حقوق اقتصادی زن در پرتو نصوص شرعی وقوانین وضعی

0 649

الحمدلله رب العالمین والصلوة و السلام علی رسول الله محمد و علی آله و أصحابه أجمعین

امابعد:

قبل از ظهور اسلام، زنان به طور معمول از نظر اقتصادی سهمی در جامعه و در میان خانواده‌های شان نداشتند و از حق ارث محروم بودند. در زمان جاهلیت نه تنها به زنان ارث نمی‌ دادند؛ بلکه با توجه به آیه (یا أیّهَا الّذینَ آمَنُوا لا یَحِلُّ لَکُمْ أنْ تَرِثُوا النِّساءَ کَرْه) ؛ خود آن‌ها را هم مانند سایر اموال متوفی به ارث می‌ بردند.

در مبانی اسلامی اصل استقلال مالی زن و اختیار اداره و تصرف او در اموال خود از اصول مسلم فقه اسلامی است که بر ادله ذیل استوار شده است:

الف) آیات قرآن

لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمّا اکْتَسَبْنَ

لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمّا تَرَکَ الْوالِدانِ وَ اْلأقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمّا تَرَکَ الْوالِدانِ وَ اْلأقْرَبُونَ

شأن نزول آیات فوق مربوط به مسائل مالی زنان و مردان است. پس از نزول آیه ارث، زمزمه‌هایی به وجود آمد و زنان آرزو می ‌کردند که مثل مردان سهم بیشتری می ‌بردند.

از این ‌رو خواست خود را نزد پیامبر(ص)بیان نمودند و در همین زمان این آیه نازل شد و خداوند ضمن نهی از چنین درخواست‌هایی، فرمود: «مردان و زنان هر کدام از کوشش و تلاش و موقعیت خود بهره‌ای دارند. (خواه موقعیت طبیعی باشد مانند تفاوت دو جنس با یکدیگر یا تفاوت به خاطر تلاش و کوشش ‌های اختیاری باشد)

علاوه بر این ایت، احادیثی نیز وجود دارد که بر استقلال اقتصادی زنان دلالت می ‌کند؛ مانند:

لایحِلُ مالُ امرءٍ مُسلمٍ إلا بِطیبٍ مِن نَفسِه

تصرف در مال شخص مسلمان بدون رضایت او جایز نیست.

این روایت دلالت بر یک قاعده عام دارد و آن، اینکه در اموال هیچ‌ کس ـ اعم از مرد یا زن ـ نمی ‌توان بدون رضایت او تصرف کرد؛ بنابراین تا وقتی که تخصیصی وارد نشده است که به شوهر اجازه تصرف در اموال زن را بدهد، طبق این قاعده مرد حق هیچ گونه دخالتی در اموال زن را ندارد.

همچنین اسلام با تشریع سهم الارث، مهر و نفقه و حق مطالبه اجرت در مقابل کارهای خانگی، بر استقلال اقتصادی زن نیز تأکید کرده و مردان را موظف به رسمیت شناختن این حقوق نموده است.

در انواع مختلف حقوق، مالکیت و استقلال در تصرف اموال منقول و غیر منقول سایر شئون تابعه آن از تجارت، عطیه و بخشش، رهن، قرض، صلح، شرکت، مضاربه و سرمایه گذاری، حواله، کفالت، وقف، قوانین افلاس و محجوریت، اجاره، كشاورزی و مزارعه، باغداری، مساقات، ضمان، عاریه، وصیت و واگذاری اموال به اشخاص، شفعه، قرارداد های بازرگانی و غیر آن، جعاله و احیای اموات، برای زنان و مردان تبعیضی وجود ندارد و آنان در این حقوق مساوی اند.

