آیا به واقعیت مسلمانان شکست مي خورند؟ – قسمت دوم

0 376

جنگ انسان و بزرگ ترين دشمن بشريت
جنگ جهاني
از هر فرد جامعه امروزي اگر در مورد جنگ جهاني سؤال شود، مسلماً اين گونه پاسخ مي دهد، جنگي را گويند كه يك كشور يا چند كشور به جان ديگر كشورها و ملت ها بيافتند. همانند هيتلر، ناپلئون، و غيره كه چنين اقداماتي را انجام دادند.
با تمام شدن جنگ جهاني اول و دوم، مردم دنيا خوشحالند كه در صلح و آرامش بسر مي برند، غافل از اينكه دشمني براي تمام آنها در كمين نشسته و هيچگاه حاضر به تن دادن به گفتگوي تمدن ها و يا قبول تراژدي صلح جهاني، نمي باشد و اصلاً اين حرفها و طرح ها را قبول ندارد.
اين دشمن، شبانه روز مشغول طراحي و برنامه ريزي براي نابودي و از بين بردن بشريت است، اما افسوس و صد افسوس كه مدافعان حقوق بشر، سازمان هاي امنيتي و صلح جهاني، هيچ كدام نمي توانند برنامه اي براي رويارويي با اين دشمن قوي ارائه نمايند و خود نيروهاي حافظ صلح و ناتو و غيره همگي در معرض فنا و نابودي به وسيله اين دشمن بزرگ بشريت هستند.
به قول سياستمداران، دشمني كه مكان و قدرت نظامي اش را نشناسيم، نمي توانيم با او مقابله كنيم، نمي دانيم كه جنگ با او چقدر طول مي كشد.
آري! اين دشمن بزرگ و خطرناك و مسلح را خداوند متعال، كه خالق كل كائنات است، خوب مي شناسد، و او تعالي آدرس، نشاني و توان رزمي اين دشمن را به انسانها اعلام نموده است.
دشمني كه تا برپا شدن قيامت به جنگ و كارزار با انسان ها ادامه مي دهد و حاضر به صلح و آتش بس نيست.
شايد برخي از انسان هاي امروزي، آمريكا، انگليس، اسرائيل و … را خطرناك بدانند، و فكر كنند كه خطرناك ترين دشمنان انسان ها اينها هستند، اما اگر اندكي فكر كنيم اين دشمنان نهايتاً مي توانند، دنياي انسان ها را آتش بزنند و زندگي را بر آنها سخت نمايند، اما اين دشمن بزرگ كه ما از آن سخن مي گوييم، خيلي بالاتر از اينهاست، او قادر است كه آخرت و عقباي انسان ها را نيز آتش بزند و در هر دو جهان انسان ها را به انحطاط و نابودي بكشاند.
آري! نام اين دشمن بزرگ بشريّت «ابليس» است و لقبش «شيطان» او بزرگترين تسليحات را در اختيار دارد، و هيچ لحظه از شبانه روز نيز از جنگ و نبرد با انسان ها باز نمي ايستد و براي اين كار نزد پروردگار جهانيان قسم ياد كرده است.
بعد از اين كه ابليس از فرمان خداوند روگرداني نمود، خداوند فرمود:
{(((((فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ (34) وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ (((((((((}
(حجر / 35 – 34)
«(خداوند فرمود: چون از فرمان من سرپيچي كردي) پس از بهشت بيرون شو، چرا كه تو (از رحمت من،) مطرود (و از منزلت كرامت رانده) هستي. و تا روز جزا (كه در آن تو و پيروان تو به عذاب سرمدي من گرفتار مي آيند) بر تو نفرين باد».
سپس شيطان گفت:
{(((((رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ (((((((((((} (حجر / 36)
«گفت: پروردگارا! اكنون كه چنين است مرا تا روزي مهلت ده كه در آن (مردمان بعد از مرگشان مجدداً) زنده مي گردند».
پروردگار فرمود:
{(((((فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ (37) إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ (((((((((((((} (حجر/ 38 – 37)
«هم اينك تو از مهلت يافتگاني تا روزي كه زمان (فرا رسيدن) آن (در پيش خدا) معلوم (و اگر هم طول بكشد محدود) است، (و هنگامه رستاخيز نام دارد)».
ابليس در اينجا بود كه براي جنگ با انسان ها تصميم گرفت:
{(((((رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ (39) إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ (((((((((((((((} … (حجر / 40 – 39)
«پروردگارا! به سبب اينكه (به خاطر اين انسان) مرا گمراه ساختي، (معاصي و اعمال زشت را) در زمين برايشان مي آرايم و جملگي آنان را گمراه مي نمايم. مگر بندگان برگزيده و پاكيزه ي تو از ايشان. (كه چون دلهايشان به ياد تو آباد است، تلاش من در حق آنان بر باد است)».
او در اولين جنگ و روياروئي با انسان ها، پيروز شد و موفق گرديد كه ابوالبشر و زوج او را از بهشت برين، اخراج نمايد.
پس از آن در دومين معركه نيز پيروز گرديد و توانست با حربه و نقشه هايش «هابيل» و «قابيل» را به جنگ و جدال وادار نمايد و براي اولين بار برادركشي را در جهان بشريت بنيان نهاد.
