قصه اسلام يک دانشمندان امريکايي

(جوسيف إدوارد)
داکترعلوم الهیات ، ودعوتگر مشهوریکه ميخواست مسلمانی را مسيحی سازد
درس در انترنت : ( http://www.ipc-kw.com/arabic/stories_detail.php?s_id=12
islam today.com)
قصه اسلام عالم امريکايي (جوسيف إدوارد) (1)
درختي كه ريشه هايش را در اسلام محكم شد
اسم قبل ازاسلام : جوسيف إدوارد إستس .
اسم بعداز اسلام : شيخ يوسف إستس .
تابعيت : ايالات متحده امريكا
شهادتنامه هاي علمي : شهادتنامه ماستري در هنرها سال 1974م + شهادتنامه دكتوراه در علم اللاهوت ( الهيات ) .
تاريخ مشرف شدن به اسلام : سال 1991م .
زبان عربي وعلوم اسلامي را ازسال 1991م إلى سال 1998م آموخت .
تحت رهنماي : شيخ محمد عبد الرحمن.
علت مسلمان شدنش : دعوت يك مسلمان به مسيحيت بود .
تبصره : همانگونه كه اسلام دين توحيد است كه تمامي پيامبران به آن دعوت نموده همچنان اسلام دين حق وفطرت است ، دين گذشت وبخشش ، دعوت ورهنمايي است . هرگاه يك بذرهء اين دين درجايي برويد ، به زودي حاصل آن نمايان شده و به توفيق خداوند ثمرات آن درهرحالتي اشكار ميگردد . وبالآخره درخت بزرگي ميشود . انسان چگونه دين نياكان را ترك نموده و به دين ديگران توجه خويش را ميگرداند ؟
چگونه او که مردم را به دين قبلي خويش دعوت مينمود ، بزودی به اسلام مشرف ميشود ، ويکتن از دعوتگرانی ميشود که ديگران به او اقتدانموده ، ونمونه مثال براي دعوت با اسلوب زيبايش ميشود ؟ وحتی در قلب کسانيکه در فاميل های مسلمان تولد شده اند نيز تاثير ميگزارد .
او آقاي ( جوزيف ادوارد استس يا يک دعوتگر اسلامی امريکايي شيخ/ يوسف استس ) كه
——————————————————-
1- أدرس در انترنت : ( http://www.ipc-kw.com/arabic/stories_detail.php?s_id=12 )
شما ميتواند درمورد يوسف استش معلومات بيشتری در شبکه انترنت به آدرس ذيل داشته باشيد www.islamalways.com شما ميتوانيد علت مسلمان شدنش را از خودش بپرسيد وببينيد که تا حال چقدر مردمان ديگر به اساس رهنمايی وی به دين مقدس اسلام مشرف شده است .
قبلا شماس مسيحيت بود ، از ايالت تکساس امريکا ميباشد . هرگاه بخواهيم اورا ازنگاه اخلاقی توصيف نماييم به هيچ صورتی حقش را ادا کرده نميتوانيم . وشايد ما يک صفت از هزاران صفت وي را بيان کنيم . او داراي شخصیت متوازن بوده عمرش بلند تراز 55 سال میباشد . فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاء ” ( خداوند هركه را بخواهد ، هدايت ميكند و قلبش را به اسلام باز ميكند وهركه را بخواهد گمراه كند سينه اش را تنگ وسخت نموده ، مثل كسي ميشود كه بطرف آسمان بالا ميشود . سوورة الأنعام الآية 125)
آغاز زنده گي ام با اسلام : نامم بعد از مسلمان شدنم « يوسف إستس» وقبل از اسلام «جوزيف» إدوارد إستس، بود ، دريک فاميل نصراني که بسيار به نصرانيت ملتزم بودند ودروسط امريکا زندگي ميکردند تولد شدم ، پدران ونياکانم نه تنها کليسا ها ومکتب ها را اعمار نموده اند بلکه خود را قرباني خدمت به نصرانيت نيز نموده بودند ، مطالعات من تنها در دين مسيحيت نبوده بلکه من هندوييزم ، يهوديت و بوديزم را نيز در مدت 30 سال مطالعه نموده ام ، من با پدرم در برنامه هاي تجارتي زيادي کار نموده ام ، وبرنامه هاي رفاهيت و نمايشات جذابي داشتيم ، پيانو واورج را درتکساس ، اوکلاهوما وفلوريدا نوازيديم وپول هنگفتي را که مليون ها دالر ميشد درين سالها بدست آورديم ، ولي من خاطر آرام نداشتم ، زير ا خاطر آرام بدون معرفت حقيقت ها و پيدا نمودن را ه درست ، براي خلاصي حاصل نميگردد ..
ميخواستم او را مسيحي بسازم
– قصه اسلامم چنينين نيست که کسي برايم قرآن کريم ويا کتابهاي اسلامي را تحفه داده باشد ، ومن آنرا فقط مطالعه نمودم باشم . و اسلام تنها درقلبم داخل شده باشد ، بلکه من يکي از دشمنان سرسخت اسلام بودم ، ومردم را به مسيحيت دعوت ميکردم ، وهنگاميکه شخصي مرا به اسلام دعوت نمود ، من حرص داشتم که خودش را به مسيحيت دعوت نمايم نه برعکس که من مسلمان شوم .
اين کار درسال 1991 زماني بود که که پدرم مصروف تجارت با يک شخص مصري بود ، واز من خواست تا با آن شخص ملاقات نمايم ، برايم فکر پيدا شد و درذهنم خيال اهرام ها ، درياي نيل و غيره خطور نمود ، سپس پدرم برايم اطلاع داد که اين شخصيکه با او ملاقات خواهم کرد مسلمان است . بسيار ناممکن بود که باور کنم .. مسلمان!!
– براي پدرم چيزهايي را بيين داشتم که من از مسلمانان شنيده بودم .
– آنان صندوق سياهـي را در صحراي مکه عبادت ميکنند و آن کعبه است ، نخواستم که باين شخص مسلمان ملاقات نمايم ، ولي پدرم اصرار نمود که بايد با او ملاقات نمايم ، وبرايم اطمينان داد که اوشخص بسيار بالطف وشفقت است ، بناء به ملاقات وي موافقه نمودم .
– ولي هنگاميکه او را ديدم ،درشک افتادم که ، نشايد او همان مسلماني باشد که ميخواهم باوي ملاقات کنم ، گمان ميکردم که اوشخص بزرگي باشد که چپني پوشيده ودستاربزرگي به سر نموده و ابروهايش با هم پيوست باشند ، و درسرش هيچ مويي نبوده يعني ( کل ) باشد .
او ما را خوش آمديد گفته با ما احوال پرسي نمود ، همهء آن برايم هيچ معنايي نداشت ، وتاهنوز هم در تصور من آنان تروريستان جلوه مينمودند.
– سپس از وي پرسيدم :
– آيا به خداوند ايمان داري ؟ گفت : بلي . باز پرسيدم ، به ابراهيم ايمان داري ؟ وبه اينکه ، چگونه کوشش نمود تا پسرش را براي خداوند قرباني کند؟ گفت : بلي .. با خود گفتم : اکنون بسيار کار ساده است نسبت به آنچه من فکر ميکردم ..
– سپس براي نوشيدن چاي به يک مکان کوچکي رفتيم ، وسخن گفتن درمورد موضوع مهمي يعني اعتقادات .
– هنگاميکه درين کافه کوچک براي چند ساعتي نشسته بوديم ، سخن ميگفتم و اکثريت سخنان را من ميگفتم ، او را انسان نهايت با لطفي يافتم ، بسيار آرام و حيا ناک بود ، تمامي سخنانم را ميشنيد وهرگز سخنانم را قطع نميکرد ً.
– روزي از روزها (محمد عبد الرحمن ) همين دوست ما ، نزديک بود که خانهء را که به همراي دوستش زندگي ميکرد ، ترک نمايد ، وميخواست که براي مدتي در مسجدي زندگي نمايد ، با پدرم صحبت نمودم که هرگاه ممکن باشد از محمد دعوت کنيم که درمنزل بزرگ ما که درشهر است برود و در آنجا با ما بماند.
