تاثير نفس در انحطاط انسان

0 272

طوری‌که در مبحث گذشته گفته آمدیم نفس آدمی اثر به‌سزایی در اصلاح انسان داشته به همین‌گونه تأثیر آن‌را در انحطاط انسان نمی‌توان به هیچ وجه انکار و اغماض کرد.
چون همین نفس است که انسان را به اعلی علیین رسانیده و با خصایلی نیک خویش وی را به‌درجات عالی انسانیت ارتقاء داده، وبه همین منوال نفس وی است که او را با هوا و هوس خویش و پی‌روی انسان از این نفس او را به اسفل السافلین فرو می‌برد.
در حالى‌كه گناه و انحراف، که از خواسته نفس بوده و بر قلب سايه مى‌افكند و زمينه را براى گمراهى بيش‌تر آماده مى‌سازد، و به بيان قرآن عظیم الشأن :(ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَىٰ أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّـهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ) روم10
«آنگاه فرجام كسانى‌كه بدى كردند [بسى] بدتر بود [چرا] كه آيات خدا را تكذيب كردند و آنها را به ريش‌خند مى‏گرفتند. یعنی سرانجام گنه‌كاران اين است كه آيات خدا را تكذيب كرده و بدان تمسخر نمايند».
در این آیت مبارکه الله(ج)آثار شوم نفس آدمی را که به سبب گناه او را به تکذیب آیات وادار نموده است. و سبب انحطاط او گردیده تا سرانجام او به‌دشمنی الله تبارک و تعالی(ج)رسیده و راه تمسخر و استهزاء را به آیات الهی و مقدسات به پیش گرفته در نهایت کار خود را به اسفل السافلین منحط ساخته که آثار شوم آن ظهور صفات حیوانیت و بهیمیت در وجود چنین اشخاص می‌باشد.
چنان‌چه اگر نفس قوي گرديد، همه و همه قول و عمل هم‌چو کسان به تلبيسات شيطـانی متکي بوده، و به محور منافع شخصي چرخيده، و تأمين اَميال فاسد نفساني و شهواني، غايه نهايي زندگي او محسوب گشته، و براي برآورده شدن و به دست آوردن اين آرزوهاي خبيث، پريشاني، سرگرداني و حتي تباهي اشخاص به ديده شان بي ارزش مي‌نمايد. به همينگونه نقش عوامل ديگرى چون وساوس شیطانی، عدم تدبر و تعقل، توجه نکردن به واعظ درونى، غفلت، تکبر  و بی اعتنایی در برابر حق و… را نبايد ناديده گرفت.
هرگاه شخص پشت مرزبندی‌ های خدایی نه ‌ایستد، و از آنچه خدا او را بازداشته است پرهیز ‌نکند، و خویشتن را از ارتکاب نارواها، و فرورفتن در باتلاق محرمات الهی باز ندارد. و زمام شهوات نفسانی را از دست دهد. نفس اش او را می‌گذارد که نیروهایش را در راه ‌های بیهوده، و بازی ‌های حرام تلف کند.
چنین شخص که دنبال جامی پر از شراب، یا سفره‌ای آراسته با آلات قمار، یا اندامی فتنه ‌انگیز راه می افتد. و با این ترتیب، پیوسته نشاط و نیروی جسمی و اعصاب و نیروهای عقلانی و روحی خویش را در راه های باطل و بدور از حق صرف می کند، و در مسیر عمل بد یا تفریحات نا سالمی که او را در جهت عمل نا مشروع یاری کند، نیروهای خویش را خرج می‌کند. این خود بازیافتی قابل توجهی برای فرد و خانواده و فرزندانش و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، و زندگی انسانی به طور کلی است. که از آثار و تأثیر گذاری نفس انسان محسوب می‌گردد.
