اسرار و حكمتي از احکام حج

اسرار و حكمتي از احکام حج
اعمال واجب حج را همه کم و بیش میدانند و آن عبارت است از احرام در میقات، سعی بین صفا و مروه، ذبح گوسفند در روز قربانی، رمی جمرات و توقف در عرفات و مشعر و …. .
البته مردم بیشتر به ظواهر این امور توجه میکنند، ولی در هر یک از آنها فلسفه و حکمتی نهفته است که غرض از انجام حج، علاوه بر بُعد عبادی، همان حکمتها می باشد.
بنابر این اسلام حج را وسیله ای جهت تحقق پذیرفتن فوائد روحی و ادبی و اجتماعی و اقتصادی و … قرار داده است، چنانکه خداوند در سوره حج می فرماید:    ••                     •              
یعنی: ( ای پیامبر! ) به مردم اعلام کن که ( افراد مسلمان و مستطیع ) پیاده یا سوار بر شتران باریک اندام ( ورزیده و چابک و پرتحمل، و مرکبها و وسائل خوب دیگری ) که راههای فراخ و دور را طی کنند، به حج کعبه بیایند ( و ندای تو را پاسخ گویند ). ( آنان به این سرزمین مقدس بیایند ) تا منافع خویش را با چشم خود ببینند ( و به سود مادی و معنویشان برسند و ناظر فوائد فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و اخلاقی حج باشند )، و در ایام معینی که ( روز عید قربان و دو یا سه روز بعد از آن است ، به هنگام ذبح قربانی ) نام خدا را بر چهارپایانی ( همچون بز و گوسفند و شتر و گاو ) ببرند که خدا نصیب ایشان کرده است. پس ( از ذبح حیوانان، ای حجاج ) خودتان از ( گوشت ) آنها بخورید و بینوایان و مستمندان را نیز بخورانید.
علما و اندیشمندان، این فرموده خداوند در آیه را که میفرماید: ( لیشهدوا منافع لهم ) را به منافع دینی و دنیایی تعبیر و تفسیر کرده اند.
پس مراسم حج یک دستور عمومی است برای تحقق یافتن اهداف مسمانان و وادار کردن آنان به مساوات و برابری واقعی، متوجه ساختن آنان به منافع زندگی صحیح بعضی از ملتها، تأسی از فرهنگ و اقتباس و بهره گیری از اقتصاد همدیگر است.
بعنوان مثال، احرام که نخستین اعمال حج است، بیانگر این حقیقت می باشد که انسانها هنگام کنار گذاردن لباسهای ملون ظاهری، و کنار گذاردن نمونه های متمایز از همدیگر، به مانند جاندار مسلوخ از ( من ) بودن خویش بدر می آیند و مردم می شوند. در این حالت است که معنی انسان بودن را در می یابند و گذشته خود و جامعه خود را با وضع کنونی مسلمانان مقایسه می کنند.
احرام به مفهوم حقیقی خود، چیزی جز به در آمدن از هوسها و شهوات و بازداشتن خویشتن از هر چیز غیر خداست و مشغول کردن آن به اندیشه در عظمت او نمیباشد.
لبیک گفتن ( تلبیه ) چیزی جز گواهی بر تجرد نفس و التزام طاعت خدا و فرمانبرداری اونیست.
سپس شتابان راهی صفا و مروه می شوند، بی گمان دویدن و شانه تکان دادن آنان بدون حکمت نیست، بلکه از یک جهت، حرکت سریع آنان در بین صفا و مروه، داستان هاجر همسر ابراهیم خلیل و فرزندش اسماعیل را که زمانی در آنجا از شدت تشنگی سرگردان بودند، در ذهن تداعی میکند و نیز شتافتن هاجر را به این طرف و آن طرف، بمنظور تقاضای ریزش رحمت از جانب خدا و یافتن بخشش و خشنودی او انجام میگیرد.
دویدن آهسته در میان صفا و مروه نیز به منزله یک تمرین نظامی است که بدن و روحیه مسلمانان را به یک نوع شادی و سرحالی در می آورد و گویی برای انجام دادن کارهای مشکل تری خود را آماده می سازند.
پس از این مراسم راهی توقفگاهی دیگر به نام عرفات در یک صحرای آفتابی و گرم می شوند و در آنجا در جهت اظهار تضرع با دلی سرشار از خشیت و دستهایی برافراشته به امید اجابت و زبانی گرم نیایش و آرزوهای صمیمانه در برابر مهربانترین رحمت آوران، چیز دیگری نیست. بعد از این مرحله، نوبت سنگ اندازی ( رمی جمرات ) است. گویی انسان با این عمل، تمام وسوسه های شیطانی و نابسامانیها، ناملایمات ظاهری و باطنی خود را نفرین میکند و با خشم هر چه بیشتر به دور میریزد، و انسان مومن و متعهد، بعنوان انزجار از عامل بدبختی و نافرمان، و خطا و گناهکاری خویش، با انجام این عمل، تصمیم راسخ خود را برای دور انداختن انگیزه های نهاد تباه کاری، مستحکم میسازد، و عزم راستین خویش را در مبارزه علیه وسوسه های گمراه کننده شیطان و علیه کارهای ناشایست و زیانبخش اعلام میدارد.
همچنین قربانی ( علاوه بر زنده ساختن داستان سیدنا ابراهیم و قربانی نمودن فرزند جگرگوشه اش در راه خدا، و با بجای آوردن اوامر و دستورات پروردگار خویش ) که نقطه پایان ترقی به مقام پاکی و صفا می باشد، چیزی جز ریختن خون پلید با دستی که آماده پی ریزی بنیاد فضیلت گردیده و نشانه ای از ایثار و فداکاری در برابر انبوهی از سربازان پاک و نیکوی خداوند نمیباشد.
