اصول انتخاب همسر بخش دوم

0 361

انتخاب همسر باید با اصول و شرایط آن به‌طور دقیق انجام بپذیرد.

انتخاب همسر براساس نجابت و اصالت خانوادگی

یکی دیگر از ضوابطی که اسلام برای انتخاب شریک زندگی وضع نموده است انتخاب همسر براساس نجابت و اصالت خانوادگی است، به این معنا که شخصی که برگزیده می شود از خانواده ای ریشه دار و اصیل باشد که در بین مردم به شرافت و پاکی و شایستگی اخلاقی معروف باشند.
در واقع می توان مردم را به معادن خصایل اخلاقی و معنوی تشبیه کرد که از لحاظ حقارت و شرافت و فساد و سلامت اخلاقی با هم تفاوت دارند.
این نکته را پیامبر محبوب ما – صلى الله علیه وآله وسلم – بدینگونه بیان کرده اند: [لنَّاسُ مَعَادِنُ فِی الْخَیرِ وَالشَّرِّ خِیارُهُمْ فِی الْجَاهِلِیةِ خِیارُهُمْ فِی الْإِسْلَامِ إِذَا فَقِهُوا] (رواه الطیالسی وابن منیع)
ترجمه: {مردم مانند معادن نیکی و بدی هستند، اگر هدایت یافتند، برگزیدگان آنان در جاهلیت در زمان اسلام نیز برگزیده و والا هستند.}
بنابراین می بینیم که رسول اکرم – صلى الله علیه وآله وسلم – داوطلبان پیوند زناشوئی را به گزینش همسر براساس اصالت، نجابت، پاکی و شایستگی خانوادگی تشویق می نماید. از احادیث بسیاری که در این مورد روایت شده است، فقط چند نمونه در اینجا ذکر می شود.
علم وراثت ثابت کرده است که طفل خصوصیات جسمی و عقلی و روانی را از والدین دریافت می کند، پس اگر همسر را براساس سلامت و اصالت و شایستگی و شرافت خانوادگی برگزینیم، بی تردید فرزندانی که از این وصلت نتیجه می شوند، سالم و عفیف و پاک منش خواهند بود.
طفلی که براساس وراثت شایسته ای متولد می شود، و با روش تربیتی ارزشمندی پرورش می یابد، تحقیقاً می تواند به مدارج بالای دینی و اخلاقی برسد و به الگویی در تقوی و فضیلت و نمونه ای در برخورد خوب با اطرافیان و جامعه اش تبدیل شود.
پس راهیان این طریق بهوش باشند که برای یاور آینده زندگی، انتخاب شایسته ای داشته باشند و از ابتدا بنیان محکمی ایجاد نمایند تا فرزندان سالم، صالح و مؤمن نصیب آنان گردد.

برتری ازدواج با دختران باکره

یکی دیگر از دستورات روشنگر و مفید اسلام در انتخاب همسر، برگزیدن دختر باکره و برتر دانستن آن نسبت به زن بیوه است. فوائد قابل توجه و حکمت عمیقی در این رهنمود وجود دارد.
دختر، اصولاً در برخورد با اولین مرد زندگیش، مهر و محبت خود را نثار او می کند، زیرا شوهرش اولین انسانی است که به دایرة عصمت او پای گذاشته است، بنابراین وجودش با وجود همسرش در می آمیزد و جوّی از آرامش و محبت ایجاد می کند. این صفای قلبی نظام خانواده را از تیرگی روابط و افتادن در دام جدال و خصومت حفظ خواهد کرد و باگذشت زمان عاملی در استحکام رشته های ارتباط زن و شوهر خواهد بود، امّا زن بیوه در ازدواج دوّم حلاوت و الفت ازدواج اوّل را نخواهد داشت و تعلق خاطر و تمایل پیشین باقی نمانده است، زیرا اخلاق او با برخورد دوّم تفاوت دارد.
پیامبر بزرگوار – صلى الله علیه وآله وسلم – در گفتگوئی با یکی از اصحاب ارجمندشان به نام «جابر» – رضی الله عنه – به این نکتة ظریف اشاره می کند که ازدواج با باکره محبت را بیشتر می کند و در جهت حفظ فرد مسلمان از گناه و پاسداری عفت او بهتر است. «جابر» می گوید: در هنگام بازگشت از غزوه ذات الرقاع با نبی اکرم – صلى الله علیه وآله وسلم – همراه بودم از من سؤال کردند، آیا ازدواج کرده ای؟ گفتم: آری، ای رسول خدا.
فرمودند: باکره است یا بیوه؟ گفتم: بیوه است.
فرمود: چرا با دختر باکره ای ازدواج نکردی که هم صحبت شوید و مایه طرب و شادی خاطرت باشد؟
گفتم پدرم در جنگ احد به شهادت رسید و هفت دختر برایمان برجای گذاشت، زن بیوه و با تجربه ای را انتخاب کردم که بتواند آن ها را سرپرستی کند و از آنان مواظبت نماید.
رسول خدا – صلى الله علیه وآله وسلم – فرمودند: ان شاءالله، نتیجه انتخابت همان باشد که انتظار داری.
این حدیث نشان می دهد که ازدواج با باکره از بیوه بهتر است، مگر در حالات خاص مانند موردی که حضرت «جابر» – رضی الله عنه – بیان کرد که برای مواظبت و نگهداری ایتام و توجه به حال آنان و رفع و رجوع نیازهایشان اقدام گردد.
در واقع به اقتضای این آیة مبارک عمل کرده است که می فرماید:
[وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى] (المائدة: 2)
ترجمه: {در انجام اعمال نیک و تقوا، با یکدیگر همکاری کنید.}