دین مقدس اسلام برای زنان تصرفات وحقوق گوناگون اقتصادی و مالی را قایل شده و از هر نظر برای زنان حقوق اقتصادی در نظر گرفته شده است. یعنی زنان میتوانند مالی را بدست آورند و هم برای شان حق داده شده که به عنوان یک مالک در آن تصرف کنند و یا آنرا نگهدارند، البته این نکته نیز در خور غور است زنان در همه شیؤن اجتماعی و اقتصادی و سیاسی شان باید سه موارد ضروری را رعایت کنند: یکی حفظ حجاب اسلامی دوم عدم اختلاط و خلوت با نامحارم و سوم هم اذن خروج از خانه که ذیلاً آنرا به بررسی میگیریم:

زنان و حق مالکیت:

هرگاه به قرآن کریم و احادیث نبوی (ص) رجوع  شود به روشنی تمام واضح میگردد که اسلام با صراحت برای زنان حق مالکیت قایل شده و برای آنان منحیث یک موجود مستقل و عالی بشری حق داده که مانند مرد تصرف مالکانه داشته و معاملات تجارتی انجام دهد. قرآنکریم در این زمینه میفرماید: (وَلا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ لِلرِّجالِ نَصِیبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّساءِ نَصِیبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَسْئَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللهَ كانَ بِكُلِّ شَی‏ءٍ عَلِیماً)

ترجمه:( زنهار آنچه را خداوند به [سبب] آن بعضى از شما را بر بعضى [دیگر] برترى داده آرزو مكنید براى مردان از آنچه [به اختیار] كسب كرده‏اند بهره‏اى است و براى زنان [نیز] از آنچه [به اختیار] كسب كرده‏اند بهره‏اى است و از فضل خدا درخواست كنید كه خدا به هر چیزى داناست .

این آیه شریفه مؤید حق یکسان ومساوی زنان برای جستجو کار وکسب ودر آمد آنان است. به اساس شریعت اسلامی شوهر بدون اذن( اجازه) زن در مال و ملکیت او تصاحب مالکانه نمی تواند، یعنی آنرا نه فروخته، نه هبه و نه کدام تصرف دیگر میتواند.

 با وجودآنکه شواهد اساسی در قرآن و احادیث، زنان را از لحاظ مالکیت دارای حقوق مساوی با مردان می دانند، مگر بعضی عنعنات خلاف شریعت اسلامی در افغانستان گرایش به ممانعت از این حق زنان دارند.

همان گونه که گفته شده در کشور ما افغانستان زنان قانوناً از حق مالکیت محروم نشده اند و هیچ نوع محدودیت برای شان وضع نشده است.و به این حق شان توسط قانون احترام گردیده است. ولی عملاً زنان نتوانسته اند از این حق  به صورت همه جانبه استفاده کنند.

در مادة (40) قانون اساسی افغانستان آمده است:

“ملکیت از تعرض مصؤن است. هیچ شخص از کسب ملکیت و تصرف در آن منع نمیشود، مگر در حدود احکام قانون”.

در قوانین بین المللی هم به حق حاکمیت احترام صورت گرفته است. چنانچه در مادة (17) اعلامیة جهانی حقوق بشرو شهروند مصوب 26 اگست 1789 مجلس مؤسسان فرانسه امده است: « ملکیت حق هر شخصی است و هیچ کس را نمی توان از آن محروم ساخت مگر به موجب قانون.

نظر به این که ملکیت حقی است مقدس و نقض ناشدنی، هیچ کس را نمی توان از آن محروم ساخت مگر وقتی که ضرورت اجتماع که قانوناً مورد نظر قرار گرفته باشد، به طور مسلم مقتضی آن باشد، به شرط آن که تفویض عادلانه و مقدم رعایت شود.

زن و حق کار:

حق كار یكی دیگر از حقوق اجتماعی است كه معمولاً در قوانین مختلف كشورها به آن توجه شده كم و كیف آن از ابعاد مختلف تعیین می‌شود. در اینجا برای بررسی این مسأله در ارتباط با زنان ابتدا نظر اسلام و پس از آن نظر قانون اساسی افغانستان و قوانین بین المللی را مورد بررسی قرار می‌دهیم. آیا از نظر اسلام و قوانین افغانستان زنان می‌توانند كار كنند؟

ادله جواز اشتغال زنان:

به دنبال اثبات استقلال اقتصادی زن در اسلام و بررسی دیدگاه اسلام در زمینه اشتغال زنان و حضور آنان در اجتماع که بستر شکل ‌گیری اشتغال آن ‌ها می ‌باشد به ذکر برخی از آیات و روایات مربوط به آن می ‌پردازیم که از آن‌ ها می‌ توان به جواز فعالیت‌ های اقتصادی زنان و شرایط و ویژگی‌ های آن پی ‌برد.