– و به اين طريق براي زنده گی کردن با ما نقل مکان نمود ، ما درتكساس بسيار نصرانی سازها (1) داشتيم ومن يکتن آنها را ميشناختم ، او مريض ودرشفاخانه بود ووقتيکه صحت يافت او را دعوت نمودم که او نيز درخانه ما با ما زندگی نمايد ، و درهنگام رفتن به خانه به اين کشيش درمورد بعضی از اعتقادات وومفاهيم دراسلام با او سخن گفتم ، مرا به دهشت انداخت وقتيکه برايم خبر داد که کشيش هاي کاتوليک اسلام را مطالعه مينمايند ودرين موضوع احيانا شهادتنامه دکتورا ميکيرند .
بعد ازينکه درخانه مستقرشديم همه باهم در اطراف يک ميز بعد از خفتن براي مناقشه امور دينی مينشستيم ، وهرکدامی يک نسخه ء از انجيل ( بايبل ) را بدست داشتيم که هرکدام از يکديگر فرق داشتند ، درنزد خانمم ( إنجيل «نسخهء جيمي سواگارت شخصيت دينی مسيحی جديد ، و درنزد کشيش طبعا ( کتاب مقدس کاتوليک ها ) همچنان درنزد وي هفت کتابهاي انجيل پروتستاني ديگري نيز بود ، بناء وقت زياد ما را در تعيين نسخه صحيح که زياده ترمورد اعتماد درميان اين همه انجيل ها است گذشتانديم ، و همه کوشش مينموديم تا محمد عبدالرحمن را قناعت دهيم تا مسيحي شود . ً.
يک قرآن وچندين انجيل
– بياد دارم که من از محمد سوال کردم که : چند نسخه قرآن در طول 1400سال گذشته بوجود آمده است ؟
– برايم گفت که بجز يک قرآن ، قرآن ديگري وجود ندارد ، واين قرآن ابدا تغيير نکرده است وبرايم تأکيد نمود که قرآن در دل صد ها هزارمردم حفظ شده است ، وهرگاه درين مورد در خلال قرن ها تحقيق نمايم خواهم يافت که مليون ها انسان قرآن را بصورت کامل حفظ نموده اند ، وآنرا براي ديگران تعليم داده اند.
– اين سخنان برايم غير ممکن بود ، چگونه ممکن است که اين کتاب مقدس حفظ شود ، وبراي تمامي خواندن و معرفت معناي آن آسان باشد ؟!!
– دربين ما يک ديالوگ صرف دوام داشت ، وهمه اتفاق کرديم که به هرچيزيکه قناعت نموديم همه به آن ايمان آورده و در آينده عقيده ما باشد .
– به اين شکل صحبت ها را با او آغازنموديم ، آنچه مرا بسيار متعجب ساخت اين بود که محمد هيچکاهي در هنگام گفتکوها ، بر اعتقادات ، کتابها وشخصيت هاي ما تجاوز نکرده ، وهمه به سخنان وي نهايت احساس راحت ميکردند.
– هنگامي خواستم اورا به مسيحيت دعوت کنم ، به بسيار آرامش و معقوليت برايم گفت : هرگاه برايم ثابت گردد که مسيحيت نسبت به اسلام دين حق است ، من ترا در ديني که آنرا پيروي ميکني متابعت خواهم کرد ، برايش گفتم : موافق هستيم .
سپس محمد عبدالرحمن شروع به سخن نموده گفت : چي دليلي داريد که ثابت نمايد که دين شما بهترين اديان ودين حق است ؟ گفتم: ما به دلايل ايمان نداريم ، ولي به احساسات وشعو ر ايمان داريم ، وما دين خود را از آنچه انجيل ها ميگويند ، جستجتو ميکنيم . محمد گفت : اين کافي نيست که ايمان به احساسات ، واعتماد به علم ما باشد ، بلکه اسلام دلايل ، احساسات ، ومعجزاتي را تقديم مينمايد که دين درنزد خداوند ( جل جلاله ) ديـن اسلام است .
جوزيف ايوي اين دلايل و آنچه احقيت اسلام را ثابت ميکند از محمد خواست .
محمد گفت : نخستين دليل کتاب خداوند متعال ( جل جلاله ) يعني ( قرآن کريم ) ميباشد ، کتابيکه در آن هيچ تغيير، وتحريفي ، اززمان نزولش بالاي محمد (محمد صلى الله عليه وسلم ) قبل از 1400 سال تاکنون رخ نداده است ، اين قرآن را تعداد زياد مردمان حفظ مينمايند ، تقريبا درحدود 12 مليون مسلمان اين کتاب را حفظ دارند ، وهيچ کتابي در روي زمين نيست که او را به اين تعداد مردمان حفظ نمايند مثليکه مسلمانان قرآن کريم را از اول تا آخر حفظ ميکنند . “إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ” ما قرآن را نازل نموديم وما اورا حفظ ميکنيم (سورة الحجر الآية 9) اين دليل کافيست براينکه دين به نزد الله ( جل جلاله ) اسلام است .
معجزه هاي قرآن
– از همين لحظه براي جستجوي دلايل کافي که ثابت نمايد که اسلام دين حق است ، آغاز نمودم ، ومدت سه ماه تحقيق مسلسل را در بر گرفت ، بعد از آن در کتاب مقدس يافتم که عقيده راستين که حضرت عيسي عليه السلام به آن ايمان داشت ، عقيده توحيد ( يکتا پرستي ) ميباشد . ومن در آن نيافتم که سه خدا باشد مثليکه ديگران ادعا ميکنند ، ودريافتم که عيسى بنده ورسول خدا ميباشد و او خدا نيست ، او مانند ساير پيامبران است که براي دعوت به وحدانيت خداوند آمده بود ، وبرايم ثابت شد که تمامي اديان آسماني درمورد ذات خداوند هيچ اختلافي نداشتند ، وهمه به عقيده ثابت دعوت مينمايند که (لا اله الا الله ) است که درين جمله دين مسيحيت نيز قبل ازينکه در آن اين اتهامات داخل گردد شامل ميباشد ، دانستم که اسلام براي پايان دادن به رسالات آسماني آمده ، دين را تکميل نموده ، ومردمان را از حيات شرک به عقيدهء توحيد وايمان به خداوند يکتا دعوت مينمايد ، وداخل شدن من به دين مقدس اسلام ، تکميل ايمان به اين خواهد بود که مسيحيت مردم را به ايمان به الله واحد دعوت مينمود ، واينکه حضرت عيسي بنده ورسول خدا بود ، وهرکسيکه چنين ايمان نداشته باشد از مسلمانان نيست.
– سپس دريافتم که خداوند متعال کافران را چلنج داده است که سوره ء مثل قرآن بياورند ، وياهم حد اقل سه آيتي مثل سوره ء کوثر بياورند ولي آنان ازين کار عاجز شدند . “وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ” (سورة البقرة آية 23)
همچنان ازمعجزه ها دريافتم كه همه ثابت ميکنند که دين خدا دين اسلام است ، همان پيشگويي هاي قرآن کريم درمورد آينده است مثل:
“الم {1} غُلِبَتِ الرُّومُ {2} فِي أَدْنَى الْأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ {3}” (أول سورة الروم)
اين پيشگويي ها فعلا در آينده ها بوقوع پيوسته است ، وچيز هاي ديگري درقرآن ذکرشده که مثل سوره الزلزال که از زلزله سخن ميگويد ، که درهرمنطقه بوقوع ميپيوندد ، همچنان رسيدن انسان به فضا بواسطه علم واين تفسير آيت شريف است که ميگويد :
“يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ ”
(سورة الرحمن الآية 33)
اين سلطلنت همان سلطنت علم است که انسان به واسطه آن به فضا رسيده است ، اين بازديد صادقانه قرآن عظيم الشان ميباشد .
– همچنان ازجمله معجزاتيکه درمن اثر نمود (العلقة) است که آنرا قرآن کريم ذکرنموده ، وآنرا دانشمند کانادايي «كوسمر» توضيح نموده گفته : علقة چيزيست که در رحم مادر تعلق ميگيرد ، هنگاميکه حيوانات منوي در رحم به رنگ خوني معلق تبديل ميشوند واين همان حقيقيتي است که قرآن کريم آنرا قبل از ينکه علماي جنين شناسي درعصر امروزي کشف نمايند بيان داشته است . واين بياني است براي کافران وملحدان.
