تقدم علماي مسلمين در عرصه اي طبابت و تداوي

0 265

تقدم علماي مسلمين در عرصه اي طبابت و تداوي
تألیف : څیړندوی استاد نورالله کوثر
اگر بخواهيم مروري بر دستاورد ها و تلاش‌هاي دانشمندان اسلام و ثمرات آن در جهان طبي داشته باشيم، مي‌توانيم بگوييم:
1. بيرون آوردن علم طب از صورت نظري و متحوّل ساختن اين علم با ايجاد بستر مناسب براي عرضه اي طبّ عملي، گامي بسيار مثبت در راه توسعه و پيشبرد اين دانش بوده است.
2. ايجاد نظم و ترتيب در دانش طب پراگنده و بي سر و سامان يوناني و افزودن اطّلاعاتي جديد در زمينه طبي و تكميل اطّلاعات قبلي آن.
3. با نظر بر وظايف و طبايع شرح داده شده براي اعضاي بدن، تأثير دارو و درمان را با توجّه به طبيعت داروها و شرايط اقليمي بيماران وارد علم طبي ساخته ‌اند و توانستند تا قرن شانزدهم، هفدهم و نيمه ‌هاي قرن هجدهم در علم طبي اروپا، تأثيرات حيرت انگيزي به جا بگذارند. حتّي عدة زيادي از طبيبان اروپايي (آلمان و اتريش) تحت تأثير افكار و تحقيقات اطباي اسلامي قرار گرفتند و آنان را آرابيست (Arabistes) مي ‌ناميدند كه تا اوايل قرن هفدهم ميلادي در اروپا از حاميان زيادي برخوردار بودند و افكارشان مورد توجه بوده است.كار آنها تحقيق و بررسي عيني روي نتايج به دست آمده از پژوهش ‌هاي اطباي اسلامي و بسط و ترويج افكار آنها بوده است كه گروه بزرگي از اطباء را تشكيل مي‌داده اند(۱۱۵: ۱۴۶).
خود اين طبيبان گروه ‌هاي فكري و مكتب ‌هاي علمي در اروپا ايجاد كردند كه از آن شمار مي ‌توان مكتب سالرن و پادوا در «ايتاليا» را نام برد كه تحت تأثير و نفوذ مستقيم دانشمندان علم طبّ اسلامي بوده اند.
ترجمه ‌هايي از آثار دانشمندان اسلامي نيز نشان دهنده اي نفوذ همه جانبه اي آثار آنها بر نام آوران عرصه اي علم طب در ديار اروپايان است. براي مثال مي ‌توان از ترجمه كتاب «آبله و سرخك» رازي كه به زبان لاتين ترجمه شده و همچنين ترجمه «قانون» ابوعلي سينا ياد كرد كه هر يك حدود چهل تا پنجاه بار به زبان‌هاي زنده دنيا تجديد چاپ شده است(۲۷۲: ۴۵).
علاوه بر آن ژراد دو كرمن فرانسوي از معروف ‌ترين كساني است كه به ترجمه اي «قانون» شيخ و «حاوي» و «منصوري» زكرياي رازي و كتاب «تصريف» ابوالقاسم الزهراوي پرداخته است و از كساني كه اطّلاعات طب اسلامي را به اروپا برده‌ اند و همچون گنجينه ‌اي از آن مراقبت كرده‌ اند، مي ‌توان از ژرد برد ورياك و آشوك ريموند نام برد(۲۷۲: ۴۶).