برخی از حکمتها و فلسفه های دیگر حج
مناسک حج با پوشیدن لباس احرام آغاز می گردد، لباس احرام خود بزرگترین درس و حکمت حج را برای همگان مشخص می نماید؛ تمام انسانها از شاه گرفته تا گدا، از حاکم گرفته تا رعیت، از باسواد و روشنفکر و سیاستمدار گرفته تا بیسواد و از عالم گرفته تا عامی، همه و همه در یک لباس ظاهر می شوند، اینجا دیگر هیچ کس نمی تواند با لباس فاخرانه خود در مقابل کسانی که لباس کهنه دارند فخرفروشی نماید، اینجا همه برابرند، هیچ نشانی از برتری و فضیلت ظاهری مشخص نیست، اینجا نمایشگاهی از درجه ایمان، تقوا و شور و عشق خدایی است که در قلب هر شخص موجود است، هر کس به هر میزان که از درجه ایمان و تقوای بالاتری برخوردار باشد به همان میزان بیشتر از حج و انجام مناسک حج لذت برده و به درجات بالاتری از عرفان و معرفت الهی دست می یابد. همه این علائم و خصوصیات بزرگترین فلسفه حج که همان روز قیامت است، را به تصویر می کشد. میدان عرفات و کیفیت دعا و تجمع در این روز و در این مکان که هر کس مشغول دعا و گریه و زاری است و با مشغول شدن به دعا و یادآوری گناهان و طلب عفو و بخشش از بارگاه ایزدی، متوجه اطراف نبوده و در دنیای خودش بسر می برد، تصویری بسیار زنده و گویا از میدان محشر و ایستادن در مقابل محکمه عدل الهی است، در آن روز (میدان محشر) نیز هر کس فریاد « نفسی نفسی» سر داده و هیچ فکر و پریشانی ای به جز کیفیت حساب و کتاب و خاتمه ای که در انتظارش هست را در سر نمی پروراند. در روز رستاخیز قیامت نیز همه انسانها بدون لباس و بدون هیچ گونه دارایی و در اخنیار داشتن اشیای دنیوی در مقابل پروردگار حاضر می شوند و در آن روز نیز تنها چیزی که باعث برتری و فضیلت محسوب می شود، قلب پاک و سالم از هر گونه شرک و گناه است و بس؛« یوم لاینفع مال و لابنون إلا من أتی الله بقلب سلیم»، هر کس از قلب پاکتر و سالمتری برخوردار باشد به همان اندازه مورد تکریم پروردگار قرار گرفته و به درجات بالاتری از بهشت برین نائل می گردد.
یکی دیگر از درسهایی که حج برای مسلمانان در پی دارد، درس زندگی و استفاده از اوقات و لحظات زندگی است. حج به طور خلاصه عبارت است از اعمالی مخصوص در ایامی مخصوص که هر عملی باید در وقت و محل خودش انجام گرفته و تا قبل از پایان یافتن ایام حج باید تمامی اعمال و مناسک آن انجام گیرد، زندگی انسانها نیز به همین ترتیب است، خداوند متعال وقت محدود و مختصری را به انسانها ارزانی داشته و این وقت مختصر، فرصتی است که باید هر انسان از آن به نحو مطلوب و در جهت دست یافتن به خوشبختی و کامیابی زندگی جاودانی اخروی خویش بهره برداری نماید.
یکی از ظرافتها و لطایف مهم و قابل توجه در حج، این است که به طور خلاصه همه ارکان و عبادتهای اسلام را در خود جای داده است، حج نمادهای بارزی از توحید، نماز، روزه، زکات، جهاد، ذکر و تسبیح و… را در بر دارد؛ حرکات جسمانی و روحانی به عنوان نمادی از فریضه مهم “نماز”، خرج کردن مال به عنوان نمادی از”زکات”، تحمل گرسنگی و تشنگی و اجتناب از دیگر خواهشات نفسانی و شهوانی نمادی از”روزه” است، “هروله” و سعی و تلاش نمودن از علائم “جهاد” بشمار می روند. خلاصه اینکه هیچ عبادتی نیست که حج گوشه ای ازآن را در برنداشته باشد.
تمثیل همه عبادات در حج بذات خود یک درس است و همان طور که قبلا ذکر شد حج مشابهت بسیار زیادی با زندگی دارد و همان طور که در حج باید تمام اوامر و مناسک حج بدون چون و چرا انجام گیرد، زندگی انسان نیز باید مطابق اوامر خداوند و رهنمودهای رسول اکرم صلی الله علیه و سلم سپری گردد، همان گونه که در حج هر از گاهی ندای زیبا و ملکوتی «لبیک اللهم لبیک….» ترنم می شود- که خود بیانگر توحید و فرمان برداری کامل از پروردگار جهانیان است- زندگی هر مسلمان نیز در طول عمر باید گویای عملی روشنی از ندای “لبیک اللهم لبیک” باشد.
رمی جمرات ( سنگ پرتاب کردن) :
این عمل یکی دیگر از احکام و مناسک حج است در این قسمت از مناسک حج اگر چه هدف سنگریزه های پرتاب شده یک ستون سنگی بیش نیست، اما در این حکم نیز فلسفه و حکمتهای بسیار زیادی نهفته است؛ اولاً خود این عمل بیانگر اتباع بدون چون و چرای مسلمان از فرامین الهی و روش سیدالمرسلین است و ثانیاً این ستون و دیوار یادآور لحظاتی است که حضرت ابراهیم علیه السلام برای انجام دستورات الهی عازم میعادگاه بود که شیطان بر سر راهش سبز شده و با ایجاد وسوسه قصد منصرف نمود ایشان را داشته است، اما حضرت ابراهیم با پرتاب سنگ و پناه بردن از شر او به خداوند قوی و مقتدر، او را از خود دفع نمود که این واقعه بیانگر این مطلب است که شیطان در طول زندگی سعی در اغوا و گمراه نمودن انسانها دارد که هر انسانی باید به هر طریق ممکن او را از خود دور کرده و فریب وسوسه هایش را نخورد، و نکته دیگر اینکه “رمی جمرات” بیشتر از دیگر اعمال و مناسک حج انجام می گیرد به طوری که حاجی تا سه روز متوالی این عمل را انجام می دهد که این نیز بیانگر اهمیت موضوع است که حفاظت از کید و مکرهای شیاطین (جنی و انسی) در طول زنگی بسیار مهم و حیاتی است که انسانها هرگز نباید از آن غافل باشند.
خلاصه اینکه هر حکم از احکام حج دنیایی از فلسفه و حکمت را در خود جای داده اند که بیان همه آنها کار بسیار مشکلی است. اما در مجموع می توان گفت که مراسم حج همراه با مناسک و احکام و اعمال خود، چکیده ای از زندگانی دنیا، عالم برزخ و یادآور حشر و نشر و حساب و کتاب و صحنه قیامت است .
حج همان حرکت بی نظیر در میان همه ی حرکتها و سفرهاست که فرد مسلمان در ضمن آن، با تن و جان خویش بسوی مکانی که خداوند در قرآن بدان سوگند یاد نموده است، برای ایستادن در عرفات و گردیدن به دور بیت الله الحرام که در اسلام رمز و محور توحید و یگانگی مومنان تلقی شده است.