– وبعدازين بحث سه ماهه ، که محمد عبدالرحمن با در زير يک سقف سپري نمود ، توانست که محبت بسياري را کسب نمايد ، وهنگاميکه اورا ميديدم که به خداوند سجده ميکند وپيشاني اش را به زمين ميگزارد ، ميدانستم که اين عمل ، يک کار عادي نيست.
محمد عبد الرحمن مثل يك فرشته : يوسف استس درمورد دوستش ميگويد : شخصي مانند (محمد عبدالرحمن ) يک چيز کمبود دارد وآن دوبالي که مانند فرشتگان پرواز نمايد ، وبعد ازينکه درمورد وي چيزي را دانستم ، دوست کشيشم ازمحمد پرسيد که آيا ممکن است با وي به مسجد برويم ، تا درمورد عبادت مسلمانان ونماز هاي شان بيشتر بدانيم ؟ ديديم که مسلمانان به مسجد ميايند نماز ميخوانند و ميروند .. گفتم : بدون کدام سخنراني و موسيقي رفتند ؟ گفت : بلي …
روز ها گذشت ، کشيش ازمحمد عبدالرحمن خواست ، تا او را مرتبه ديگري تا مسجد همراهي نمايد ، ولي درين مرتبه آنقدر تاخير نمودند كه فضا تاريك شد .. کمي پريشان شديم که چي حادثهء به آنان رخ داده ؟ بالآخره رسيدند ، هنگاميکه دروازه را باز نمودم ، محمد را زود شناختم ، پرسيدم اين شخص ديگرکيست که لباس سفيدي با کلاهي پوشيده ويک دقيقه انتظار ميکند! اين همان دوستم آن کشيش بود !!! برايش گفتم:آيا مسلمان شدي ؟ گفت : بلي . از امروز مسلمان شدم . بسيار خسته شدم که چرا او نسبت به من به مسلمان شدن پيشي نمود .. بعد از آن به بالا رفتم و در مورد کمي فکر نمودم ، وباخانمم درين مورد صحبت نمودم ، خانمم برايم گفت : اوخودش نيز نزديک است مسلمان شود زيرا دانسته است که اين دين حق است . حقيقتا مثليکه فعلا تصادم کرده باشمً .. به پايان رفتم و محمد را از خواب بيدار نمودم ، ازاوخواستم تا براي بحث روي يک مطلب با من بيايد ، رفتيم و درطول اين شب با هم سخن گفتيم ، وقت نماز صبح نزديک شد .. درين وقت يقين نمودم که اخيرا حقيقت به سراغم آمد ، وفرصت برايم آماده است ً، صبح آذان داده شد ، بالاي يک لوحه چوبي خود را انداخته ، سرم را به زمين گذاشتم ، ودعا نمودم که پروردگارا ! اگر ممکن باشد رهنمايي ام کند ، بعد ازمدتي سرم را بلند نمودم ، چيزي را نديدم ، هيچ پر نده ويا فرشتهء را نديدم که از آسمان فرود آيند ، نه آوازي شنيدم ونه هم موسيقي ، وهيچ روشني را نديدم… دانستم که موضوع نزديک است ووقت هم مناسبت است تا از فريب نفس خويش ، توقف نمايم ، و مناسبت است که يک مسلمان راست شوم ، اکنون دانستم که کاري را که بالايم لازم است انجام دهم…. درساعت 11 صبح درمقابل دوشاهد ( کشيش سابق که بنام ( فادر پيتر جاكوب) بود ومحمد عبدالرحمن ) قرار گرفته ، کلمه شهادت را اعلان نمودم ، وبعد ازچند دقيقه خانمم نيز بعد از شنيدم خبر اسلام ، اسلام خويش را اعلان نمود…. – پدرم درين موضوع محافظه کا بود ، ماه هاي زيادي انتظار نمود تا اينکه کلمه شهادت را بزبان آورد….
همه يکبار مسلمان شديم !! – سه نفر ازرهبران ديني سه طايفه ء ديني مختلف يک بار مسلمان شديم ، وراه مختلف جدي را نسبت به آنچه اعتقاد داشتيم ، درپيش گرفتيم ،…. کاردرين حد تمام نشد ، بلکه در همين سال يک محصل انستيوت لاهوتي از «تينسي» که نامش «جو» بود بعد از مطالعه قرآن کريم ، نيز به اسلام مشرف شد ، وهنوز هم کار درينجا توقف نکرد بلکه بسياري از اسقف ها وکشيش ها ، وصاحبان دين هاي مختلف به اسلام مشرف ميشوند ، واعتقادات سابقه ء خويش را ترک ميکنند .
– آيا اين بزرگترين دليل به صحت دين مقدس اسلام ، حقانيت آن نيست ؟!! بعد ازينکه مسلمان شدن ما يک موضوع عادي نه ، بلکه هيچ تصورنميشد که به هيج وضعيتي ما به اسلام مشرف شويم . تمامي اين دلايل قبلي ثابت مينمايد که دين به نزد خداوند دين اسلام است ، و مرا وادار نمود تا به راه راستي بروم که خداوند اززمان ولادت ما در وجود ما فطرتا خلق نموده ، زيرا انسان با فطرت ( توحيد ) خلق ميشود ، وفاميلش اورا يهودي ويا نصراني ميسازند ، اسلام آوردن من يک کار فردي نبود ، بلکه اسلام مجموعي بود که من وتمامي فاميل ما سلمان شديم. – پدرم بعد ازينکه به کليسا زياد متمسک بود مسلمان شد ، ومردم را به کليسا دعوت مينمود ، بعد از آن خانمم و اولاد هايم مسلمان شدند وحمد است خدايي را که ما همه را مسلمان گردانيد ، حمد است خدايي را که ما را به اسلام هدايت نمود ، وما را از امت محمد ( صلي الله عليه وسلم ) که بهترين مخلوقات است گردانيد ..
– قلب من به محبت اسلام « محبت وحدانيت خداوند ، وايمان به الله متعال ، ارتباط گرفته ، واکنون به اسلام بسيار قوي غيرت مينمايم ، نسبت به اينکه قبلا به نصرانيت ميکردم . به دعوت به اسلام آغاز نمودم ، و چهره پاگ اسلام را که من شناختم براي ديگران بيان ميدارم که اين دين اخلاق ، گذشت ، دين محبت ورحمت است .
برنامه هاي دعوت به دين مقدس اسلام : اکنون شيخ يوسف استس به کشور هاي مختلف اسلامي وغيراسلامي براي اداي مسووليتش منيحث يک مسلمان براي دعوت به اسلام سفر مينمايد. او برنامه هاي زيادي تلويزيوني دعوتي ، و کست هايي دارد که چهره زيباي دين مقدس اسلام را ، وتاثيز دين اسلام را در بشريت توضيح مينمايد.
– او به اساس دعوت کميته شناسايي بااسلام کويت به آن کشورسفر نموده ، وچند کنفرانسي در مورد دين مقدس اسلام وموقف آن از ساير اديان ، وارتباط اسلام با ساير اديان ، ارائه نمود ، و برنامه هاي ( توقفاتي با قرآن براي تلويزيون کويتي ) را ثبت کرد – بواسطه شيخ يوسف چهل نفر بعد از کنفرانسي در مکسيکو مسلمان شدند ، ومرکز زماني به لرزه آمد که اين چهل شخص با يک صدا کلمه شهادت را بزبان ميراندند وميگفتند :أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أن محمداً رسول الله).
همچنان برادر محترم مسلمان ما وظايف ذيل را به پيش ميبرد :
نويسنده مجلة النور ازسال 1994م.
امام در زندانهای فدرالی از سال 1994م.
درنيويارک برنامه های تلويزيونی منظم دارد که بنام « اسلام امروز » نشر ميگردد ، همچنان برنامه « دين به شگل مستقيم ازطريق تلويون . را نشر ميکند .
همچنان معلومات درمورد اسلام را در سايت انترنتی (islam today.com) «إسلام تودي دات كوم » نشر ميکند اين صفحه انترنتی در امريکا مشهوربوده وخدمات خاص برای مسلمانان وغیرمسلمانان انجام ميدهد .
برنامه های دعوتی زيادی در امريکا و ديگر کشور ها دارد . هميشه کنفرانس هايي درمورد اسلام ، درمساجد ، پايگاه های نظامی ، ومکاتب خصوصی وعمومی ، وانستيتيوت های دييني وغير ديني ، پوهنتون ها ، زنداني هاي و موسسات خيريه اسلامي تقديم ميدارد .قال رسول الله [:
