شوری در اسلام

0 998

شوری یک اصل اساسی نظام سیاسی اسلام ویک رکن نظام سیاسی اسلام می باشد که بحث مادررابطه به شوری شامل مطالب ذيل ميباشد:

  1. تعريف شوري
  2. اهميت شوري
  3. حكم شوري
  4. نتيجه شوري ( كه آیا ملزم است يامعلم )
  5. موضوعات شوري
  6. كيفيت وچگونگي شوري
  7. اهل شوری چه كساني اند وچگونه انتخاب مي شوند
  8. اختصاصات ویا صلاحیت های شوري
  9. مصالح یكه برشوري مرتب مي شود.

تعريف شوري:

 شوری از شور گرفته شده وشور درلغت به معناي كشيدن عسل ازقالب موم وتصفيه آن وديدن سروپا و چاراطراف حيوان ودواندن اسپ وقاطر وغيره بمنظور خريدن واين معاني لغوي بامعنایي اصطلاحي شوری روابط مستقيم دارد که اینک ملاحظه می فرمائید:

شوری دراصطلاح: عبارت ازگرفتن آراء ونظريات مردم خبير وآگاه دريك موضوع مشخص بخاطر رسيدن به نظريكه صواب  يانزديك به صواب باشد است بهر صورت مفهوم شوری اين است كه زعیم یا رئیس دولت ازبين چندين رأي يك رأي صواب را انتخاب مي كند وبه راي ونظر خود اكتفاء نمي كند مثال آن به این می ماند که  كسي درپيش رويش چندين سيب قرارداشته باشد می تواند بعد ازشور وفکر کردن يكی ازآنها را که گندیده نباشد زخ نداشته باشد وپخته باشد  انتخاب كند به همین منوال شخصی مشوره می کند نظریات نزدش جمع آوری میشود ومی تواند نظر خوب وبهتر وصواب را انتخاب کند وكسي ديگر يك سيب داشته باشد چاره ی ديگر ندارد مگر اينكه آنرا تناول نمايد ولو كه كرم خورده وخراب هم باشد  این مثل کسی است که نظریات دیگران را نمی شنود وفقط به نظرخودش ولو که ناصواب وغیر معقول هم باشد ونتیجه لازم را هم بار نیارد عمل می کند که بدون شک سود مند وثمر بخش نخواهد بود

2- اهميت شوری:

شوری دراسلام از اهميت خاص برخوردار است خداوند كريم كه خالق انسانها است به طبيعت مخلوق خود بهتروخوب ميداند اوباری تعالی بنده گان خود را درظروف وشرائطی امر به شوری نموده است كه پيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم  بعدازينكه درجنگ احد از مدينه بمشوره صحابي خارج مي شود وشكست مي خورد باز هم خداوند كريم امر به شوري ميكند وپيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم  علاوه ازمسایل عامه حتي به مسایل شخصي خودمشوره مي نمود طوريكه درواقعه افك با حضرت علي كرم الله وجهه وزيد بن ثابت مشوره نمود. وانقلاب كبير فرانسه يك دست آورد بزرگش اوردن شوری درميان ملل اروپایي مسيحي بود ودرك كردند كه يكضرورت طبیعی ونظري بشراست واسلام چون دين كامل است 1429 سال قبل ازامروز شوري را به مسلمين ارزاني نموده بود وحتي يكي از سوره هاي قرآنكريم را بنام شوري مسمي نموده است ودرحديث شريف آمده : « ماخاب من استخار وماندم من استشار»  نااميد نشد كسيكه استخاره كرد وپشيمان نشد كسيكه مشوره كرد .

