انسان و قرآن

0 257

انسان و قرآن دو پدیده‌ای که یک زیستنده و دیگری برنامه تنظیم امور در زندگی گذرا و ابدی وی میباشد.
بد نيست بدانيم كه جايگاه و منزلت انسان در بين موجودات ديگر چگونه است. آيا برتر از بخشى از آنها مى باشد يا برتر از همه ى موجودات يا اصلا بر هيچ موجودى برترى ندارد؟ و اگر برترى دارد آيا ذاتا برترى دارد يا اين كه اكتسابا مى تواند برترى پيدا كند؟ براى بحث در اين زمينه، بايد آياتى كه به نحوى خبر از برترى انسان مى دهد را بررسى كنيم و بعد با نقل برداشت هايى كه از اين آيات شده است، ببينم جايگاه و منزلت انسان در قرآن چگونه مى باشد؟ براى اين كه بحث از قرآن شروع شود ما اول خودمان را در محضر قرآن قرار مى دهيم تا ببينيم انسانى را كه خداوند خليفه ى خود معرفى مى كند، اشرف مخلوقات و موجودات هم هست يا خير.
«لقد كرمنا بني آدم وحملناهم في البر والبحر و رزقناهم من الطيبات و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفصيلا»
«ما آدميزاد را گرامى داشتيم و آنها را در خشكى و دريا (بر مركبهاى راهوار) حمل كرديم واز انواع روزيها پاكيزه به آنان روزى داديم و آنها را بر بسيارى از موجوداتى كه خلق كرديم برترى بخشيديم » .
آنچه علامه طباطبائى رحمه الله در الميزان به آن اشاره كرده است در رابطه با علت گرامى داشتن انسان بر ساير مخلوقين عبارتند از:
1. قوه نطق داشتن.
2. تعديل القامة بودن.
3. انگشتان دست انسان جورى است كه قادر است خيلى كارها را انجام دهد.
4. با دست غذا خوردن.
5. خط نوشتن.
6. حسن صورت.
7. تسلط بر بسيارى از مخلوقين و مسخر كردن.
8. آفرينش ابوالبشر به دست خداوند.
9. قرار دادن محمد صلى الله عليه و آله و سلم از انسان ها.
بعضى از اين اوصاف نه گانه متفرع بر عقل هستند مانند:
الف) نطق وحرف زدن، ب) خط نوشتن، ج) تسلط بر غير پيدا كردن.
بنابر اين، عقل هم به عنوان دهمين عامل برترى شمرده مى شود; زيرا همان طور كه علامه رحمه الله بيان فرموده اند، بخشى از اين صفات به عقل برمى گردند.
نكته ى ديگر كه در اين آيه قابل توجه است آن كه مفسران، كلمه ى «كثير» را به معنى موجودات كونيه كه حيوانات و جن مى باشند تفسير كرده اند و شامل ملائكه كه تحت تاثير نظام مادى نمى باشند نمى دانند. و بعضى گفته اند تكريم يعنى «يتناول نعم الدنيا والتفصيل يتناول نعم الاخرة » .
«يا بني اسرائيل اذكروا نعمتي التي انعمت عليكم واني فضلتكم على العالمين»
و در آيه ديگر باز تعبير «على العالمين » آمده است «وكلاژ فضلنا على العالمين»
مفسران عالم را به معنى جماعتى از مردم گرفته اند مانند: عالم عرب، عالم روم… و از حيث منزلت بر عالم هاى زمان خودشان برترى دادند ; زيرا هدايت خاصه ى خداوند بلاواسطه شامل آنها شده بود ولى ديگران به واسطه ى اينها، هدايت شاملشان شده بود.
و احتمال دارد بر جميع مردم برترى داده شده باشند، خواه هم عصر آنها باشند خواه نباشند و شامل بقيه انبياء خواه پدران آنها و خواه پسران آنها مى شود.
نويسنده ى كتاب «انسان در قرآن » مى نويسد: چند احتمال در رابطه با اين كه نوع انسان از نظر كرامت مادى در چه مرتبه اى مى باشد، وجود دارد.
1. انسان از تمام مخلوقات پست تر است.
2. انسان از همه مخلوقات برتر است.
3. از بعضى از مخلوقات برتر و از بعضى پست تر است.
4. انسان با مخلوقات ديگر مساوى است.