خداوند منان، بندگانش را بسيار دوست دارد، به همين جهت خداوند مي خواهد كه بندگانش، دشمنانشان را بشناسند، و براي مقابله با او خود را آماده نمايند.
بارها و بارها، تابلوهاي بزرگي را مبني بر اينكه «مواظب باشيد اي انسان ها و بدانيد كه شيطان دشمن آشكار و قسم خورده شماست». بر سر راه ما نصب كرده و هر از چند گاهي افرادي را براي بيدار كردن و تذكر دادن به ما انسان ها، ارسال نموده است.
اما آيا ما براي مقابله و روياروئي با اين دشمن قسم خورده، اقدامي انجام داده ايم. در قرآن مجيد يازده بار اين دشمن با نام «ابليس» به ما معرفي شده است:
1) {((((((قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآَدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ} … (بقره / 34)
«و چون به فرشتگان گفتيم: براى آدم سجده كنيد، پس [همه] سجده كردند مگر «ابليس» كه نپذيرفت و كبر ورزيد و از كافران شد».
2) {((((قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآَدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ ((((((((((((} (اعراف / 11)
«آن گاه به فرشتگان گفتيم كه براى آدم سجده كنيد. پس [همه] سجده كردند مگر ابليس. كه از سجده كنندگان نبود».
3) {((((((((الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (30) إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى أَنْ يَكُونَ مَعَ ((((((((((((} (حجر / 30 – 31)
«پس فرشتگان همگى شان با همديگر به سجده در افتادند (30) مگر «ابليس»، از آنكه با سجده كنندگان باشد، سرباز زد».
4) {(((((يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ ((((((((((((} (حجر / 32)
«[خداوند] فرمود: اى «ابليس» تو را چه شده است كه با سجده كنندگان [همراه] نيستى».
5) {((((((قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآَدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ ((((((} (اسراء / 61)
«و چون به فرشتگان گفتيم: به آدم سجده بريد، آن گاه [همه] سجده بردند، مگر ابليس. گفت: آيا براى كسى سجده كنم كه [او را] از گل آفريده اى؟».
6) {((((((قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآَدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ (((((((((} (كهف / 50) «و چون به فرشتگان گفتيم: براى آدم سجده بريد، [همه] سجده بردند مگر ابليس، كه از جن بود و از دستور پروردگارش نافرمانى كرد».
7) {((((((قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآَدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ ((((((} (طه/116)
«و چنين بود كه به فرشتگان گفتيم: براى آدم سجده بريد. پس [همه] سجده بردند، مگر ابليس، كه نپذيرفت».
8) {(((((((((((((فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ (94) وَجُنُودُ إِبْلِيسَ (((((((((((} (شعراء / 94 – 95)
«پس خود [بتها] و [نيز] گمراهان در آن سرنگون شوند (94) و [نيز] سپاهيان شيطان، همگى».
9) {((((((((صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِنَ (((((((((((((((} (سباء / 20)
«(آرى) بيقين، ابليس گمان خود را درباره آنها محقّق يافت كه همگى از او پيروى كردند جز گروه اندكى از مؤمنان!».
10) {((((((((الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ (73) إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ} (ص / 73 – 74) «آن گاه فرشتگان همگى يكپارچه سجده كردند (73) مگر «ابليس» كه سركشى كرد و از كافران شد».
11) {(((((يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ} (ص / 75)
«[خداوند] گفت: اى ابليس، چه چيز تو را بازداشت از آنكه براى آنچه به قدرت خويش آفريده ام، سجده كنى؟ كبر ورزيدى يا اينكه از بلند پايگان هستى؟»
همچنين خصوصيات اين دشمن بزرگ و مطالبي در مورد تاكتيك هاي جنگي اش در 68 جاي قرآن تحت عنوان «شيطان» آمده است. در اينجا فقط نشاني آيات و سوره ها را ذكر مي كنيم.
شيطان: (بقره / 36، 168، 208، 268، 275). (آل عمران / 36، 155، 175). (نساء / 38، 60، 76، 76، 83، 119، 120). (مائده / 90، 91). (انعام / 43، 68، 142). (اعراف / 20، 22، 27، 175، 200، 201). (انفال / 11، 48). (يوسف / 5، 42، 100). (ابراهيم / 42). (حجر / 17). (نحل / 63، 98). (اسراء / 27، 53، 53، 64). (كهف / 63). (مريم / 44، 44، 45). (طه / 120). (حج / 3، 52، 52، 52، 53). (نور/ 21، 21). (فرقان / 39). (نمل / 24). (قصص / 15). (عنكبوت / 38). (لقمان / 21). (فاطر/ 6). (يس / 60). (صافات / 7). (ص / 41). (فصلت / 36). (زخرف / 63). (محمد / 25). (مجادله / 10، 19، 19، 19). (حشر/ 16). (تكوير/ 35).
و همچنين لفظ جمع آن يعني «شياطين»، 17 مرتبه در قرآن آمده است:
(بقره / 102، 102). (انعام / 71، 112، 121،. (اعراف / 27، 30). (اسراء / 27). (مريم / 68، 83). (انبياء / 82). (مؤمنون / 97). (شعراء / 210، 221). (صافات / 65). (ص / 37) (الملك / 5).
