کشت موی سر از منظر فقه اسلامی

0 1,218

احکام فقهی در مورد کشت موی سر
تحقیق و نگارش: نورالله کوثر
کاشت مو به تکنیک جراحی گفتته می ‌شود که در آن ریشه ‌های مو، تک تک از ناحیه اهداء کننده به ناحیه در حال ریزش و یا خالی از مو برده می‌شوند.
از این روش بیشتر برای درمان ریزش موی مردانه استفاده می ‌شود و طی آن ریشه‌ هایی که به صورت ژنتیکی در مقابل ریزش مقاوم هستند به ناحیه طاس(کل و بی مو) برده می‌ شوند. بعلاوه از این روش برای بازسازی ابرو، مژه، محاسن، موهای سینه و ناحیه تناسلی و پوشاندن محل زخمهای ناشی از تصادف و یا جراحی مانند کشیدن پوست و کاشت موهای قبلی استفاده می‌شود. کاشت مو با پیوند پوست متفاوت است.
در هر پیاز مو ۱ تا ۴ رشته مو رشد می‌کند. امروزه در پیشرفته ترین روشهای کاشت مو، پیاز مو را دست نخورده انتقال می ‌دهند. نتیجه این کار ظاهر طبیعی تر موهای کاشته شده ‌است. این روش کاشت (Follicular Unit Transplantation) و یا بصورت کوتاه شده (FUT) نامیده می‌شود. موهای اهدایی به دو روش کاملاً متفاوت جمع آوری می‌شوند( ۱).
طب در سال های اخیر به فکر کاشت مو های خراب شده و ریزیده ای بدن و یا از دست رفته می باشد. لذا می خواهند تا بتوان سلول های زایگر را که می توانند هر بافتی را تولید نمایند شناسایی کرده و آنها را برای تولید اعضای از دست رفته به کار گیریم تحول شگرفی ایجاد خواهد شد. نام این سلول ها که می توانند هر بافتی را تولید نمایند سلول های بنیادی است.
منشاء سلولهای بنیادی یا از تخم (zygote) و یا از سلولهای جنینی (بلاستوسیت) و یا از سلول های زایگر شخص پس از تولد می باشد و بر حسب آن که آنها را در چه محیطی کشت و پرورش دهیم یا به چه بافتی تزریق کنیم سلول های خاصی را به وجود می آورد.
سلولهای بنیادی را به سه دسته تقسیم می کنند:
تاتی پتانسیل که منشاء جنینی دارند و به همه سلول ها تبدیل می شوند و آنها را باید از جنین یا بند ناف گرفت.
سلول های پلوری پتانسیل که به خیلی از سلول ها تبدیل می شوند و از جنین در مرحله ای که شامل هشت سلول است گرفته می شود.
سلول های مولتی پتانسیل که به انواع خاصی از سلول ها تبدیل می شوند. نمونه آنها سلول های مغز استخوان و سلول های بالژ فولیکول مو است که منشاء جنینی ندارند و در بدن هر شخص به فراوانی یافت می شوند( ۲).
سلول های بالژ هم رو به بالا رفته و کراتینوسیت و ملانوسیت یعنی اپیدرم را می سازد و هم رو به پایین رفته و به کمک سلول های همبندی پیاز مو را می سازد. برحسب بعضی تجربیات سلول های بالژ شخصی غریبه بر روی شخص دیگر ریجکت نمی شود! امروزه سلول های بالژ را کشت داده و آن را زیستار می نامند. آرپی گرفت که براس سوخت به کار می رود از کشت پوست ختنه گاه به دست آمده و امروزه کاری متداول است.
استفاده از سلول هاي بنيادي يا زايگر و كشت و تكثير آن براي رفع طاسي و بی مویی، هنوز در مراحل ابتدايي است و اگر در سال هاي آينده مثلاً 20سال ديگر كارايي و بي خطر بودن آن اثبات شود مشكل لاينحل طاسي را براي هميشه از پيش پاي بشر برميدارد.
