شرایط و مواصفات حیوان که باید در قربانی انتخاب شود

حیوانی که برای قربانی تعیین می گردد باید از تمام عیوب مبرا بوده و دارای مواصفات خاصی باشد که بدون رعایت آنها قربانی تحقق نمی پزیرد.
پس باید شخص قربانی کننده قبل از همه از مواصفات و عیوب قربانی آگاهی بیشتر داشته باشد، چنانکه پیامبر اسلام (ص) به رعایت نمودن اوصاف و عیوب قربانی تأکید نموده اند. امام ترمذی در سنن خود از حضرت علی رض روایت نموده که فرمودند: « أَمَرَنَا رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- أَنْ نَسْتَشْرِفَ الْعَيْنَ وَالأُذُنَ وَأَنْ لاَ نُضَحِّىَ بِمُقَابَلَةٍ وَلاَ مُدَابَرَةٍ وَلاَ شَرْقَاءَ وَلاَ خَرْقَاءَ» ( ).
یعنی: پیامبر اسلام(ص) برای ما دستور دادند تا چشم وگوش (حیوان قربانی)را هر چه دقیق تر وبصورت درست متوجه شویم، و نباید جانوری را قربانی کنیم که طرف گوشش از قسمت پیش ویا از قسمت بالا بریده شده باشد و نه جانوری را که گوشش پاره شده باشد و نه جانوری راکه گوشش سوراخ شده باشد.
البته به شرط اینکه این عیب سوم حصۀ گوش را فراگیر باشد، اما در صورتی که کمتر از سوم حصه باشد قربانی آن جواز دارد، طوریکه فقهای کرام به آن تصریح نموده اند.
همچنان از حضرت براء بن عاذب رض روایت است که پیامبر اسلام (ص) فرمودند: «لاَ يُضَحَّى بِالْعَرْجَاءِ بَيِّنٌ ظَلَعُهَا وَلاَ بِالْعَوْرَاءِ بَيِّنٌ عَوَرُهَا وَلاَ بِالْمَرِيضَةِ بَيِّنٌ مَرَضُهَا وَلاَ بِالْعَجْفَاءِ الَّتِى لاَ تُنْقِى» ( )
یعنی: قربانی کرده نشود جانوری لنگ را که لنگی آن ظاهر باشد و نه جانور کوری را که کوری آن ظاهر باشد و نه جانور مریض را که مریضی آن ظاهر باشد، ونه جانور ضعیف ولاغری را که در میان استخوان آن مغز باقی نمانده باشد.
در سنن کبری از حضرت براء بن عاذب رض روایت شده که رسول الله (ص) فرمودند: «أ َرْبَعٌ لاَيَجْزِينَ الْعَوْرَاءُ الْبَيِّنُ عَوَرُهَا وَالْمَرِيضَةُ الْبَيِّنُ مَرَضُهَا وَالْعَرْجَاءُ الْبَيِّنُ ظَلْعُهَا وَالْكَبيرَةُ الَّتِى لاَ تُنْقِى»( )
یعنی: قربانی نمودن این چهار حیوان جواز ندارد: اول- کوریکه کوریش ظاهر باشد. دوم- مریضیکه مریضیش ظاهر باشد. سوم- لنگی که لنگیش ظاهر باشد. چهارم- پیر سالخردۀ که مغزش باقی نمانده باشد.
پیامبر بزرگوار اسلام(ص) از قربانی نمودن چنین جانوران منع نموده اند، پس باید جداً از آن اجتناب صورت گیرد.
بتاسی از ارشادات پیامبر اسلام (ص) جزئیات بیشتر آنرا فقهای کرام بطور واضح و روشن تفصیلا بیان نموده اند، حالاً برخی از مواصفات و عیوبی را که آنها در ارتباط به قربانی در روشنی احادیث نبوی(ص) بیان نموده اند را بصورت فشرده مورد بررسی قرار میگیرد.
