اصول اساسی دولت اسلامي

0 467

اصول اساسی دولت اسلامي:
1- حاكميت شريعت يا برتري وفضيلت دين خدا جلت عظمته .
2- عدل ومساوات
3- اطاعت
4- آزادی
5- شوری
اولين اصل حاكميت دين خداجلت عظمته ميباشد :
اين اصل به اساس حكم صريح آیه یی كريمه « إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلّهِ ان لاتعبدوا الا ایاه » (یوسف /40 ) استوار ميباشد یعني حاكميت فقط وفقط از آن خداوند جلت عظمته ميباشد طوريكه گفتيم مهمترین ركن واصل دولت اسلامي حاكميت دين است به اين معني كه درتمام شوون زنده گی اعم از سياسي ، قضایی واقتصادي و… غیره اعلاء كلمة الله بيايد طوريكه درحديث شريف آمده كه كسي از حضرت رسول اكرم صلی الله علیه وسلم پرسيد که کسی براي شهرت، كسي براي عصبيت مي جنگند كدام آنها بهتر وبحق است ؟ اوصلی الله علیه وسلم فرمود « من قاتل لتكون كلمة الله هي العليا فهو في سبيل الله » .يعنی کسیکه جنگ کند به منظور اعلاء کلمة الله پس او در راه خد است به این معنی که چتر از اسلام باشد وپيروان اديان ديگر مي توانند زير اين چتر زنده گی كنند.
همه تعاملات چه مالي چي قضایی ، جزایی ، حقوقی ، سياست داخلي وخارجی …. وغيره به اساس حكم خداوند صورت گيرد زيرا هر چه به اساسي حكم خداوند نباشد پيروي از هوا ‌وهوس است ودرحديث شريف آمده كه چه كسي گمراه تر است از كسي كه بدون رضاء خداوند جلت عظمته پيروي از هواء وهوس خود كند ؟ طبعًا استفهام انكاري است كه هيچ كسي گمراه تر از كسي كه قانون غير از قانون اسلام بسازد وازآن پیروی کند نيست پيامبر صلی الله علیه وسلم فرموده ( لايؤمن احدكم حتي يكون هواه تبعًا لما جئت به) ترجمه: مؤمن نمي باشد يكي شما تااينكه هوايش تابع نباشد بچيزيكه من با خود آوردم .
2 – عدل ومساوات:
دومین اصل نظام سیاسی اسلام همانا عدل ومساوات است و منظور از عدل ومساوات برابري مردم دربرابر احكام خداوند وقانون الهي، دولت وهمه حقوق ووجایب وامتياز ات انساني ميباشد نه اينكه تمام افراد درهمه چيز برابر باشند درحاليكه برابري مطلق نه تنها عدل نبوده بلكه گاه ظلم هم واقع مي شود مثليكه طعام بزرگ مرد وطفل برابر باشد قبل از اسلام نا برابري های زيادي وجود داشت دين مقدس اسلام برتمام نابرابری ها يكسره خط بطلان كشيد واعلان مساوات نمود درامپراطوري روم مردم بدو كتگوري آزادگان وغير آزادگان تقسيم مي شدند وآزادگان نيز بدوگروه تقسيم مي شدند اصلي وغير اصلي وآزادگان غير اصلي بچهار فريق ، آزادگان شده گان، نيمه آزادشدگان، غلامان، وضميمه زمين كه تنها آزادگان اصلي كه رومي بودند از امتيازات انساني بهره مند بودند و همراه ديگران رفتار حيواني صورت مي گرفت اسلام درچنين جو وفضاء صدای خودرا بلند مي كند وپيام خالق وپروردگار چنين مي رسد « يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَایلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ » (حجرات / 13 )اما اسلام يكسره نمي توانست غلامي را باطل اعلان كند زيراكه درآنجا مسئله اموال مردم مطرح بود لكن راهی را برگذيد كه آهسته آهسته گليم بردگي را برچيد مثلا مكاتب ومدبر بالآخره تشويق وترغيب به رهاء كردن آنها واز سوي ديگر هنوز احتمالات جنگ وجود داشت ممكن بود كفار مسلمين را اسير كنند وبرده بگيرند اسلام بخاطريكه عمل بالمثل انجام دهد وانتقام بگيرد حكم بعفوغلام را يكسره صادرنكرد