آري! اين دشمن تا دندان مسلح، حربه ها و نقشه هاي زيادي براي خوار و ذليل كردن انسان ها در اين دنيا و مستوجب عذاب قرار دادنشان در آخرت، دارد.
به عنوان مثال انسان ها را به دروغ، غيبت، تهمت، تجسس و غيره … تشويق مي كند.
همانگونه كه خود قرآن اشاره مي فرمايد كه قمار، سحر، جادو و شراب نوشي و … همگي اينها از اعمال شيطاني است كه انسانها را به سوي آن سوق مي دهد.
{(((((((((((الَّذِينَ آَمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (90) إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ ((((((((((} … (مائده / 90 – 91)
«اى مؤمنان، جز اين نيست كه شراب و قمار و انصاب و از لام پليد [و ناشى] از عمل شيطان است، پس از آن احتراز كنيد باشد كه رستگار شويد. جز اين نيست كه شيطان مى خواهد بين شما در [پرداختن به] شراب و قمار دشمنى و كينه افكند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد. پس آيا دست بر مى داريد؟».
يكي ديگر از طرح هاي شيطان كه امروزه بسياري از جامعه مبتلاي آن شده اند، ترساندن انسان ها از فقر و تنگدستي است. در حالي كه خداوند خودش ضامن رزق و روزي بندگانش است، و اوست كه پرندگان و مورچگان و تمام جنبندگان را روزي مي رساند، اما شيطان با اين حربه از ازدياد نسل انسان ها نيز جلوگيري مي كند و آنها را از رزق و روزي مي ترساند.
نقشه هاي شيطان بسيارند كه ما در اينجا نمي خواهيم به تفصيل آن بپردازيم.
دامهاي شيطان (1)
سروران محترم! در اين دنيا معركه ها و جنگها و رزمهاي زيادي در حال جريان است، الله تبارك و تعالي خالق همه چيزها و اشياء است و او ناظر بر هر چيز است. {((((((بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ} [بقره / 29] و او همه چيز را مي داند و همه چيز را مي بيند. جنگهايي كه در اين دنيا مي شود رزمها، پيكارها، نبردها بين مخالفين است، اما از همه مهمتر و تماشا انگيزتر و جالب توجه تر، جنگي است كه بين شيطان و ذريه او و بين آدم و ذريّه او در مي گيرد. بسياري از جنگها، جنگهاي فاميلي، جنگهاي ملّي، جنگهاي بين المللي، جنگهاي بزرگ و كوچك كه بسياري از انسانها را طعمه خود قرار داده اند، بالاخره همچنان كه آغازي داشتند، يك پاياني هم در همين دنيا داشته اند. امّا يك جنگي هست كه آغاز داشته و تا آخر دنيا هست، پايان ندارد، آن جنگ شيطان و بني آدم است يك نبرد طولاني، طاقت فرسا، همه جانبه، تمام عيار بين شيطان و بني آدم هست. اسبابش را و عواملش را الله تعالي بنابر حكمتهايي كه خود مي داند، بسياري را براي ما بيان فرموده است و در اين معركه الله تعالي بندگان خود را آزمايش مي كند.
دشمني با نيرويي عجيب و غريب به نام شيطان است، نگون بخت، ذليل، خوار، عقده اي، كينه توز، بي رحم و با خيلي اسباب و وسائلي كه در اين رزم مورد استفاده قرار مي گيرد، مسلح و مجهز است. لذا معركه سخت است، همه ما به يك تعبير مي توان گفت كه سربازان جنگ هستيم، حالا چقدر شكست خورده ايم و چقدر مي خوريم و چقدر فاتح و غالب مي شويم، اين مسئله جداست، ولي همه بايد بدانيم كه ما سرباز هستيم، ما رزمنده ايم، روزي كه الله تبارك و تعالي حضرت آدم – عليه السلام – را خلق كرد دستور داد كه شما سجده كنيد اي فرشتگان {((((((((((((إِلَّا (((((((((} همگي سجده كردند مگر شيطان، سجده نكرد از سجده آدم كه به دستور الله بايد انجام مي شد ابا ورزيد، تكبّر كرد و گفت: {((((((((((لِمَنْ خَلَقْتَ ((((((} بارالها! من چگونه سجده كنم براي فردي كه او را از خاك آفريده اي؟ و غرور شروع كرد و تكبّر ورزيد. الله تعالي او را رانده درگاه كرد. شيطان بنابر سابقه اي كه داشت، سابقه چندين هزار ساله عبادت داشت، او از جن ّ بود. بعضي ها مي گويند از ملائكه بود. ولي صحيح اينست كه از جن بود، چون خودش مي گويد: {(((((((((((مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ (((((}.
