نکاتی پیرامون چیستی نفس

0 281

کلمه‌ی نفس “ن ف س” عربی بوده در  لغت به معانی متعددی از قبیل ذات شی و حقیقت آن، خروج نسیم و تنفس، اصل و جوهر چیز، و به معنای روح و جان آمده است.
و در اصطلاح، منظور از «نفس» عاملی است که موجب رفتار حیاتی در موجود زنده می‌شود. مراد از رفتار حیاتی تنفس، تغذیه، رشد، تولید مثل، درک حسّی، حرکت ارادی و تعقل یا تفکّر است. از آن‌جا که انتساب این رفتار به جسم و بدن انسان نادرست است، اثبات می‌کنند که این خواص علّت و مبدأ دیگری دارد و چون آن مبدء موجود مفارق هم نیست، پس موجودی در خود انسان هست که علّت این آثار مختلف است و آن نفس است. از این رو، دانش‌مندان عموماً معتقداند که در موجودات مبدأ دیگری وجود دارد که به آن «نفس» اطلاق می‌کنند. بنابراین، نفس عامل و فاعل رفتارهای حیاتی مذکور است.
نفس انسانی: عبارت از کمال اول برای جسم طبیعی آلی است از این جهت که امور کلیات را درک و افعال فکری را اجراء میکند.
1- فلاسفه و اهل حکمت نفس را به سه نوع تقسم می نمایند: نفس نباتی، نفس حیوانی و نفس انسانی.
2- کلمه نفس و مشتقات آن به حالات مختلفی در قرآن ذکر شده و تعداد آن  تقریبا به 367 بار می رسد.
3- به همین گونه احادیث شریف نبوی(ص)نیز موضوع نفس را در خود جا داده و در مجموعه احادیث شریف اعم از مرفوع و موقوف حسب تتبع و جستجویی که درین رساله صورت گرفته، حدود بیشتر از (2000) دوهزار مرتبه کلمه نفس با مشتقات آن تذکر یافته است.
4- نفس انسان نظر به مراتب خود در قرآن کریم به‌نام‌های اماره بالسوء، لوامه، مطمئنه یاد میگردد.
5- پیامبران اولوالعزم علیهم السلام سرعنوان دعوت خود را تزکیه نفس قرار داده اند. چنانچه موسی (علیه السلام) خطاب به فرعون گفت: (هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى ).
6- تبعیت از وحی الهی و هم چنین پیروی از انبیاء و اولیاء، انسان را به نفس مطمئنه وسپس به درجه راضیة مرضیة می رساند. چنین فردی با انجام اوامر الهی و تکلیفی خداوندی حالت اطمینان برایش پیش می آید. فوز و فلاح نصیب کسانی می شود که اطاعت و بندگی دارند و این اطاعت و بندگی برای انسان حالت طمئنینه و اطمینان می آورد.
7- نفس همانند سایر موجوات زنده، نیاز به غذا دارد؛ همه مأکولات، مشروبات، البسه، مسکن وغیره حوایج ضروری و غیر ضروری از جمله غذای نفس بوده و عمومًا بر دو قسم اند:  اول- غذای مرئی. دوم- غذای نامرئی. غذای مرئی نفس: آن قسمتی است که قابل رویت و دید بوده و نیازمند پخت و پز باشد و به دو صورت به دست می آید:
الف- غذای حلال یا مقید به شرط.
ب- غذای حرام یا بی قید و شرط.
شریعت اسلام به توضیح هر دو صورت فوق روشنی لازم انداخته است.
الف –  غذای مقید به شرط نفس: آنست که از وجوه حلال و پیشه مشروع به دست آورده و به قدر لزوم صرف نماید و اضافه خرچی نکند.
ب- غذای بی قید و شرط نفس: در حال غلبه نفس اماره بالسوء با بی بندوباری و یا هوشیاری کامل بدون نظرداشت و تخویف از قوانین خـداوند جل جلاله و یا حکمداران دنیا هرچه خواهد و به هر صورت و هر جا که تواند بر مادونان نماید، می کوشد تا آرزوهای نفسی و شهوانی خود را برآورده سازد.