حج از قرنها پیش نزد اکثر مردم معمول و مشهور بوده است.
اما در دین اسلام با سایر ادیان تفاوت کلی دارد، زیرا حج نزد سایر ادیان عبارت است از تبرک به قبور مردگان و آنچه از آثار و بناهایی که از آن به جا مانده است و این چیزی است که اسلام آن را زشت و نامشروع میداند و از آن متنفر است.
گذشته از آن، بزرگترین حج نزد آنان حجی است که اشخاص برای رسیدن به خانه خدا و انجام مراسم حج، مشقت و سختیهای زیاد مسافرت و پیاده روی و غیره را برخود تحمل کنند، در صورتی که اسلام این عمل را خوب نمیداند نمیخواهد که برای انجام حج، مخصوصا کسانی که از راه دور میآیند، مشقت و ناراحتی برکسی وارد شود، هر چند خودش بخاطر اجر بیشتر و با کمال میل خواهان چنین زحمتی باشد.
از أنس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم شخصی را دید که در میان دو پسرش و با کمک و هدایت آنان، با پای پیاده قصد حج داشت. پیامبر صلی الله علیه و سلم درباره آن شخص سوال کرد. گفته شد: این شخص بر خود نذر کرده است که خانه کعبه را پیاده زیارت کند. رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: این کار خوب نیست، زیرا تردیدی نیست که خداوند از رنج و عذاب در این مورد بی نیاز است و دستور داد که بر سواری سوار شود.
فواید حج در زندگی انسان
1- حج، یک منبع نیروی معنوی و عاطفی.
حج یک نیروی مولد بزرگ است که به مسلمان توان میدهد و وجود او را از فروتنی و تقوا در برابر خدا و تصمیم به اطاعت و پشیمانی از نافرمانیش پر میسازد و عاطفه محبت به خدا و رسول خدا و یاران و پیروان او را در وی سیراب میگرداند و احساسات برادری نسبت به فرزندان اسلام، در هر مکانی که باشند، در او بوجود می آورد.
بنابراین نیروی عاطفی و روحی مزبور، موجودیت معنوی انسان را بطور قابل ملاحظه ای رشد و جهش می بخشدو بلکه به او خلقتی نوین میدهد و او را همچون یک موجود تازه متولد شده، با استقبال زندگی سراسر پاکی و پیراستگی میفرستد. به همین خاطر است که رسول الله صلی الله علیه و سلم می فرمایند: کسی که حج بگذارد و در حین حج، مرتکب آلودگی و انحرافی نگردد، مانند روزی است که از مادر زاده شده است. ( روایت بخاری )
2- حج، یک منبع فرهنگی و مشق و تمرین است.
حج، وسعت بخشنده به دیدگاه فرهنگی شخص مسلمان و پیوند دهنده او با دنیای بزرگ پیرامون خویش است. میگویند: مسافرت نصف علم است و مثلی است که میگوید: حکیمی گفت: هر کس زندگی کند، چیزهایی زیادی می بیند، و دیگری گفت: اما آنکه مسافرت میکند، زیادتر می بیند.
سفر حج در بردارنده درس تحمل سختیها، دوری از وطن، جدایی از خویشان و چشم پوشی و فراغت زندگی در میان خانواده و دوستان است.
این حکمت هنگامی نمایان گردید که خداوند حج را همراه سال قمری در حال گردش قرار داد. ماههای معین برای حج، از ماه شوال آغاز و به ذی الحجة پایان میگیرند و اینها ماه هایی هستند که گاه در گرمای سوزان تابستان و گاهی در سرمای زمستان فرا میرسند و این، بدان جهت است که مسلمان، آمادگی تحمل همه وضعیتها را داشته باشد و بتواند در برابر مشکلات رنگارنگ، بردباری کند.
3- منافع تجاري و بازرگانی:
از نظر مادی، حج فرصت باارزشی برای مبادله تجاری میان مسلمانان در سطحی وسیع می باشد.
برخی از مسلمانان روزگار رسول الله صلی الله علیه و سلم از معامله و از هر فعالیت دنیوی که سود و درآمدی نصیب آنها میکرد، در ایام حج کناره میگرفتند، از ترس بی ثواب شدن عمل و عبادتشان، اکراه میورزیدند، اما خداوند اجازه این کار را به شرطی که نیت خالص باشد، و هدف اساسی، همان حج تلقی شود، به آنها داد و هر کسی به نتیجه متناسب با نیت خود میرسد.
بخاری از ابن عباس روایت نموده است که در موسم حج، « عکاظ و ذی المجنة و ذی المجاز » بازارهای زمان جاهلیت بودند. مردم از اینکه در موسم حج داد و ستد کنند، احساس گناه نمودند. از رسول الله صلی الله علیه و سلم در این مورد سوال کردند. این آیه نازل شد: ( لیس علیکم جناح أن تبتغوا فضلا من ربکم ) یعنی: گناهی بر شما نیست که از فضل پروردگار خود بر خوردار شوید ( یعنی در ایام حج به کسب و تجارت بپردازید ).
4- برابری، وحدت و صلح در حج :
یگانگی در احساسات، یگانگی در شعائر، یگانگی در هدف، یگانگی در عمل و یگانگی در سخن. نه اثر اختلاف جغرافیایی و نژادی وجود دارد نه تعصبی نسبت به رنگ و جنس و طبقه! همگی مسلمان هستند.
یکی دیگر از اصولی که اسلام در فراخواندن بدان سبقت گرفته است، صلح است، و حج طریقه بی مانندی برای تجربه و آموزش صلح به فرد مسلمان و سیراب ساختن روحش از صلح طلبی می باشد که در جای جای قرآن دیده میشود. سوره آل عمران ( فیه آیات بیّنات مقام ابراهیم و من دخله کان آمنا و لله علی الناس حجّ البیت من استطاع إلیه سبیلا و من کفر فإن الله غنیّ عن العالمین ) یعنی: در آن نشانه های روشنی است، مقام ابراهیم ( یعنی مکان نماز و عبادت او از جمله آنهاست )، و هر کس داخل آن ( حرم) شود در امان است، و حج این خانه واجب الهی است بر کسانی که توانائی ( مالی و بدنی ) برای رفتن به آنجا دارند، و هر کس ( حج خانه خدای را به جای نیاورد و یا اصلا حج را نپذیرد و بدین وسیله )، کفر ورزد، ( به خود زیان رسانده نه به خدا ) چه اینکه خداوند از همه جهانیان بی نیاز است.