فرشتگان را الله از نور آفريده و شيطان را از آتش، جنها از نار يعني آتش آفريده شدند و با توجه به سابقه اي كه داشت گفت: به من فرصتي بدهيد من زحمت كشيدم، من هم كار كردم، من هيچ چيز نمي خواهم، فقط فرصت مي خواهم اگر شما به من فرصت دهيد، من با آدم وارد جنگ مي شوم، من به خاطر اين ضرر كردم، آسيب ديدم، بدبخت شدم، نگون بخت گرديدم، حالا مي خواهم به من فرصتي داده شود، حداقل تا من درگير شوم با فرزندان آدم و عقده خالي كنم. الله تعالي فرمود: برو تو فرصت داري. برو هر كسي را خواستي گمراه كن و هر كسي كه از تو پيروي كرد {((((تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِن جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً ((((((((((} پاداش تو و پاداش او جهنم است. و به تو مي گويم: اي شيطان، (رب العزة در مقام استغناء آمده است). برو هر چه نيروي سواره داري، نيروي پياده داري، هر سلاحي داري و هر حيله و مكري داري، با همه آنها وارد ميدان شو.
{(((((((((((((فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ ((((((((((} در مالهايشان شركت كن، در فرزندانشان شريك باش، هر جور كه خواستي آنها را راضي كن و «عدهُم» و آنها را وعده بده، مژده بده، بشارت بده، بشارتهاي دروغين، وعده هاي پوچ، توخالي به هر نيرنگي خواستي آنها را فريب بده.
{(((((يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا ((((((((} شيطان هيچ وعده اي را عملي نمي كند، هيچ كسي را دوست ندارد. الله اين قدرت را هم به او نداده كه وعده اش را عملي كند. بعد فرمود الله تبارك و تعالي: {((((عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ (((((((} تو هر چه مي تواني انجام بده، آنهايي كه بندگان من هستند، از آن من هستند، با من پيوسته اند، با من پيوند مستحكمي دارند، تو بر آنها هيچ قدرت و جرأتي نداري. هيچ اشتباهي نمي تواني بكني.
پروردگار تو اي محمد رسول الله – صلى الله عليه وسلم – وكيل و پشتيبان است، او حامي و نگهبان توست.
گر هزاران دام باشد در قدم = چون تو با مايي نباشد هيچ غم
اگر هزاران چاله و دام باشد، اگر الله با ماست، هيچ مشكلي نيست. به هر حال اگر چه ما بخواهيم چه نخواهيم، تقدير الهي و قضاي الهي بر اين تعلق گرفته كه وارد يك جنگ بي امان هميشگي و دائمي با شيطان شده ايم، بايد بپذيريم اين واقعيت را، دشمن را بايد بپذيريم. واي به حال كسي كه دشمن را نشناسد، دشمن را ضعيف بپندارد و از تدبير باز بماند، هيچ فكري نكند و بگويد: اين دشمن من همين جوريه.
قدما گفته اند: استخوان دشمنت را هم كم ندان. شايد زنده شود اين استخوان، دشمن گاهي غافلگير مي كند، ترفندهاي متعددي دارد. حال ببينيم چگونه اين شيطان ما را گمراه مي كند. چه دامهايي جلو راه مي گذارد. اين را بايد بشناسيم. كسي كه وارد جنگ مي شود:
1ـ بايد دشمن را بشناسد.
2ـ اسلحه و توان نظامي دشمن را هم شناسايي كند.
اين خيلي مهم است كه چه اسلحه اي بكار مي برد؟ چطور سنگر مي گيرد؟ چه مشكلاتي ايجاد مي كند؟ يعني حمله دشمن را بشناسد، تا بتواند اقدام به ضدّ حمله بكند و از عهده دفاع بر آيد. شيطان چكار مي كند؟ خوب توجه بفرمائيد و به خاطر بسپاريد (ولا حول ولا قوة إلا بالله).
دام اول؛ كفر و شرك:
اين دشمن خطرناك، نگون بخت، نخستين كاري كه مي كند و نخستين طمعي كه از ما دارد و از بني آدم دارد اينست كه بني آدم را دچار «كفر» مي كند. يعني بزرگترين آرزويش از انسان، از فرزند آدم اينست كه كافر شود. و الله را نشناسد، يا در مرحله دوّم «مشركش» مي كند. الله را شناخت، ولي با او يكي را شريك قرار دهد، در ذاتش، در صفاتش، همچنانكه الله را عالم الغيب مي داند، ديگري را هم بداند، هم چنان كه الله را قوي و قاهر مي داند، حاجت روا و مشكل گشا مي داند، ديگري را هم بداند. اين مي شود شرك. به شرك مبتلايش مي كند، در كفر مبتلايش مي كند، كه با الله شريك قرار دهد، يا الله را قبول نكند، يا صفاتش را قبول نكند، و مخالف خدا شود. اين اوّلين انتظار شيطان از بندگان است. ما مي گوييم كه بله الحمدلله كه ما اين انتظار شيطان را برآورده نكرديم. ولي الله مي فرمايد:
{(((((يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ (((((((((((} [يوسف / 106].
«بيشترشان به خداوند ايمان نمىورند مگر آنكه آنان [به نوعى] مشرك اند».
يعني: بسياري هستند كه دم از ايمان مي زنند، ولي دچار شرك هستند، دانسته و نادانسته. حالا شركهاي جلي يا خفي، اولين ضربه اش را شيطان در توحيد مي زند. توحيد را سست مي كند، در توحيد خلل وارد مي كند. مي گويد باشد مشرك شود، چون هر گناه را الله تعالي مي بخشد، ولي شرك را نمي بخشد. لذا جدّاً بايد مواظب بود كه از ما كلمه اي سر نزند كه موجب كفر گردد.