8- غذای نامرئی نفس: عبارت از پیروی هوا ها و خواهشات نفسانی و متابعت از غرایز نامشروع جنسی و وسایل مهیج آن بوده و بر دو نوع باشد:
الف- ایفای جمله ممنوعات شرع و قوانین سالم مدنی و آرزوهای غیر مردمی از جمله اغذیه نامرئی نفس شمرده می شود.
ب- اقسام حسادت، بخل، کینه، امساک، حرص فاسد، انانیت وغیره از جمله خوراک های نامرئی نفس بوده و جایگزینی این عادات در حجرات دل باعث ضعف نورانیت ایمان وغیره می گردد که قرآن آن را به لفظ: ﴿فِی قُلُوبهم مَرَضٌ﴾ خوانده.
9- روح و نفس به عنوان دو موجود جدا از هم تفاوت های واضح بین هم دارند؛ این تفاوت در پیدایش و چگونگی کردار هر واحد آنها روشن است. این دیدگاه با در نظر داشت دلائلی مبنی بر موجودیت تفاوت ها میان روح و نفس به عنوان نظر راجح شمرده میشود.
10- روح که ثمره اش حیات در بدن است، از عالم قدس به ودیعت در صندوق جسم نهاده شده و هکذا نفس که جوهر عالم سفلی یا کره ارض ماست در وجود مستقر گردیده است، ازینرو می کوشند تا هر یک بر دیگر غلبه نموده واو را به اصلش متوصل سازد، یا به عباره دیگر توصل روح به عالم قدس یا بعد چهارم (ماوراء ماده) و توصل نفس به گرفتن لذایذ از وجوه جائز و ناجائز و فرو رفتن آن همه و همه به این جهان فانی است.
11- رابطه ای عقل با نفس انسان : عقل به عنوان آئینه دار و بیننده جهات خیر و شر در انسان نفس را راهنمایی کرده و او را به صوب خیر راهنمایی می کند؛ و اگر نفس با اتباع از هوا وشهوات نا بجا و نامشروع عزم رفتن بسوی شر و شرارت نماید عقل هم حسب وظیفه آئینه داری خویش برایش رهنمایی می نماید. مثلا: شخص می خواهد تا عمل نیک و مشروع را انجام دهد عقل برایش نحوه عملکرد را نشان داده و او را یاری در اجرای آن عمل می نماید. و بالعکس اگر شخصی اراده عمل بد مانند؛ دزدی، فحشاء وغیره رزائل اخلاقی را بنماید، همین عقل است که وی را راه نشان داده و چگونگی اجرای فعل را به وی می آموزد. اما چون ذاتا از عالم بالا (عالم قدس و عالم ملکوتی) بوده لذا تمائل وافر به نیکوئی و خیر خواهی دارد. انسان را بیشتر از عاقبت عمل بد می هراساند. و به عمل نیک تشویق می نماید. از همین روست که گویند : عاقل كسی است كه می‏تواند نفس خویش را كنترل كند و از هوی‏ و هوس باز دارد.
12- حالت قوت نفس هم مربوط به انسانى است که با تقویت فطرت و عقل سلیم در خویشتن و مبارزه با افراط و تفریط، نفس خود را از اسارت نفس اماره رهانیده و عنان اختیار امور زندگى و انتخاب خویش را به شریعت و عقل سلیم خویش سپرده است و زندگى کاملاً مشروع معقولی دارد.
13- هواهاى نفسانى، در واقع خواسته‏ هاى غیر عقلایى و برخاسته از حالت افراط و تفریط در غرایز و شهوات نفس است؛ خواسته‏ هایى که موجبات نقص اراده و انتخاب در آدمى را فراهم کرده و اختیار زندگى را از دست او خارج مى‏سازد.