(الف) قرآن ‌کریم

خداوند، در سوره قصص از دختران حضرت شعیب(ع) نام می برد که به کار چوپانی اشتغال داشته اند. آن‌ها به علت کهولت سن پدر، جایگزین او در کار نگهداری از گوسفندان شده بودند که برای سیراب نمودن گوسفندان خود نیز همیشه تا پایان کار دیگر چوپانان صبر می کردند و سپس به گوسفندان خود آب می دادند:

(قالَتا لا نَسْقی حَتّی یُصْدِرَ الرِّعاءُ ) «گفتند ما آن‌ ها را آب نمی دهیم تا چوپان‌ ها همگی خارج شوند». دختران حضرت شعیب(ع) به دلیل عفاف و تحجب خود تا پس از رفتن چوپانان مرد، از سیراب نمودن گوسفندان خودداری می کردند تا اینکه حضرت موسی(ع) گوسفندان آن‌ها را سیراب نمود.

آن دو این داستان را برای پدرشان بازگو کردند و حضرت شعیب(ع) تصمیم گرفت برای جبران خدمت موسی(ع) او را به خانه اش دعوت کند؛ به همین منظور یکی از دختران خود را به نزد موسی(ع) فرستاد) : (فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی عَلَی اسْتِحْیاءٍ ) «پس یکی از آن دو به سراغ او آمد، در حالی که در نهایت حیا گام بر می ‌داشت».

خداوند در بیان این آیات، به خوبی کیفیت حضور زنان در اجتماع  را تشریح کرده است.

در آیه دیگری نیز آمده است:

(فَلا جُناحَ عَلَیْکُمْ فیما فَعَلْنَ فی أنْفُسِهِنّ بِالْمَعْرُوفِ)   (باکی بر شما نیست، در آن اموری که زنان در رابطه با خود و از روی معروف انجام می ‌دهند).

اطلاق و عموم این آیه، شامل اتخاذ شغل نیز می ‌شود؛ یعنی اگر زنان بخواهند در بخشی از زندگی خود که فارغ از انجام حقوق دیگران است، به فعالیت‌های اقتصادی و یا اجتماعی بپردازند، مانعی ندارد؛ به شرطی که طبق فرموده قرآن بر اساس معروف یعنی اصول عقلانی و انسانی و عرف جامعه (با حفظ حجاب اسلامی و عدم اختلاط با مردان بیگانه) باشد. برای مثال شغلی که منافاتی با حیثیت خانوادگی و وظایف زندگی مشترک نداشته باشد.

برای روشن شدن بیشتر موضوع می توان گفت: شاید برای اثبات این ادعا كه اسلام به زنان حق كار داده است یكی از بهترین راه ‌ها این باشد كه بدانیم نه ‌تنها در تاریخ اسلام، كار كردن زنان یكی از سیره‌های مورد قبول مسلمانان بوده بلكه در زمان خود پیغمبر اسلام (ص) و با تأیید آن حضرت زنان عملاً به كار‌های مختلف اجتماعی از كارهای نظامی گرفته تا كارهای خیاطی و طبابت وغیره مشغول بودند. در این مورد اگر به تاریخ اسلام مراجعه شود و با این دید مورد بررسی قرار گیرد شاید ده‌ها نمونه‌ از مشاغلی را كه در صدر اسلام زنان به آنها مشغول بودند بتوان یافت ولی ما در اینجا به طور نمونه چند نوع از این شغلها را ذكر می‌ كنیم:

مشاغل خدماتی زنان:

كارگشایی، نان ‌پزی، نظافت و خدمات منزل كه در زمره كارهای خدماتی عصر رسالت به شمار می رفت برای زنان مجاز بوده است. در خصوص كارگشایی، نصی از دوره حضرت رسول(ص) به دست نیامده، لیكن این معنا به خوبی از سیره یاران آن حضرت(ص) فهمیده می ‌شود.

