ای مسلمان مواظب ایمانت باش!

گذشت آن زمانی که جامعه ها ایمان زا بودند نه ایمان سوز، گذشت آن زمانی که بودن در جامعه ازدیاد ایمان را دربرداشت نه نقص ایمان را، گذشت آن زمانی که داشتن دوست و رفیق قوت یقین و باورها و ایمان ها می شد نه ربودن و ضعف ایمان و بلاخره گذشت آن زمانی که…..
ولی حالا در زمان خیلی ها متفاوتی قرارداری دوست عزیزم، از من بهتر میدانی که جامعه ها اکثرا ایمان سوز شده اند مگر اندکی جاها. در چنین وضعیتی ای مسلمان مواظب ایمانت باش. طوریکه دانشمندان اسلامی تصریح کرده اند ایمان از حالات و احوال درونی یک شخص بحث میکند درحالیکه اسلام از امورات بیرونی یا ظاهری یک شخص سخن میگوید. و پاسداری و نگهبانی از ایمانت از مسولیت های اصلی و اساسی ات می باشد چون تو صاحب ایمانت هستی.
شاید متوجه نشده باشی تو کسی هستی که الله سبحانه وتعالی صاحب ایمان قرارت داد درحالیکه همین امروز ملیون ها بلکه ملیادرها انسان فاقد چنین سرمایه عظیم و ارزشمند اند، پس ای مسلمان مواظب ایمانت در این زمانه ایمان سوز باش. آیا به اهمیت ایمانت پی برده ای؟ با توام. فکر کنم میخواهی بشنوی از کسانیکه صاحب ایمان بودند ولی ارزش ایمان شانرا نداسته ناکام دارین شدند. خوب است نگاه کن به این سرگذشت واقعی نه تخیلی:
در صحیحین روایت شده که مردی قاری و کاتب وحی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم بوده تا حتی سوره های بقره و آل عمران را حفظ داشت که از امتیازات آنروزی نزد صحابه بود ، سپس برخی از مشرکین او را با مال دنیا و زنان فریفتند تا در نهایت از اسلام گشت و سپس شروع کرد به استهزای پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم حتی می گفت: (محمد چیزی را نمیدانست مگر آنچه من برایش می نوشتم!). رسول خدا برایش چنین دعا کرد: ( خدایا او را نشانه ای بگردان) و مدتی بعد آن قاری مرتد مرد و دفنش کردند ولی زمین جسدش را بیرون انداخت درحالیکه مشرکین گفتند این کار محمد و یارانش است و قبر عمیقی برایش کندند اما باز دیدند که زمین اورا بیرون انداخته… کفار گفتند: این کار بشر نیست و همانگونه رهایش نمودند که سگ ها بر جسدش ادرار کنند و روباه ها گوشتش را بخورند.
دیدی که چیطور بی ایمان شد؟ پس در این وقتی که دنیا پرستان با انواع روش ها همه روزه دعوتت میکنند مواظب ایمانت باش تا این آیت قرآن را به عمل ثابت نمایی ( و نمیرید در حالیکه مسلمان باشید). به باور من یکی از بزرگترین راه های مبارزه کفر علیه اسلام و مسلمین این است که عوامل ایمان سوز در جامعه اسلام همیشه دوام داشته باشد تا از طرق مختلف بتوانند ایمان های مومنین را یا ضعیف و یا حتی در اکثر موارد بگیرند قسمیکه یکی از مبلغین یهود درمجلسی برای مستشرقین خطاب نمود: مسلمانان را یهودی یا نصرانی نسازید بلکه آنها را از دین و اساسات شان دور نگهدارید تا فقط به نام مسلمان باشند و بس. یعنی میخواهد بگوید که اعمالی که در قرآن و سنت حرام و ایمان سوز اند بصورت دوامدار در بین شان پخش و نشر دهید تا آنها بی تفاوت شوند و افرادی به اسم مسلمان و در عین حال بی ایمان زنده گی کنند. ما و شما امروزه میبینیم که موسیقی تحت عنوان غذای روح دارد همه روزه ببخشید همه ساعته برای مسلمانان معرفی میشود و متاسفانه که موفق هم شدند چون اگر برای مسلمان آیات قرآن بخوانی و حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم بخوانی در تحریم موسیقی قبول نمی کند. چرا؟ چون کسی دیگر از ما بهتر برایش موسیقی را معرفی کرده تا توانسته اند فکرش را تسخیر نمایند. انتخاب با توست کدام یکی اش را میپذیری سخن خدا و پیامبر یا سخن آنها را. پس در چنین زمانه مواظب ایمانت باش. امروزه بی حجابی در جامعه ما به نام مترقی و متمدن و روشن فکربودن پخش و نشر میگردد تا جاییکه می بینی دختر/زن مسلمان بر حجاب اسلامی که امر الله جل جلاله است ایراد میگرد. امروزه ورزش کردن زنان بر زن مسلمان آن هم در انظار/حضور مردان زیر نام ورزش برای همه است رواج میدهند و قسمی برنامه میسازند که اگر یک دختر مسلمان در هر جای حتی اگر مختلط با مردان هم ورزش کند و به تنهایی جهت اشتراک در مسابقات بیرونی سفرهای هفته وار و ماه وار انجام دهد هیچ مشکلی نیست در صورتیکه این همه بی غیرتی و دیوثی عصر حاضر می باشد. نمیدانم این درد بی غیرتی و بیناموسی را با کی شریک سازم. پس ای خواهر مسلمان در چنین وضعیتی مواظب ایمانت باش و ارزش ایمان را درک کن تا با ایمان ملاقی خالقت شوی. امروزه سود/ربا که معنی سنگر گرفتن در مقابل الله و رسولش آن هم در آیت واضع قرآن الکریم بیان شده به عنوان یکی از موثرترین شاخص رشد اقتصادی در نهادهای اقتصادی کشور یاد میشود و شاید کمتر معاملاتی در همین کشوری که همه دعوای اسلامیت داریم عاری از سیستم سودی یا ربوی باشد. پس در این حالت مواظب ایمانت باش. امروزه دادن و گرفتن رشوت در ادارات به امری معمولی تبدیل شده درحالیکه شخص رسول الله صلی الله علیه وسلم رشوت دهنده و رشوت گیرنده را ملعون معرفی نموده است و علما گفته اند “اللعن الترد من رحمت الله” یعنی شخص لعنت شده از رحمت خداوند رانده شده است و کسیکه از رحمت الله رانده شود جنت الله بالایش حرام میگردد. و حضرت امیرالمومین عمر بن عبدالعزیز رضی الله عنه یکبار گفت: از نظر من احمق ترین انسان کسی است که به خاطر دنیای دیگران آخرت خود را ویران می کند. عجب سخی دارد فهمیدی چی گفت؟ یعنی آن مامور دولتی که حالا هرکسی و در هر اداره ی باشد به شکلی از اشکال عرایض مردم و مراجعین را بند انداخته تا ایشان را وادار به رشوت کند و همچنان آن افرادیکه به خاطر انجام کارهای غیر قانونی اش رشوت میدههد تا صاحب پول زیاد شود درحالیکه از آن پول اولادها و نزدیکانش استفاده بیشتر می کنند احمق ترین انسان هاست، مطمین هستم از جمله آنها نباشی و اگر خدای ناخواسته تا قبل از مطالعه این تعریف امیرالمومین در رشوت خوری و حرام خوری مصروف بودی همین حالا بس کن و مواظب ایمانت باش و از آنهای نباش که میگویند او برادر در این وقت با حلال کجا زنده گی میشود.
دشمنان ما به اندازه ی در کمین ایمان های مسلمین اند که اعلان میکنند اگر میخواهی در یکی از کشورهای غربی/اروپایی تابعیت اقامت بگیری ما آماده ایم چنین کاری برای تو مسلمان و حتی برای فامیلت انجام دهیم ولی در بدلش ایمانت را میخواهیم و باید به عقیده تثلیث تسلیم شوی که مثال زنده اش انجمن افغان های مسیحی مقیم دهلی نو اند که هزارها مسلمان را به نصرانیت در بدل اقامت دعوت میکنند. پس از ایمانت پاسداری کن ای مسلمان.
میدانی امروزه تعدادی زیادی از مسلمانان اعمالی چون غیبت، نمامی، بهتان، جاسوس، ورزش زنان در انظار مردان، استفاده انواع مواد مخدر، سگ بازی، مرغ بازی، قمار، عیاشی، بچه بازی، کم فروشی و پنهان نمودن عیب مال هنگام فروش را به شکلی انجام میدهند نه به عنوان یک عمل قبیح و حرام بلکه هم مرتکب میشویم و هم دلایلی برای خود مان می سازیم تا براعت برای خود ساخته باشیم. یادم آمد قول ارزشمند پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم که یک بار فرمودند: ( در امتم کسانی/اقوامی پیدا خواهند شد که حلال خواهند شمرد زنا را، ابریشم را، قمار را و موسیقی را) صحیح البخاری. می ترسم از اینها نباشی. پس مواظب ایمانت باش.
