اعتنا هستند و براي آن اهميتي قائل نيستند و حتي شايد در بسياري جاها از انجام آن شرم داشته باشند، چراكه با فرهنگ غربي ها سازگار نيست.
بسيار جاي تأسف است براي ما مسلمانان كه از سنت ها و روش رهبرمان دور شده ايم و عمل به آن را ننگ و مايه عقب افتادگي مي دانيم، در حالي كه در جوامع ديگر براي رهبران دنيوي خويش بسيار احترام قائل هستند و در هر جايي به احياء آداب و سنن خويش مي پردازند.
ياران رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ حاضر نبودند كه در كوچكترين كاري و در ساده ترين امري، خلاف روش رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ گام بردارند، اگر خواست دروني شان چيز ديگري مي بود، به خاطر فعل و كار رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ خواست خويش را فدا مي كردند.
حضرت عمر فاروق ـ – رضي الله عنه – ـ هنگامي كه بر حجرالاسود بوسه مي زند، مي فرمايد: اگر محبوب و رهبرم چنين عملي را انجام نمي داد، من هيچگاه بر اين تكه سنگ بوسه نمي زدم.
و در موارد ديگري از هر كدام از صحابه كارهاي مشابه اين را مشاهده مي نماييم، در زمان خلافت حضرت ابوبكر صديق ـ – رضي الله عنه – ـ با وجود شورش هاي گوناگون و ثبيت نشدن پايه هاي خلافت اسلامي، تصميم مي گيرد حتماً سپاه اسامه – رضي الله عنه – را اعزام نمايد، با وجود مخالفت هاي مختلف مي فرمايد: چون اين خواست و اراده رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ بوده، حتماً بايد عملي گردد.
اما ما امروزه در صحبت كردن، راه رفتن، شيوه زندگي، لباس پوشيدن و خلاصه اكثر اعمال و رفتارمان از غربي ها و غيرمسلمين تقليد مي كنيم و خيلي راحت سنت هاي محبوب حجازي را گذاشته ايم و خيلي بي شرمانه براي عدم عمل به آن نيز دليل مي آوريم.
يكي از اساتيدم تلويحاً مي فرمود: در جنگ اسرائيل و فلسطين، بارها ملائكه نازل شدند كه به مسلمان ها كمك برسانند، اما چون هر دو طرف ظاهر و شكل شان عين همديگر بود، ملائكه برگشتند و فرمودند: خداوندا، خودت بهتر مي داني، آنها هيچ فرقي با هم نداشتند، تمام اعمالشان مانند يكديگر بود و …
4ـ اهميت و عظمت دنيا در دل مسلمانان
از ديگر مواردي كه سبب شده كه ابهت و عظمت مسلمانان عصر ما از بين برود و آنها را به مسلماناني توخالي و پوشالي تبديل كند، محبت و علاقه دنيا در قلوب بسياري از آنها مي باشد. رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ فرمود: براي هر قومي فتنه اي آمد و آنها را تباه ساخت، فتنه امت من دنيا مي باشد كه مي ترسم آنها را از پاي درآورد.
براستي همين طور است، محبت دنيا و علاقه به متعلقات دنيوي، سبب شده كه فكر آخرت و روز قيامت در اذهان مسلمانان كم رنگ گردد و سفر آخرت را بسيار دور و دراز تصور نمايند، به همين جهت براي به دست آوردن متاع دنيوي تمام وقت خويش را صرف مي نمايند و به همان اندازه از راه حق و حقيقت و از رضايت خدا و رسول دور مي شوند.
بسيار جاي تعجب است براي افرادي كه خود را رهرو رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ مي دانند، اما با شدت و علاقه فراواني براي چيزي تلاش مي نمايند كه رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ از دچار شدن به آن و فريب خوردن آن هشدار داده است. اين چه نوع اتباع و محبت و محبتي است كه در هيچ چيزي محبوب و معشوق در نظر گرفته نمي شود.
ولي اگر ياران رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم را بنگريم، آنها به دنيا نمي انديشيدند، تمام هم ّ و غمشان آخرت بود، لحظه اي در به دست آوردن رضاي او تعالي تأخير نمي كردند و هر آنچه سبب تقرب بيشتر آنان به بارگاه الهي مي گشت، بدون معطلي انجام مي دادند، اما مسلمانان عصر ما، هر آنچه را سبب دوري از او تعالي است، بعضاً به نام دين انجام مي دهند و خوشحال اند كه از امت محمدي هستند!
5 ـ ترك امر به معروف و نهي از منكر
از ديگر دلايل ضعف مسلمانان عصر ما، ترك كردن دعوت و تبليغ مي باشد، كه رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ و ياران گرانقدرش در آن راه، جان خود را تقديم نمودند و از هيچ تلاشي در اين راستا دريغ نورزيدند.
خداوند سبحان زنده كردن امر به معروف و نهي از منكر را در جامعه اسلامي راهي براي ايجاد وحدت و همدلي و همبستگي عنوان مي فرمايد و اعتصام به حبل الله را در گرو داشتن تقواي الهي و احياء امر به معروف و نهي از منكر معرفي مي كند.
پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه وسلم ـ فرموده است كه هرگاه در جامعه اي امر به معروف و نهي از منكر ترك شود و در كنارتان هر منكري انجام گيرد شما راحت از كنار آن بگذريد و كاري نداشته باشيد، پس منتظر عذاب الهي باشيد كه در آن وقت هرقدر دعا و تضرع نماييد، دعا و تضرّعتان مقبول نمي افتد.
6ـ پيروي و اتباع از شيطان
خداوند متعال بارها در آيات متعدد قرآن مجيد هشدار داده است كه اي انسان ها بدانيد! شيطان دشمن قسم خورده شماست و در تلاش است كه شما را به بيراهه و ضلالت بكشاند، پس از او تبعيت و پيروي نكنيد و مواظب حربه هايش باشيد، اما متأسفانه بسياري از مسلمان عصر ما با كمال اطمينان، آگاهانه و ناآگانه افسار خويش را به او سپرده اند و با يقين كامل دنباله رو راه او گشته اند.
در اينجا چند نمونه از حربه ها و دام هاي شيطان را ذكر مي نمائيم كه براي از بين بردن و سست نمودن مسلمانان از آن حربه ها استفاده مي نمايد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

11 − 7 =