بعضى برآنند تا – براى نيل به اهدافى كه چندان پوشيده نيست- ابداعات و پيشرفتهاى طبي و هرآنچه را كه ذكر گشت داراى ويژگى قومى بدانند. بعضى بر يونانيان تأ كيد مى ورزند، برخى بر مصريان، پاره اى بر ايرانيان، بعضى بر عربها و…
جاى آن است كه بدانان بگوييم: چگونه است كه اين ملل در تاريخ چند هزار ساله شان كه پيش از ظهور اسلام داشته اند، نتوانسته اند به شكوفايى و پيشرفتى موازى و حتى نزديك به آنچه در مدت بسيار اندك پس از ظهور اسلام نصيب اين دانش شد، دست يابند؟! بلكه بايد گفت: همه نتايج و پيشرفتهاى طب، بدون اسلام چيزى نيست كه شايسته ذكر باشد. علاوه بر اين، ملتهاى ياد شده – بنا به ادعاى خودشان – پيش از اسلام از حكومتهايى توانا و امكانات مادى غنى و معنوى بسيار عالى و همت ها و آرزوهايى بلند برخوردار بوده اند و شايد هم اين ادعا فقط، حربه اى باشد كه به واسطه اش برآنند مردم ساده و زود باور را فريب دهند.
در آن زمان که شيطان راندن از مغز بيماران با شکافتن پوست سر و ريختن نمک بر جمجمه اي آنها در اروپا متداول بود و دعا خواندن به وسيله اي کشيش ها و راهب ها از نيازهاي بدني يک بيمار محسوب مي شد، مجمع اسقفها در سال 1215 ميلادي پس از جلسات متعدد اعلام ميکرد که بيماري از گناه به وجود ميآيد و بيمار قبل از اعتراف نبايد تحت مداوا قرار گيرد، و با بيماران به خصوص جذاميها با خواباندنشان در قبرها و ريختن خاک بر آنها برخورد ميشد، در ممالک اسلامي شفاخانه ها و بيمارستانهايي با صنوف آموزشي، کتابخانه و قسمتهاي مختلف وجود داشت؛ فقط در شهر کاردوباي اندلس 50 شفاخانه و بيمارستان وجود داشت که در بعضي از آنها نه تنها تمام بيماران مجاني مداوا ميشدند بلکه، لباس و پول کافي براي استراحت يک ماه پس از مرخصي مريض پرداخت ميشد. در قرن دهم ميلادي به فرمان المقتدربالله خليفه اي عباسي ابن تلميذ پس از سينان بن ثابت وظيفه اي امتحان از طبيبان و صدور مجوز کار آنها را به عهده داشت(۶۸: ۲۸۴).
چهار صد سال قبل از تولد هاروي، ابن النفيس رييس شفاخانه هاي نصيري، سيستم گردش خون را کشف کرد؛ اما امروزه تاريخ طب هاروي را کاشف آن ميداند! و اين دليلي ندارد جز اين که تاريخ را همواره فاتحان نوشته اند و تاريخ علوم شاهد بسياري از اين دروغهاست(۶۸: ۲۸۴).
بنا بر اين، بايد دستاوردها و پيشرفتهايى را كه ملتهاى مسلمان – با مليتهاى مختلفشان – به تحقيق رسانيدند، ارج نهاد و آن را عامل اساسى شكوفايى و ثمردهى نيروها و امكانات موجود و نيل به آرمانها و آرزوها دانست، بلكه ملل ديگرى كه مسلمان نبودند- يعنى جندى شاپوريان و نيز معتقدين به اديان ديگر- على رغم اينكه اوّلين معلمين طب مسلمانان بودند، همچنانكه خورشيد معارف طبى عالم اسلامى با سرعتى بسيار به ميان آسمان مى آمد، به تدريج سايه شان رو به كوتاهى و ستاره بختشان رو به افول نهاد.
براي خوبتر درک آنچه ياد آور شديم، از نهضت علمى مسلمانان ياد آوري نموده تا موضوع بيشتر مستدل و روشن گردد.
اين مطلب برچند نقطه كه در ذيل به آن اشاره مى گردد، متمركز گرديده:
 حركت ترجمه در علوم طبي و غيره.
 حركت تأ ليف و شكوفايى علم طبي در ميان مسلمانان.
 پاره اى از پيشرفتهاى مسلمانان و تأ ثير مسلمانان در نهضت جديد طبى.
 تأ ثير مسلمانان در دارو سازى.
 اشاره به پاره اى از خدمات طبي مسلمانان از قبيل ساختن بيمارستانها و مانند آن و نيز امورى ديگر كه شايسته بحث است و ندانستن آنها به هيچ وجه روا نيست.