به اهمیت و ارزش ایمانت متوجه شدی که چی اندازه سرمایه بزرگ را داری؟ چیزیکه بیشتر رنج مان میدهد اینست که مسلمانانی ظهور کرده اند اعمالی را که خداوند پاک و رسول اکرم صلی الله علیه وسلم حرام قرار داده اند قایل به حرام بودن آن اعمال نیستند و گاهی هم در مقابل احکامات خداوندی ایستاده گی می کنند. آن چنانیکه علمای کرام گفته اند عقیده ما اهل سنت این است اگر مسلمانی مرتکب گناهی میشود و آن گناه را گناه و نافرمانی میداند حتی اگر در دنیا توبه هم نکند ابدا داخل دوزخ نمانده بلکه به اندازه آن همه گناه هانش سزا دیده و امید رفتن به بهشت است درحالیکه اگر عقیدتا حلال خدا را حرام یا حرام را حلال بپندارد به اساس علمای عقیده چنین شخص فاقد ایمان میشود. خوب شاید هیچ کدام ما نباشد که گناه نکرده باشیم و یا گناه نکند، حالا هدف اینست که اگر گاهی نفس اماره بر ما غالب شده و گناه کردیم آن را گناه دانسته و حرام دانسته بکنیم نه اینکه در پی توجیع آن باشیم. پس مواظب ایمانت باش تا در گناهانت فتوای ابلیسی نیآوری. به این داستان بنگر: جبله بن الایهم از پادشاهان غسان بود که ایمان به قلبش وارد شد و اسلام آورد، امیرالمومین عمر فاروق رضی الله عنه و دیگر مسلمانان برایش بسیارشاد شدند و سیدنا عمر فاروق رضی الله عنه برایش نوشت: به نزد ما بیا… هر حقی که ما داریم تو نیز داری و هر وظیفه ای که بر عهده ی ماست بر عهده ی تو نیز هست… با لباسی زربفت و تاجی از جواهرو پنجصد سواره وارد مدینه منوره شد. هنگام موسم حج، امیرالمومنین به حج رفت و جبله نیز همرای وی خارج شد. در حال طواف خانه کعبه ناگهان مرد فقیری از بنی فزاره بر لباسش پاگذاشت و جبله نگاهی خشمگین به او انداخت و لگدی به او زد که بینی اش شکست. مرد فزاری هم قهرشده و نزد امیرالمومنین معترض شد تا عدالت عمری بیشتر از پیشتر ظاهر شود. سیدنا عمرفاروق قاصدی نزد جبله فرستاد تا بداند که چرا چنین ظلمی کرد؟ جبله گفت: او بر لباسم پاگذاشته! به خدا سوگند اگر حرمت حرم شریف نبود گردنش را می زدم! امیرالمومنین گفت: اکنون که اقرار کردی یا او را راضی کن و یا آنکه از تو قصاص می گیرم و باید او نیز یک ضربه به چهره ات بزند! جبله گفت: او از من قصاص می گیرد در حالی که من پادشاهم و او یک رعیت! امیرالمومنین گفت: ای جبله اسلام تو و او را یک ساخته… تو هیچ برتری بر وی نداری مگر با تقوی… جبله گفت: پس نصرانی می شوم! امیرالمومنین گفت: (هرکس دینش را عوض کند اورا بکشد) و اگر نصرانی شوی گردنت را میزنم. جبله گفت: تا فردا به من فرصت بده یا امیرالمومنین… و سیدنا عمر فاروق رضی الله عنه گفت: درست است. شبانه جبله و یارانش به مکه گریختند و از آنجا به قسطنطنیه رفت و نصرانی شده بی ایمان از دنیا رفت.
دیدی که چی باعث شد تا جبله بی ایمان برود و ارزش ایمانش را نداند؟ بلی پادشاهی اش و موقفش سبب شد تا به ایمانش پشت کند. پس برادر و خواهر مسلمانم مواظب ایمانت باش و حتی در زمانه فعلی به باورمن تنها متوجه بودن به ایمان شخصی خودمان کفایت نمی کند بلکه تو منحیث یک مسلمان دیگران را هم تا حد توان یادآورشوی تا مواظب ایمان شان در جامعه های ایمان سوز باشند. پس میخواهی دعوتگر اسلام یعنی سخنگوی الله سبحانه وتعالی و پیامبر بزرگوارش صلی الله علیه وسلم باشی؟ می بینم لقب هایکه مردم برایت میدهند میترسی تا آنها تو را هم روزی القاعده، داعشی، طالب، انتحاری، حلوا خور، چلی، قاری و …… صدا بزنند. بدان که اگر تو دعوتگر حق شدی خار چشم دعوتگران باطل شدی و اگر خاموش بودی مثل زیاد کسانیکه علم دارند ولی خاموش اند هیچگاه چنین القابی خطابت نمیشد. دوست داشتم از خلال همین مقاله بیشتر همرایت باشم ولی دیدم که کمی خسته شدی و گفتی که بخش دیگر از صحبت را به مقاله بعدی بگذارم. درست است موافقم. پس مواظب ایمانت باش.
یادداشت: اگر میدانی که شریک ساختن این نوشته برای دیگران هم مفید است پس شریکش بساز تا محروم نمانند.
 
 نوشته: ذبیح الله ظاهری

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.