«ليبلغن هذا الأمر ما بلغ الليل والنهار، ولا يترك الله بيت مدر ولا وبر إلا أدخله الله هذا الدين بعز عزيز أو بذل ذليل عزًّا يعز الله به الإسلام، وذلاً يذل به الكفر»
پيامبر ( صلي الله عليه وسلم ) ميفرمايد : اين دين به جاهايي ميرسد که درآنجا شب وروز رسيده است ، وخداوند هيج منزل شهري ويا اطرافي را بدون اينکه دين خدا در آن داخل شود باقي نمي گزارد ، البته به عزت عزتمندان وذليل شدن ذليلان ، عزتي که خداوند اسلام را ميدهد و ذلتيکه نصيب کفر ميسازد حديث شريف رواه أحمد عن المقداد بن الأسود ختم قصه يوسف استس .
خوب دوست عزيز مسيحی ! اکنون با خواندن اين قصه چه تصور ميکنی که کدام راه را بايد اختيار نمود ، راهی را که اين شخصيت بزرگ اختيار نموده بهترست ويا راه کسانيرا که از تعصب کار گرفته اند ، تصور کن اين داکتر دانشمند چی چيزی را از دست داده ، هيچ چيز را او به حضرت مسيح ايمان دارد ، به اين ايمان دارد که خداوند ( جل جلاله) کتابهايی را فرستاده است ، حقيقت برای چنين اشخاص نسبت به مسلمانان دو اجراست ، اجر اولی شان ايمان شان به دين سابق ، به حضرت مسيح و اجر دوم شان ايمان به قرآن کريم وحضرت محمد(صلی الله عليه وسلم) .
زيرا اين اشخاص زمانی حقيقت را در دين سابق ديدند به آن ايمان آورد ند ولی زمان حقيقت را بخوبی درک نموده ودانستند که در دين سابق تغيراتی آمده ، وانسانهاي خود خواه در آن دست زده اند به دين مقدس اسلام مشرف شده اند .
شايد به نزد شما سوال ايجاد شود که چگونه درمسيحيت تغيير وتبديل صورت گرفته است ؟
بهتر است عنوان پايين را بخوانيد وسپس در مورد خوب فکر کنيد .
نشأت مسيحيت (عيسويت)
نخستين نقطه را كه قرآن عظيم الشان بيان ميدارد اينست كه دين الهي كه توسط پيامبران براي ما وامتان قبل از ما رسيده ، دين مقدس اسلام است ، درمورد دين عيسى (عليه السلام) بايد دانست كه : اسلام دين عيسى عليه السلام وحواريين (پيروانش) بود (وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بِي وَبِرَسُولِي قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ) المائدة /111 و زماني به حواريين وحي فرستاديم كه به من و پيامبرم أيمان بياوريد ، آنان گفتند ايمان آورديم و شاهد باش كه ما مسلمان هستيم .
“And behold! I inspired the Disciples to have faith in Me and Mine Messenger; they said, `We have faith, and do thou bear witness that we bow to Allah as Muslims.'”
موسى عليه السلام نيز مردم را به دين اسلام دعوت مينمود : (وَقَالَ مُوسَى يَاقَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ ) يونس /84 ( موسي گفت : اي قوم من ! هرگاه شما به خدا ايمان داشته باشيد پس بر او توكل نماييد .
Moses said: “O my people! If ye do (really) believe in Allah, then in Him put your trust if ye submit (your will to His).”
در مورد ابراهيم عليه السلام خداوند (جل جلاله) ميفرمايد : (مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنْ الْمُشْرِكِينَ ) آل عمران / 67 ( ابراهيم يهودي و نصراني نبود بلكه مسلمان پاك بود و از جمله مشركان هم نبود )
Abraham was not a Jew nor yet a Christian; but he was true in Faith, and bowed his will to Allah’s (which is Islam), and he joined not gods with Allah.
ازينكه دين تمامي پيامبران از حضرت آدم (عليه السلام) تاحضرت محمد (صلي الله عليه وسلم) دين اسلام بود ، خداوند (جل جلاله) مسلمانان را به ايمان به همه شان مكلف ساخته است :(قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ) آل عمران /84 ( بگو من به الله تعالی و آنچه بر ما و آنچه بر ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، اولاده يعقوب ، موسي ، عيسي و ساير پيامبران از جانب پروردگار نازل شده است ايمان داريم ، ما دربين پيامبران فرقي نميكنيم و به همه مسلمان هستيم . )
Say: “We believe in Allah, and in what has been revealed to us and what was revealed to Abraham, Isma’il, Isaac, Jacob, and the Tribes, and in (the Books) given to Moses, Jesus, and the Prophets, from their Lord: we make no distinction between one and another among them, and to Allah do we bow our will (in Islam
هرگاه دين همه پيامبران الهي اسلام باشد پس مسيحيت را كه بنيان گذاری نموده است ؟
درپاسخ بايد گفت : (( واژه مسيحين بالاي پيروان حضرت مسيح عليه السلام در كنفرانس نيقيا كه درسال 325 م در آسياي صغرى داير گرديد گذاشته شده است ) (1)
________________________________________________
1 – ينابيع المسيحية ، تاليف خواجه افندي كمال الدين ، ص : 74
در كنفرانسيكه در پوهنتون گيرتون در كامبردج تحت رياست استاذ گاردنر داير گرديد يك تن از شخصيت هاي مسيحي بنام ديان انگ اين سؤال را مطرح نمود كه (آيا مسيح مؤسس دين مسيحي ميباشد؟) سپس گفت:عيسى براي معاصرانش به شكل يك پيامبر ظهور نمود ، وهيچگاه از كليساي يهودان سركشي نكرده ، و يا تغييري هم در آن نياورده ، و كدام نظام مخالف آنرا نيز ايجاد نكرده ، بلكه به استقلال روحي با قبول شريعت عصر و كشورش دعوت نمود . (1)
نزول عيسى براي تكميل رسالت موسى
(گمان مبريد كه من آمده ام تا تورات موسى و نوشته هاي ساير انبياء را منسوخ كنم من آمده ام تا آنها را تكميل نمايم و به انجام رسانم ) متى 5/17
حضرت عيسى (عليه السلام) براي تصحيح مفاهيم و معتقداتيكه مورد دستبرد يهودان قرار گرفته بود ، ظهور نمود ، او مردم را به توحيد دعوت نموده وبراي اينكه يهودان بسياري مسايل اخلاقي را فراموش نموده ودين را وسيله خونريزي و قتل گردانيده بودند حضرت عيسى (عليه السلام) ميخواست تا منتهى درجه اخلاق را براي مردم بياموزد و بني اسرائيل راكه از راه حق منحرف شده بودند دوباره به صراط المستقيم رهنمايي نمايد . ولي روح تعصب و خود خواهي يهودان آنانرا نگذاشت كه تمايل به حق نمايند آنان دسايس مختلفي را براي نابودي حضرت عيسي (عليه السلام) استعمال نمودند و خواستند حضرتش را به صليب آويزند ولي خداوند متعال ( جل جلاله ) پيامبرش را از دسيسه آنان نجات داد ، خداوند ( جل جلاله ) پيامبرش از دست يهودان نجات داد و اورا به نزد خود برداشت خداوند ( جل جلاله ) در مورد ميفرمايد : (وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مَا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلا اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا ) النساء / 157 ( سخن ايشان كه ما حضرت مسيح عيسى پسر مريم را قتل نموده ايم ، آنان به يقين او را نكشته اند و صليب هم ننموده مگر اين يك شبهه برايشان بوده ، كسانيكه درين مورد اختلاف نموده اند درشك هستند ، در مورد آن علم ندارند ، آنان فقط گمان هاي خويش را متابعت ميكنند ، ( حقيقت اينست كه ) او را حقيقتا قتل نكرده اند .