ترجمه در واقع، در قرن اوّل هجرى آغاز گشت، البته به شكلى بسيار محدود. اين جريان در ابتداى حكومت عباسيان (سال132ه‍ ) نيرويى گرفت و در زمان هارون (متوفاى 193هـ) شدت گرفت و در دوره مأ مون (متوفاى 218هـ) به شكوفايى تمام رسيد.
با شروع جريان تأليف و ابداع در ميان مسلمانان، جريان ترجمه رو به افول نهاد، به طورى كه در اواسط قرن سوم و پس از آن، اين جريان چندان به چشم نمى آيد – اگر نگوييم اصلاً به چشم نمى خورد – بلكه بعضى برآنند كه بيشتر ترجمه ها در اواسط نيمه اوّل قرن دوّم و حتى نيمه اوّل قرن سوم شكل يافته است(۳۰۳: ۱۹۴).
گوستاولوبون مى گويد: نخستين كسى كه كتابى در زمينه طب ترجمه كرد، ماسرجويه بود.
اين كتاب را در زمان عمر بن عبدالعزيز و يا مروان بن حكم ترجمه كرده است و ترجمه او در مخزنهاى كتاب باقى مانده تا اينكه عمربن عبدالعزيز آن را بيرون آورده و در اختيار مردم نهاده است(۲۵۵: ۶۱۰).
در زمان هارون كار ترجمه رونق يافت، به طورى كه حتى ذكر كرده اند كه وى به وزن كتاب ترجمه شده، طلا اجرت مى داده است(۳۰۳: ۲۴۲) بلكه وجدى مى گويد: مأمون، يكى از شروط صلحش با يونانيان اين بود كه كتابى نادر و كمياب را بدو تقديم كنند(۳۲۳: ۶۶۵).
همين طور، وى گروهى را به بلاد روم فرستاد تا برايش كتابهايى خطى گرد آورند(۱۹: ۳۵۳). او، دارالحكمه مشهور را تأسيس كرد كه در آن بخشى مخصوص ترجمه بود. البته بعضى تأسيس دارالحكمه را به رشيد نسبت مى دهند. لكن اين مسلّم است كه اين مؤ سسه در عهد مأمون به اوج عظمت خود رسيد(۱۳۱: ۱۷۵).
در اين دوره به ترجمه كتابهاى جالينوس، بقراط و ديگران به عربى اقدام شد. از جمله مترجمين معروف عبارتند از: حنين بن اسحاق، جيش الاعسم، اصطفان بن بسيل، ثابت بن قرة، اسحاق بن سليمان، ابن البطريق، منكه الهندى، قسطابن لوقابعلبكى، ابن دهن و بسيارى ديگر…(۳: ۶۵۴).
آنچه در اين مجال، مهم است اين است كه مسلمانان عنايت و توجه بسيارى به علم طبي مبذول داشتند، کتب و تأليفاتي متعددي در اين راستا نمودند و دانشمندان بزرگى در اين موضوع در ميان شان به وجود آمد، به طورى كه گذشتگان شان –جالينوس، بقراط و…- در هاله فراموشى، ناپديد شدند. اينان راه را براى آيندگان باز كردند و براساس نظريه ها، ابتكارات و دستاوردهاى همين افراد، نهضت بزرگ قرن بيستم شكل يافت؛ يعنى قرن چهاردهم هجرى. پس پدران دانش طب، دانشمندانِ مسلمان اند چنانكه پدران علوم ديگرِ عصرِ جديد نيز همان بزرگان بوده اند.
چنانچه مي دانيم بغداد، مقرّ خلافت عباسيان، تنها مركز طبي مسلمانان نبود. تقسيم كشور بزرگ اسلامى به ولايات كوچكتر، با خود پديده اى به ارمغان آورد كه مراكز بسيارى براى علوم طبي در مناطق مختلف جهان اسلام پاى به عرصه وجود نهاد؛ مناطقى مانند: بلخ، غزنه، قيروان، مصر و غير اينها….
