جنسیت و برخوردهای نادرست

0 472

1-خانواده:

خانواده از جمله نهاد های بستر ساز و حمایت کننده نابرابری جنسیتی بشمار میرود زیرا خانواده بستر شکل گیری شخصیت فرد بوده و انسان بعنوان کودک در خانواده هر آنچه را میبیند میاموزد و بهمین دلیل است که در جوامع چون افغانستان که زن بعنوان جنس دوم شناخته میشود این ذهنیت از عملکرد ها در برابر زنان خانواده به طور ساده به کودک انتقال میکند و هر نوع عملکرد مبنی بر نابرابری جنسیتی که در خانواده صورت میگیرد در ذهن کودک بعنوان موجود مقلد نقش میبندد. کودک بلاخره میاموزد که پرورش وی وظیفه یک زن است ،انجام امور منزل وظیفه زن است مراقبت از مردان خانواده وظیفه زن است اما امور مربوط به تصمیم گیری در خانواده مربوط به کسی است که صلاحیت دارایی و تنظیم امور مالی خانواده را دارا  میباشد و برمبنای واقعیت های عینی جامعه این فرد معمولآ مرد خانواده است.

طفل مقلد میاموزد که مرد است که میتواند  به لت و کوب و هر نوع خشونت دیگر علیه زن بپردازد اطفال میبینند که طفل پسر نسبت به طقل دختر در ارجحیت قراردارند چه از لحاظ خواست های کودکانه ،از لحاظ توجه والدین ،از لحاظ  استراحت و تفریح و بلاخره دسترسی به تعلیم و تربیه. از لحاظ روانشناسی باور برین است که تربیه طفل از آنچه به وی گفته میشود نه بلکه به آنچه وی می بیند بستگی داد و به همین دلیل  طفل همان میکند که میبیند.  این مثال ها و موارد دیگر همه نشاندهنده آنست که خانواده اساسی ترین ساختار بستر ساز ذهنیت ها بوده و نابرابری های جنسیتی از همین محیط شکل گرفته واآهسته آهسته در محیط های بعدی زندگی وسعت میابد.

2- سیستم تعلیم و تربیه:

سیستم تعلیم و تربیه و محیط آموزش چنانچه از نام آن پیداست مهد آموزش است و درینجاست که کودکان برای آموزش قدم مینهند. نصاب تعلیمی و محیط آموزشی نه تنها آنچه را که میخواهد به آموزنده انتقال میدهد بلکه آموزنده آنچه را که وجود دارد و قابل محسوس است میاموزد.

امروزه در نصاب تعلیمی کشور های ذهنیت های مبنی بر نابرابی جنسیتی وجود دارد که ازآن جمله کشور خود را بطور نمونه مثال می گیریم این نابرابری ها واضحا دیده میشود. مثلا درمندرجات کتب درسی گنجانیده شده است، این موضوعات را از تعاریف که از یک زن و یا مادر ویا دختر میشود شکل میدهد. مثلامادر…. زن  بردبار است از صبح تا شام مصروف کار های منزل است به همه اعضای خانواده خوب رسیدگی میکند و امثا ل ان.

3- روسوم و خرافات فرهنگي:

همچنان باید گفت که عقاید و افکار وخرافات و محدودیت ها سبب ایجاد نورم ها و مقررات در سطح خانواده ها و اجتماع میشود که این همه ناشی از طرز دید جنسیتی میباشد بطور مثال:

مرد ها حتی از گرفتن نام خانم های شان اجتناب میکنند مثلا نزد داکتر مادرفلانی مینویسند یا نزد دکاندارد بل را بنام خود مینویسند و از گرفتن نام خانم و یا دختر یا مادر شان اجتناب میکنند حتی ذکر نام خواهر یا مادر شانرا در جمع هم قطاران یا دوستان شان عار میپندارند واین امر سبب ایجاد مقرره های در سطح خانواده گردیده که   ننگ و عار شمردن اسم زنان و وابسته به مرد به حد است که حتی در بعضی موارد مثال میزنند که فلان زن یا مادر یا خانم فلانی زنی است که کسی نامش را نمیداند یا نوک چادرش را ندیده است در حالیکه زنان در صدر اسلام دوشادوش مردان در مبارزات و تعالیم دینی و غیره خود حضور داشتند.

چنانچه نام بی بی فاطمه زهرا دختر پیشوای مسلمین نام بی بی عایشه صدیقه که راوی احادیث بسیار زیادی بوده و در تمامی کتب حدیث راویان و مفسرین نام اورا با کمال احترام و افتخار ذکر کرده اند. همچنان اسم خدیجه کبرا اولین همسر پیامبر (ص) درز مان خودش با افتخار یاد شده است. اینگونه عقاید سبب میشود که همین ذهنیت ها  در سطح خانواده ها ایجاد شده شکل گیرد و بشکل پسندیده تبارز نماید.

ممنوعیت ها مثلا وقتی خانم بیوه عروسی میکند با فرزندانش رابطه اش قطع میشود این امر سبب میشود که مقرره در سطح اجتماع شود و این طرز تلقی سبب میشود که باور خانواده ها و اجتماع برین شود که وقتی خانم بیوه عروسی میکند دیگر اولاد هایش باید از وی گرفته شود و مادر در سطح جامعه گنهکار اولاد تلقی میگردد در حالیکه اسلام خودش بر زنان بیوه اجازه داده است که ازدواج کنند حتی دربسیاری مناطق کشور خانم بیوه مانند میراث باقی میماند علاوتا وقتی شوهراش فوت میکند، خانم وفادار کسی است که یک عمر دو باره بیوه بماند و عروسی نکند.

اجتماع چنین زن را وفادار میداند در حالیکه به مجرد که یک خانم می‌میرد شوهراش میتواند به بسیار آسانی و زودی دوباره عروسی کند و در سطح اجتماع هم کدام مشکل برایش ایجاد نشود، یعنی خانم بیوه حق تصمیم گیری در مورد زندگی آینده خویش را ندارد که عروسی کند و یا اصلا نمیخواهد که دوباره ازدواج نماید و متباقی عمر خود را با اولاد های خویش سپری کند ،همچنان در ازدواج دختر و پسر هر دو عروسی میکنند و خانواده تشکیل میدهند اما زمانیکه واقعه یا حادثه بدی رخ بدهد دفعتا عروس بد قدم خطاب میشود که تمامی این مسایل ناشی از  دید تبعیض آمیز جامعه به مسایل مربوط به جنسیت است.

این بود نگاه گذرا و مختصری پیرامون موضوع مطرح کردن جنسیت در جامعه اسلامی و جابجایی سنت های نادرست ازین قبیل، به‌جای ارزش‌های والا و ناب اسلام. بنابران؛ بر ماست که در برابر این‌همه موارد ناپسند و خلاف اسلام  از خود تحرک نشان داده و بر چنین سنت‌های بدیع، در جهت آگاهی دهی و تاثیر پذیری توده ها و اجتماع، ازین انواع موارد، خاتمه بخشیده و اذهان عامه را با متن اصیل و گهربار دین و آموزه های آن، منور سازیم، تا باشد که از نسبت‌ دهی‌های نا جایز، بی مورد و با عواقب ناگوار بر نسل‌های بعدی، رهایی یابیم. (انشاءالله)

ترتیب کننده: وسیم احمد ادیب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × پنج =