That they said (in boast), “We killed Christ Jesus the son of Mary, the Messenger of Allah”; but they killed him not, nor crucified him, but so it was made to appear to them, and those who differ therein are full of doubts, with no (certain) knowledge, but only conjecture to follow, for of a surety they killed him not.
دوستان عزيز! قبل ازينكه من در مورد مسيحيت و عقايد آن منحيث يك انسان بيطرف و حق طلب صحبت كنم ، و حقايقي را كه لازم است يك انسان حق طلب بداند ، و مطابق حقايق روشن مفاهيم حقيقي قرآني و انجيلي را بداند ، لازم است بدانيم كه انجيل جيست ؟
انجيل كه امروز بنام ( انجيل عيسى مسيح ) بزبان فارسي ترجمه شده است ، و مترجم آن در مقدمه كتاب ميگويد كه اين انجيل به دو هزار زبان ترجمه گرديده است .
اين انجيل را كه شما مسيحيان كتاب خدا ميدانيد ، در حقيقت مجموعهء نوشته ها و نامه هايي است كه بعد از انتقال حضرت مسيح ( عليه السلام ) توسط بعضي از اشخاصي نوشته شده كه
مشهور ترين آنها اناجيل چهار گانه است كه توسط چهار شخص بنام هاي متا ، مرقس ، لوقا و يوحنا ميباشد ، اين چهار انجيل قسمتي از ين كتاب را تشكيل ميدهد با قيمانده اين كتاب نامه هاي پولس ، يعقوب ، پطرس ، يوحنا و يهودا ميباشد .
________________________________________________
1- ينابيع المسيحيه ،ص : 74-75
هرگاه انسان براي بار نخست اين كتاب را به مطالعه ميگيرد ، در آغاز به تشويش بزرگي مبتلا ميشود كه اين كتاب را كه پيروان آن بنام (كلام خدا) مينامند ، درحقيقت نامه ونبشته هاي اشخاصي است كه در سخنان خويش قصه هاي زنده گي حضرت مسيح را بيان ميدارند ، كه با خواندن آن انسان به تعجب فر ورفته از خود ميپرسد ، آيا اين كتاب (كتابهاي متا ، مرقس ، لوقا ، يوحيا ، پولس ) و غيره ميباشد و يا هم كتاب خدا .
آيا من منحيث يك باحث و پژوهشكر سخنان شخصيت هاي روحاني را بپذيرم و يا آنچه را فعلا در كتاب مطالعه مينمايم ؟
مشكل ديگريكه براي يك خوانندهء بيطرف پيدا ميشود اينست كه اين كتاب عيساي مسيح را داراي چندين شخصيت معرفي ميدارد ، گاهي او را پسر خدا ، گاهي عين خدا ، گاهي پيغمبر خدا .
آنچه انسان را بيشتر قناعت ميدهد و عقل انسان را پذيرای آن ميباشد اينست كه حضرت عيساي مسيح يك پيغمبر و برگزيده الهي بود كه براي تكميل رسالت موسي عليه السلام فرستاده شده است بياييد درين مورد روايات اناجيل مختلفه را به مطالعه بگيريم و بعد از آن درمورد پيغمبري حضرت عيسى عليه السلام فكر كنيم :
موضوع پيغمبربودن مسيح در اناجيل
دوستان مسيحی : هرگاه شما به کتاب بايبل ( انجيل ) منحيث يک انسان بيطرف وحق طلب نظر اندازيد ، خود ميبيند که انجيل به پيغمبری حضرت مسيح اقرار ميکند ميگويد : هنگاميکه مسيح وارد اورشليم ( بيت المقدس) ميشود ومردم اورا به نام پيغمبرميشناسند . خوب بهترست درين مورد بازهم بايبل (انجيل متى ) را باز نموده اين حقيقت را بخوبی مشاهده نماييم : (مردم ازجلو وازپشت سر حركت ميكردند و فرياد مي زدند ( خوش آمده اي پسر داود پادشاه ! مبارك باد كسي كه به اسم خداوند مي آيد خداي بزرگ اورا مبارك سازد . وقتي او وارد اورشليم شد، تمام شهر به هيچان آمد مردم مي پرسيدند اين مرد كيست جواب ميشنيدند ( اوعيساي پيغمبراست از ناصرهء جليل ) متى 21/ 9- 10 -11
دوست عزيز اگرشما به انجيل متى ايمان داريد ، پس نظر تان در مورد اين عبارت (اوعيساي پيغمبراست از ناصرهء جليل) چيست ؟ شما خود قضاوت كنيد .
يک انسان بيطرف ميگويد : ازينکه در انجيل گاهی عيسا را پسرخدا وگاهی هم پيامبرخوانده است ، بناء از ين ثابت ميشود که در انجيل تناقض و اختلاف وجود دارد ، وهرگاه اين موضوع را به خدا نسبت دهيم و بگوييم اين انجيل با اين اختلافاتش کلام خداوند است ، درحقيقت خدا را متهم نموده ايم ، زيرا خدا درکتاب خود ، گاهی او را پسر وگاهی هم پيامبرمعرفی ميکند ، آيا به اين آيت ايمان بياوريم ، وبگوييم که عيسا پيامبراست ، ويا به آيات ديگری که ميگويند عيسا خدا ويا پسر خدا ست ، کدام را عقيده کنيم ، واگر منحيث يک انسان خدا پرست عقيده کنيم ، ميگوييم : خداوند بزرگ که عالم به همه اموراست هيچگاهی اشتباه نميکند ، پس حقيقت چيست ، دو امرشده ميتواند که يا موضوع خدا بودن مسيح در داخل انجيل شده است ، که اين به حقيقت نزديک است ، ويا اينکه اين آيت انجيل که به پيغمبری عيسی دلالت ميکند ، در انجيل داخل شده است که درصورت اقرار به اين انجيل تغيير داده شده ، وسخنان اضافی در او آورده شده است ، ولی درينجا يک حقيقت ثابت ميگردد وآن اينکه انجيل را نميتوان مطلقا انکار نمود ، زيرا دربسا از آيات انجيل که دست انسانها به آن نرسيده است ، همان حقيقت اصلی موجود است ، و آن اينکه عيسای مسيح رسول وپيغمبرخداست ، درين هم حکمت خداوند است تا انسانهای عاقل و دانشمند را که با عقل ودانش خود بدون تعصب اين قسمت انجيل را ميخواند ، سپس به حقيقت قرآنی که درين مورد صراحت دارد تسليم ميگردد :
قرآن عظيم الشان در مورد شخصيت عيسى عليه السلام ميفرمايد 🙁 وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَابَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ) الصف /6
And remember, Jesus, the son of Mary, said: “O Children of Israel! I am the Messenger of Allah (sent) to you, confirming the Law (which came) before me, and giving Glad Tidings of a Messenger to come after me, whose name shall be Ahmad.” But when he came to them with Clear Signs they said, “This is evident sorcery!”
مسيحی عزيز : هر گاه در مورد نص قرآن و نص انجيل فکرنما ِيی خواهی يافت که حضرت مسيح عليه السلام پيامبر خداست .
پولس نخستين بنيان گذار عقيدهء تثليت
اکنون سوال ايجاد ميگردد که هرگاه دين تمامی پيامبران يکی باشد ، و حضرت مسيح پيامبرخداوند است ، پس موضوع عقيده تثليث (خدا پدر ، پسر وروح القدس) از کجا پيدا شده است ؟