حكايت شده: درحديث شريف كه زني مخزومي دزدي كرده بود بالای كلانهای قوم سخت تمام شد تااز قبيلیه شان دست كسي قطع شود از حضرت اسامه ابن زيد بچه خوان پيامبر صلی الله علیه وسلم خواستند تا شفاعت كند اسامه بن زيد موضوع را با پيامبر صلی الله علیه وسلم درميان گذاشت تا اورا عفو كند پيامبرصلی الله علیه وسلم فرمود تودرحد خداشفاعت مي كنی سوگند كه اگر فاطمه دخترم هم دزدي كند حدرابالايش تطبيق ميكنم
حكايت ديگر:عباده ابن صامت رضی الله عنه آدم لاغر اندام سياه چهره بود اوراپيامبرصلی الله علیه وسلم دررأس هيئت جایي روان كرد امارت ميزبان از ملاقات با اوخود داري كرد بخاطريكه اوآدم خوش رونيست وتقاضاکرد كه يك آدم زيبا روی تان بيایيد بامن ملاقات كنيد صحابه رضی الله تعالی عنهم از ين خواست اباء ورزيدند اسرار كردند كه اورا پيامبر صلی الله علیه وسلم بحيث اميرورئيس ما تعيين كرده تا بالآخره مجبور شد تا با او ملاقات كند معلوم می شود که رنگ وچهره وقیافه نزد اسلام ومسلمانان ارزش ندارد .
حكايت ديگر: ملك غصاني مسلمان شد به زيارت بيت الله شريف آمد كدام صحابي درجريان مراسم حج پايش را زير پا کرد اوصحابي رابسيلي زد صحابي نزد عمر فاروق عارض شد حضرت عمر رضی الله عنه ملك غصاني را خواست به اوگفت يا اوراقانع بساز يا فردا قصاص اورا از نزدت ميگرم اوگفت من نصراني مي شوم عمر رضی الله عنه گفت : با زگردنت را قطع ميكنم زيرا که وقتی مرتد شدي واجب القتل مي شوي بالآخره يك شب مهلت خواست تا درخلال شب با استفاده از تاريكي شب فرار كرد فراموش نكنيم وقتي را که حضرت عمررضی الله عنه خلیفه بود وعمرو ابن العاص والي مصر بود پسر حضرت عمر رضی الله تعالی عنه شراب نوشيد والي حدرا بالايش تطبيق كرد ولكن همينقدر كرد كه درملأ عام تطبيق نكرد كه با عث برآشفتگي حضرت عمررضی الله تعالی عنه گرديد وپسر خويش را خواست وحدرا بالايش درمحضرمردم تطبيق نمود وهمچنان مثال تطبيقي عدالت دراسلام هنگاميكه عمر رضی الله درخطبه خويش گفت ( اسمعوا واطيعوا ) بشنويد واطاعت كنيد يكي از اصحاب گفت نمي شنوم ونه اطاعت ميكنم بخاطريكه تكه را كه تقسيم كردي به اندازه یی كم بود كه استعداد پيراهن را نداشت توچطور از همين تكه پيراهن ساختی ؟ عمر رضی الله تعالی عنه گفت : به پسر خويش كه جوابش را بگو حضرت ابن عمررضی الله عنهما گفت : من سهم خويش را به اودادم تا دروقت پذيراي مهمانان پيراهن را بپوشد صحابي گفت (الآن اسمع واطيع) ” اکنون هم می شنوم وهم اطاعت می کنم ودرآيات متعدد قرآنكريم امر به عدالت شده است ازجمله « إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُم بَيْنَ النَّاسِ أَن تَحْكُمُواْ بِالْعَدْلِ » ” خداوند شما را مامور می سازد اینکه بسپارید مسؤولیت هارا به اهل آن ووقتی حکم می کردید بین مردم حکم کنید به عدل وبرابری ”
