نزدیکی به پرودگار جل جلاله

0 335

عن أبي هريرة رضي اللَّه عنه. قال قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: «إِنَّ اللَّه تعالى قال: منْ عادى لي وليًّاً. فقدْ آذنتهُ بالْحرْب. وما تقرَّبَ إِلَيَ عبْدِي بِشْيءٍ أَحبَّ إِلَيَ مِمَّا افْتَرَضْت عليْهِ: وما يَزالُ عبدي يتقرَّبُ إِلى بالنَّوافِل حَتَّى أُحِبَّه، فَإِذا أَحبَبْتُه كُنْتُ سمعهُ الَّذي يسْمعُ به، وبَصره الذي يُبصِرُ بِهِ، ويدَهُ التي يَبْطِش بِهَا، ورِجلَهُ التي يمْشِي بها، وَإِنْ سأَلنِي أَعْطيْتَه، ولَئِنِ اسْتَعَاذَنِي لأُعِيذَّنه» رواه البخاري.
از ابو هريره رضی الله عنه روايت شده که: رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: خداوند می فرمايد: کسی که با دوستم دشمنی کند با او اعلان جنگ می کنم. از وسائلی که بنده ام به من تقرب و نزديکی می جويد، آنچه بر وی فرض کرده ام به من محبوب تر است. بنده ام هميشه بوسيلهء نوافل به من تقرب می جويد، تا اينکه او را دوست می دارم. چون وی را دوست داشتم من شنوائی اش می شوم که بدان می شنود، و بينائی اش که بدان می بيند، و دستی که بدان چنگ می زند، و پاييکه بدان می رود واگر از من چيزی بطلبد به وی می دهم و اگر به من پناه جويد، به وی پناه می دهم.
ش: حافظ بن حجر در فتح الباری 11/295 می گويد: اينها مثلهايست و معنايش اين است که خداوند برای بنده اش در اعمالی که بوسيلهء اين اعضاء انجام می دهد توفيق عنايت می کند، و او را به اعمال علاقمند می سازد، بنحوی که اعضای او را برايش حفظ نموده گوش او را از شنيدن لهو، چشمش را از ديدن منهيات، و دست او را از چنگ زدن به معاصی، و پای او را از دويدن بدنبال باطل باز ميدارد.
و هم گفته که مراد از اين تعبيرات سرعت اجابت دعاء و کامرانی در رسيدن به هدف است، زيرا تلاشهای انسان بوسيلهء اين اعضاء انجام می شود.
عن أَنس رضي اللَّه عنه عن النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فيمَا يرْوِيهِ عنْ ربهِ عزَّ وجَلَّ قال: «إِذَا تقرب الْعبْدُ إِليَّ شِبْراً تَقرَّبْتُ إِلَيْهِ ذِراعاً، وإِذَا تقرَّب إِلَيَّ ذراعاً تقرَّبْتُ منه باعاً، وإِذا أَتانِي يَمْشِي أَتيْتُهُ هرْوَلَة» رواه البخاري.
از انس رضی الله عنه از پيامبر صلی الله عليه وسلم از آنچه که از پروردگارش روايت می کرد، نقل می کند که فرمود:
هرگاه بنده ام يک وجب به من تقرب جويد، من يک گز به وی نزديک می گردم و چون يک گز به من تقرب جويد من يک باع (اندازهء کردن هر دو دست{به اصطلاح خود مانی بدخشان: قلاچ}) به وی نزديک می شوم و هرگاه به آهستگی سويم آيد، بطرف او می دوم.
ش: اين از باب تمثيل از هر دو طرف است و معنايش اين است که آنکه طاعتی انجام دهد هر چند کم باشد من با چندين برابر ثواب با او روبرو می شوم، و هر اندازه طاعتش فزونی يابد ثوابم فزونی می يابد و هر گاه او با تأنی به انجام طاعات بپردازد، ثوابم به سرعت او را در می يابد. فتح الباری

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوازده + سیزده =