اگر نیروهای انسانی و مادی که در راه شهوت ‌های حرام و کارهای نامشروع، و بازی ‌های گناه‌آلود صرف می‌شود که باید مؤمنان راستین از آنها‌ اجتناب ‌کنند، را محاسبه کنیم، آمار هولناکی به دست می‌دهد که بسیار بیشتر از آن مقدار نیروی انسانی و مادی است که جنگ ‌های خانمان‌سوز به کام خود می‌کشند، یا در اثر انواع بیماری ‌های مسری تباه می‌گردند، یا حوادث گوناگون باعث از میان‌ رفتن آن‌ ها می‌شوند. اما انس و عادت ما با این مسایل است که این خسارت ‌های هولناک که همه روزه، بلکه هر ساعت، متوجه انسانیت می‌گردد، را در نظر مردم ناچیز جلوه داده است. این مطلب، با کمتری دقت و بررسی معلوم می‌شود، نه به آمارهای عالم نیازمند است و نه به برهان‌های فیلسوفانه.
از همین جاست که قرآن کریم چنین انسان‍‌ها را برخی اوقات بدتر و پست تر از حیوان می داند، چنانچه  اللهمتعال در حکایتی از یک شخص (که مفسرین نام وی را بلعم بن باعورا یاد کرده اند) می فرماید:
(وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿١٧٥﴾ وَلَوْ شِئْنَا لَرَ‌فَعْنَاهُ بِهَا وَلَـٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْ‌ضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُ‌كْهُ يَلْهَث ۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُ‌ونَ ﴿١٧٦﴾ سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ ﴿١٧٧﴾ مَن يَهْدِ اللَّـهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُ‌ونَ ﴿١٧٨﴾ وَلَقَدْ ذَرَ‌أْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرً‌ا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُ‌ونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَـٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ) الاعراف175-179.
ترجمه: و خبر آن كس را كه آيات خود را به او داده بوديم براى آنان بخوان كه از آن عارى گشت آن‌گاه شيطان او را دنبال كرد و از گمراهان شد و اگر مى‏خواستيم قدر او را به وسيله آن [آيات] بالا مى‏برديم اما او به زمين [=دنيا] گراييد و از هواى نفس خود پيروى كرد از اين رو داستانش چون داستان سگ است [كه] اگر بر آن حمله‏ور شوى زبان از كام برآورد و اگر آن را رها كنى [باز هم] زبان از كام برآورد اين مثل آن گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند پس اين داستان را [براى آنان] حكايت كن شايد كه آنان بانديشند چه زشت است داستان گروهى كه آيات ما را تكذيب و به خود ستم مى‏نمودند هر كه را خدا هدايت كند او راه‏يافته است و كسانى را كه گمراه نمايد آنان خود زيان‌كاران‌اند و در حقيقت بسيارى از جنيان و آدميان را براى دوزخ آفريده‏ايم [چرا كه] دل‌هايى دارند كه با آن [حقايق را] دريافت نمى‏كنند و چشمانى دارند كه با آن‌ها نمى‏بينند و گوش‌هايى دارند كه با آنها نمى‏شنوند آنان همانند چهارپايان بلكه گمراه‏ترند [آرى] آن‌ها همان غافل‏مانده‌گانند.
در آیات متبرکه الله رب العزت(ج)حکایت از انسانی دارد که آیات خود را به او می ‌رساند، و از فضل  خویش بر او خلعتی می‌‌پوشاند، و از دانش خویش جامه‌ای بر قامت وی چست می‌گرداند، و فرصت ‌کاملی برای هدایت و راه یافتن به آستانه ی خدا، و رسیدن به بارگاه‌ کبریاء‌، و اوج‌گیری و بالاروی به سوی  قدسیان را برای او فراهم می‌سازد، و لیکن او از همه این‌ها خویشتن را بیرون می‌کشد.
هم ‌اینک او است‌ که از آیات رحمن بیرون می‌آید و از پوستین ایمان که نگاه‌ دارنده و محافظ او است لخت و عریان به ‌در می آید، وجامه ای زره نگاه‌بان خویش را دور می‌اندازد، و از هدایت و رهنمود منحرف می‌گردد تا از هوا و هوس پی‌روی‌ کند، و از ا‌فق درخشان سقوط می‌کند و فرود می‌آید تا به خاک  تیره و تار چنگ بزند و بچسبد؛ و این حالت انحطاط وفروتنی انسان بوده که نفس عامل آن بوده و آثار پیروی هوای نفس بوده، که سبب گردید تا این شخص را به این انحطاط کشانید.