ودرمورد فضيلت عدالت: حضرت عبدالله ابن مسعود رضي الله عنه فرموده: « ان اقضي يوما بین الناس بالعدل خير من عبادة سبعين سنة » ” اگر یک روز به عدل بین مردم حکم نماید بهتر است از عبادت هفتاد سال ”
حضرت عمر رضی الله عنه دروقتيكه قصاص سيلي زدن پسر مظلوم را از بچه امير عصر مي گرفت گفت : « متي استعبدتم الناس ولقد ولد تهم امهاتهم احرارًا » چه وقت غلام كرديد انسانهارا درحاليكه مادران شان ازاد زایده ايشان را وهم چنان گفته شده : « الحكومة تبقي مع الفسق ولا تبقي مع الظلم » حضرت ابو هريره از رسول خدا حديثی را روايت مي كند كه خداوند كريم هفت طایفه را درزیرسايه رحمت خويش درحاليكه سايه یی ديگر وجود ندارد سايه میدهد كه عبارت اند از :
1- امام عدالت پيشه .
2- جواني كه جواني اش را درعبادت خداوند سپري نموده باشد .
3- شخصيكه قلبش بمسجد بسته باشد .
4- آن دومرديكه بخاطر رضاء خدا دوستي وباهم يكجاشده وبخاطر آن از هم جداشوند
5- مرديكه زن صاحب ثروت ومال اورا به هم آغوشي خود بخواهد اوبگويد ازعذاب خدامي ترسم
6- مرديكه الله را درخلوت عبادت نموده باشد واز چشمانش اشك جاري باشد
دوطرف بار را هم درعربی عديل مي گويد زيرا اگر برابر نباشد بار ومتاع به منزل نمي رسد ودو باجه راهم درعربی عديل مي گویند بخاطريكه دوخواهرراگرفته باهم برابر اند مثال فسق كه قبلا درقول منسوب به حضرت علي ذكر شد مثل اين است كه بالاي قاطر دوكارتن شراب با وجوديكه حرام است بار كنيم ولي چون مساوي است بار سقوط نمي كند مثال ظلم مثليكه بالاي قاطر كتاب بار كنيم ولي يكطرف آن زياد وطرف ديگر كم باشد با وجوديكه كار خوب است باز هم سقوط مي كند دريك حكايت آمده كه قاضي كوفه دردفترش عريضه زني را تسليم شد كه ازوالي شكايت داشت كه باغش را غصب كرده است قاضي والي را جلب كرد والي اباء ورزيده قوماندان را روان كرد قاضي قوماندان را حبس كرد ریس دفتر والي آمد اوهم محبوس شد بالآخرة موسفيدان ودوستان قاضي را فرستاد قاضي اينهارا هم حبس كرد درموقع شب والي همه زندانيان را بعداز شكستن قفل زندان رها ء كرد قاضي وظيفه را بقصد رفتن نزد امير ترك گفت والي بعقبش رفت تا اورا واپس كند او شرط گذاشت تا تمام زندانيان را به زندان بيارد اوواپس می شود والا فلا یعنی اگر شرائط را رعایت نکرد واپس نمی شود اين كارشد قاضي والي را محاكمه و به نفع زن فيصله كرد بعد از فيصله گفت والي صاحب بيا به چوكي من بنشين والي گفت بعد از ذلت غزت چه بكار است قاضي گفت از براي حكم خداوند كسي را عزت نميتوانم چون عدالت بود ولي بعد از فيصله اخلاقا به شما احترام كردم والي گفت :‌« من عظم امر الله اذل الله له عظماء خلقه » كسي كه امر خدا را بزرگ بشمارد خدا وند بزرگان خلقش را به اوذليل ميسازد كه این موضوع تا امروز بحيث ضرب المثل تا هنوز باقي مانده است حضرت عمر رضی الله تعالی عنه از حضرت علي كرم الله وجهه پرسيد اگر كسي را ببينم كه زنا مي كند مي توانم با لايش حد تطبيق كنم ؟ حضرت علي فرمود تو با تمام امت برابر هستي يعنی اگر چار شاهد داشت خوب والا بالايت حد قذف جاري مي شود اين بود نمونه های كوچك از مساواة وعدالت دردين مقدس اسلام .