عقايد خود را بررسي بايد بكنيم، كتابهايي در مورد عقايد بخوانيم، با علمايي كه درباره عقايد صحبت مي كنند، بنشينيم و حرف آنها را گوش كنيم، اجازه ندهيم ذره اي خلل در عقيده ما وارد شود. عقيده خيلي مهم است به منزله سر انسان است، به منزله جمجمه انسان است، هزار دست و پا و چشم زيبا باشد، اگر سر را بريدي چه فايده دارد؟ انساني كه عقيده اش خراب شود، هيچ عملي جاي عقيده را پر نمي كند.
دام دوم؛ بدعت
سروران گرامي! اگر بنابر لطف الله و بنابر تقدير ازلي و بنابر عنايات خاص الله از اين دام بزرگ شيطان، انسان، نجات يافت، دقت بفرماييد، دام دوّم چيست؟ خود را بررسي كنيم، فرزندانمان را بررسي كنيم، جامعه را بررسي كنيم كه شيطان وارد نشده؟ اين دشمني كه خداوند هشدار داده، اين دشمني كه آنروز تهديد كرد آدم – عليه السلام – را، در مقابل خدا ايستاد. از ما چقدر سهميه گرفته، چقدر دارد مي گيرد.
چقدر نصيب برده كمي فكر كنيد كه ما از كه بريده ايم و به چه كسي پيوسته ايم و از چه كسي داريم مي بريم و به چه كسي داريم مي پيونديم، فكر بايد كرد. دوّمين دام، دام بدعت است. بدعت يك گناه لذيذي است، شيرين و مورد تأييد رسم و رواج انسانها. و به انگيزه ثواب و به نام عبادت شيطان وادار مي كند به بدعت.
جدّاً اعمال خود را بررسي كنيم، گاهي در خيرات و حسنات، گاهي در عبادات، گاهي در دعاها ما دچار بدعت شده ايم و مي شويم. الله تعالي ما را از بدعت ها محفوظ بدارد. در اين باره علماء بايد بررسي كنند، جايي بدعتي است بايد به مردم توضيح دهند، مردم هم بپرسند، بالاخره بايد همه بدانند كه بدعت يعني عبادت ساختگي مطابق رسم و رواج كه آدم به انگيزه ثواب انجام مي دهد، نه در قرآن تأييد شده، نه در سنت رسول الله – صلى الله عليه وسلم – و نه در عهد خلفاء راشدين. حالا چه در موقع شادي باشد، چه در موقع غم باشد، چه به نام عبادت انجام شود، يا به نام ديگري انجام بگيرد.
شيطان در دام دوّم به نام بدعت، يك گناه شيرين مي آورد جلو مردم. اين مخالفت سنت رسول الله – صلى الله عليه وسلم – است و خيلي سرخوش مي شود كه با رسول الله وارد جنگ شده است. بدعتي خيلي خطرناك است.
دام سوم؛ گناه كبيره
دام سوّم شيطان، گناه كبيره است كه از الله فاصله مي دهد انسانها را، مخلوق را از خالق جدا مي كند، بين عابد و معبود فاصله مي اندازد.
هر گناه زنگي است بر مرآت دل دل شود زين زنگها خوار و خجل
لذا شيطان مي كوشد انسان را به گناه كبيره مبتلا كند؛ مثل قتل، سحر، غيبت.
و گناهان را چكار مي كند؟ {وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ} [نمل / 24] يعني: اعمال شان را زيبا نشان مي دهد، لذيذ نشان مي دهد. لذّت هم ندارد ولي او لذيذ مي كند، زينت ندارد، زينت مي دهد. خواهري كه حجاب را از سرش بر مي دارد بخاطر اينست كه زيبا شود. زيبايي اش را به نمايش بگذارد، ولي نمي داند كه شيطان دارد ما را در دام گرفتار مي كند، اين برادر عزيز، جواني كه سر صبح بلند مي شود، تيغ را در دست مي گيرد، وارد باغ رسول الله – صلى الله عليه وسلم – مي شود، ريش را مي تراشد، در واقع دارد چكار مي كند، مي گويد من خود را دارم زيبا مي كنم. زيبا مي شوم، جلو دوستانم، فكر نمي كند كه شيطان چقدر از اين كارش راضي و خوشحال مي شود.
جوانان عزيز! بپاييد خود را، از كه داريد مي بُريد و به كه داريد مي پيونديد. دشمن نگون بخت ازلي، آبايي، اجدادي را داريد خوش مي كنيد.