و هدف و نشانه تیرهای اهریمن شود، و چیزی و کسی نتواند او را از تیرهای زهرآگین  اهریمن  بپاید  و  از دست او محافظت نماید، و او به ناچار از اهریمن  پیروی ‌کند و همراه و ملازم او شود و اهریمن بر اوچیره  شود.
از آیات فوق الذکر به روشنی معلوم شد که این منتهای انحطاط انسانی بوده که به سبب اتباع خواهشات نفسانی این چنین انسانی به زمین چسپیده است وگل‌آلود شده است‌. افزون بر این‌، به صورت سگی درآمده است‌. اگر  رانده شود زبان بیرون می‌کشد، و اگر هم رانده نشود زبان بیرون می‌کشد.
همه این صحنه‌ های متحرّک و جنبان، پیاپی به دنبال یک‌دیگر می‌آیند، و خیال آدم آنجا ایستاده و پیدا  است و آنها را شرمنده و سرگشته و دهشت‌ زده نظاره می‌نماید و با تأسف و تأثّر بسیار می‌ پاید.
به همین گونه در جای دیگری الله تعالیفرموده است: (وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا) شمس10
(و کسی ناامید و ناکام می‏‎گردد که نفس خویشتن (‌و فضائل و مزایای انسانیّت خود را در میان کفر و شرک و معصیت‌) پنهان بدارد و بپوشاند، و (‌به معاصی‌) بیالاید).
از این آیت نیز معلوم گردید که نفس انسان در انحطاط انسان عامل اصلی و رول گردان عمده محسوب می‌گردد. که عدم تزکیه آن بر انسان آثار شوم و ناگوار به‌جا می گذارد.
اخیرا باید واضح نمود که پس از بحث طولانی بالای اثر گذاری نفس در انحطاط انسان نباید انسان گمان كند كه رذايل نفسانى و اخلاقى و روحى ممكن الزوال نيستند. اين ها خيالى است كه نفس اماره و شيطان القاء مى كند و مى‌خواهد انسان را از سلوك راه آخرت و اصلاح نفس باز دارد.
انسان تا در اين دارِ تغيير و نشأت و تبديل است، ممكن است در تمام اوصاف و اخلاق تغيير پيدا كند. البته اوّلِ پيدايشِ صفتى در نفس با زحمت و رياضت كمى او را مى توان ازاله كرد، مانند نهال نورسى كه ريشه ندوانيده باشد ولى بعد از آن كه آن صفت، متمكن در نفس شد و از ملكات مستقره نفس گرديد زوالش ممكن است ولى زحمتش زياد مى شود. درختى كه كهن سال شده و ريشه كرده زحمت كندنش زياد است. تو هرچه ديرتر در فكر قطع ريشه هاى مفاسد قلب و روح افتى ناچار زحمت و رياضتت بيشتر گردد.
این بود فشرده آنچه پیرامون تأثیر گذاری نفس آدمی در ارتقاء و انحطاط وی که هردو پهلوی موضوع تؤام با ذکر ادله ای آن‌ها تقدیم گردید.
در اخیر از الله رب العزتخواهانم تا این تحقیق را مورد استفاده و نفع برای تمام خوانندگان و استفاده کننده گان گردانیده و اجر وپاداش آنرا برای نویسنده و محقق این اثر عطاء فرماید.
وصل اللهم و سلم علی نبینا محمد و علی آله و أصحابه أجمعینږ
منبع : نفس و تأثیر آن در ارتقاء و انحطاط انسان – اثر علمی تحقیقی استاد نورالله کوثر
تهیه و ترتیب : احمد وسیم ادیب گرداننده این سایت

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه × دو =