14- نقش نفس در ارتقاء و انحطاط انسان: بدون شک نفس بعنوان تأثیر گذار اصلی و عامل اساسی در ارتقاء انسان بسوی سلامت و سعادت بشر رول خیلی ها حسابی و ارزنده را دارا بوده، که می تواند انسان را بصوب نیکوئی و اصلاح رهنمون و مددگاری نمایئد. زیرا نفس آدمی، عامل اساسی تحریک بسوی لذت طلبی ها و کام جوی های روا و نا روا است. که این کام جوی و لذت طلبی بعضا باعث انحراف انسان از مسیر اصلی آدمیت گردیده و شخص را از جاده حق و انسانیت بدور می سازد. طبیعی است که مبارزه با چنین نابسامانی و خواسته های نا بجا باعث گردیده تا در این پیکار آدمی روحا و معنا ارتقاء نموده و به درجات عالی و عالیتر نائل گردد.
در علم فزیک فارمول ثابت داریم به هر پیمانه که ضربه شدید وارد شود به همان اندازه واکنش آن شدید و شدیدتر می باشد. مثلا: شخصی توپ را بشدت ضربه بدیوار می زند بهمان اندازه دوباره به سوی وی بشدت و سرعت رد می شود؛ به عین مثال آدمی هنگام مبارزه و برخورد با هوا و هوس و خواسته های نا بجا و نا مشروع نفس، می تواند قربی بسوی خدا داشته و تزکیه در وجود خویش دریافته و از طرفی هم راه ارتقای وی بصوب تعالی به قله های والای انسانیت و سلامت هموار گردد.
از همین جاست که خواص انسانها از خواص ملائکه افضلتر، بهتر و اشرف تر اند؛ زیرا در چنین کشمکش انسان بسوی خیر و شر، هرگاه انسان جهت خیر و نیکوئی را انتخاب نمود، طبیعی است که نفس تزکیه گردیده، آهسته آهسته حالت مطمئنه را بخود می گیرد. و مراتب لازم صلاح و سلامت در وی یکی بعدی دیگر دیده شده آدمی را به مقام بالا و درجات عالی بندگی خداوند می برد، که نفس مطمئنه انسان بحیث اتم سوخت برای رفتن بسوی مقامات عالی و عالیتر می گردد. چون فرشته ها عاری از نفوس بوده، لذا با هیچ نوع چالش و کشمکش دچار نیستند و هیج نوع ارتقاء و ترقی هم در ایشان سراغ دیده نمی شود.
15- تربیت پذیرى نفس انسان هر چند مستلزم شرایطى است، اما به عنوان یك واقعیت برگرفته از اصل اختیار و تأثیر نفس در ارتقاء و انحطاط آدمی، جاى انكار نیست و با توجه بدان، حتى كسانى كه به رذایل نفسانى آلوده شده اند نباید از اصلاح نفس خود نومید گشته و تسلیم عواقب سوء معاصى باشند.
اگر نیروهای انسانی و مادی که در راه شهوت ‌های حرام و کارهای نامشروع، و بازی ‌های گناه‌آلود صرف می‌شود که باید مؤمنان راستین از آنها‌ اجتناب ‌کنند، را محاسبه کنیم، آمار هولناکی به دست می‌دهد که بسیار بیشتر از آن مقدار نیروی انسانی و مادی است که جنگ ‌های خانمانسوز به کام خود می‌کشند، یا در اثر انواع بیماری ‌های مسری تباه می‌گردند، یا حوادث گوناگون باعث از میان‌ رفتن آن‌ ها می‌شوند. اما انس و عادت ما با این مسائل است که این خسارت ‌های هولناک که همه روزه، بلکه هر ساعت، متوجه انسانیت می‌گردد، را در نظر مردم ناچیز جلوه داده است، این مطلب، با کمتری دقت و بررسی معلوم می‌شود، نه به آمارها و تخمین ها.  من الله التوفیق و به نستعین
منبع: نفس و تأثیر آن در صلاح و فساد انسان (نورالله کوثر)
تهیه کننده: وسیم احمد ادیب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

12 + 20 =