3- حكم شوري:

شوری يك اصل از اصول اساسی دولت اسلامي بوده حكم آن واجب ولازم است امير مكلف هست درمسایل وقضایای مهم وعمده ی کشورش با اهل خبره ومردمان چیزفهم کشورش مشوره كند . حضرت پيامبر صلی الله علیه وسلم  باوجوديكه درروشنایي وحي زنده گی مي كرد وهرآن ازراه وحي راهنمایي مي شد باز هم مامور به شوري شده بود « وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ »  وامر مطابق قاعده اصولي درصورتی كه قرينه صارفه وجودنداشت  تقاضای وجوب مي كند چنانچه ازابوهريره رضی الله تعالی عنه  روايت شده كه فرموده بود:

«  مارأيت احداً قط كان اكثر مشورةً لاصحابه من رسول الله صلی الله علیه وسلم »  يعنی نديدم كسي را هرگز نسبت به پيغمبر صلی الله علیه وسلم که بااصحاب خود مشوره بيشتر بكند.

4-نتيجه شوري معلم است یا ملزم؟:

 يك تعداد علماء عقيده دارند كه نتيجه شوري ملزم است وامير مكلف است به آن عمل كند زيرا انسان وقتیكه به يك كار مامور شود بالايش لازم است تا به آن عمل كند وعمل كردن پيامبر به مشوره اصحاب كرام درجنگ احد كه ظاهراً المناك ودردآوربود اين قول را تایيد مي كندوبعض علماء ديگر عقيده دارند كه نتيجه شوري ملزم نبوده بلكه معلم است به اين معني كه درنتيجه شوري حكم به امير روشن مي شود وامير اختيار دارد كه چه تصميم مي گيرد عمل مي كند به نتيجه شوری يا نميكند به اين دليل كه درآية كريمه گفته شده « واذا عزمت فتوكل علي الله»  توفيق ميان دوقول كه درجوامع اسلامي هنوز هرفريق درهرقوليكه منافع خودراببيند عمل مي كند وجود داردموضوعات چگونه است ازصلاحيت هایي شوری ويااز صلاحيت خود رئيس جمهوریا خلیفه ؟ اگر از موضوعات اختصاصات یا صلاحیت های شوری باشد نتيجه شوري درآن موارد ملزم است واگر رئيس جمهور درموضوعاتی مشوره كرد كه ازاختصاصات خودش است نتيجه شوری دراين موارد معلم است كه اكنون قوانين اساسی دركشورها حدود صلاحيت ها راتعيين مي كند .

5- موضوعاتيكه درآن شوری صورت ميگرد:

 علماء كرام نظردارند كه موضوعاتی که درشوری مطرح مي شود بايدازمسایل اجتهادي باشد يعنی درموضوعاتیكه درآن نص وجودداشته باشد شوری تصميم گرفته نميتواند مثلاً اين موضوع هيچ وقت به شوري پيش نميشود كه پول خودرابه بانك هاي ربوي بگذاريم یا نگذاریم زيرا حكم قطعي دراین زمینه وجود دارد كه گذاشتن پول دربانک های ربوی حرام است وهمچنان نميتوانيم درمورد نوشیدن شراب يا خمر شوری كنيم از همين جهت است كه اصحاب كرام وقتيكه پيامبر اكرم چيزي ميگفت مي پرسيدند كه : آيا وحي است يا نظر محض اگر وحي نميبود باز نظرميدادند طوريكه درغزوه بدر پيامبر اكرم درپائين آب جاي گرفته بود حباب ابن المنذر رضی الله عنه پرسيد آياوحي شده كه اينجا مركز بگيريد پيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم فرمود نخیر خودم اجتهاد کردم . او فرمود ای رسول خدا :  این جای مناسب نیست ویک جای دیگر را نشان داد که باید آنجا بروند پیغمبر صلی الله علیه وسلم  پزيرفت وآنجا جا بجا شدند که نتیجه خوبی را به دنبال داشت .