نان ‌پزی زنان از مشاغل رایج آن زمان بوده است. از گزارش ابن حجر(رح) بر می‌آید كه این واژه (به معنای امروزی) در آن دوره متداول بوده است. او در این باره چنین نوشته است:

وَكَانَتْ[ فِضَّةُ النُوبِیةُ] تُشَاطِرُهَا الخِدمَةُ فَعَلَّمَهَا رَسُولُ اللهِ(صلی اللهُ عَلَیهِ وَسلّم) دُعَاءً تَدعُو بِهِ فَقَالَت لَهَا أَتَعجَنِینَ أَوتَخبُزِینَ؟ فَقَالَت بَل اَعجِنُ یا سَیدَتِی وَ اَحتَطِبُ فَذَهَبَت وَ احتَطَبَت

 (فضة نوبیه [كنیز فاطمه بوده است] به خدمت نان‌پزی سهم می گرفت. پیامبر(ص)دعایی به او می‌آموخت. پس فاطمه (رضی الله عنها) به او گفت: آیا خمیر می‌كنی یا نان می‌پزی؟ فضه جواب داد: ای بانوی من! بلكه خمیر می ‌كنم و هیزم تهیه می نمایم. سپس[ بیرون] رفت و هیزم جمع كرد).

جمله « تُشَاطِرُهَا الخِدمَةُ » با توجه به ریشه و معنای آن به چند صورت میتواند تفسیر شود:

(الف) اگر منظور، نان‌پزی و نانوایی باشد، بدان جهت كه برای تهیه و پخت نان چند نفر دخالت دارند و هر یك شطری (بخشی) از كار را انجام می دهند، چنان كه فِضه، جمع آوری هیزم و خمیر كردن را پذیرفت و حضرت زهرا (رضی الله عنها)  نان پخت.

 (ب)  اگر منظور، حق‌العمل كاری باشد، یعنی آن زن، خدمت خود را به شرط دریافت بخشی از حاصل كار، انجام دهد.

مشاطره یك عنوان حقوقی است كه در فارسی به معنی حق العمل كاری است. این عنوان غیر از مضاربه، مزارعه و مساقات است.

(ج) منظور از شطر بخشی از زمان خدمت باشد، یعنی خدمت او نیمه بود یا در بخشی از زمان انجام می شد و به تعبیر امروزی، كار خدماتی او به صورت پاره وقت انجام می‌گردید.

به هرحال، هرچه باشد خدمت نان‌پزی یكی از كارهای زنان صدر اسلام بوده است. خدمت زنان در مسجد كه جزو اماكن عمومی و مقدس اسلامی محسوب می‌شود، از جمله كارهایی بوده كه در عصر رسالت انجام می شده است.

ابوهریره (رض) می‌گوید: « زن سیاه چهره ای مسجد پیامبر(ص)  را تمیز می كرد. چندی گذشت و پیامبر  او را ندید. از حال او جویا شد. یاران گفتند: وی از دنیا رفته. پیامبرفرمود: چرا مثل همیشه از من اذن نگرفتید؟ (گویا یاران پیامبر (ص) مراسم كفن و دفن آن زن را كوچك شمرده و بدون اطلاع آن حضرت(ص) مراسم را بجا آورده و به خاك سپرده بودند.) سپس فرمود: مرا به قبر آن زن راهنمایی كنید. پس از آن، رسول خدا(ص) سر قبر او حاضر شد و نماز خواند.

به جز این زن (ام محجن) زن یا زنان دیگری نیز به نظافت مسجد مشغول بوده اند و حضرت رسول r علاوه بر آن كه آنها را منع نكرده، به آنان اظهار محبت نیز كرده است.
علاوه بر این، روایات فراوانی در خصوص خدمت زنان به خانواده‌ها در دست است. در این روایات خصوصیات كنیزكان، شیوه برخورد با آنان، موضوع محرومیت و مسایل متفرقه دیگری مطرح شده است.