مخلوقاتى كه در قرآن با انسان مقايسه مى شوند عبارتند از:
1. جن.
2. فرشته.
3. حيوانات.
4. نباتات.
5. جمادات.
انسان بر سه گروه اخير طبق آيات قرآن برترى دارد، مثلا:
«هو الذي سخر البحر لتاكلوا منه حلية تلبسونها…»
«او كسى است كه دريا را مسخر (شما) ساخت تا از آن گوشت تازه بخوريد و زيورى براى پوشيدن (مانند مرواريد) از آن استخراج كنيد» .
در اين آيه، قرآن، از برترى انسان بر دريا و آن چه در دريا از موجودات زنده هست، خبر مى دهد. يا در آيه ديگر مى خوانيم:
«الم ترو ا ان الله سخر لكم ما في السماوات وما في الارض»
طبق اين آيه ، آنچه در آسمان ها و زمين است مانند خورشيد و ستارگان و معادن و درياها و گياهان و حيوانات، در خدمت انسان گماشته شده است.
از مجموع اين آيات استفاده مى شود انسان بر سه گروه اخير برترى دارد و ريشه ى اين تكريم همان قوه ى عقل و انديشه و اعضاى بدن او از قبيل دست و زبان و انگشتان است.
اگر انسان از اين اعضاى بدنى و عقل محروم بود هرگز نمى توانست با وسايل ابتدايى و قديم و يا مدرن امروز به مسافرت هاى دور و نزديك برود.
معلوم است كه تنها انسان است كه در شرايط زندگى ارضى داراى چنين امتيازاتى است موجودات ديگر با اين كه حركت، رفت و آمد خور و خواب و شهوت دارند ولى از امكاناتى كه انسان برخوردار است محرومند.
«اما برترى انسان بر جن » ، جن هم مانند انسان نيك و بد و صالح و غير صالح ديندار و بى دين دارند ولى از خود، پيامبر ندارند و ناچار از پيامبر انسان ها تبعيت مى كنند.
«و انا منا الصالحون ومنا دون ذلك…» . (جن/11) آيا قرآن حكايت از اين دارد كه در ميان جنها هم مانند انسانها به دو دسته صالح و نيكوكار و غير صالح تقسيم مى شوند و يا در آيه ديگر خبر مى دهد كه گروهى از آنها مسلمان و گروهى غير مسلمانند ، مانند آيه «و انا منا المسلمون ومنا القاسطون » . (جن/14) و در آيه ديگر حكايت از ايمان آوردن گروهى از آنها به پيامبر مى دهد:
«قل اوحي الي انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرآنا عجبا يهدي الى الرشد فامنا به…» . (جن/1 و 2) و در اين آيه خبر از اين داده مى شود كه گروهى از آنها به وسيله قرآن به راه راست هدايت مى شوند و نتيجه مى گيرد كه انسان از جن هم برتر است.
اما فرشته هم مامور مى شود بر آستان انسانيت سجده كند بنابراين انسانيت واقعى سجود ملائكه ها مى شود.
نتيجه اين است كه انسان بر همه موجودات ارضى (زمينى) اعم از جن و حيوان برترى ذاتى دارد اما بر فرشتگان برترى ذاتى ندارد چون در قرآن مى خوانيم:
«بل عباد مكرمون. لا يسبقونه بالقول وهم بامره يعملون»
«همه بندگان مقرب خدا هستند كه هرگز پيش از امر خدا كارى نخواهند كرد و هر چه كنند به فرمان اوست » .
«ان عليكم لحافظين. كراما كاتبين. يعلمون ما تفعلون »
«البته نگهبان ها بر مراقبت احوال و اعمال شما مامورند، آنها نويسنده ى اعمال شما و فرشته مقرب شمايند، شما هر چه كنيد همه را مى دانند» .
نتيجه آن كه از نظر ذاتى، انسان و فرشته رقابتى ندارند و از طرفى مانعى ندارد كه از لحاظ كرامت و شرافت اكتسابى حتى از فرشتگان هم برترى پيدا كنند.
حضرت آيت الله جوادى آملى در ذيل آيه «ثم انشاناه خلقا آخر فتبارك الله احسن الخالقين » «پس خلقتى ديگر انشاء نموديم آفرين بر قدرت كامل بهترين آفريننده» مى فرمايد: خداى كه خود را خالق كل شى ء معرفى مى كرد فرمود: «الله خالق كل شى ء» .