وهمچنان درصلح حد يبيه وقتی متن تهيه شد نزد يك بود كه امضاء شود عمر فاروق رضی الله عنه  برخاست نزد ابوبكر صديق آمد صحبت كرد ونزد رسول خدارفت گفت آيا تورسول خدا نيستي ؟ فرمود بلي هستم . گفت آيا مامسلمان نيستيم ؟ پیغمبرصلی الله علیه وسلم گفت :  چرا نه حضرت عمر رضی الله عنه گفت :  آيا آنها مشرك نيستند ؟ مبارک فرمود بلي هستند . عمر فرمود : پس چرا ذلت را بپذيريم ( استرداد مشركين وعدم استرداد مسلمين ) پيامبر اكرم صلی الله علیه وسلم  برايش گفت كه به اساس وحي اينكارراانجام داده ام عمر رضی الله تعالی عنه  قانع شد وسكوت كرد وبه وحي گردن نهاد.

6- كيفيت وچگونگي شوری:

دردين مقدس اسلام نص صریح درميكانيزم وساختار شوري وجودندارد شايد حكمت هم همين باشد كه مسلمانان دراين رابطه مجال وفرصت بازداشته باشند وبه اساس ضرورت ومصالح امت درزمان ومكان وشرایط بخصوص طريقه مناسب اختيار نمايند چنانچه درمورد تعداد اشخاص شوری یا اهل حل وعقد نص صریح قرآنکریم وجود ندارد حضرت پيامبرصلی الله علیه وسلم گاهی بايك نفر مشوره ميكرد مثليكه درتعیین جای  باحباب ابن المنذر درغزوه بدر مشوره كرد ویادونفرمشورت می کرد که اكثراً با ابوبکرصدیق وعمرفاروق رضی الله عنهما مشوره می کردچنانچه درعزوه احزاب با سعد ابن معاذ وسعد ابن عباده رضی الله عنهما مشوره كرد وحتي درمورد واقعه افك باعلي کرم الله وجهه وزید ابن ثابت مشوره كرد ودرجنگ وصلح حديبيه باجماعه یی از اصحاب کرام مشوره كرد وليكن رسول اكرم صلی الله علیه وسلم  به اساس مواصفات چون عشرة مبشرة ، سابقون الاولون كاتبين وحي ، خلفاء راشدین چون ابوبكریاراول پیامبرصلی الله علیه وسلم  وعمر فاروق ، عثمان ذی النورین علی کرم الله وجهه یارشجاع ودلیر پیامبرمثلا باقاريان قرآنكريم مشوره ميكرد واكنون چون مسایل منسجم شده بهترين راه اين است كه مواصفاتی به شوری اهل عقد وحل تعيين شود وایشان از بين مردم انتخاب شوند اگرچه دراحکام دين اسلام اگر متوجه شده ودقت کنیم دیده می شود که  نماينده بودن اهل شوری شرط نيست ولی اكنون بايد نمايندگان هم بيايند تامصالح جامعه تامین شده بتواند  ويك تعداد متخصصین وکارشناسان هم  انتخاب شوند تا خلاء تخصص تكميل شود مثلیکه درمشرانو جرگه افغانستان به اساس قانون اساسی موجود یک ثلث آن انتصاب می شوند واگر مورد اعتراض بود انتصابي ها دربرخي مسایل رأي ندهند ازقبیل رای اعتماد و…غیره .