خدمتكاری زنان شوهردار و زنان آزاده نیز در آن زمان معمول بوده است. نمونة روشن این موضوع، اسماء بنت عمیس و ام ایمن هستند كه در خانه حضرت زهرا(رضی الله عنها)  خدمت می‌كرده اند.

زنان كارهای اداری بازار:

شفا، زنی كه از بیعت كنندگان نخست و از مهاجران بوده، در ردیف زیركترین زنان صحابی قرار داشته است.ابن حجر در باره او می ‌نویسد:

(کَانَت مِن عُقَلاءِ النِّسآءِ وَ فُضَلائِهِنَّ وَ کَانَ رَسُولُ اللهِ (صَلی اللهُ عَلَیهِ وَسَلَّم) یزُورُهَا وَ یقِیلُ عِندَهَا فِی بَیتِهَا … کَانَ عُمَرُ یقَدِّمُهَا فِی الرَّأی وَ یرعَاهَا وَ یفَضِّلُهَا وَ رُبَّمَا وَلّاهَا شَیئًا مِن أمرِ السُّوقِ)

ترجمه: (وی از زنان عاقل و فاضل بود. حضرت پیامبر(ص) به دیدن او می رفت و عمر(رضی الله عنه) او را در نظرخواهی مقدم و محترم می‌داشت و بر دیگران ترجیح می داد و چه بسا چیزی از كار بازار را به او واگذاشته بود). غیر از خانم شفا كه از نخبگان یاران پیامبر(ص)   بوده و به دستور آن حضرت(ص) به عایشه(رضی الله عنها) و فضه، علم طب و خط آموخته، نام زن دیگری به اسم «سَمرا بنت نهیك» مطرح است كه در كار بازار، متصدی پست «احتساب» بوده است.

خیاطی:

خیاطی از جمله كارهای خانگی زنان است كه سابقه آن در دورترین نقطه تاریخ به چشم می‌ خورد. با این حال، خیاطی به عنوان یك حرفه خاص در محیط‌های خانواده مطرح نخواهد بود بلكه به عنوان شغلی سودآور كه جنبه عمومی دارد، قابل بحث است. عده‌ای خرازی را چنان كه از ریشه لغوی آن برمی‌آید نوعی خیاطی گرفته اند البته در صورتی كه به دوختن پوستین و بالش و متكا اختصاص یابد. همچنین گفتیم كه زینب همسر پیامبر اكرم به این حرفه اشتغال داشته و حاصل كار خود را می فروخته است.

اگر خیاطی را تنها به دوخت و دوز لباسها و نیازمندیهای منزل اختصاص دهیم باز هم به عنوان یك شغل اهمیت خود را از دست نمی ‌دهد و از هنر زنان نمی‌كاهد زیرا این كار وظیفه زن نیست.

در  روایتی آمده است كه كثیر بن عبید بر ام المؤمنین عایشه(رضی الله عنها) وارد شد و ملاحظه كرد كه عایشه مشغول دوختن جامه می‌باشد. و همچنان در صحیح البخاری به روایت سهل بن سعد روایت است که گفت زنی جامه ائی به نام ” بُرده” آورده بود که به رسول الله(ص)  گفت ” من این جامه را با دست خود بافته ام و آن را برتو  می پوشانم “.

ام سنان اسلمیه وقتی كه عازم جنگ خیبر بود، نزد حضرت محمدآمده عرض كرد: ای رسول خدا(ص) با شما می‌آیم كه مشك‌ها را بدوزم .

از این مطلب روشن می ‌شود كه دوزندگی زنان به خیاطی در محیط منزل محدود نمی ‌شده و جنبه عمومی و فراگیر داشته است. جامعه آن روزگار مثل عصر حاضر به خیاط زن نیاز داشته بخصوص كه اسباب دوخت و دوز و سوزن برای همه فراهم نبوده است. هر زنی كه سوزن و ابزار خیاطی داشته جزو افراد سرشناس به حساب می آمده است.

تجارت:

تا حدودی تمام مسلمانان جهان، شرح حال حضرت محمدو ابتدای آشنایی ایشان با حضرت خدیجه(رضی الله عنها)  را می‌دانند. عامل ظاهری این پیوند، شناختی بود كه حضرت خدیجه(رضی الله عنها) از سفر تجارتی پیامبر(ص) پیدا كرده بود.