انتخاب همسر که زاینده باشد یا (ازدواج با زن زایا بهتر است)

از دیگر رهنمودهای دین اسلام در گزینش همسر انتخاب زنی است که قادر به آوردن فرزند باشد، زن زایا به دو طریق معلوم می گردد:
اول: سلامت جسمی و نداشتن مرضی که از بارداری زن جلوگیری کند و برای این کار باید به متخصصین امر رجوع کرد.
دوم: در نظر گرفتن وضعیت مادر و خواهران دختر که ازدواج کرده اند، آیا آن ها از زمرة زنان باردار هستند یا نه؟ زیرا به احتمال زیاد از این جهت با یکدیگر تشابه خواهند داشت.
از جهت طبی زنی که توانائی و استعداد باروری دارد از لحاظ سلامتی وضعیت مطلوبی دارد و از توانائی جسمی خوبی برخوردار است و علامت این توانائی، قدرت به انجام رساندن کارهای منزل و رسیدگی به امور تربیت بچه ها و ادای وظایف زناشوئی به وجه احسن می باشد.
امّا لازم بتذکر گاست که این موضوع را نباید یک جانبه نگریست، زیرا کسی که زنی با این خصوصیات برای زندگی خود می خواهد باید توانائی ادای مسؤولیت در قبال او را نیز داشته باشد، چه مسؤولیت تامین اقتصادی و چه وظیفه تربیت و تعلیم فرزندانی که بدنیا می آورد و چه مسؤولیت سلامت و صحت همسرش، در غیر اینصورت در نزد خدا مقصر خواهد بود.
پیامبر اکرم – صلى الله علیه وآله وسلم – فرمود:
[إنّ اللَّهَ تعالى سائِلٌ كلَّ راعٍ عَمّا اسْتَرْعاهُ أحَفِظَ ذلِكَ أمْ ضَیعَهُ حَتّى یسأَلَ الرَّجُلَ عنْ أهْلِ بَیتِهِ]
ترجمه: {روز قیامت از هر کسی که مسؤول و سرپرست کاری است، سؤال می شود که آیا افراد تحت سرپرستی خود را تباه نمود یا حفظ کرد؟ و از مرد دربارة زن و فرزندش سؤال می شود، آیا حق آنان را اداء کرده یا کوتاهی نموده است؟} (روایت ابن حبّان)
پس کسی که توانائی تربیت فرزند را آن چنانکه اسلام گفته است، در خود می بیند و می خواهد ازدواج کند به مطلوب خویش دست نمی یابد، مگر آنکه در جستجوی زنی بارور باشد و با تربیت فرزندان صالح و شایسته بر تعداد امّت محمدی که خداوند آن ها را نمونه برای تمامی انسان ها و بهترین امت قرار داد، بیفزاید.
و این مطلب از رهنمودهای رهبر این امت حضرت محمد – صلى الله علیه وآله وسلم – است.
ابو داود و نسائی و حاکم روایت می کنند: مردی به خدمت نبی اکرم – صلى الله علیه وآله وسلم – رسید و گفت: ای رسول خدا – صلى الله علیه وآله وسلم – زنی را دوست دارم، دارای اصل و نسب و مال و منصب است، فقط یک اشکال دارد، باردار نمی شود، آیا با او ازدواج کنم؟
فرمود: خیر.
بار دیگر سؤال کرد و پیامبر اکرم – صلى الله علیه وآله وسلم – مجدداً او را نهی کرد.
بارسوم به خدمت آن حضرت رسید و تقاضای خود را تکرار کرد.
فرمود: «تَزَوَّجُوا الْوَدُودَ الْوَلُودَ فَإِنِّی مُكَاثِرٌ بِكُمُ الأُمَمَ یوْمَ الْقِیامَةِ» ترجمه: «همسری را برگزین که زایا باشد، من بفراوانی شما (امت اسلام) در روز قیامت افتخار می کنم.»
موارد ذکر شده از مهم‌ترین ممعیارهای ازدواج است كه در گذاشتن سنگ زیربنای خانواده تاثیر می‌گذارد.
منبع: چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم
مولف: عبدالله ناصح علوان
ترجمه: عبدالله احمدی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 × 2 =