3 – اطاعت:
اصل سوم از اصول اساسي اسلام اطاعت است طوريكه قبلاً گفتيم انسان موجود اجتماعي بوده به تعاملات نياز مند است وتعاملات به قانون ونظام ضرورت دارد اینجا است که موضوع اطاعت مطرح مي شود تا نظام پياده شود حضرت عمر فاروق رضي الله تعالی عنه گفته است که : ( لا اسلام بلا جماعة‌ ولا جماعة بلاامير ولا امير بلا اطاعة ) ترجمه :‌اسلام بدون جماعت نيست ونه جماعة بدون امير ونه امير بدون اطاعت. خداوند متعال درمورد اطاعت فرموده:‌ « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ .. آلآيه »(نساء /59 ) ترجمه : اي مؤمنان فرمان برداري كنيد الله را وفرمان برداري كنيد رسول خدارا وفرمان روايان تان را… دراصول فقه قاعده داريم كه الامر للوجوب یعنی امربرای وجوب است لهذا اطاعت واجب است وهمچنان درحديث شريف آمده « اسمعوا واطيعوا ولواستعمل عليكم عبد حبشي كان رأسه زبيبة» ترجمه: بشنويد واطاعت كنيد اگر كه غلام بالاي تان مقررشود وسرش مثل كشمش باشد دراين حديث شريف پيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم امت خويش را به اطاعت تشويق ميكند ودرديگر حديث آمده كه : « من اطاعني فقد اطاع الله ومن عصاني فقد عصي الله ومن يطيع الامير فقد اطاعني ومن يعصی الامير فقد عصاني » ترجمه : کسیکه مرا اطاعت کرد پس اطاعت خداوند را کرده است وکسیکه نافرمانی من را کرد پس هرآئینه نا فرمانی خداوند را کرده است وکسیکه اطاعت امیر را کرد پس هرآئینه اطاعت من را کرده است وکسی نافرمانی امیر را کند گویا نافرمانی مرا کرده باشد ” بازهم پيامبر به اطاعت تشويق مي كند واطاعت كه مسلمين به آن مكلف اندبا اطاعت كه درجهان مطرح است فرق دارد:
1- درجهان غير از اسلام احترام و پابندي قانون دارند و اتباع ازمجازات ترس دارند که درصورتيكه مرتكب تخلف شوند مجازات میشوند و درغیر از نظر وجدان وایمان کدام مکلفیت احساس نمی کنند اما دردین مقدس اسلام علاوه ازينكه قانون محترم است وبر متخلفين مجازات يا جزا تطبیق مي شود اطاعت يكرنگ معنوي نیز داشته وعبادت هم است يعنی اطاعت تنها از خوف جزا وعذاب نه بلكه درآن طمع ثواب هم است .
2- دردين مقدس اسلام برخلاف اطاعت معمول درجهان اطاعت مقيد است به اين معني كه اگر امر امير درچوكات شريعت صادرشده بود اطاعت واجب واگر مخالف احكام اسلام بود باز درآنصورت نه تنها اطاعت واجب نيست بلكه دربرابرش استادگي هم لازم است .