از ناحیه اینکه در ارتباط به موضوع برخی از اسماء و صفاتی بزبان عربی ذکر گردیده به توضیحات بیشتر ضرورت دارند تا در روشنی آن حکم اثبات ویا نفی بالای آن مرتب گردد. به این اساس خواستم موضوع را از دیدگاه سه کتب معتبر فقهی در مذهب حنفی که عبارت اند از: ردالمحتار ، تبیین الحقائق وفتاوای هندیه. مورد غور وبررسی قرار بدهم. در برخی از مواردیکه اختلاف نظر دیده میشود به آن اشاره صورت خواهد گرفت. از اینکه وجود اختلاف نظر در قسمت تشریح الفاظ وبیان حکم یک امر طبیعی است، بناءً جهت اختصار موضوع در اخیر هر تشریح بذکر نمودن یک حرف اول از نام آن کتابها به اختلاف ویا اتفاق آنها اشاره صورت می گیرد. طوریکه (ر) اشاره بسوی ردالمحتار، (ت)اشاره بسوی تبیین الحقائق (هـ) اشاره بسوی فتاوای هندیه میباشند. باید این رموز در نظر گرفته شود.
ذکر حیوانات معیوبی که برخی از عیوب شان مانع قربانی، و برخی دیگر مانع نمیگردد. قرار ذیل است:
1- خصی: (حیوان خصی شده) قربانی نمودن آن جواز دارد. ر.ت.
2- المجبوبه:(از تعلق جنسی عاجز مانده باشد) قربانی نمودن آن جواز دارد. هـه.
3- ذوسعال:(زیاد سرفه کننده) قربانی آن جائز است.هـ
4- نسبت کبر سن از ولادت مانده باشد قربانی آن جائز است. هـ
5- داغهای سوخته گی در آن موجود باشد، جائز است.هـ
6- بدون کدام علتی شیرش بسیار کاهش یابد، جائز است. هـ
7- العمیاء: (هر دوچشمانش کور باشند) قربانی آن جواز ندارد. ر.ت.هـ.
8- العوراء بین عورها: (یک چشمش بطور کامل کور باشد) جواز ندارد.ر.ت.هـ
9- العجفاء: (ضعیف و لاغری که در استخوان آن مغز نمانده باشد) جواز ندارد.ر.ت.
10- العرجاء: (لنگی که تا کشتارگاه رفته نتواند) جواز ندارد.ر.ت.هـه
11- الجذاء: (پستان بریده شده) جواز ندارد.ر.ت.هـه.
12- الجدعاء: (بینی بریده شده) جواز ندارد. ر.ت.هـ.
13- المصرمه: (آنکه بچه ئش را شیرداده نتواند).هـ. (در اثر معالجه شیرش قطع شده باشد) ر. قربانی آن جواز ندارد. ر.ت.هـه.
14- المریضه بین مرضها: (مریض زیاد) جواز ندارد.ر.ت.هـ.
15- جلاله: (حیوانیکه بغیر از مرداری چیزی دیگری را نمیخورد) جواز ندارد.ر.ت.هه.
16- آنیکه یکی از دست ویا پایش نباشد قربانی آن جواز ندارد.هه.
17- آنیکه گوش یا دم ویا دنبه آن بکلی بریده شده باشد قربانی آن جواز ندارد.هـ. اگر کمی بریده شده باشد جائز است، در ارتباط به تعیین کم وزیاد آن، فقهای کرام چنین اظهار نظر نموده اند: علامه ابن عابدین شامی رح مینویسد: «در ارتباط به قطع گوش، دم، چشم ودنبۀ، اکثریت را اعتبار کرده شده، زیرا که برای اکثر حکم کل داده شده در صورت بقاء(باقی ماندن) و ذهاب(ازبین رفتن). پس بقای اکثریت را کافی دانسته شده و بر مبنای آن فتوی صادر گردیده است» ( ).