رشد مو به واسطه فعاليت سريع و تقسيم و تكثير سلول هاي زايگر موجود در پياز موست و همانطور كه فعاليت سلول هاي مغز استخوان براي بدن خون سازي مي كند و گلبول هاي قرمز و گلبول هاي سفيد و پلاكت مي سازد، سلول هاي زايگر پياز مو براي ما موي جديد ميسازد تا جاي موهاي فرسوده را كه هر روز تا 100 عدد آن بطور نامحسوس ميريزد پر كند. معلوم شده است پياز مو بعد از مغز استخوان كه بالاترين ميزان سلول جديد را مي سازد دومين بافت فعال از نظر تقسيم سلولي و ايجاد سلول هاي جديد است. پيوند مغز استخوان و كبد و كليه و قلب را همه شنيده ايم كه يك عضو از بدن شخص ديگر به بدن بيمار منتقل ميگردد ولي انتقال موي شخص ديگر به شخص طاس چون جنبه حياتي ندارد و براي حفظ آن بايد مادام العمر دارو هاي مخصوص كاهش دهنده ايمني مصرف كرد و فايده اش به ضررش نمي ارزد در هيچ كجا مورد استعمال ندارد و مسئله كاشت سلول هاي بنيادي يا چند سلول زايگر و توليد يك عضو مانند كليه، كبد، قلب و يا مو هم هنوز در هيچ جا به نتيجه مطلوب و مرحله عمل نرسيده است( ۳).
و اما اين كه گفتيم اين روش ها در حال حاضر مشكل طاسي را درمان نمي كند به اين جهت مي باشد كه مثلاً بعضي ساده لوحانه يك موي سر يا ريش يا بدن را با كشيدن كنده و آنرا در محيط هاي آزمايشگاهي مخصوص كشت داده اند به تصور آنكه چند سلول بنيادي يا زايگر با موي كشيده شده خارج شده و در محيط كشت هزاران موتوليد خواهد كرد. اين مسئله آنقدر ساده انگاري است كه مثلاً فكر كنيم يك دندان يا چند سلول آنرا در محيط كشت پرورش دهيم و از آن يك دست دندان حاصل شود. پر واضح است و همه مي دانيم كه اينها در حال حاضر خواب و خيالي بيش نيست.
بعد ها به فكر افتادند كه از يك مو قسمت مرده يا ساقه آنرا جدا كرده و قسمت زنده و زايگر آن موسوم به پياز مو را در آزمايشگاه كشت دهند كه آنهم پس از سعي وافر نتيجه اي نداد زيرا پياز مو تحت فرماندهي قسمتي بنام بالژكار مي كند و پياز بدون بالژ مثل اتومبيل بدون راننده است و بالاخره در حال حاضر چند سلول از پياز مو را گرفته و آنرا كشت ميدهند و پس از رشد و تكثير قسمتي از آنرا به داخل محل بدون مو(در حيوانات آزمايشگاه)تزريق و بقيه را براي آينده فريز مي نمايندكه هنوز معلوم نيست نتيجه اي عايد شود. در صورت نتيجه دادن ميزان دوام اين موها و خطر سرطان زايي در آن تا چه حد خواهد بود(۴ ).
از اینرو مسائل علمي در اين رابطه بسيار پيچيده و در حال بررسي است ولي فعلاً دردي از كسي دوا نمي كند.
پس از این تمهید بحث كلي كاشت مو را باز كرده و توضيح خواهيم داد كه عمل کشت و یا پيوند مو با استفاده از موهاي سالم پشت سر خود شخص و انتقال آن به قسمت هاي جلو سر كه دچار طاسي شده است در حال حاضر به خوبي مشكل طاسي را در اكثر موارد به نحو رضايت بخشي حل ميكند.
 پیوند مو
این مسأله دارای چند صورت است:
اول اینکه مویی را به موی دیگری از خود شخص در خارج اتصال می دهند و کشت نمی کنند.
در این فرع اشکالی وجود ندارد، چون مو از آن خود شخص است.