و در سوره مائده، آیات 95 و 96 و 97 می فرماید:                    •                                     •                 •           ••      •             
یعنی: ای مومنان! هنگامی که در حالت احرام هستید ( و یا در سرزمین حرم بسر میبرید ) شکار نکنید و هر کس از شما که عمدا شکاری را بکشد، باید کفاره ای معادل آن را از چهارپایان ( اهلی مانند: بز و گوسفند و شتر و گاو ) بدهد، کفاره ای که دو نفر عادل از میان خودتان به معادل بودن آن قضاوت کنند و برابری آن را تصدیق نمایند. چنین حیوانی، قربانی میشود و به مستمندان مکه داده میشود، یا کفاره ای ( معادل قیمت آن حیوان ) خوراک ( یک روزه به هر یک از ) فقراء میدهد، و یا برابر آن ( خوراک؛ به عبارت دیگر، به تعداد مستمندان دریافت کننده کفاره، روزهایی ) روزه میگیرد، تا متجاوز، کیفر کار خود را بچشد. خداوند از آنچه در گذشته ( قبل از تحریم شکار کردن ) انجام پذیرفته است، گذشت مینماید، ولی هر کس ( به کشتن شکار )، دوباره برگردد، ( و بعد از آگاهی از تحریم، دوباره به شکار بپردازد ) خداوند از او انتقام میگیرد، و خداوند توانا و انتقام گیرنده است. آبزی، ( یعنی حیوانی که در رودخانه یا آبگیر زندگی میکند و یا در ) دریا، و خوردن از ( گوشت ) آن، برای شما ( مقیمان مومن که آن را تازه به تازه می خورید ) و برای مسافران ( مومن که آن را خشکیده یا یخ زده و یا به صورت کنسرو میخورید ) حلال است، ولی مادام که در حالت احرام هستید، شکار خشکی ( یعنی حیوانی که در دشتها و بیابانها و کوهها زندگی میکند و معمولا اهلی نمیگردد ) برای شما حرام است. از خدایی بترسید که بسوی او برگردانده میشوید و در پیشگاه او گرد آورده میشوید. خداوند، کعبه، ( یعنی ) بیت الحرام، و ماههای حرام و قربانیهای بی نشان و نشاندار را وسیله ای برای سامان بخشیدن (به کار دنیوی و اخروی ) مردم قرار داده است. این بدان خاطر است که بدانید خداوند مطلع از هر چیزی است که در آسمانها و زمین است، و بدانید که خداوند همه چیز را میداند.
5- حج، یک انجمن جهانی است.
این انجمن، چندین معنی و چندین الهام دارد: روح امید را در وجود فرد مسلمان زنده میکند، عوامل نومیدی را عقب میراند و همت برمی انگیزد و اراده می آفریند. اجتماع و اتفاق، همیشه نمایانگر قدرت و بیدار کننده آرمانهای خفته می باشد و گرگ، تنها گوسفندی را که از گله جداست، می خورد.
رسول الله صلی الله علیه و سلم با وسلیه قرار دادن حج، بر اعلام و پخش مهمترین قرارها و پیامهای مربوط به امور سیاسی همگانی مسلمانان را خاطر نشان کرده است، که در سالهای آخر حیاتش، در این انجمن، آخرین حرفها را بیان میکند و همچنین دیگر خلفاء و سلاطین نیز این کار را انجام داده اند.
سالها پیش، یکی از مبلغان مسیحی، در گزارشی راجع به میزان تاثیر تبلیغات آنان در سرزمینهای اسلامی ما، بویژه مصر، مینویسد: ( تا وقتی که این تکیه گاه های چهارگانه اسلام، و انجمن سالیانه حج وجود داشته باشد، اسلام همچون صخره ای در هم شکننده برای کشتی مسیحیت باقی می ماند ).
تأمل در روايات دینی نشان مي دهد كه تهي ساختن حجّ از جنبه هاي سياسي و اجتماعي توطئه خطرناكي است كه سابقه ممتدي در تاريخ اسلام دارد و علماء عامل وآگاه با همه توان كوشيده اند تا مردم را از اين توطئه آگاه كنند تا آنجا كه حجِ فاقد جنبه سياسي و اجتماعي را حج جاهليت ناميده اند روزي كه حجّ جايگاه واقعي خود را در جهان اسلام پيدا كند و مسلمانان جهان بتوانند اين فريضه بزرگ الهي را آگاهانه و آن گونه كه شايسته است انجام دهند ، آن روز بي ترديد اسلام همه سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد و بر جهان حكومت خواهد نمود ، به اميد آن روز.
نقش حج در ابعاد ديگر
الف – نقش حج در سلامت افراد : حج انسان مومن را به مراتب عالی ايمانی مي رساند که ميتوان آنرا چنين تحليل نمود:
معنويت درين مراسم: حج بيت الله شريف قبل از همه يک سير معنوی است که روح انسان مومن را از ماديت وگرايش های شيطانی بسوی عبادت ذات خداوند متعال (جل جلاله) و رجوع از گناهان بسوی نيکی ها وتسليمی به بارگاه الهی ميکشاند ، که اين معنويت حج را درامور ذيل ميتوان بخوبی مورد مطالعه قرار داد :
سيري بسوي خدا : نخستين اثر حج را ميتوان در ( يک نگرش کلي، سير وجودي انسان .. بسوي خدا ، نمايش رمزي فلسفهء خلقت بني آدم وتجسم عيني آنچه درين فلسفه مطرح است …)
هرگاه به حقيقت حج نظر اندازيم اين درحقيقت يک سيري است بسوي خداوند جل جلاله ، سيري بسوي تاريخ انسانيت ومسلمانان، سيري بسوي شخصيت هاي اززنده وتاريخ ساز، سيري است بسوي محبت وعشق و سيري است بسوي اصل انسان.
درين سفر هرانساني چون ممثلي حيات بشر را تمثيل ميکند، حيات شخصيت هاي تاريخي را تمثيل ميکند، گاهي حيات ابراهيم، گاهي حيات سارا، گاهي حيات اسماعيل، گاهي درد ها ورنج هاي همه را، وگاهي .. وگاهي.