دام چهارم؛ گناهان صغيره
در دام چهارم انسان را در گناهان صغيره مبتلا مي كند. مي گويد: اين كوچك است، ما از مفتي صاحب پرسيده ايم، از علماء پرسيده ايم، اين زياد گناه نيست. خوب يك لباس زيبايي داري، لكه اي بخورد چطور است، اگر تكه پاره هاي كوچك آتش بخورد مي گويي كوچك است، عيبي ندارد، آتش بزرگ از چه درست مي شود؟ گناه صغيره مانند اين است كه چوب هاي كوچكي از آتش بگيري جمع كني، يك آتش بزرگي (آتشكده اي) درست مي شود. به همين خاطر رسول الله – صلى الله عليه وسلم – فرمودند: «إيّاكم ومحقرات الذنوب» برحذر باشيد از گناهان كوچك. گناه را كم ندانيد. شيطان از اينجا ضربه اش را مي زند، مي گويد كوچك است ما كه گناهان بزرگ نمي كنيم ديگران كه شتر را با بارها مي خورند، من كه يك چيز كمي خوردم، من كه يك غيبتي كردم. يكي را مي گوييم سيگار نكش. مي گويد بابا شما مي گوييد سيگار نكش، قليان نكش، مردم دارند چرس و ترياك مي كشند. آخر اين همان سيگار است كه به پله ترياك مي رود، بعد هم آنطرف تر.
سرچشمه شايد گرفتن به ميل = چو پر شد نشايد گذشتن به فيل
شما سرچشمه را با يك سوزن مي توانيد بگيريد، وقتي پر شد با فيل هم نمي توانيد بگذريد و عبور كنيد از رودخانه. پس اوّل بايد مواظب بود كه گناه صغيره در خانه نيايد، وارد بدن نشود، وارد خانواده نشود، پيش دختر، مادر، خانواده، عزيزان و پيش خودمان نيايد. صغيره، صغيره جمع شد، كبيره مي شود.
دام پنجم؛ مشغول كردن به مباحات
دام پنجم فكر مي كنيد چه باشد، دقت بفرمائيد كه شيطان هنوز مأيوس نشده است. دام پنجم: انسانها و بندگان را در كارهاي جايز و مباح مبتلا مي كند. در شريعت جايز است، ولي آنقدر مشغولش مي كند در مباح و جايز كه عبادت بزرگ از دستش فوت شود، كارهاي بزرگ از دستش فوت شود. كار خودش جايز است و مشكلي ندارد. اينجا انسان در شك مي افتد و گول مي خورد، مي رود فتوي مي گيرد، مفتي مي گويد: بله اين جايز است، مي آيد فتوي را به سينه مي زند مي گويد، جايز است، چه كسي گفته ناجايز است. ولي اين جايز كم كم منجر مي شود به ناجايز، به حرام.
انسان بزرگي، شيطان را در صورت ظاهري ديد، گفت: تو تا حال از من هم سهمي گرفته اي؟ گفت: بله، يكبار. گفت: كجا بود؟ شيطان گفت: يك روزي تو گرسنه بودي، غذايي برايت آوردند. من خيلي آن غذا را لذيذ جلوه دادم. تو خوردي. گفتي حلال است. جسمت سنگين شد نماز تهجدت فوت شد. من آنجا كارم را كردم. تو نفهميدي كه من آمدم و دارم القاء مي كنم كه بخور، بخور.
مي گويد: خانه بساز، بساز. چه كسي گفته خانه ساختن ناجائز است، اوّل خانه ساختي، اسير خانه شدي، بعد براي اينكه اين خانه را طبق مدل فلان بسازي دچار حرام مي شوي، برو دنبال اين حرام و آن حرام، بالاخره گاهي اين شيطان آبروي شما را مي برد، و گاهي مال شما را ضربه مي زند، گاهي جان شما را آسيب مي رساند. يعني به مباحات مشغول مي كند، تا محروم كند از طاعات.
از صبح تا شب هم بخوري اشكال ندارد، هيچ مفتي اي نمي گويد ناجايز است، ولي شما را مشغول كرد از طاعات. با كارهاي مباح شما را فريب داد.
دام ششم؛ دعوت به انجام مفضول
خوب حالا يك بنده خدايي به توفيق الهي از اين هم نجات يافت، و به نظر شما ششمين دام چيست؟ خيلي خطرناك است چقدر دشمن كينه توز، مكار، خطرناك و بي رحمي است تا آخرين لحظه مأيوس نمي شود. ما غافل هستيم، فكر نداريم. دام ششم اينست كه از اعمال بهتر مشغول مي كند به آنهايي كه ثوابش كم است، به تعبير بزرگان از افضل باز مي دارد، به مفضول و فاضل مشغول مي كند. شيطان مي گويد: چكار كنم تا اين عالم، عابد و بزرگ را گول بزنم. مي گويد كار افضل را از او بگيرم، تا دچار مفضول و فاضل شود. يكي گفت: مي خواهم بروم حج عمره. عمره ثواب است. ولي عمره پشت عمره، توي مدرسه خرج نمي كند. در مسجد خرج نمي كند. امّا در حج هاي نفلي خرج مي كند. چقدر هدايا مي آورد، كي گفته ناجايز است، ثواب هم دارد، امّا بايد مشورت كند، استخاره كند، درست است كه در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست، ولي كدام خير را ترجيح بدهم كه الله راضي تر شود. براي بعضي ممكن است در بعضي شرايط يك عبادت از عبادت ديگري بهتر باشد. شيطان او را از بهتر باز مي دارد به ديگري مشغول مي كند. موعظه اي شروع مي شود، شيطان يكي را مي گويد تو برو تلاوت كن. حالا تلاوت كي گفته گناه است، ولي اينجا ممكن است حرف خوبي به ذهنش برسد، براي هميشه به درد بخورد. چندين دل زنده شود، خلاصه با ترفندهاي مختلف اين طوري مي كند.