در واقع این قسم از اقسام پیوند اجنبی که در احادیث از آن به وصل تعبیر گردیده، نیست. بلکه انتقال از یک قسمت بدن به قسمت دیگر آن است.
دوم اینکه گاه مویی یک شخص را به سر فرد دیگر کشت می دهند و این خود دو حالت دارد:
گاه موی سابق را می چینند و موی جدید را می کارند.
در این حال گاه از پیاز مو بحث می شود و گاه از خود مو. ریشه ی مو جزء بدن می شود و حکم بدن مسلمان را پیدا می کند ولی دنباله ی مو چون روح در آن جاری نیست جزء بدن جدید نمی شود. مو هرچند روییده می شود ولی آنچه از موی قبلی باقی مانده است جزء بدن او نیست.
سوم اینکه: موی سابق به قوت خود باقی است و موی جدید اضافه می شود. حکم این قسم نیز روشن شده است(۵ ).
 کاشت موی طبیعی
کاشت موی طبیعی، یعنی برداشتن مو از یک حصه و کاشتن آن در جای دیگر سر جایز است، و این روش حرام نیست.
در این روش معمولا تعدادی از موهای طبیعی خود فرد را از جای دیگری از بدن او برمی دارند و سپس آن موهای طبیعی را در محلی که موی آن ریخته است می کارند تا عیب برطرف شود، این طریقه برای رفع عیب موی سر چه برای زنان و چه برای مردها جایز است.
این موضوع را شیخ ابن عثیمین فتوای جواز داده، ایشان در پاسخ سؤالیکه از ایشان پرسیده شد: در آمريكا افرادي كه موی آنان ریزش دارد، در آن قسمت طاس شده مو مي كارند. به اين صورت كه از پشت سر مو مي‌گيرند و در جايي كه طاس شده مي كارند… آيا اين جايز است؟
ایشان در جواب فرمودند: بله این کار جايز است؛ چون از نوع برگرداندن آن چیزی است که خداوند آفريده است. این کار بمنزله ی برداشتن عيب است و از نوع آرايش و يا اضافه كردن بر آفرينش الهي یا تغییر خلق الله به شمار نمي‌آيد. بلكه برگرداندن آنچیزی است که كم شده و مانند برطرف نمودن عيب است. داستان سه نفري كه يكي از آن‌ها كچل(کل) بود و گفت دوست دارم خداوند موهايم را به من برگرداند، آنگاه فرشته بر او دستي كشيد و خداوند موهايش را به او باز گرداند و به او موي زيبايی داده شد، تقریباً داستان مشهوری است(۶ ).
 موی مصنوعی
اما استفاده از موی مصنوعی که همانند کاشت موی طبیعی بر روی پوست سر نیست و رشد نمیکند:
در این روش از موهای طبیعی بدن شخص استفاده نمی کنند، بلکه از موهای مصنوعی استفاده می شود و به دو حالت بکار می روند:
1- بصورت کلاه هستند (موی ساخته گی) که شخص آنرا می پوشد. (در این حالت اگر زن یا مردی به قصد تزئین و یا زیبایی از آن استفاده کند، او مرتکب حرام شده است، زیرا مشمول این حدیث قرار می گیرد: «لَعَنَ النبی صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ الوَاصِلَةَ و المُسْتَوْصِلَة»(۷ ).
«رسول الله زنی را که مو پیوند می زند ویا طلب پیوند مو می کند لعنت کرده است»
مذهب احناف وشوافع در مورد علت منع وصل انتفاع به جزء آدمي بوده که در آن امتهان كرامت و اهانت برای انسان است( ).
امّا مذهب مالكيه اینست که علّت تحريم در تغيير خلق الله است(۸ ).
اما تعليل شهادت زور یا نمایش دروغین اولى به نظر می رسد زیرا مؤيد به نص است.