درين صحنه هاي مختلف اين انسان مومن مانند ممثل نقش هيرو را بازي ميکند، ولي نه نقش ظاهري، بلکه با محتوا و معاني دقيق آن، اين شخص خود را از زنده گي خويش دور نموده و آنچنانکه آن ممثل درفلمي خود را فراموش نموده درنقش ديگري ميدرخشد و تمامي سوژه ها را عملا بالاي خود تطبيق مينمايد، به همين سان اين شخص مومن، تمامي صحنه هاي تاريخ بشريت را يکبار تمثيل ميکند، ولي با يک تفاوت که نقش او نقش اساسي ومحوري است، نقش او تنها يک شخص را نه بلکه او در نقش همه اشخاص است، او تمامي تاريخ را به تنهايي خود تمثيل ميکند، درتمامي نقش ها تمثيل ميکند و باز او تنها نقش ظاهري را که شايد چند صحنهء از ماديت باشد نه، بلکه او نقش اساسي معنوي همه را تمثيل ميکند، او در معاني هر صحنه غرق ميشود، او با يک فرق که گريه اش مانند گريه فلمسازان ساختگي وخيالي نيست، بلکه هرگاه ميگيريد حقيقتا ميگيريد، هرگاه محبت ميورزد، محبتش بخاطر صحنه سازي نه، بلکه براي خود سازي است، درينجا اين نقش را براي ديگران و نمايش براي ديگران بازي نميکند، بلکه اين نقش را براي خود، براي اصلاح خود، براي انتقاد برخود، براي ياد دهي خود، براي دانستن تاريخ خود، تاريخ انسانيت، تاريخ انسان سازي، وبالآخره اين صحنه براي ديگران نه … بلکه براي خود صحنه ها ميسازد.
يک فرق وآن هم فرق اساسي، او تمامي حادثات تاريخي را در ظرف چند روزي تمثيل ميکند، ولي صحنه هاي وي ساختگي نيست، لباس وي ساختگي نيست، جاي تمثيل وي ساختگي نيست، بلکه همه حقيقت ها و واقعيت ها ست، او درين چند روز به ياد ديگران، وسپس با ياد ديگران به ياد خداي عزوجل ميشود.
ب – نقش حج درساختار جامعه : حج در ساختار جامعهء انسانی ميتوان نقش های زيادی را به ارمغان بياورد از جمله :
نقش اجتماعی حج : مسلمانان براي حل مشکلات روزانهء خويش به مساجد منطقه رفته و روزانه پنج مرتبه از احوال يکديگر با خبر ميشوند و هرگاه کسي را دو سه مرتبه غايب از نماز جماعت ببينند، فورا درمورد او باز پرسي ميکنند و مشکلي که براي وي پيش شده، درحل آن تصميم ميگيرند، دامنه اين شناخت ها و حل مشکلات ها در روزهاي جمعه توسعهء بيشتر يافته زيرا مسلمانان به مسجد جامع شهر رفته و در آنجا با هم يکجا نماز جمعه را ادا ميکنند، که اداي نماز هاي جمعه با اين وسعت سبب شناخت و تفاهم بيشتر ميان مردمان يک شهر ميگردد
و ازينکه درنماز جمعه شرط است که به امامت رهبر و يا يکتن از نماينده گان ادا گردد، بناء درحضور يابي امام مسلمانان (خليفه – امير المومنين ) در اداي نماز هاي جمعه و خواندن خطبه توسط وي، مسلمانان ميتوانند مشکلات کشورخويش را درين روز با خليفه مسلمانان در خانه خدا بدون دروازه هاي منع مراجعين و سکرتريت به شکل مستقيم صورت ميپذيرد.
ولي براي حل مشکلات جهاني مسلمانان سال يکبار کنفرانسي بايد داير گردد که درآن همهء مسلمانان از تمامي جهان با هم يکجا شده و براي حل مشکلات جهاني خويش تصميم گيري نمايند و به اين صورت نماينده هرکشور، مشکلات و پرابلم ها خويش را به گوش جهانيان رسانده و به اين شکل ديگران در رفع اين مشکلات با ايشان همکار گر دند، بناء حج وسيلهء اساسي براي تفاهم ميان ملت ها و تمامي مسلمانان جهان ميباشد، ولي دشمنان اسلام با درک اين حقيقت سعي و تلاش ورزيدند که مراسم حج را صرف در عبادات و رفتن به اماکن مقدسه تخصيص داده و رهبران سياسي را غلام خود ساخته آنانرا به اين واداشتند که درجريان مراسم حج از تشکيل کنفرانس ها ومجالس اسلامي ممانعت نموده و مانع جلسات سياسي مسلمانان که اصلا بايد درينجا مطرح ميشد گردند.
همچنان براي جلوگيري از رفتن مسلمانان به حج درمصارف حج نرخ هاي بسيار گزافي را تعيين نموده اند که بسا اوقات دلبستگان خانهء الهي نميتوانند به ساده گي به شرف زيارت بيت الله نايل گردند.
این بود خلاصۀ تجارب این بندۀ فقیر الی الله، که پس از حجهای مکرر، و پس از تدبر به معانی و حکمتهای حج، به آن متوصل گردیده ام. در اخیر بار دیگر یادآور میشوم که لازم نیست که چیزی که من گفتم، حتما همینگونه باشد. این تنها خاطرات شخصی و مطالعۀ حج بود که درین مضمون طویل ثبت نمودم. پس اگر حکمت ربانی همین بوده که من گفتم، خدا را شکرگزارم که مرا توفیق این بخشید. و اگر چنین نباشد که من گفته ام، از بارگاه او جل جلاله طلب مغفرت میکنم. انه هو الغفور الرحیم. استغفره و اتوب الیه.
حج وتوحيد
الف – آيات توحيد در سورة الحج :
در قرانکریم سوره ای بنام “سورة الحج” بوده، بیان این سوره تماماَُ از توحید است، با خطاب خود ندامی کند کسانی را که غیر الله را می پرستند، آنها در حقیقت عبادت چیزی را می کند که ضرر آن بیشتر از نفع آنست.
در این سوره الله متعال بیان می دارد که تمام کائیات همه ای آنها برای وی تعالی جل مجده سجده می نمایند، آنجا که می فرماید: أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ وَمَنْ فِي الأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ [الحج:].
آیا نمی بینی که برای الله تعالی سجده می کنند، تمام آنچه که در آسمان و زمین است، . آفتاب و مهتاب و ستاره گان وکوه ها و درختان و جنبنده ها(چهارپایان).