درين مورد بايد گفت که : حضرت عيسای مسيح يک پيامبر يکتا پرست بود ، او مردم را به عبادت خداي يکتا دعوت مينمود ، ولی يكي از دشمنان خطرناك حضرت (عيسى عليه السلام) و پيروانش شاوول طرطوسی(پولس) بود ، او كه يهودي متعصب و يكي از فرمان دهان جنگ سالار يهود ي بود و هزاران پيروموحد و يکتا پرست حضرت مسيح (عليه السلام) را به قتل رساند .
اين سخنان را من نميگويم بلکه اين حقيت درصفحه 164 در اعمال رسولان 8 چنين نوشته شده است : (( پولس با کشته شدن استيفان کاملا موافق بود ، از آن روز به بعد ، شکنجه وآزار ايمانداران کليسای اورشليم شروع شد بطوری که همه يهوديه وسامره فرار کردند ، فقط رسولان در اورشليم باقی مانند …. 3 اما پولس همه جا ميرفت وديوانه وار ايمانداران به مسيح را تار ومار می کرد حتی وارد خانه های مردم می شد ومردان وزنان را به زور بيرون می کشيد وبه زندان مي انداخت )) انجيل عيسای مسيح ص : 164 .
پولس بعد ازکشتن واذيت پيروان عيسای مسيح که همه يکتا پرست بودند و به پيامبری وي ايمان داشتند ، بدين نتيجه رسيد كه جنگ مسلح او را به هدف نميرساند و خواست دين توحيد حضرت عيسى و حواريين اش را از داخل ضربه زند و يا به عباره ديگر جنگ فكري را آغازنمايد و براي رسيدن به اين هدف كتب عقايد و فلسفه هند ، اغريق ، يونان و غيره را مطالعه نمود او در خلال اين كتب دريافت كه در هند قديم مردم به عبادت سه خدا معتا د بوده اند وفلاسفه قديم نيز در شناخت خالق نظرياتي داشته اند كه همه در نيمه راه با قيمانده اند ، زيرا براي رسيدن به خالق جهان عقل مرجع خوبي بوده و لي براي تصور ذات خداوند متعال عقل عاجز بوده لازم است انسان به وحي الهي رو آورد . ولي بر عكس براي فساد عقدي لازم است تا شكوكي را در توحيد ايجاد نمود ووحي الهي را مخدوش نموده و پيامبران را از مقام بشريت به الوهيت رسانيد ، و بنام دوست تيشه به ريشه دين زد ،روي اين هدف بالأخره روزي برخواسته و با لباسهاي فقيرانه در مقابل مردم ظهور نمود و مردم كه او را ميشناختند ، او را در ميدان هاي جنگ و نبرد عليه مؤمنين با لباسهاي عسكري با حشمت و دهشت و حالت اجتماعي نهايت مستمند ديده بودند ، همه به تعجب فرو رفته از او علت را پرسيدند : كه چگونه در يكشبانه روز حالت وي دگرگون شده از سلطنت به مسكنت رو آورده ؟ او طرح خصمانه خويش را در لباس دوستان و مظلومان چنين تبارز داده گفت : دوش به بياباني در شام در حركت بودم كه ناگهان ندايي از آسمانها مرا توقف نمود و خطابم کرد كه اي پولس ! چرا بنده گان بيچاره ام را اذيت مينمايي و چرا عناد و دشمني ات را با اين مظلومان اعلان نموده اي و آنان را به خاك و خون ميكشاني ؟ پرسيدم : حضرت تان كي و از بنده چي ميخواهيد ؟ گفت : من عيساي مسيح هستم كه خداي انسانها و پسر خدا ميباشم و اكنون در پهلوي پدرم نشسته ام و احوال بنده گان را مراقبت ميكنم .من با او تعهد نمودم كه منبعد بنده گانش را ازيت نميكنم و خودم نيز توبه نموده در زمره بنده گان او در آمدم .
پولس ادعا نمود كه حضرت عيسى( عليه السلام) پيامبر الهي نبوده بلكه پسر خداست ، و ازينكه پسر خدا با من صحبت نمود بناء خدا بجز پيامبران با كسي ديگري صحبت نميكند و من هم اكنون پيامبر هستم ، پولس يهودي بدين طريقه ادعاي نبوت نمود ، و يك سلسله از عقايد را در دين داخل نمود كه حضرت عيسى (عليه السلام) از آن بري بوده و ميباشد .
شايد در فکر شما چنين خطور نمايد که اين قصه را شايد دشمنان مسيحيت ساخته اند ، وياهم شايد مرا متهم کنيد که اين قصه را خودت اختراع نموده ای ، وياهم ازکتاب کدام مسلمان گرفته باشی ، من اين سخنان را از کتاب بايبل خود تان گرفته ام ، وشما هم بياييد اين حقيقت را از خود کتاب بايبل مطالعه نماييم ، وسپس فکر کنيم که اين قصه چقدر واقعيت دارد .
من نويسنده اين متن که اکنون بالای کمپيوترم نشسته ام کتابی را در مقابلم ميبينم که به زبان فارسی ترجمه شده است ، من اين کتاب را ازيکتن از دوستانم که همسايه ام ميباشد وکتابفروشی دارد بنام شيراحمد بدست آوردم ، اين کتاب به نام (انجيل عيسای مسيح) عنوان دارد که ذر تحت آن نوشته شده ( ترجمه تفسيری) . در مقدمه کتاب که بنام ( پيشگفتار) است نوشته اند که :
انجيل عيسی مسيح تا بحال به بيش از دو هزار زبان و گويش ترجمه شده و در دسترس خواننده گان از نژاد های مختلف دنيا قرار گرفته است … اين متن که حالا در دست شما ست سومين ترجمه انجيل به زبان فارسی است کد
اکنون صفحه 166 اين کتاب را باز نمودم ، درينجا در بالای صفحه نوشته است اعمال رسولان و دروسط صفحه عنوانی را تحت ( پولس دشمن مسيح ، پيرو مسيح ميشود)
(( واما پولس که از تهديد وکشتار پيروان مسيح هيچ کوتاهی نميکرد ، نزد کاهن اعظم اورشليم رفت واز او معرفی نامه هايی خطاب به کنيسه و عبادتگاه های دمشق ، پايتخت سوريه خواست تا ايشان با او در امر دستگيری پيؤوان عيسی ، چه مرد وچه زن ، همکاری کنند و او بتواند ايشان را دست بسته به اورشليم بياورد .
3 پس او رهسپارشد ، در راه ، در نزديکی دمشق ، ناگهان نوری خيره کننده از آسمان گرداگرد پولس تابيد ، 4 بطوری که برزمين افتاد و صدايِ شنيد که به او ميگفت پولس ، پولس ، چرا اينقدرمرا رنج ميدهی ؟
5 پولس پرسيد : آقا شما کيستيد ؟ آن صدا جواب داد :من عيسی هستم ، همان کسی که تو به اوآزار می رسانی ! اکنون بر خيز به شهر برو ومنتظر دستور من باش … آنگاه به کنيسه های يهود ))
پولس چرا چنين ادعا نمود ؟ برای اينکه عقيدهء توحيد را به به تثليث (سه خدايی) تبديل نمايد ، عقيده پدر ، پسر وروح القدس .
اکنون شما خود تان درين مورد فکر کنيد که آيا ممکن است که خدای يگانه از سه بخش تشکيل شده باشد، وهمين علت است که بسياری از مسيحيان دانشمند ازين عقيده رنج برده بالآخره عقيده توحيد ويکتا پرستی دين اسلام را که دين تمامی پيامبران است پذيرفته اند .