اما اگر سر زن طاس (کل) باشد، و برای پنهان کردن این عیب از موی ساخته گی یا مصنوعی استفاده شود، در این حالت نیز اکثر علمای معاصر آنرا حرام می دانند، و آنها به حدیثی استناد کرده اند که از اسماء رضی الله عنها روایت است: « أَنَّ امْرَأَةً جَاءَتْ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَتْ: یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ بِنْتًا لِی عَرُوسٌ وَإِنَّهَا اشْتَکَتْ فَتَمَزَّقَ شَعْرُهَا فَهَلْ عَلَیَّ جُنَاحٌ إِنْ وَصَلْتُ لَهَا فِیهِ فَقَالَ: لَعَنَ اللَّهُ الْوَاصِلَةَ وَالْمُسْتَوْصِلَةَ »(۹ ).
زنی نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای رسول الله دختر من می خواهد عروسی کند ولی او مریض شد و موی سرش رفت، آیا گناهی دارد که او از موی مصنوعی استفاده کند، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «خداوند لعنت کرده است زنی که عمل مو کاشتن را انجام دهد و کسی که خواهان آن باشد».
ولی بعضی از علماء معاصر مانند ابن عثیمین گفته که استفاده از کلاه موی ساخته گی برای رفع عیب (مانند طاس شدن) جایز است، زیرا رفع عیب بعنوان تزئین قلمداد نمی شود، و از سویی کلاه موی ساخته گی حکم (واصلة = کاشتن) را ندارد، یعنی موی مصنوعی به موی طبیعی وصل داده نمی شود و حالت کاشتن ندارد، بلکه همانند چادر و کلاه بر روی سر پوشیده می شود، پس مشمول احادیث فوق نمی شوند و لذا حرام نیست برای اینکه پنهان کردن نقص جایز است.
سپس گفته اند که منع پیامبر صلی الله علیه وسلم برای کاشتن مو توسط آن زن احتمالا بدین خاطر بوده است که آن زن بطور کلی طاس نشده بود و هنوز قسمتی از موهای سرش باقی مانده و در این شرایط استفاده از موی مصنوعی بیشتر حالت تجمل و زیبایی دارد تا رفع عیب و برای همین بود که رسول خدا صلی الله علیه وسلم آنرا منع کرد(۱۰ ).
برای جواز استفاده از کلاه مودار و موی مصنوعی در رفع عیب به حدیثی استناد کرده اند که در آن آمده است: «پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ به عرفجه رضی الله عنه که بینی اش در یکی از جنگها قطع شده بود اجازه داد که بینی ای از طلا بگیرد».
گفته اند که بر طبق این حدیث استفاده از اعضای مصنوعی برای رفع عیب جایز است.
لهذا استفاده از مو های مصنوعی برای رفع عیب مخصوصاً زن جایز بوده، ممانعت شرعی ندارد.
2- کاشتن موهای مصنوعی بر روی پوست سر، یعنی بجای استفاده از موی طبیعی بدن، از موهای مصنوعی استفاده می شود و آنرا در محل مورد نظر می کارند.
اگر این امر برای زیبایی صورت گیرد، باز همانند استعم‍ال کلاه موی ساخته گی حرام است. اما اگر برای رفع عیب و نقص بدن استفاده شود، مثلا کسی طاس (کل و بدون مو) شده باشد، در این حالت بیشتر علمای معاصر آنرا جایز نمی دانند، و گفته اند که حرام است، ولی شیخ ابن عثیمین گفته که چون برای رفع عیب است، استفاده از موی مصنوعی بشرطیکه از مواد نجس استفاده نشده باشد جایز است(۱۱ ).
با نظر داشت نظریات و ادله فوق می توان حکم کرده: کاشتن موی سر از خود شخص به خودش به روش هایکه قبلاً ذکر گردید، جائز است و تغییر خلق الله محسوب نمی شود؛ و نه هم در حکم وصل منهی عنها می باشد.