و علامه زیلعی در مورد مینویسد: «در صورتی که اکثر گوش و اکثر دم باقی مانده باشد قربانی آن جواز دارد، زیرا برای اکثر حکم کل داده شده است… از امام ابوحنیفه نقل شده: در صورتی که یک ثلث از بین رفته و دوثلث باقی مانده باشد جواز دارد، ام در صورتی که از یک ثلث بیشتر از بین رفته باشد جواز ندارد» ( )
و در فتاوی هندیه چنین تذکر یافته است: «در جامع الصغیر تذکر یافته: در صورتی که زیاد از بین رفته باشد مانع قربانی می گردد واگر کم رفته باشد نمی گردد، فقهای احناف در ارتباط بحد قلیل وکثیر نظریات متفاوت دارند،اما قول راجح ودرست این است که ثلث و پائین تر از آن قلیل واضافه ازان کثیر است، وروی آن فتوی صورت گرفته است» ( )
از اظهارات فقهای کرام به این نتیجه میرسم: در صورتی که گوش، دم وبادنبه حیوان از یک ثلث کمتر بریده شده باشد، قربانی نمودن آن جواز دارد، اما در صورتی که از یک ثلث زیاد بریده شده باشد قربانی آن جواز ندارد.
18- الجماء: (بدون شاخ ویا شکسته شاخ) جواز دارد .ر.ت.هـ. در صورتی که شاخ شکسته به قسمت مشاش، سر استخوان رسیده باشد، جواز ندارد.هه.
19- الثولاء: (حیوان دیوانه) قربانی آن جائز است.ر.ت.هه. مگر اینکه مانع چریدن وخوابیدن آن گردد دران صورت قربانی آن جواز ندارد.
الجریاء: (حیوان گرگین) درصورتی که چاق وفربه باشد قربانی نمودن آن جواز دارد. ر.ت.هه. زیرا گر درگوشت نقصان وارد مینماید، اما در صورت چاق بودن خللی وارد نمی کند.ت.
21- سکاء: (خردگوش، چرگ) قربانی آن جواز دارد.هه. خلقتاً بدون گوش باشد، بناءً جائز نیست.ر. بر اساس اختلاف تشریح لغوی حکم مختلف گردیده است.
22- الهتماء: (بدون دندان طوریکه چریدن وخوردن نتواند) قربانی آن جواز ندارد، واگر اکثر دندانهایش باقی مانده باشد که چریدن بتواند، قربانی آن جواز دارد.هه. ( )
از تشریحات فوق بطور واضح روشن تفکیک کرده میشود که کدام نوع عیوب مانع درستی قربانی می گردد و کدام نوع عیوب نمی گردد.
در ارتباط به شناخت عیوب مانعه از غیر مانعه در حیوانات قربانی در فتاوای (هندیه) یک اصل کلی ذکر گردیده که به اساس آن میتوان عیب مانعه را از غیر آن تفکیک نمود، طوریکه ذکر گردیده: «وَمِنْ الْمَشَايِخِ مَنْ يَذْكُرُ لِهَذَا الْفَصْلِ أَصْلًا وَيَقُولُ : كُلُّ عَيْبٍ يُزِيلُ الْمَنْفَعَةَ عَلَى الْكَمَالِ أَوْ الْجَمَالِ عَلَى الْكَمَالِ يَمْنَعُ الْأُضْحِيَّةَ ، وَمَا لَا يَكُونُ بِهَذِهِ الصِّفَةِ لَا يَمْنَعُ» ( )
یعنی: برخی از مشایخ در ارتباط به این فصل یک اصل کلی ذکر نموده گفتند: هر نوع عیبیکه منفعت بر کمال را بطور کامل از بین ببرد ویا جمال بر کمال را بطور کامل از بین ببرد، مانع جواز قربانی میگردد، اما در صورتی که عیب دارای چنین صفت نباشد مانع جواز قربانی نمی گردد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.