شخصيت پولس در انجيل : دوست عزيز ! هرگاه شما درمورد تمامی پيامبران از آدم گرفته تا محمد (عليهم السلام) فکرکنيد ، وشخصيت آنانرا در کتابهای آسمانی مطالعه کنيد ، ميبيند که آنان انسانهای پاک بودند ، ومسلمانان به معصوم وپاک بودن تمامی پيامبران حتا ازگناهان کوچک متيقن بودند ، زيرا خداوند متعال کسانی را برای نشر رسالت آسمانی اختيارنموده است که پاکی واخلاق وی سبب ايمان ديگران شده است ، تمامی آنان خود را قربان نموده ، عذابها را ازدست بی ايمان ها کشيده اند ، وبخاطر اثبات اخلاص آنان قصه هايِ داريم که ثابت ميکند که آنان در راه خدا آماده همه قربانی ها بودند ، آنان پاک تولد شدند ، پاک زنده گی نمودند ، وپاک مرده اند ، تاريخ زنده گی هرکدام دارای پاکی است زيرا خدای پاک ، انسانهای پاکی را برای دعوت به يکتا پرستی تعيين نموده است . اما اگرشما انجيل را با دقت وتفکير مطالعه نماييد ، شخصيت پولس را که بعدها بنام پولس رسول گفته ميشود ، مخالف تمامی پيامبران بيان داشته است ، او را قبل از ادعای پيامبری منحيث يک انسان قاتل معرفی کرده که حقيقتا هم يک قاتل بوده است شما لطفا صفحه 166 اين کتاب را باز نماييد : درينجا در بالای صفحه نوشته است اعمال رسولان و دروسط صفحه عنوانی را تحت ( پولس دشمن مسيح ، پيرو مسيح ميشود)
(( واما پولس که از تهديد وکشتار پيروان مسيح هيچ کوتاهی نميکرد ، نزد کاهن اعظم اورشليم رفت واز او معرفی نامه هايی خطاب به کنيسه و عبادتگاه های دمشق ، پايتخت سوريه خواست تا ايشان با او در امر دستگيری پيؤوان عيسی ، چه مرد وچه زن ، همکاری کنند و او بتواند ايشان را دست بسته به اورشليم بياورد .))
درصفحه 164 در اعمال رسولان 8 چنين نوشته شده است : (( 8 پولس با کشته شدن استيفان کاملا موافق بود ، از آن روز به بعد ، شکنجه وآزار ايمانداران کليسای اورشليم شروع شد بطوری که همه يهوديه وسامره فرار کردند ، فقط رسولان در اورشليم باقی مانند …. 3 اما پولس همه جا ميرفت وديوانه وار ايمانداران به مسيح را تار ومار می کرد حتی وارد خانه های مردم می شد ومردان وزنان را به زور بيرون می کشيد وبه زندان مي انداخت )) انجيل عيسای مسيح ص : 164 .
اين شخص که ازکشته شدن مومنان دريغ نميکرد ، هم به قتل رضايت داشت ، وهرجاييکه مومنان را دستگير مينمود ، آنانرا تار ومار ميکرد ، آيا ممکن است که خداوند مهربان قاتلی را برای نشر رسالت رحمت و اخوت اختيار نمايد ، انسانيکه تاريخ حياتش در خونريزی ها سپری شده است ؟
هرگاه با بيطرفی نظر کنيم ، مشکل است .
پولس چی کرد ؟
پولس خواست تا عقيدهء توحيد را متزلزل سازد ، زيرا اصل عقيده تمامی پيامبران عقيدهء توحيد(يکتا پرستی) است ، وزمانی انسان از يکتا پرستی دور شد ، مشرک ميشود ، وبه خداوند متعال (جل جلاله) شريکانی را ميسازد ، خواه اين شرک بصورت انسان ويا کدام زنده جان ديگری به خداوند(جل جلاله) نسبت داده شود ، ويا کدام صفات خداوند(جل جلاله) مانند صفات انسانها بيان گردد ، وياهم به غير خدای واحد به کسی ديگری عبادت صورت گيرد واز وی استعانت وکمک خواسته شود ويا هم پرستش کدام بت و مجسمه باشد .
پولس خداي يکتا را مانند انسانها بيان ساخت ، اورا به داشتن پسر متهم نمود . و با گذشت زمان مثلا امروز ميبينيم که شما مسيحيان محترم ، خداوند متعال (جل جلاله) را فراموش نموده ، صرف حضرت مسيح را با نشان صليب اش پرستش ميکنيد .
درينجا به گونه مثال ميتوان بعضي از نصوص بايبل را نقل نمود :
در انجيل يوحنا باب هفدهم آمده است (خدا پدر عيسى است و عيسى پسرگرامي خدا است) در رسالهء اعمال رسولان باب نهم آيت ششم آمده : (نه بلكه خدا همان خود عيساست . شائول گفت : خداوندا توكيستي ؟ خداوند كفت من آن عيسا هستم )
انجيل متى فصل سوم آيت شانزدهم آمده است : ( اما عيسا چون تعميد يافت فورا از آب برآمد و روح خدا را ديد كه مثل كبوتري نزول كرده و بروي مي آيد أنگاه ندايي از آسمان رسيد كه : اينست پسر گرامي من كه از او خشنودم )
در رساله روميان باب پانزدهم آيت هفتم آمده ( بنابرين يكدل و يكزبان خدا و پدر خداوند ما عيسا را تمجيد كنيد )
در رساله غلاطيان باب چهارم آيت چهارم ذكراست: ( لكن چون زمان به كمال رسيد خدا پسر خود را فرستاد كه از زن زاييده شد )
بدين شكل پولس يهودي آنانرا به شرك كشانيد ، پيامبر خدا را بنام پسر خدا قلمداد نمود ه او را شريك سلطنت الهي نمود و آهسته آهسته نشان صليب را چنان در بين آنان بخش نمود كه حالا اكثريت آنان نام خداوند يكتا را بزبان نياورده همه عيساي مسيح را ميپرستند ، كليسا را از حالت اولي اش تغيير داده و به عوض عبادت خداوند يكتا به عبادت حضرت عيسا مبدل نموده و مجسمه به دار آويخته شده عيساي مسيح را بداخل كليسا نمودند .
ادعاي پولس توسط موحدين (حواريين عيسى عليه السلام ) مورد انتقاد قرار گرفت وخلاف ميان مؤمنان موحدو پيروان پولس آغاز يافت ،و چندين سال دوام نمود و آريوس موحد يكي از معترضين عقيدهء تثليث ( سه خدايي) بود و سرسختانه با كليسا مبارزه مينمود وازينكه پيروان پولس به اساس نيرنگ هايش دين را مخصوص خدا و دولت را مخصوص امپراطور ميدانستند و براي امپراطور دست آزادي براي قانون گذاري و برده سازي داده بودند امپراطوران وقت نيز براي منافع خود پيروان پولس را تاييد مينمودند وزمانيكه اين خلافات و گفتگو ها بين موحدين و پيروان پولس جريان داشت امپراطور وقت با مشوره پولسيان كنفرانس بزرگي را داير نموده و از همه خواست تا با اسناد دست داشته خويش براي اثبات عقيده شان در ين كنفرانس اشتراك نمايند تا در نهايت تصميم قطعي اتخاذ گردد .
موحدين مؤمن نسخ اصلي انجيل را با خود اخذ نموده براي اثبات اينكه خداوند يكي و يگانه است شريك و مانند نداشته از پدر ، پسر ، وشريك مبرا ميباشد و حضرت عيسا (عليه السلام) پيامبر خدا و مخلوق ميباشد و دين عيسا (عليه السلام) همان ديني است كه براي آدم و ابراهيم (عليهما السلام) وحي گرديده است در كنفراس حاضر گرديدند ، پيروان پولس نيز براي دفاع از عقيده مشركانه سه خدايي درين كنفرانس شركت ورزيدند أين كنفرانس كه بنام كنفرانس نيقيه ( نيكايا ) در تاريخ ذكراست ، برياست امپراطور وقت و اراكين حكومتش داير گرديد و بعد از بحث و مناقشه امپراطور كه قبلا توسط پيروان پولس پلان شده بود فيصله نمود كه تمام اسناد دست داشته موحدين كه نسخ اصلي انجيل است حريق گردد و موحدين دانشمنديكه براي دفاع از عقيده توحيد درين مجلس هستند همه در سالون كنفرانس اعدام گردند و بعد از قتل موحدين و حريق نمودن نسخ انجيل فيصله نمودند كه بعد ازين دين امپراطوري همان عقيده پولسي بوده وبه سه خدايي رسما اعتراف نمودند كه در قسمتي از قطعنامه آمده است :
( ما ايمان داريم به خداي واحد پدر قادر مطلق خالق همه چيزهاي ديدني و نا ديدني و به خداوند واحد عيساي مسيح پسرخدا مولود از پدر يگانه ، مولودي كه از ذات پدر است خدا ازخدا نور از نور ، خداي حقيقي از خداي حقيقي كه مولود است نه مخلوق )