خدیجه (رضی الله عنها) زن توانا و قدرتمند جزیرة عرب بود. او از چهره‌های بارز و از تاجران سرشناس عربستان و كشورهای همجوار آن بوده كه ارقام عمدة  از كالاهای مورد نیاز را خرید و فروش می‌كرد. بعد از رسالت حضرت محمد(ص)  آن ثروت انبوه در راه اسلام هزینه شد تا آیین جدید بتواند به اهداف خود دست یابد. بجز حضرت خدیجه (رضی الله عنها) زنان ثروتمند دیگری به خرید و فروش كالا اشتغال داشته اند كه گاه خدمت پیامبر(ص) رسیده احكام تجارت اسلام را از ایشان می‌آموخته اند. گرچه مؤرخان به علت فراوانی تاجران زن در عصر رسالت، موضوع یادشده را گزارش نكرده اند، اما به تناسب موضوعات دیگر، نمونه‌ های آن در احادیث آمده است.

فروشندگی:

دست فروشی و حق العمل كاری زنان از دیگر نمونه‌های اقتصادی تاریخ سده اول است. زن عصر رسالت با تأیید پیامبر گرامی اسلام(ص)  حق داشت به دست فروشی اشتغال ورزد.

تعدادی از زنان عصر حضور پیامبر(ص)  به عطر فروشی اشتغال داشته اند. اینان به صورت دوره گرد، به خانه‌های مردم مراجعه كرده، كالاهای خویش را عرضه می كردند. تاریخ اسلام از زنان فروشنده‌ای نام برده كه برای فروش عطر به منزل رسول خدا(ص)  می‌آمدند.

روزی پیامبر(ص)وارد منزل شد، در حالی كه بوی عطر به مشام می‌رسید. آن حضرت(ص) فرمود: من بوی خانم «حولاء» (عطر فروش) را استشمام می كنم، او نزد شما آمده است؟ آیا از او چیزی خریده اید؟( )

 و همچنان در دوران خلافت عمر (رض)عبدالله بن ربیعه از یمن برای مادرش رُبَیع بنت مَعوِذ عطر می فرستاد و مادرش عطر ها را به صورت بیع مهلت دار می فروخت یعنی وقتیکه حقوق خریداران از طرف ولی امر مسلمین به آنها پراخت می شد پس از آن مادر عبدالله پول عطر ها را دریافت می کرد و از آن برای خود شغلی تدارک میدید.

به هرحال، این نمونه ‌ها زیاد است كه یا باید آنها را در كتب تاریخ یا كتب روایات جستجو كرد و این نمونه ‌ها نشان می دهد كه زنان در عرصه‌های مختلف اجتماعی حضور داشته و فعالانه كار می‌كرده اند و به استناد روایات حضرت رسول گرامی اسلام(ص) و صحابه كرام (رضی الله عنهم)آن حضرت (ص)یا ترویج دهندة كار آنان بوده یا حداقل كار آنان را پذیرفته بودند.

البته كارهای كه ذكر شد از مشاغلی است كه در صدر اسلام، زنان به صورت محدود یا گسترده عهده دار آن می شده اند. و واضح است كه ذكر این موارد به معنای دعوت به شغلهای یادشده نیست چنان كه به معنای محصور ساختن به این موارد نیز نمی باشد. هدف از ذكر این موارد تأكید بر این است كه اشتغال زنان خود به خود امری ناپسند یا ممنوع نیست بلكه در بسیاری موارد پسندیده و حتی در حد واجب كفایی و یا عینی می باشد.

بنابراین در احکام اسلامی هیچ شغل مشروع و قانونی برای زنان حرام نمی ‌باشد و اسلام آن را برای زنان اجازه داده است. البته نكاتی نیز وجود دارد كه به طور كلی زن و مرد در مقام كار كردن آنها را رعایت كند این نكات ربطی به زن بودن یا مرد بودن كار و كارگر ندارد و باید به طور كلی در تمام كارها و تمام كارگرها آن را رعایت كند. برخی، چهار مصلحت را به عنوان اموری كه در مقام كار باید در نظر گرفت ذكر كرده اند. این چهار مصلحت عبارت اند از:

مصلحت جامعه. تا در یابیم كه واگذاری این شغل به مرد و یا زن برای جامعه چه پیامدهای خواهد داشت؟

مصلحت خانواده. خانواده یک اصل در اسلام محسوب می ‌شود و باید استحکامش حفظ شود و در واگذاری کار برای زنان باید مصلحت خانواده در نظر گرفته شود.