ضد حمله و راه پيروزي
اگر كسي هر شش دام را طي كرد و گرفتار نشد و به لطف الهي رستگار شد. و حتي اين دام آخر چنان مهم است. بزرگان گفته اند كه شيطان مي گويد من هفتاد درب خير و نيكي را باز مي كنم براي بنده، تا اينكه او را از يك دروازه بزرگ باز دارم. حالا اينجا بصيرت مي خواهد، نور مي خواهد، توفيق الهي مي خواهد، مجالست با صالحين مي خواهد، دعا و تضرع مي خواهد، اگر اينجا هم انسان موفق شد، آنگاه است كه شيطان جنود و سپاه انس و جني را مسلط مي كند، انسانها را پريشان مي كند، اينجاست كه مسلمان بايد لباس نبرد به تن كند، بگويد از جنگ باز نمي نشينم و متوسل به رحمت الله شود و يقين كند، كسي كه با من وارد نبرد شده من او را نمي بينم. امّا الله او را مي بيند. اينجاست كه الله تعالي به پيامبرش مي گويد:
{(((((رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ (97) وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ} … [مؤمنون / 97 – 98]
«و بگو: پروردگارا! از وسوسه هاى شياطين به تو پناه مى برم! و از اينكه آنان نزد من حاضر شوند (نيز) – اى پروردگار من- به تو پناه مى برم!».
شيطان شما را مي بيند، شما شيطان را نمي بينيد. امّا الله شما را مي بيند و شيطان الله را نمي بيند. دشمن ما دشمني است كه ما او را نمي بينيم، پس ما بايد به نيرويي پناه ببريم كه شيطان را مي بيند و شيطان او را نمي بيند، يعني الله. پس فقط راهش اينست كه به آغوش رحمت الهي متوسل شويم، تضرع كنيم، از دعاهايي كه در احاديث آمده است. از جمله معوذتين را هر صبح و شام بخوانيم به بچه ها تلقين كنيم. خود را محتاج بدانيم. اي الله، ما را از آفات شيطاني و از دامهاي شيطاني به لطف خودت برهان. تا الله راهنمايي نكند. تا الله وكيل نباشد، تا الله حامي و پشتيبان نباشد، تا الله لحظه به لحظه و قدم به قدم دستگيري نكند، خيلي خيلي مشكل است. اگر الله رحمت كرد و لطف كرد {((((كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا} [نساء / 76] كيد شيطان ضعيف است، و هيچ كاري نمي تواند بكند.
وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين
پيروزي نصيب آناني است كه استقامت مي كنند
كساني كه در راه الله استقامت نمايند و مشكلات و سختي ها را تحمل كنند، در دنيا و آخرت پيروز هستند و هيچ غم و اندوهي ندارند.
{((((الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ (30) نَحْنُ أَوْلِيَاؤُكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الْآَخِرَةِ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا (((((((((} (فصلت / 30 – 31)
«كساني كه مي گويند: پروردگار ما تنها خداست، و سپس (بر اين گفته خود كه اقرار به وحدانيّت است، مي ايستند و آن را با انجام قوانين شريعت عملاً نشان مي دهند، و بر اين راستاي خداپرستي تا زنده اند) پابرجا و ماندگار مي مانند (در هنگام آخرين لحظات زندگي) فرشتگان به پيش ايشان مي آيند (و بدانان مژده مي دهند) كه نترسيد و غمگين نباشيد و شما را بشارت باد به بهشتي كه (توسط پيغمبران) به شما (مؤمنان) وعده داده مي شد. (و فرشتگان به ايشان خبر مي دهند كه) ما ياران و ياوران شما در زندگي دنيا و در آخرت هستيم و در آخرت براي شما هر چه آرزو كنيد هست، و هر چه بخواهيد برايتان فراهم است … ».
{(((((((((((النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِئَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا (((((((((((} (انفال / 65)
«اي پيغمبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن براي اعلاء فرمان خدا) برانگيز. هرگاه بيست نفر شكيبا (و ورزيده و قوي الايمان) از شما باشند، بر دويست نفر غلبه مي كنند، و اگر از شما صد نفر باشند بر هزار نفر از كافران غلبه مي كنند، به خاطر اينكه كافران گروهي هستند كه نمي فهمند (براي چه چيزي و چه كسي مي جنگند، و اگر كشته شدند سرنوشت خانواده و سرانجام خودشان چه خواهد شد، و لذا اين تاريكي راه و ناآگاهي از هدف و ندانستن نتيجه دنيوي و اخروي مبارزه، تاب و تواني براي آنان باقي نمي گذارد) … ».
پس اگر مؤمن واقعي در جامعه وجود داشته باشد، در هر زماني اين آيات در مورد او صدق مي كند و خداوند آنان را تنها نمي گذارد.
شكست مسلمانان در سرزمين عراق، يكي از نشانه هاي قيامت
محدثين بزرگ همچون امام بخاري، امام ترمذي، امام ابوداود و … در كتاب هايشان بحثي را به «علامات قيامت» اختصاص داده اند و در آنجا به جنگ هايي در سرزمين شام و عراق اشاره نموده اند كه در آن وقت ظاهراً پيروزي نصيب كفار مي گردد.