16 نظرات
  1. Robertfek می گوید

    I have found plenty of helpful information on your site particularly this page. Many thanks for sharing.
    http://www.halohans.tv/?p=1175
    http://www.arzura.com/college-paper-world-original-papers-and-35/

  2. MosesHat می گوید

    I glanced through this amazing site and there is so much useful info, bookmarked 🙂
    http://uwrobotics.uwaterloo.ca/index.php/2017/02/09/professional-custom-writing-service-essay-writing-26-2/

  3. Herbertnah می گوید

    This is a good article. This site has lots of interesting things, it made it easier for me in many ways.
    http://orderessayonline1.host-sc.com/2018/02/08/exactly-where-to-locate-professional-essay-writers/

  4. Herbertnah می گوید

    I’m amazed. I do not think I’ve met anyone who understands as much about this as you do. You need to make a career of it, seriously, amazing blog
    https://batdelicateunknownbouquet.tumblr.com/post/170649434321/your-professional-writing-service-number-1

  5. Keluarga Annisa Pohan می گوید

    aulia sarah quin
    pacar randy pangalila
    rumah baru uya kuya
    http://tinyurl.com/y75qn8o2 novi amalia photoshoot
    ricky cuaca iphoneogram

  6. Herbertnah می گوید

    it’s a really great site!So much useful information and handy tips, bless you =)
    https://www.dailystrength.org/journals/high-quality-papers-for-students

  7. Ronaldfuete می گوید

    hOur company offers herbal pharmacy. Visit our health contributing website in case you want to look better. http://n9.somabuynowonline.com/it/costo-soma-originale-in-farmacia-33416.html Our company provides a wide variety of health and related products. Look at our health contributing site in case you want to improve your health. http://m93s.somabuynowonline.com/fi/halpoja-carisoprodol-romaneasca-13781.html Our company offers safe non prescription products. Take a look at our health contributing site in case you want to feel better. http://4az.somabuynowonline.com/fi/soma-verkossa-fc-20136.html Our company provides supreme quality non prescription products. Look at our health contributing portal in case you want to look better. http://p2s2.somabuynowonline.com/no/salg-carisoprodol-per-pill-13941.html Our company offers a wide variety of non prescription products. Visit our health contributing website in case you want to feel healthier. http://1mw8.somabuynowonline.com/es/foro-soma-sin-receta-88865.html Our company provides a wide variety of non prescription products. Take a look at our health website in case you want to look healthier with a help general health products. http://t4.somabuynowonline.com/fi/jotta-soma-email-36369.html
    Our company provides a wide variety of non prescription drugs. Visit our health website in case you want to strengthen your health with a help of general health products. http://9ms.somabuynowonline.com/en/soma-online-mdiv-10032.html Our company provides generic pills. Look at our health contributing portal in case you want to feel better. http://70rt.somabuynowonline.com/nl/kopen-soma-brez-34299.html Our company offers a wide variety of non prescription products. Visit our health site in case you want to look healthier with a help generic supplements. http://o9.somabuynowonline.com/sv/bestaella-carisoprodol-drops-24257.html Our company provides herbal pharmacy. Visit our health contributing site in case you want to feel better. http://q4t.somabuynowonline.com/nl/kopen-soma-valeri-98819.html Our company offers safe non prescription products. Visit our health contributing portal in case you want to strengthen your health.

  8. Nancyodoto می گوید

    Sorry for off-topic, I am thinking about creating an enlightening site for kids. Will probably commence with submitting interesting information just like”Sex is biochemically no different from eating large quantities of chocolate.”Please let me know if you know where I can find some related information such as right here
    http://www.darcimoveis.com.br/2018/03/12/specialized-internet-report-posting-service/

  9. Mariotig می گوید

    I like to get my inspiration from really meaningful phrases said by truly great people like “The greatest happiness of the greatest number is the foundation of morals and legislation”, do you know where I can find thematic compiltaions of those?
    http://www.sviluppoinsiemesivince.ro/essay-asst-blank-require-help-penning-a-good/
    http://eyesoptics.com/timely-college-essay-writing-help-excellent-on-the/
    http://ctfperu.com.pe/help-me-do-my-paper-now/cheap-essays-reasonable-unique-papers-space/
    http://dias-bg.com/buy-an-report-internet-based-for-reasonable-24/
    https://ansrcare.com/2018/03/23/consider-one-more-time-before-you-can-cover-paper/

  10. Mariotig می گوید

    I like to get my inspiration from really meaningful phrases said by truly great people like “Good and evil, reward and punishment, are the only motives to a rational creature”, do you know where I can find thematic compiltaions of those?
    http://www.clinmahaut.com/2016/02/10/be-sensible-choose-purchasing-essays-online-you/
    https://caribia.no/the-purdue-owl-basic-writing/
    http://activept.com.au/most-effective-american-documents-learn-on-line/
    http://tenutarampanti.com/custom-essay-papers-for-students/
    http://www.marcinbus.pl/essays-and-its-changing-elements-of-importance/

  11. ZacharyAdvef می گوید

    I like to get my inspiration from really meaningful phrases said by truly great people like “Man is condemned to be free”, do you know where I can find thematic compiltaions of those?
    http://nanortaliktourism.dk/on-the-web-essay-or-dissertation-benefit-1485

  12. Jaizepew می گوید

    buy viagra from a us certified pharmacy lowest prices
    http://viagrawithoutdoctorstore.com – viagra without doctor
    using viagra
    viagra without a doctor prescription
    – buying viagra over the counter us pharmacy
    viagra 20mg canada display topics from previous

  13. ZacharyAdvef می گوید

    I like to get my inspiration from really meaningful phrases said by truly great people like “Only one man ever understood me, and he didn’t understand me”, do you know where I can find thematic compiltaions of those?
    http://megaacademy.com.tr/dynamic-dissertation-authoring-simply-by/

  14. Stekljannye Banki Optom می گوید

    Банки и крышки оптом в Твери
    ]на сайте
    http://tverbaza.ru/images/stories/virtuemart/product/tvist500.png
    Привычные банки стеклянные Данная категория стеклобанок для всевозможных заготовок используется, vкак правило, с металлическими крышками. В этих банках в супермаркетах продаются варенье, компоты и пр. Наши стеклянные банки универсальны и долговечны. Они имеют стандартные размеры – от 250мл до 10л. Для хранения зимних заготовок можно использовать не только новые стеклянные банки, но и б/у. Главное, чтобы на них не было никаких трещин. Приобретая металлические крышки, предпочтение следует отдать крышкам с желтоватым внутреннем покрытием. Они не ржавеют при продолжительном хранении припасов в влажных условиях, не темнеют от соков и уксуса. Важно, чтобы цельность покрытия крышек не была нарушена. Особенно важно правильно подобрать оптового поставщика банок для заготовок и закаточных крышек. В Тверской области самые дешевые и качественные банки для заготовок и СКО крышки для них можно заказать на Тверском складе tverbaza.ru Обычная секлобанка прекрасно подходит для хранения ягод, огурцов и разных вкусностей. Эти рецепты являются многократно испробованными и имеют определенные составы. Следовательно, использование обычной стеклянной банки станет хорошим вариантом для Тверской мастерицы. Стеклянные банки с вынтовыми крышками Подобные стеклобанки очень удобны в заготовках. Но здесь особенно важно смотреть за состоянием крышки, поскольку со временем она становится тоньше. Винтовые крышки используются где-то 2-4 сезона. Самые качественные и дешевые крышки стоит приобретать на оптовом складе в Твери tverbaza.ru на сайте

  15. ZacharyAdvef می گوید

    I like to get my inspiration from really meaningful phrases said by truly great people like “We live in the best of all possible worlds”, do you know where I can find thematic compiltaions of those?
    http://www.one21designs.co.uk/essay-writing-solutions-from-us/selecting-a-quality-higher-education-term-paper/

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.