زیرا هدف از کاشتن مو اعاده موهای ریخته است، لذا حرام نیست. و این عمل از باب تغییر خلق الله هم نیست. ولی برخی ها می گویند چون در آن نوعی فریب و تقلب وجود دارد، حرام است. اما کاشت مو شبیه وصل مو نیست که حرام است. چرا که در وصل مو به مویی که وجود دارد، دیگری وصل می شود تا از آنچه که هست بیشتر شود. در کاشت مو تلاش بر آن است که موهای از بین رفته برگردد، و در این اشکالی نیست. ممکن است برای جواز به حدیث گذشته در فوق استدلال کرد: سه نفر از بنی اسرائیل که یکی کچل، دیگری پیس و سومی نابینا بود. … ملک خواسته بود که مو های ریخته شده دو باره بروید و از کچلی نجات پیدا کند که ملک خواسته او را برآورده کرد…(۱۲ ).
علاوه بر این حدیث دیگری هم هست که در آن به تداوی امر شده است: قالت الأعراب يا رسول الله ألا نتداوى قال نعم يا عباد الله تداووا فإن الله لم يضع داء إلا وضع له شفاء أو قال دواء إلا داء واحدا قالوا يا رسول الله وما هو قال الهرم)(۱۳ ).
ای بندگان خدا، خود را تداوی کنید. خداوند هیچ مرضی را نمی دهد که شفای آن را نگذاشته باشد. در روایت دیگر نقل شده همه بیماری ها شفا دارد، مگر یکی، وقتی پرسیدند: کدام؟ گفتند: مرگ.
خلاصه اینکه: استفاده از موی مصنوعی به جهت زیبایی و تزئین حرام است.
اما در استفاده از موی مصنوعی و کلاه Wig اما برای رفع عیب ما بین علماء اختلاف نظر است و بیشتر آنها آنرا برای رفع عیب هم حرام می دانند، اما کاشتن موی طبیعی بدن بر روی پوست سر جایز است، و بهتر است که برای رفع عیب از این روش استفاده کرد تا از اختلاف بین علماء خارج شد و در شبهه و حرام نیافتیم، چرا که علما در مورد استفاده از موی مصنوعی برای رفع عیب اختلاف نظر دارند و بیشتر علما آنرا حرام دانسته اند، ولی بعضی از علما آنرا برای رفع عیب جایز دانسته اند.
– والله اعلم-
والعلمُ عِندَ اللهِ تعالى، وآخرُ دعوانا أنِ الحمدُ للهِ ربِّ العالمين، وصَلَّى اللهُ على نبيِّنا محمَّدٍ وعلى آله وصحبه وأزواجه وإخوانِه إلى يوم الدِّين، وسَلَّم تسليمًا.
منابع
– شریفی نیا، روش های نوین کاشت مو، نشر، پیام – تهران ۱۳۸۸ش، ص ۲۱.
– شریفی نیا، روش های نوین کاشت مو، ص ۲۳.
– شریفی نیا، روش های نوین کاشت مو، ص ۳۱.
– ده آبادی، جعفر، روش ها درمانی کاشت مو، نشر: دانشگاه، تهران ۱۳۸۶ ش، ص ۴۳.
– همان: ص ۴۵.
– ابن عثيمين، شیخ، كتاب الدعوة فتوای شماره 205ص 74- 75.
– بخاری، الجامع الصحیح، ج ۷ ص ۱۶۵.
– ابن عابدین، حاشیه ابن عابدین، ج ۶ ص ۳۷۳. و نووی، المجموع، ج ۳ ص ۱۴۰.
– الباجی، المنتقی، ج ۷ ص ۲۶۷.
– نسائی ( 5250 ) این حدیث را ألبانی در صحیح النسائی صحیح شمرده است.
– ابن عثیمین، شرح صحیح البخاری، ج 7 ص599-600.
– همان، ج ۷ ص ۶۰۱.
– بخاری، صحيح البخاري، باب أبرص وأعمى وأقرع، ج ۴ ص۱۷۱ ، شماره حديث 3205
-ترمذی، سنن الترمذي، باب ما جاء في الدواء والحث عليه. شماره حديث 1961 . قال أبو عيسى وهذا حديث حسن صحيح

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 + 18 =