احمق تا در جهان است مفلس در نمی‌ماند!

0 1,014

:- :نوشته: از ذبیح الله ظاهری
در سرزمینی هستم که عده ای از باشنده گانش مقلد کوراند حتی در بعد دینی و باورهای عقیده تی شان، به ندرت میتوان یافت کسی را که زنده گی اش استوار بر فهم و منطق اسلامی باشد تا در روشنایی آن مفاهیم اصیل اسلامی خویشتن و زیردستان شان را از انحطاط عقیدتی و فکری حفظ نمایند. بدیهی است وقتی در همچون یک جامعه ی که جهل و نادانی از یکطرف و موجودیت شکارچیان ماهر و چابک از طرف دیگر تعدای زیادی از باشنده گان این مرز و بوم را وادار به انجام کارهای میکند که زبان زد دیگران میشود موجودیت خرافات را نمیتوان انکار نمود. دردیار من دردهای بی شمار اند که صحبت در مورد همه شان امکان ناپذیر است، ولی یکی از دردهای ملتم در این روزها که بیشتر از پیشتر مورد توجه قرارگرفته نفع زیادتر آن به نحوی به دشمنان ما رسیده و نقص بیشتر آن متاسفانه به ما میرسد و آن هم موجودیت تعدادی از کسان تحت نام ( ملا های تعویذی و یا ملا های جن گیر همراه با مشتریان روز افزون شان) می باشد در صورتیکه ایشان دین فروشی بیش نیستند و واژه ملا اصلا هیچ ارتباطی به آنها ندارد چون ملا به معنی مملو یعنی پر از علم دین است درحالیکه این دین فروشان حتی ابتدایی ترین علم دین را ندارند. مشکل اینجاست که اکثریت مردم عام هنوز هم ظرفیت تفکیک دادن چنین دجال ها را با علمای ربانی و حقانی شان ندارد و همه ی شانرا در یک پله ترازو وزن میکنند. روشن کردن این نکته هم ضروری است که براساس عقیده ما (اهل سنت و الجماعت) همه ی مخلوقات خطا کاراند مگر سه طبقه که معصوم اند ” پیامبران الهی علیهم السلام، فرشته گان و اطفال”. این را هم باید گفت که فقهای شریعت اسلامی دم و دعا کردن را جواز دانسته اند مگر تازمانیکه از چوکات اسلام بیرون نباشد با درنظرداشت این موضوع که نباید اشخاص معین در جاهای معین مشغول این کار باشد به خصوص فقهای احناف به این موضوع تاکید نموده اند. حالا اکثریت کسانیکه به نام های مختلف دکان تعویذ دارند دیده شده که مخالف اساسات اسلامی عمل میکنند البته فراموش نباید کرد که بالای مشریان طوطی صفتان شان چون اکثریت مشتریان هم جهال معض اند که نمونه های آن در اطراف مان فراوان اند. امروزه اگر پول شخصی دزدی میشود همه در فکرشان رفتن نزد آن پیش گو است که شخص دزد را برای شان پیدا کند، امروزه اگر کاسبی رونق در کارش نیست بازهم نزد به اصطلاح ملاه صاحب یا آغاصاحب رفته تا تعویذ گشایش کار برایش دهد، امروزه اگر زن و شوهری بنابر خواست الله سبحانه و تعالی صاحب طفلی نمیشوند باز هم نزد چنین اشخاص مراجعه میکنند، امروزه اگر خانم باشوهرش اندکی رفتار بد کرد هنوز هم نزد همان شخص میروند، امروزه داریم کسانی را که حتی از کابل به ولایات و ولسوالی های دور میروند که بند ما نزد آن ملاه صاحب است، و امروزه اگر…………….. و درنتیجه هم پول شان ضایع شده و در بعضی حالات ایمان شان را هم به باد هوا میدهند که گناه چنین باورها بارها و بارها توسط علمای واقعی با استناد ازقرآن و سنت بیان گردیده ولی کجاست گوش شنوا. پس بعد از داشتن چنین مشتری های نادان و احمق که حاضر به هر کاراند خوب نمیتوان انتظار داشت که صاحب دکان فرشته گونه رفتار نماید. باز اگر آن جناب در ران های دختر،همسر و خواهر شان آیاتی از قرآن عظیم الشان (العیاذ بالله که این کفر آشکار است) و یا آیات قرآن را با خون مینویسند ویا از آنها گوسفند سیاه و مرغ سفید و چیزهای دیگر میخواهند. و یا به بهانه کشیدن جن مشتری خود را لت و کوب میکنند بعدا به یکباره گی سر و صدا کرده و حتی موضوع را به رسانه می کشانند تا بی گناهی خویش را آشکار سازند در حالیکه ایشان خود مجرم اند و هیچ کسی نیست که بپرسد آیا به زور نزدش رفته بودی؟ یا که نشه بودی؟ و یاهم دیوانه درحالیکه هیچکدام بلکه به خواست خود رفته اند. حالا وقتی چنین اتفاقات به رسانه های تصویری، صوتی و چاپی میرسد کی بیشتر فایده میکند؟ نخستین نفع چنین اخبار از نظر من به دشمنان ما میرسد چون به شکلی پراگنده گی مسلمین به نمایش میگذارد همچنان نسبت دادن همچو خرافات به اسلام عزیز و مسلمین در حالیکه اسلام از داشتن چنین پیروان بیزار است و حتی چنین پیروان را نفرین نموده است. از جانب دیگر انتشار این نوع اخبار به شکل گسترده دیگر اقشار جامعه را نسبت به علما، احکام دین و بلاخره چنگ زدن به ریسمان الهی بی باور ساخته و درنتیجه آنها هم در همه جا به علمای شان توهین میکنند چون توانایی فکری شان آن قدر ضعیف است که فرق بین دین فروش و عالم واقعی را نمیدانند. شاید هنوز زود باشد ادعاکرد که وقوع چند حادثه در یک سال اخیر به خصوص تجاوز بر دختران توسط امامان همان مساجد یکی از دسایس تازه و یکی از پروژه های نو دشمنان مان باشد تا مردم مسلمان افغانستان را از تربیت اسلامی شان دور سازند ولی بعید هم نیست، به یاد داریم سال گذشته خبری در مورد تجاوز امام مسجدی در ولایت کندز بر دختر خورد سالی نشر شد ولی بعد از گذشت ماه ها ثابت شد که آن حادثه اصلا در مسجد رخ نداده و فاعل هم امام نبود که این گمان را تقویه میکند گویا پروژه ی جدیدی راه اندازی شده تا اطفال مان را از فرستادن به مساجد منع کنند. ولی در عین حال نمتوان معصوم بودن علمای مساجد و حفاظ را ثابت کرد درحالیکه در اسلام اگر عملی حرام است هم بر علما حرام است و هم بر عوام. به نظر میرسد زدودن چنین خرافات از جامعه تا حدی ناممکن باشد از آنجاییکه تعداد زیادی از مردم با رفتن نزد این دجالان در حقیقت بیانگر اینست که آنها (مردم و دین فروشان) هیچگاه خواهان از بین رفتن ای
ن همه خرافات نیستند چون به معنی تعطیل کردن بازار شان است. ولی کسانیکه با دیدن چنین خرافات در اطراف شان احساس ناراحتی میکنند، و با موجودیت همچون خرافات افسرده شده و میدانند بودن این چنین مسلمان خیلی ها ضربه مهلکی بر پیکر جامعه اسلامی ما زده و چهره اسلام ناب را به شکلی خدشه دار می سازد و بلاخره مبارزه در برابر این نابسامانی ها را وظیفه شرعی خویش میدانند پس به هرطریقه ممکن چی در محله و یا در محیط کاری و حتی در میحط درسی دیگران را آگاه ساخته تا باشد که آهسته آهسته روزی شاهد برچیدن این همه خرافات از جامعه مان باشیم یا اگر هم نتوانستیم جامعه را از وجود این دجالان که در حقیقت چهره علمای ربانی را در اذهان دیگران زشت جلوه داده اند پاک کنیم حد اقل منحیث یک فرد بیدار مسولیت فردی خویش را در مقابل این پدیده زیان آور ادا کرده باشیم تا دلیلی برای مان در روز قیامت باشد. ادامه دارد……….. نوت: با نشر این مطلب دیگران را هم یاری رسانید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × 4 =