شرایط فردی اشخاص. یعنی تصدی همان شغل تا چه حد به مصلحت فرد است که آن را عهده‌ دار شود.

امکانات و قدرت. باید دیده شود که چه کسی آن کار را بهتر انجام می‌دهد.

برای هر زن ومرد مسلمان ضروری است که از حدود مقرره شرع تجاوز نکنند.  و اموری که شریعت اسلامی برای حفظ کرامت و عفت زن شرط گذاشته است مراعات نماید همانند اختلاط با مردان، خلوت با نامحارم، خود آرائی و ازکارهای شاقة فزیکی اجتناب نماید.

حقوق اقتصادی زنان از نظر قوانین افغانستان:

با توجه به این كه در اسلام حق كار از زنان گرفته نشده قوانین افغانستان كه مبتنی بر آن است زنان را از كار منع نكرده است. یعنی در قوانین افغانستان هم حق کار برای زنان داده شده است. چنانچه در ماده 48 قانون اساسی افغانستان آمده است: “کار، حق هر افغان است”.

در این حكم افغان را به مرد بودن قید نكرده است بلكه مطلق گفته كه هر افغان حق كار دارد اعم از این كه مرد باشد یا زن. در ماده دیگر نیز تلویحا ً همین معنا و همین حكم را تأیید كرده و در باب استخدام افراد كشور می ‌گوید:

 “اتباع افغانستان  بر اساس اهلیت  و بدون هیچگونه تبعیض و به موجب احكام قانون به خدمت دولت پذیرفته می شوند”.

این كه استخدام اتباع (به صراحت همین قانون اساسی شامل زنان نیز می ‌شود) را در ادارات دولتی نه تنها به شرطی از شروط قید نكرده بلكه تصریح كرده كه افراد ( اعم از زن و مرد ) بدون هیچگونه تبعیض ( به شمول تبعیض جنسیتی ) می‌توانند در ادارات و كارهای دولتی پذیرفته شوند به صورت ضمنی به معنای آن است كه زنان نیز حق دارند كار كنند. اما در چوکات و محدوده که شریعت اسلامی و عرف پسندیده افغانی آنرا  علامة صحت میگذارد.

نتیجه:

آنچه تا این جا خوانده آمدیم به روشنی واضح گردید که شریعت اسلامی حقوق اقتصادی زنان را به عنوان حقوق ثابته آنها معرفی نموده و به زنان به عنوان مالک و متصرف مال حق داده تا در حیطه ملکیت خویش هرگونه تصرف مالکانه که بخواهد (البته در محدوده شریعت) بنماید.

چنانچه برایش حق داده تا کار و مشاغلی که مناسب حیثیت و توان وی بوده نیز با در نظر گرفتن شرایط موضوعه برای شان، انجام دهند.

حقوق که اسلام در عرصه‌ی اقتصادی برای زنان قایل گردیده اعم از حق مالکیت، کار و مشاغلی خدماتی، امور اجتماعی خرید و فروش در بازار و همانند اینها همه آن بیانگر ارج گذاری اسلام عزیز به زنان و حقوق آنها است.

واین حقوقی اقتصادی که اسلام آنرا برای زنان تعین نموده در قوانین وضعی و اسناد بین المللی نیز به برخی از آن پرداخته شده و بعضا هم ممکن در آن از حد گذری و افراط نیز شده باشد.

ومن الله التوفیق

منبع:  از سلسله‌ی مقاله‌های محترم استاد نورالله کوثر (حقوق اقتصادی زن در پرتو نصوص شرعی وقوانین وضعی)
ترتیب کننده: وسیم احمد ادیب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سیزده − سه =