اين امر، جوّى مناسب را براى ظهور نوابغ دانش طبي در نواحى مختلف كشور اسلامى موجب گشت و راه را براى به وجود آمدن تعداد بسيار زيادى از طبيبان و دانشمندان علم طب باز نمود. در نتيجه، تأليفات فراوانى به نگارش در آمد؛ به طورى كه كتابهاى شرح حال و دايرة المعارف على رغم كوشش فراوان، حتى از نوشتن و شمارش نام آنان ناتوان مانده اند. در حقيقت، نهضت طبي معاصر، بر پايه تأليفات و مايه هاى علمى مسلمانان بنا شده است.
از جمله كتاب‌ هايي كه در چنين دوراني تأليف شد، مي ‌توان از كتاب «قانون» شيخ ابو علي ابن سينا كه شامل پنج كتاب بدين ترتيب است، نام برد:
1. كلّيات كه شامل چهار فن و چهار شيوه است.
2. ادويه اي مفرده (داروهايي گياهي).
3. بيماري ‌هاي اعضاي بدن از سر تا نوك پا كه شامل بيست و دو تكنيك است.
4. بيماري‌ هاي تخصّصي كه به عضو خاصّي اختصاص ندارد.
5. داروهاي گياهي مركّب كه در بردارندة مقالات است(۱۹۱: ۱۷۸).
عنوان‌ هاي ساير كتب كه در اين عصر تأليف شده ‌اند، عبارتند از: كتاب «تحفة حكيم مؤمن» اثر محمّد مؤمن بن ميرزا محمّد زمان تنكابني، كتاب «مالا يسمع الطّبيب» تأليف يوسف بن اسماعيل خويي شافعي معروف به ابن الكبير، «جامع المفردات الأدويه و الأغذيه» تأليف ابن ابيطار (ضياءالدّين عبدالله بن احمد مالقي اندلسي) از مسلمانان اهل اسپانيا، «تذكرة شيخ داوود انطاكي» نوشتة شيخ داوود بن انطاكي ملقّب به بينا، كتاب «حاوي» رازي و اختيار «شرح جالينوس بر بقراط»، «قرا با دين موجز»، حواشي بر قانون ابن ‌سينا، «رساله در فصد»، كتاب «معالجات بقراطي»، «حاوي كبير و صغير: كتاب حاوي به زبان ساده» تأليف محمّد بن زكرياي رازي، اين كتاب همچنين به زبان لاتين «Continent» نيز ترجمه شده است و كتاب «كوناش فاخره»: از نوشته‌ هاي محمّد بن زكرياي رازي(۱۹۱:۱۸۰- ۱۸۲).
كتاب ديگري كه در اين زمينه مورد بررسي و توجّه قرار گرفته، كتاب «كامل الصّناعه» تأليف ابوالحسن اهوازي است كه از اطباي بزرگ و نامي مسلمان و حاذق و دانشمند بوده است. وي در ساختن مراكز درماني معروف در زمان عضدالدّوله ديلمي خدماتي انجام داده است و كتاب او «كامل الصّناعة» مبتني بر دو بخش مهم و عمده است: قسمت تئوري و قسمت پراكتيكال (عملي) كه داراي فصل‌ها و مقالات و بخش ‌هاي كوچك ‌تر است. قابل ذكر است كه اين كتاب در حدود سال 1500م. ترجمه و در حدود سال 1525م. در «فرانسه» چاپ شد و بسيار مورد استفاده اي طبيبان در پوهنځي ها و دانشكده ‌هاي طبي آن زمان قرار گرفت. اين كتاب در ايتاليا و فرانسه ترجمه شده است(۳۲۱: ۹۰).
قدر مسلم اين است که پديده اي درخشان و چراغي نورافشان به نام تمدن اسلامي قرنها در جهان وجود داشته که در عرصه هاي مختلف از جمله علوم طبابت خدماتي نمود که ديگران تا امروزه وامدار آن هستند.
اما بعد ها اين پديده آهسته شده و اين چراغ رو به خاموشي رفته است، و امروز متأسفانه مسلمانان با مقايسه با بسياري از ملل جهان و مقايسه با گذشته پرافتخار خودشان در حال انحطاط و تأخر رقت باري بسر مي برند. (والله المستعان)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × 2 =