تمام این ها به وی تعالی سجده می کنند وتسبیح او تعالی جلت عظمته را می گویند. و منقاد به امراویند. جز کافر از آدمی و جن حالانکه ایشان خیلی لایق به عبادت کردن هستند.
زمانیکه سخن از مسجد الحرام می آورد وتعالی جل مجده می فرماید برای ابراهیم علیه السلام معین ساختیم مکان(موضع) بیت الله الحرام را چنانچه می فرماید:  وَإِذْ بَوَّأْنَا لإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ [الحج: 26].
ویاد کن چون معین ساختیم برای ابراهیم موضع خانه کعبه را این سخن گفته که شریک مقرر مکن با من هیچ چیزی را و پاک کن خانه ای مرا برای طواف کنندگان و ایستادگان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان(نمازگذاران).
یعنی: ياد كن‌ اي‌ محمد ^ «چون‌ براي‌ ابراهيم‌ جاي‌ خانه‌ كعبه‌ را معين‌ كرديم‌» تاآن‌ را براي‌ عبادت‌ حق‌ تعالي‌ بنا كند. واژه”بوأنا” معين‌ و واضح‌ ساختيم‌ و در همانجا بر او «اين‌» پيام‌ را نازل‌ كرديم‌ «كه‌ با من‌ چيزي‌ را شريك‌ مقرر مكن‌» گويي‌ به‌ اوگفته‌ شد: مرا در اين‌ خانه‌ به‌ يگانگي‌ پرستش‌ كن‌ «و خانه‌ مرا پاك‌ كن‌» از شرك‌ وپرستش‌ بتان‌ «براي‌ طواف‌كنندگان‌» به‌ آن‌ خانه‌ «و قيام‌كنندگان‌» در آن‌ براي‌ نماز«و ركوع‌كنندگان‌ و سجده‌كنندگان‌» يعني: براي‌ نمازگزاران‌.
آيه‌ كريمه‌ متضمن‌ طعن‌ و توبيخ‌ كساني‌ از مقيمان‌ بيت‌ الحرام‌ است‌ كه‌ در آن ‌شرك‌ ورزيده‌اند. يعني: اي‌ ساكنان‌ حريم‌ بيت‌ و اي‌ مدعيان‌ ولاي‌ ابراهيم‌! بدانيد كه‌ توحيد و يگانه‌پرستي‌ و پاك‌نگاه‌داشتن‌ حريم‌ بيت‌ از شرك‌ و بت‌پرستي‌، شرط حق‌ تعالي‌ بر پدرتان‌ ابراهيم‌ و كساني‌ كه‌ بعد از وي‌ مي‌آيند بود اما شما به‌ اين‌شرط و به‌ ولاي‌ پدرتان‌ وفادار نمانديد بلكه‌ شرك‌ آورده‌ و در خانه‌ كعبه‌ بتان‌ رانصب‌ كرديد و در نتيجه‌ با اين‌ كارتان‌ كعبه‌ را به‌ پليدي‌ آلوديد.
زیرا این خانه برای تحقق توحید و محاربه با شرک بنیان گذاری شده است.
ازینرو خداوند تعالی بندگان خویش را امر می فرماید به اداء مناسک حج و تعظیم حرمات الله و همه ای این را مقرون به اجتناب از پلیدی ها شرک و بت پرستی و بت گرایی و همچنان اجتناب از سخن دروغ و عمل ناروا می داند.: حُنَفَاءَ للهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ
«در حالي‌ كه‌ براي‌ خداوند حنفاء باشيد» (حنفاء: جمع‌ حنيف‌ به‌ معني‌ گرايش ‌يابنده‌ از دين‌ باطل‌ به‌سوي‌ دين‌ حق‌ است)‌. يعني‌ خالصانه‌ به‌سوي‌ حق‌ تعالي‌ گرويده ‌و از هر چه‌ كه‌ بجز او مورد پرستش‌ قرار مي‌گيرد، بيزاري‌ جوييد «نه‌ شريك‌گيرندگان‌ براي‌ او» چيزي‌ از چيزها را «و هر كس‌ به‌ خدا شرك‌ ورزد پس‌ چنان‌ است‌كه‌ گويي‌ از آسمان‌ فرو افتاده‌» به‌سوي‌ زمين‌. يعني‌ از بلنداي‌ ايمان‌ به‌سوي‌ حضيض ‌كفر انحطاط كرده‌ است‌ «و مرغان‌ او را ربوده‌اند» يعني: مرغان‌ لاشخوار، گوشت ‌و پوست‌ وي‌ را پاره‌پاره‌ كرده‌ و او را با چنگالهاي‌ خود دريده‌ و ربوده‌اند «يا باد او را در مكاني‌ دور افگنده‌ است‌» و فروكوفته‌ است‌، به‌ گونه‌اي‌كه‌ هيچ‌ اميدي‌ به‌نجات‌ وي‌ باقي‌ نمانده‌، استخوانهايش‌ ريزريز و گوشت‌ بدنش‌ در هم‌كوفته‌، پاره‌پاره‌ و نابود شده‌ است‌. پس‌ همچنين‌ است‌ كسي‌ كه‌ به‌ خداي‌ سبحان‌ شرك‌آورد زيرا اعمال‌ صالح‌ چنين‌ كسي‌ هدر و حبط (هدر) گرديده‌ و به‌ زودي‌ انتقام‌ ومجازات‌ الهي‌ به‌سراغ‌ وي‌ خواهد آمد.