7- اهل شوري چه كسانند؟

دردوآيه كريمه ذیل ازشوري بحث شده « فبما رحمة من الله لنت لهم ولوکنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفرلهم وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ واذا عزمت فتوکل علی الله » ( آل عمران / 159) ترجمه :”  پس به سبب مهربانی ازخدا نرم شدی برای ایشان واگر می بودی درشت خو سخت دل پراگنده می شدند از دور وبر تو پس درگذر از ایشان وآمرزش بخواه برایشان ومشورت کن با ایشان پس آنگاه که قصد محکم کردی پس توکل کن برخدا هرائینه خدا دوست می دارد توکل کننده گان را “ : « وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ » ( الشوری / 38 )  ترجمه : کارشان بین شان به مشورت صورت می گیرد”  پس وقتی به این هردو آیه کریمه نگریسته شود دیده می شود که ضمير (هم) ضمير جمع بوده به تمام مسلمين راجع است ولكن آيه اول درمورد اصحاب كرام نازل شده وهيچ نوع تحديد صورت نگرفته که بازهم تمام امت را دربرمی گیرد ودرآيه مبارکه دوم گفته شده كه ازجمله صفات مؤمنین  يكی هم این است كه درتمام مسایل مشوره مي كنند که بازهم تحديد نشده لهذا همه مسلمين حق شوری  رادارند و آيا امام ميتواند نظر تمام مسلمين را جمع كند وازايشان نظرخواهی نماید به عباره دیگر ربفرندوم را انجام دهد ؟ بلي نظرعام فقهاء کرام همین استکه  در قضايایي نادر كه دريكسال يكبار ويادرچندين سال يكبار رخ ميدهد ميتواند امام نظرتمام مردم را بگيرد البته بشكل يك ريفرندوم يانظرخواهي عمومي وامادرمسایل دوامدار چون نظارت وكنترول براموردولت ،  طرح وتصويب قوانين ، وغیره چون كه به كار زیاد ضرورت دارد بدلایل واوضاع نامساعد همه نميتوانند حضور فزيكي بهم رسانند مي توانند درچوكات قانون نمايندگان خويش را انتخاب وارسال نمايند البته بادرنظرداشت مواصفات ودانایي لازم که شریعت پیشنهاد کرده  انتخاب شوند ومواصفاتی  را که شریعت اسلامی درنظرگرفته بصورت انگشت شمار اينهااند :

1- اسلام:

یعنی اهل شوري مسلمان باشند لهذا شخص کافرنمی تواند نماینده مسلمین باشد ودرکشور اسلامی قانون وضع کند ویا حکومت را نظارت کند ویا هم درارگان اجرایی بحیث کارمند کار کند  به دلیل قول خداوند متعال : « وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً » ” وهرگزنگردانیده است خداوند برای کفار بالای مسلمین  راهی را ” ( تسلط وقدرت )

2- بلوغ:

اهل شوری بایدبالغ باشند  بخاطريكه صغير درخودومال خودتصرف ندارد پس به امورملت بطريق اولي نمی تواند تصرف نماید واگر نماینده مردم صغیر باشد معلوم است که سرنوشت ملت به بیراهه خواهد کشید .

3- عقل:

یعنی اهل شوری باید عاقل باشند  ديوانه ومعتوه عضومجلس شده نميتواند زيرا مجلس جای نخبه گان ومرجع تصمیم قضایای مملکت میباشد وجنون ودیوانه گی وعته وغیره منافی چنین یک کارمیباشد وازسویی عقل مدار تكليف است وشخص مجنون اصلا مکلف نمی باشد پس چطور می تواند نماینده ملت باشد وسرنوشت ملت هارا تعیین کند .

4- حریت وآزادی:

یعنی اهل شوری باید آزاد باشد زیرا شخص غلام ازیک طرف چون غلام است  فاقد ولايت برنفس خود است وشخصیکه برنفس خویش تصرف وولایت نداشته باشد برامور ملت چگونه می تواند ولايت داشته باشد ؟ وازسوی دیگر شخصی که غلام کسی باشد به اساس احکام دین باید مصروف خدمت بادار خود  شود وشخصی که تمام زنده گی اش به مصروفیت بادار یامولایش بگذرد به اين كار بزرگ نماینده گی مردم وعضویت شورای اهل حل وعقد چگونه    رسيده گي نمايد.