پس چون اين يكي از نشانه هاي نزديكي قيامت است، به هر حال بايد اين كشور توسط كفر اشغال مي شد و حتي به دنبال اين بايد منتظر كشيدن جنگ به سرزمين شام و سایر کشور ها نيز باشيم.
تفرقه، بزرگ ترين ضربه بر پيكره جامعه اسلامي
{(((((((((((((((بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا (((((((((((} [آل عمران / 103]
«و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد».
اين خطابي است از طرف خداوند سبحان به امت اسلامي كه بايد با هم متحد و هم صدا باشند، و از تفرقه و چنددستگي به شدت بپرهيزند.
نكته اي كه مي خواهيم در اينجا به آن اشاره اي داشته باشيم، اين است كه بعضي ها فكر مي كنند {(((((((((((((((} منظور وحدت و يكپارچگي با بيگانگان و دشمنان دين است، در حالي كه در ابتداي آيه، فرموده است: {(((((((((((الَّذِينَ ((((((((((} پس عدم تفرقه نيروهاي خودي را مطرح نموده و خود مسلمانان يعني اهل سنت و جماعت را خطاب قرار داده كه خودتان وحدت داشته باشيد و از هم فاصله نگيريد، نه اينكه با مخالفان و دشمنان، وحدت ايجاد كنيد. اين آيه اصلاً چنين چيزي را مطرح نمي كند.
پس اين آيه مسلمانان را فرا مي خواند كه از مطرح كردن احزاب و گروه هاي خود بپرهيزيد، صوفي و كوفي، سلفي و خلفي را بگذاريد و همگي به خاطر اينكه مسلمان و پيرو سنت رسول الله ـ صلي الله عليه و سلم ـ هستيد، دست اتحاد و برادري را به هم بدهيد و در برابر دشمنان خدا و رسول و اصحاب، مردانه ايستادگي كنيد.
وقتي دشمنان اسلام در فرانسه جلسه اي تشكيل دادند براي از پاي درآوردن و تضعيف مسلمانان، به اين نتيجه رسيدند كه در ميان خود مسلمانان گروه ها و احزاب و دسته هايي را ايجاد كنند، سپس اينها را به جان هم بيندازند و با مطرح كردن مسائلي كه سبب اختلاف ميان اين احزاب و گروه ها شود، بتوانند آنها را از هم جدا نمايند.
بر سر امت اسلامي چه آمده است، كجاست آن امت واحده كه در هر عصري مي توانست لرزه بر اندام جبّاران و زورگويان زمان بياندازد، و آنان را از پاي درآورد. كجاست آن امت واحده و آن خير الامم كه خداوند آنها را براي نجات بشريّت مبعوث فرمود.
آيا مسلمانان امروزي را مي توان جزو آن امت دانست؟ آيا مسلمانان عصر ما با اين نوع كارهايشان بيشترين ضربات را بر پيكره امت اسلامي وارد نمي آورند.
بسيار دردآور و تأسف بار است در عصري كه دشمنان شبانه روز براي از بين بردن مسلمانان برنامه ريزي مي كنند، اين عده از مسلمانان نيز به جان هم افتاده اند و هر كدام فقط حزب و گروه خويش را بر حق مي داند و ديگران را رد مي نمايد.
چقدر دردآور است كه به جاي ترغيب و تشويق و آماده كردن جوانان براي جهاد و شهادت در راه الله، آنان را به اختلافات فقهي و نظريات گوناگون مذهبي مشغول مي نمايند و اين را پيشرفت و ترقي و تبادل افكار و انديشه مي دانند!
اندكي با انصاف و به دور از هرگونه تعصبي بيانديشيم و بنگريم، آيا در اين وضعيت كنوني، گاه آن است كه خود را مشغول اختلافاتي نمائيم كه هيچ سود و نفعي برايمان در برندارد!
عده اي وقت خويش را به اين سپري مي نمايند كه دست ها را در وقت نماز بالاي سينه بگيرند يا زير ناف و يا غير آن!!!
عده اي وقت خويش را صرف آن مي نمايند كه نماز تراويح 8 ركعت است يا 20 ركعت و هر كدام از دو طرف بر ضد يكديگر مي نگارند!!!
خلاصه بسيارند از گروه ها و احزاب اسلامي كه با هم درگيرند بي آنكه متوجه حربه ها و دسيسه هاي دشمنان باشند كه از اين نوع اختلاف و جدايي ها چه استفاده هايي مي نمايند و چقدر خوشحالند كه مسلمانان اين گونه از هم گسسته اند و هر كدام فقط به حزب و گروه خود مي انديشند.
نگارنده به عنوان يكي از جوانان امّت رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ از تمامي افراد به هر گروه و حزبي وابسته و علاقمند هستند، عاجزانه درخواست مي نمايد كه از مطرح نمودن اختلافات به شدّت بپرهيزند و با حفظ عقايد و انديشه هاي خويش، در كنار ديگر برادران مسلمانشان در يك صف قرار گيرند تا بيشتر از اين، دشمن بر پيكره جامعه اسلامي ضربه وارد نكند و بيشتر از اين قلب رسول الله ـ صلي الله عليه وسلم ـ ناراحت و غمگين نشود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 + پانزده =