وپس از سیاق طویل در تقریر الوهیت الله تعالی و وحدانیت وی جل مجده، و نیز بطلان آنچه را بغیر از او جلت عظمته می پرستند، سپس‌ خداوند متعال‌ درباره‌ حقارت‌ بتان‌ و خامي‌ و سبكي‌ عقلهاي‌ پرستشگران ‌آنها در اخیر سوره با بیان مثالی مبنی بر ضعف و ناتوانی معبودان باطل که حتی توان دفاع از حقوق خویش که به آنها نذر گردیده را نیز ندارند، چه رسد به اینکه آنها مددگار پرستنده های شان شود. و حتی این معبودین، از مگس که موجود ضعیف است هم ناتوانتر اند طوریکه چین ارشاد می فرماید:  يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ، مَا قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ
«اي‌ مردم‌! مثلي‌ زده‌ شد پس‌ بدان‌ گوش ‌فرادهيد» گويي‌ مي‌فرمايد: مشركان‌ در امر پرستش‌ برايم‌ شبيهي‌ قرار دادند پس‌ مثل ‌اين‌ معبودان‌ باطلشان‌ را بشنويد: «هرآينه‌ كساني‌ را كه‌ جز خدا مي‌خوانيد» از بتان‌، اي‌ مشركان‌! «هرگز مگسي‌ نمي‌آفرينند» حتي‌ بر آفريدن‌ مگسي‌ توانا نيستند، با آن‌كه‌ مگس‌ ذاتا حقير و بي ‌ارزش‌ و جسما نيز كوچك‌ است‌ «هرچند براي‌ آفريدن‌ آن‌ اجتماع‌ كنند» يعني: هرچند پرستشگران‌ و پرستش‌شدگان‌ همه‌ براي‌ آفريدن‌ آن‌ جمع‌ شوند اما از آفريدن‌ حتي‌ يك‌ مگس‌ هم‌ عاجزند «و اگر آن‌ مگس‌ چيزي‌ از آنان ‌بربايد، نمي‌توانند آن‌ را بازپس‌ گيرند» پس‌ هرگاه‌ از خلق ‌كردن‌ چنين‌ حيوان‌ ضعيفي ‌هم‌ عاجزند و از آن‌ گذشته‌، نمي‌توانند با آن‌ حيوان‌ ضعيف‌ در بازپس‌ گرفتن‌ آنچه‌ كه‌ از آنان‌ ربوده‌ است‌ مقابله‌ كنند، يقينا از آفريدن‌ غيرآن‌ از چيزهايي‌ كه‌ نسبت‌ به‌ مگس‌ داراي‌ جرم‌ و اندامي‌ بزرگتر و نيرو و توان‌ بيشتر است‌، عاجزتر و درمانده ‌ترند «طالب‌ و مطلوب‌ هر دو ناتوانند» بتان‌ همچون‌ طالب ‌اند، از حيث‌ اين‌كه ‌آفرينش‌ مگس‌ را طلب‌ مي‌كنند، يا بازپس‌ گرفتن‌ آنچه‌ را كه‌ از آنان‌ ربوده‌ است ‌مي‌طلبند و مطلوب‌ هم‌ مگس‌ است‌. همچنان‌ محتمل‌ است‌ كه‌ مراد از «مطلوب‌»، بتان‌ ناتوانشان‌ باشند كه‌ «طالبان‌» آنها، يعني‌ پرستشگران‌ مشرك‌ آنها از آنها عاجزتراند.
«خداوند را چنان‌كه‌ سزاوار قدر اوست‌، قدر نگذاشتند» يعني: او را چنان‌كه‌ حق ‌تعظيم‌ اوست‌ تعظيم‌ نكردند و چنان‌كه‌ حق‌ معرفت‌ اوست‌، نشناختند؛ از آنجا كه ‌بتاني‌ را كه‌ حتي‌ از دفع ‌كردن‌ مگسي‌ هم‌ ناتوانند، شركايش‌ قرار دادند «در حقيقت ‌خداست‌ كه‌ تواناي‌ غالب‌ است‌» برخلاف‌ خدايان‌ دروغين‌ مشركان‌ كه‌ جماداتي‌ اند ناتوان‌ از رساندن‌ سود و از دفع‌ زيان‌ و ناتوان‌ از هر امر ديگري‌.
ب – أثر حج در غرس عقيدهء توحيد:
حج يكي از شعاير ديني است كه به منظور تحقق بندگي خالصانه الله تعالي و برأت از شرك و مشركين مشروع گرديده است .
زيرا حاجي نه از نبي كمك مي جويد و نه هم از ولي، نه از كعبه و نه هم از قبر، نه از سنگ مدد ميخواهد و نه هم از همانند اينها…. بلكه تنها وي تعالي را مي خواهد و از وي تعالي كمك مي جويد و براي او تعالي دعا مي كند، چنانچه شعار خود قرار داده مي گويد : “لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، إن الحمد والنعمة لك والملك، لا شريك لك”.
اگرچه وي به پيرامون خانه طواف مي كند اما خانه را نمي پرستد بلكه پرودگار خانه را پرستش مي كند، در حقيقت اين طواف طبق فرمان و طاعت الله تعالي صورت گرفته كه عبادت بزرگ خداوندي و بزرگداشت شعاير اوست.
اگر او حجرالاسود را مي بوسد نه بعنوان اينكه اين سنگ نفع رسان و يا ضرر رسان است، بلكه بدين جهت كه آنرا رسول الله – صلي الله عليه وسلم – بوسيده است.
از همين روست كه اميرالمؤمنين سيدنا عمر – رضي الله عنه -، زماني آنرا بوسه مي كرد فرمود: “إني لأعلم أنك حجر لا تضر ولا تنفع، ولولا أني رأيت رسول الله – صلي الله عليه وسلم – يُقَبِّلك ما قَبَّلتك” .
يقينا من ميدانم كه تو سنگ بي جان هستي نه ضرر رسانيده ميتواني و نه هم نفع، اگر رسول الله – صلي الله عليه وسلم- را نمي ديدم كه ترا مي بوسيد هرگز ترا من هم نمي بوسيدم.
همينگونه رمي جمرات (زدن سنگها) كه منظور از آن اقامه ذكر الله تبارك و تعالي است. چنانچه در حديث از سيده ام المؤمنين عايشه صديقه الكبري- رضي الله عنه- روايت است: “إنما جعل الطواف بالبيت وبين الصفا والمروة ورمي الجمار لإقامة ذكر الله – عز وجل -” .
جز اين نيست كه طواف بيت الله و بين صفا و مروه و رمي جمرات براي اقامه ذكر الله جل جلاله است . (براي ياد وتعظيم وي تعالي جل و علا بوده)
از جمله حقايق تاريخي مسلم اينست كه واقعا كعبه مشرفه و حجرالاسود اين دو يگانه چيزي در ديار عرب جاهلي بودند، كه عرب هاي جاهليت آنرا علي رغم جهالت شان عبادت نكردند، در حاليكه آنها درختان، سنگها، بت ها، لات، عزي، منات وغيره را مي پرستيدند….
اما هيچگاه ديده نشده كه ايشان كعبه مشرفه و حجرالاسود را عبادت كرده باشند. ونه هم اين مشاعر مقدسه را . واين در حقيقت نشانه واضح و آيت باقي است تا دام قيامت كه مركز و مقر توحيد هيچگاه دست خوش شرك نشده.