6- علمیت:

چون شورای اهل حل وعقد یا پارلمان جایی است که  آنجا درمورد سرنوشت ملت تصمیم اتخاذ و فيصله صورت مي گيرد،  لوائح وقوانين مطابق شريعت تصويب ميگردد اگر وكيل اين مسایل را نداند وبه احکام دین جاهل باشد چطور وچگونه تصمیم بگیرد ، نظرارایه کند وبرکدام اساس حق وباطل را ازهم تفکیک نماید؟  البته منظورازعلمیت  درجه اجتهاد نيست که گویا تمام اعضاء شوری مجتهدین باشند بلكه تا یک اندازه عالم باشد که احکام ضروری دین را بداند ودرمورد مسائل مهم مملکتی بصیرت داشته باشد وازاوضاع بین المللی وجهان آگاهی داشته باشد تا بتواند دوستان را ازدشمنان تفکیک نماید وزمانیکه قانونی درشوری مطرح می شود باید بداند که آیا مخالف اسلام است یا موافق ویا حد اقل خود طوری صحبت ننماید که مخالف احکام دین مقدس اسلام باشد . وخداوند کریم دریک آیه مبارک فرموده که « ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها ….»

7- عدالت:

یعنی اهل شوری بایدعدالت داشته باشند به اين معني كه  ازیک طرف فرائض واركان دین راا داء كند واز كبایر وگناهان مهلك خودرا برحذرنگاه كند وبرگناهان صغیره اصرارنورزد  یعنی فاسق نباشد واگربین دوشخص حکم قرار میگیرد به عدلت حکم کند وشخصیت هیچ کسی را بی موجب جرح نکند واگر ازکسی درغیابش یاد می شود درموردش عدالت نماید یعنی عدالتش این خواهد بود که صفات واقعی وی را بیان کند  خوبی های وی را پنهان نکند وبدی هارا به وی بدون حق منسوب نسازد  . به طور خلاصه باید گفت که نهادن هرچیز را درجایش عدالت می گویند .

8- تابعیت:

یعنی عضو شوری باید تنها تابعيت كشوراسلامي راداشته باشد زیرا کسب تابعیت ازهرکشوری یک سلسله مسائل مقدماتی را تقاضا می کند یعنی درقدم اول باید تعهد کند که قوانین همان کشور را رعایت می کند ومنافع همان کشور را ازهرکشوری دیگر ترجیح دهد وكسانيكه به قوانين كشور ديگری  متعهد می شوند امکان ندارد که هم منافع کشور خود را درنظر داشته باشند وهم منافع کشور دیگری را وبدون شک که  به خير وصلاح همان کشور باقی خواهند ماند وبه خیروصلاح  اسلام وجامعه اسلامی  خود نمي انديشند.

9- نخواستن منصب:

یعنی عضوشوری بايد خودخودرا كانديد نكند زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم دریک حدیث مبارک فرموده که:  اگرخودت منصب وسمت را خواستی تنها می مانی وکمک نمی شوی واگر کسی دیگر وظیفه را به تو سپرد درحالیکه او را نخواسته باشی مورد کمک خداوند قرار میگیری وکامیاب میگردی  البته درشرائط موجود چون دیگر عصر طلائی به پایان رسیده اگر افراد صالح خود را نظر به این شرط کاندید نکنند جای برای مردمان نا اهل خالی خواهد شد وفساد جامعه را درآغوش خود خواهد گرفت بناء مردم باید خود را کاندید نمایند ولی دراصل اگر همه افراد جامعه مثل عصر پیامبر وخلفاء راشدین برای کاندید صالح باشند باید کسی به عضویت شوری خود را کاندید نکند .

 8 – اختصاص یا صلاحیت شوري:

شوري اهل عقد وحل  دارای صلاحیت ها واختصاصات زیاد می باشد که ازجمله می توان از صلاحیت های اساسی آن این ها را یاد آور شد :

1- دادن ولايت به رئیس جمهور یا نصب رئیس جمهور.
2- مشوره دادن به رئیس جمهور یا امام.
3- کمک کردن  دراداره وشؤون کشور  بارئيس جمهور.
4- عزل وبرطرفی  رئیس دولت درموقع خيانت و…غيره.
5- حساب گرفتن از رئیس جمهور یا اعضاء حکومت.
6- مشوره دادن به امام یا خلیفه درموقع جنگ وصلح وروابط بين المللی البته که درتمام کشورهای اسلامی تمام این مسائل وصلاحیتها  درچوکات قانون پيشبينی مي شوند اگر در قانون پيش بيني نشده بود خود شوری به اكثريت تصميم بگيرند كه اين كاررا بكنند ياخير؟ آیا می توانند یا خیر؟