چه مجردات مثل فرشتگان و چه مادى درباره هيچ كدام نفرموده «تبارك الله احسن الخالقين » فقط در مورد انسان آن هم بعد از افاضه ى روح و خلق جديد فرمود: «ثم انشاناه خلقا آخر فتبارك الله…» يعنى مبارك بودن خدا.
آيا براى آن است كه نطفه را به صورت علقه درآورد؟
آيا براى آن است كه علقه را به صورت مضغه درآورد؟
آيا براى آن است كه مضغه را به صورت جنين درآورد؟
آيا براى آن است كه ماده جامد را به مرحله ى نفس نباتى و سپس به مرحله ى نفس حيوانى رسانيد؟
اين طور نيست چون اين تحولات در بسيارى از حيوانات ديگر هم وجود دارد. حيوانات ديگر هم همين طورند; از اين آيه معلوم مى شود مبارك بودن خدا از جهت افاضه ى جسم انسان يا نشئه ى نباتى او نيست و هم چنين مربوط به نشئه ى حيوانى او هم نيست بلكه مربوط به مقام انسانيت اوست و اين مقام انسانيت است كه مسجود فرشتگان است و مكرم تر از موجودات ديگر و فى نفسه گرامى است. باز آيه «فاذا سويته ونفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين » . كه روح انسان را به خودش نسبت داده است و همين افاضه روح الهى مايه ى مسجود شدن او بود.
آنچه در نهايت درباره ى اشرفيت انسان بايد گفت تقسيم برترى به ذاتى و اكتسابى و به دنبال آن قايل شدن به اين كه انسان بر موجودات نباتى و جامدات وحيوانات برترى دارد و از نظر ذاتى انسان با فرشته رقابتى ندارد و در عين حال هم مى تواند از نظر كرامت و شرافت اكتسابى حتى از فرشتگان برتر شود. چنين برداشتى درست به نظر نمى رسد، بلكه با توجه به آيه «تبارك الله احسن الخالقين » بهترين جمع اين باشد كه وقتى مى گوييم: انسان، همان مقام انسانيت است كه از هر پنج گروه ذكر شده برتر است گرچه سخن مؤلف «انسان در قرآن » در مورد مصداق هاى انسان يعنى زيد و عمرو… چون فرشته ناظر بر اعمال اين مصاديق است فرشته برتر مى باشد و اگر كسى ذاتا برتر باشد اين دلالت بر اين نمى كند كه هر فرد انسانى از ملائكه بالاتر باشد. و دليل اين كه انسانيت از ملائكه هم بالاتر است اين است كه مقام انسان مسجود ملائكه شد. نظر آيت الله جوادى آملى هم در كتاب «كرامت در قرآن » همين مى باشد. در نتيجه اگر مخلوقات منحصر در همين پنج گروه مى باشند، انسان اشرف مخلوقات مى باشد واگر غير از اين پنج گروه، مخلوقاتى ديگرى هم داشته باشيم اشرف مخلوقات بودن انسان را نمى شود از قرآن استفاده كرد البته نه اين كه قرآن عكس آن را ثابت كرده است بلكه اگر فرضا مخلوقى باشد قرآن در مورد آن توقف كرده است.
امتيازات انسان
تفاوت انسان با ساير موجودات و ممتاز بودن انسان از ساير موجودات چيز واضح و روشنى است اما آن كه مورد بحث است اين است كه وجه تمايز انسان با ساير موجودات از ديدگاه قرآن به چه چيزهايى مى باشد؟ .
گفته اند: تفاوت انسان به همان دليل تركيب ذاتش است كه در قرآن آمده است:
«انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتليه » .
«ما انسان را از نطفه اى آفريديم كه در آن مخلوطهاى زيادى وجود دارد» . مقصود اين است كه استعدادهاى زيادى به تعبير امروز، ژن هاى او هست. بعد مى فرمايد: انسان به مرحله اى رسيده است كه ما او را مورد آزمايش قرار مى دهيم يعنى به حدى از كمال رسيده است كه او را آزاد و مختار آفريديم و لايق و شايسته ى تكليف و آزمايش و امتحان و نمره دادن ولى موجودات ديگر چنين شايستگى را ندارند.
منبع: انسان در قرآن

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × 2 =