واين رد بزرگ است بر كسانيكه دعواي بت گري و بت پرستي و وثنيت را در حج ميكند.
دعوت به سوي الله تعالي در حج ومجالات آن
بدون شك حج بزرگترين مناسبتي است كه حتي ملتهاي اعتفادي ديگر همواره تمنا دارند كه اي كاش مقل اين موسم بزرگ و اجتماع عظيم ايشان هم داشته باشند. اجتماع كه هر سال مليون ها نفر گرد هم ديگر پيرامون اين خانه جمع شده، به منظور عبادت و پرستش خداي متعال جلت عظمته؛ اينها براي تجارت نيامده اند و نه هم براي سياحت و گردش گري… هرآيئنه ايشان مشقت هاي متعدد را متحمل شده و اموال زيادي را خرچ كردند تا اينكه به اين اماكن مقدسه رسيدند. اينجا ايشان فقط و فقط براي عبادت الله تبارك وتعالي وطلب آنچيزي آمدند كه نزد خداوند است و بس.
ايشان كه غالبا نيكو كاران و برگزيده گان به اين شرف عظيم به حساب مي رو ند، نموذج و نمونه اي از برادران ديگر شان در عالم اسلام هستند.
آيا مناسب نيست تا ما هر آنچه در توان داريم از نيكويي و خير بذل ايشان و به آنها ايثار نمايم، و به تمامي داشته هاي خويش به ايشان مددو همكاري نموده و كدام احسان و خير و معروفي را كه نمي توانيم در بلاد و ديار ايشان به ايشان برسانيم آيا اينجا جايش نيست تا اين احسان خدمت گذاري و نيكويي دنيوي و اخروي را در همين جا با آنها در جايكه ايشان همه مهمان خداوند هستند و در ضيافت وي تعالي جل مجده قرار دارند بنمائيم.
چه بسي حقوق ايشان برما دارند كه ما از اداء كردن آن در وطن هاي شان عاجزيم اما به وجه احسن و آسان مي توانيم آن حقوق را درينجا كه بيشتر نيازمند هم هستند اداء كنيم.
مثلاً: نشر دروس، ومحاضرات، و مجالس خير و نيكويي، و امر به نيكويي و عبادت زياد مطابق سنت رسول الله – صلي الله عليه وسلم- به ويژه هنگام سفر از يك مقام به مقام ديگر، و يا در خيمه ها هنگام ايام مني؛ اين بهترين فرصتي براي ايجاد روحيه اخوت و برادري بين مسلمانان بوده و خوبترين زمينه براي تعليم و تعلم از همديگر است و نيز فضاي مساعد دعوت به سوي خير و نيكويي است. فرصت درست براي مخاطبه و گفتمان بكلام طيب و حكيمانه مسلمانان بين هم است . وجيبه امر بالمعروف و نهي از منكر خوبتر ميتواند كه در ايام حج درسرزمين وحي و مهبت جبريل تطبيق گردد.
مثال دوم : توزيع كتب مفيده و مثمر كه تعلق به حج و احكام آن، و متعلق به تصحييح عقايد مسلمين و اعمال آنها و معلومات در باره اوضاع و احوال مسلمبن در جهان باشد و نيز كتب بيدارگري مسلمانان و اصلاح امور آنها باشد و كتبي كه بتواند به زبانهاي مختلف مسلمانان را به احكام دين شان و باخبري از اوضاع برادران مؤمن شان در انحاي عالم باشد به دسترس حجاج كرام قرار گيرد.
واين فرصتي است كه اگر تو بخواهي به اين برادران مؤمنت برسي واز ايشان احوال جوي نموده ارشاد و رهنمايي كني آنها را وجيبه اي دعوت و خير خواهي را در مقابل آنها اداء كني هرآئينه اين صعب و احيانا ناممكن مينمايد، اما اينجا خود همه آمدند بهترين شانس براي اداء مسؤليت است. ميتواني به آساني و سهولت اين قضيه را به ايشان برساني؛ پس اين فرصت را غنيمت بدان و از آن استفاده ي اعظمي بنما .
و از جمله وسائل دعوت : نصيحت فردي براي هر مسلمان است، در هر مناسبت و هر جا كه وي را ديدي؛ در موتر، و يا درجاي مناسب نزد بيت الله، در مني … در مزدلفة … در عرفة … ويا در هر جاي مناسب ديگر .
همچنان از جمله وسائل دعوت در حج : زيارت مسلمين یکدیگر را در اوطان شان برای زمینه سازی وآمادگی حج است .
اگر مسلمین بیشتر ازین صاحب درایت، بصیرت و پختگی می بودند و قدرت بیش از موجود می داشتند، هر آئینه زمینه ای برای سفر و سیر های علمی و دعوتی در بلاد اسلامی قبل از موسم حج بغرض ترغیب و تشویق مردم برای حج و آداب واحکام حج، مساعد می نمودند. اما افسوس وصد افسوس که مسلمین باداشتن نیروی زیاد و عدد فروان نمی توانند از این قدرت خویش کار گیرند و دشمنان ما نمی گذارد تا ما از این ثروت خدا داد طبعی و نیروی بشری خویش منسجمانه استفاده کنیم.
زیرا دشمنان ما بخوبی میدانند که ثروات طبیعی وذخایر نفتی و غازی همراه با معادن سر به مهر اکثرا در سرزمین های اسلامی وجود دارند.
ازینرو نمیگذارند تا مسلمین به درستی از اين ثروت هاي خدا داد استفاده نموده، جلوی این عارفقر و بدبختی موجود در عالم اسلام را بگیرند (فالله المستعان).
و از جمله وسائل دعوت : ملاقات هاي دعوتگران اسلامي میان هم در موسم حج است.
تا تجربه هاي خويش را با يك ديگر شريك ساخته و راه حل هاي براي مشكلات موجود در عالم اسلام را چاره جوي كنند، به همين طور ملاقات هاي علماي جهان اسلام است كه جز همچو مواقع ديگر زمينه اي براي شان مساعد نيست، آنها نيز بايد ازاين فرصت استفاده نموده، موسم حج را غنيمتي براي ملاقات و گفتمان با علماي هم مثل شان از عالم اسلام بدانند و درد مشترك امت اسلامي و مسائلي علمي، عملي و دعوتي و آنچه را كه به آن محتاج اند باهم شريك سازند.
* * *
منبع: کتاب حکمت ، احکام و اسرار حج نوشته استاد نورالله کوثر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یازده + پانزده =