9- مصالحی كه برشوري مرتب مي شود:

1- درنتیجه شوری ومشوره مسائل وموضوعات مربوط به ملت وکشور روشن می شود ورئیس دولت در روشنایی قرار میگیرد ومی تواند تصامیم لازم را اتخاذ نماید  وتصميم گيري درروشني هم بخير امير وهم به نفع ملت ومردم خواهد بود

2- درنتیجه مشوره استحكام عقل وسداد رأي بوجود مي آيد به این معنی که ممکن است یک شخص همه مسائل را بدرستی نتواند بهتر تشخیص کند و وقتیکه نظرخواهی میشود وهمه مردم نظر خود را ارائه می کنند عقل به پخته گی می رسد ورای ونظر پخته وسنجیده در میدان باقی می ماند ومورد عملی کردن قرار می گیرد .

3- درنتیجه مشوره کردن  دروازه ملامتي بسته ميشود به این معنی که وقتی همه مردم درمشوره شریک بودند و تصمیم بعد از مشوره باهمه اتخاذ گردید اگر بالفرض کار به نفع تمام نشد هیچ کس کسی دیگر را ملامت نمی کند واگر بدون مشوره کا ر صورت می گرفت ونتیجه مثبت را بارنمی آورد درآنصورت همه انتقاد می کردند ومی گفتند که : اگر این چنین نمی کردید این کار واقع نمی شد.

4- درنتیجه  مشوره اميریا رئیس دولت  ازپشيماني نجات پيدامي كند به این معنی که اگر امام بدون مشوره تصمیم گرفت ونتیجه مطلوب را بدست نیآورد پشیمان می شود که کاشکی مشوره مردم را می پذیرفتم واگر بعد از مشوره بازهم نتیجه بار نمی آمد درآنصورت امام پشیمان نمی شد .

5- درمشوره استعداد هاتبارز مي كند چون درشوری هرکس نظر می دهد وهرکس درفکرآن است تا نظر معقول ومنطقی را ارائه کند که بخیر ملک وکشور ودین باشد بناء هرکس تلاش می کند تا خوب فکر کند ، تاریخ را مطالعه کند وبا بزرگان ومردمان صاحب تجربه نشست وبرخاست کند لهذا استعداد ها خود بخود رشد می کند وزمینه تبارز هرچه بیشتر وبهتر استعداد ها مساعد می شود .

6- چون مشوره وشوری یک اصل اسلامی است وامرخداوند جلت عظمته است  وپیامبرخدا صلی الله علیه وسلم این کار را انجام داده است واگر ما مسلمانها این کار را کنیم درحیقیت یک کار معنوی را انجا داده ایم ودراین هیچ جای شک نیست که هرکارمعنوی منتج به  بركت می شود وبرکت ها هم ازآن امير وهم ازآن ملت مي شود .

7- بالآخره شوری ومشوره از پیروی هواوهوس ، کبروغرور جلوگيري نموده فکرباهمی وتبادل افکار ونظریات را مساعد ساخته  ودرنتیجه استبداد وتکروی را  شوری  از بین می برد.

شوری یکی از اصول اساسی دولت اسلامی است که در این مقاله بیان گردید.

برای معلومات بیشتر به مطالب ذیل مراجعه کنید:

اصول اساسی دولت اسلامی

  1. حاکمیت شریعت یا برتری وفضیلت دین خدا جلت عظمته.
  2. عدل و مساوات
  3. اطاعت
  4. آزادی

ترتیب کننده: وسیم احمد
منبع: نظام سیاسی اسلام

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوازده + یازده =