زيرا درآيه كريمه برای اطاعت خداوند اطيعوا الله مي گويد ودراطاعت رسول خدا بازهم وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ گفته شده یعنی بصراحت بدون قید گفته شده که خدا ورسول خدا را اطاعت نمائید ودر اطاعت امير( واولي الامرمنکم ) گفته شده يعنی به واو عاطفه اكتفاء صورت گرفته نه اینکه گفته شده باشد واطیعوا اولی الامر این درحقیقت اين معنی را مير ساند که ببنيد اگر امير از خداوند ورسول او اطاعت داشت اطاعتش كنيد واگر اطاعت خدا ورسول خدا را نمیکرد باز اطاعت نکنید ودرارتباط حديث صحيح وجود دارد « لا طاعة للمخلوق في معصية الخالق » حضرت عبدالله ابن عمروابن العاص با وجوديكه شب وروز مصروف حديث بود با پدرش درجنگ هاي داخلي ميرفت كسي پرسيد چرا ميروي ؟ گفت قسم بخدا نه كسي راكشته ونه اذيت كرده ام ولكن از پيامبر شنيده ام كه مي گفت :«‌ اطع اباك » پدرت را اطاعت كن لهذا همراهش روانم .
4- آزادي :
چهارمين اصل دولت اسلامي آزادي است البته دين مقدس اسلام از هر طرز فكرواديان دست ساخته یی بشر بيشتر به آزادي احترام داشته وارج می گذارد دردين مقدس اسلام آزادي درتمام عرصه ها حتي درعقيده براي انسان درنظر گرفته شده واگر سؤال پيدا شود كه حكم ارتداد چرا قتل است ؟ جواب اين است كه مرتد بخاطررهای دين قبول كرده یی خودش كشته نمي شود بلكه براي خراب كردن نظام كشته مي شود طوريكه عمر فاروق غلام نصراني داشت اورا به اسلام دعوت كرد تا از اودرامورمسلمانان استفاده كند اونپذيرفت حضرت عمررضی الله تعالی عنه آية كريمه را خواند كه « لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي » جبردردين نيست هر آئينه ظاهر شد هدايت از گمراهي وبزرگترين آزادیي كه توسط اسلام براي بشريت به ارمغان آورده شده آزاد كردن انسانها ازبندگي به بندگان است تاتنها بخداي واحد ولاشريك بنده باشند وطوق بندگي اورابه گردن آويزان كنند واوانسان را كرامت داده وتحقير نميكند طوريكه خداوند فرموده : « هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّور ِ»( الحدید /9 )
ترجمه: اوست آنكه فرومي فرستد بربنده خود آيات واضح تابيرون آرد شمارا از تاريكي به سوي روشني ، درمورد آزادي بيان دراسلام گفته شده كه بزرگترين جهاد گفتن حق نزد پادشاه ظالم است وتمام جنگهای اسلام آزادي بخش بوده وبعد از فتح هيچگاه اسلام را بالای مردم تحميل نكرده اند ودرسايه یی مسلمين اديان آسماني ديگرهم مي توانند زنده گی بكنند طوريكه تاریخ گواه آن است که درقلمروی امپراطوری اسلام تمام مذاهب وادیان دیگر زنده گی كردند اما اديان دني چون بت، گاو وآفتاب پرستي و…غیره را اسلام نمي پذيرد وازپیروان آن می خواهد تا مسلمان شود واگر دعوت را قبول کردند چه خوب درغیر آن رهایشان می کند وهمه انواع آزادي را شريعت وقوانين اسلامي چوكات بندي مي نمايد درغير آن آزادي بی حد وحصر درهمه شرایط جنگل است وخداوند نمی خواهد انسان ها حیوان صفت درجنگل زنده گی کند .
5- شوری :
اصل پنجم از اصول اساسي دولت اسلامي شورای امت است : چون درآینده دربحث پایه های اساسی دولت اسلامی پیرامون شوری به تفصيل بحث صورت گرفته لهذا بخاطر جلوگیری ازضیاع وقت از بحث درمورد شوری علی العجاله صرف نظر صورت گرفته است .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × 2 =