عنايت وتوجه اسلام به علم

0 268

عنايت وتوجه اسلام به علم (نوشته استاد نورالله کوثر – مقاله علمی- تحقیقی)

آیا اسلام عنایتی به پرورش عقل و فکر انسان دارد یا چنین عنایتی ندارد؟ این همان مسأله علم است که از قدیم میان علما مطرح بوده، هم اصل مطلب که اسلام دینی است که به علم دعوت کرده است و هم خصوصیات آن که آن علمی که اسلام به آن دعوت کرده است چه علمی است که افرادی نظیر غزالی،رازي ، لاهوري ، فیض و دیگران در این زمینه بحث کرده اند. و از نظر تربیت و پرورش هم که مقررات اخلاقی اسلام، همه مقررات پرورشی انسانها است که انسانی که اسلام می خواهد پرورش بدهد، انسان نمونه اسلام، چگونه انسانی است و مدل آن انسان چگونه مدلی است. نیازی به بحث راجع به دعوت اسلام به تعلیم و تعلم نیست زیرا امر واضحی است، همین که در اولین آیات وحی می فرما ید: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ (1) خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ (2) اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ (3) الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (4) عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَم» [1] [بخوان بنام پروردگارت که آفرید، انسان را از خون بسته ای آفرید، بخوان که پروردگارت از همه کریم تر است، همان که به وسیله قلم آموخت، به انسان آنچه نمی دانست آموخت]  بهترین شاهد است بر عنایت فوق العاده اسلام به تعلیم و تعلم،  قلم مظهرسواد و نوشتن است.
توجه اسلام به علمآیات دیگر» : «هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ» [2] [آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند مساوی هستند؟] «وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِمَنْ آَمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ» [3] و گفتند کسانی که به آنها علم داده شده است: وای بر شما، ثواب خدا برای کسی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده است بهتر است ونمي رسد به آن مگر شکیبان.
همچنین پیغمبر اکرم(ص) فرموند: «بالتعلیم ارسلت» [4] [من فرستاده شدم برای تعلیم] . در آن داستان معروف که وارد مسجدشان شدند و دو حلقه جمعیت دیدند که در یکی مردم مشغول عبادت بودند و در دیگری مشغول تعلیم و تعلم، فرمود: «کلاهما علی خیر» [5] [هر دو کار خوب می کنند] «ولکن بالتعلیم ارسلت»[6] [ولی من برای تعلیم فرستاده شده ام] و بعد خود حضرت آمدند در آن جمعی که مشغول تعلیم و تعلم بودند نشستند. وی به علم و سواد تشویق می کرد، کودکان اصحابش را وادار کرد که سواد بیاموزند، برخی از یارانش را فرمان داد زبان سریانی بیاموزند و می فرمود: «حکمت را در هر کجا و در نزد هر کس یافتید از او اقتباس کنید» [6] و هم فرمود: «علم را جستجو کنید ولو مستلزم آن باشد که تا چین سفر کنید» [7]
آیه دیگر«هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آَيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ» [8] [او کسی است که در میان مردم امی رسولی را از خودشان مبعوث کرد تا آیات او را بر آنها بخواند و آنان را تزکیه کند و کتاب و حکمت را به آنها بیاموزد] یزکیهم «بیشتر به پرورش می خورد و مربوط به تربیت است» و یعلمهم الکتاب والحکمة «حالا مقصود ازکتاب هر چه هست، مطلق کتاب است یا قرآن، بالاخره کتاب و حکمت با یکدیگر توأم شده است». «حکمت» دریافت حقیقت است ودراین بحثی نیست، بحث اینکه چی حکمت است و چی حکمت نیست بحث صغروی است، هر دریافت حقیقتی را حکمت می گویند؛ «وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا» [9] [خدا به هر کس که بخواهد حکمت می دهد، و کسی که به او حکمت داده شد، خیرفراوانی به او عطا شده است] پس در این جهت که اسلام به طور کلی دعوت به تعلیم و تعلم کرده است، یعنی هدف اسلام و جزء خواسته های اسلام عالم بودن امت اسلامی است بحثی نیست،» طلب العلم فریضة علی کل مسلم«از مسلمات احادیث نبوی است و مسلم در اینجا خصوصیت ندارد و مقابل «مسلمه» نیست.
آیه دیگر«هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» آیا در اینجا مقصود از «الذین یعلمون» اینست که مردانی که می دانند یا کسانی که می دانند؟ معلوم است: کسانی که می دانند، تخصيص به مردان ندارد.
آیه دیگر «أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالْمُفْسِدِينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّار» [10] [آیا کسانی راکه ایمان آورده وکارهای شایسته کرده اند، همانند مفسدان درزمین می‌گردانيم یا پرهیزگاران را چون فاجران قرار می دهیم؟ ، صیغه ها همه مذکر است ولی شامل عموم امت اعم از مرد وزن است . (آیا كساني را که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند مانند مردان مفسد قرار می دهیم؟! یعنی اینچنین خطاب ها واوامرشامل همه امت است« أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِينَ كَالْفُجَّار »، آیا چون «متقین» صیغه مذکر است پس زنها خارج هستند؟ یا اینکه مقصود کسان است. هیچ کس تا به حال احتمال نداده که معنی آیه این باشد که مردان با ایمان و عامل به عمل صالح برترند از مردان مفسد و وقتی بپرسند آیا زنان مؤمن و عامل به صلاح هم از زنان مفسد بالاترند یا نه؟ بگوید قرآن راجع به اینها حکمی ذکر نکرده، همچنین آیا ترجمه ی«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ» [11] به راستی گرامی ترین شما نزد خدا باتقوا ترین شماست» و بنابراین تمامي مردوزن مسلمان شامل مي شود. اگر کلمه «و مسلمة» هم نباشد هیچکس نمی تواند بگوید که مفهوم عام نیست بنابراین» طلب العلم فریضة علی کل مسلم«تکلیفش روشن است، بعضی از علمها واجب عینی است و بر هرفردی واجب است و بعضی از علمها واجب کفائی است به اعتبار اینکه مقدمه یک واجب کفائی است و مقدمه واجب، واجب است، بنابراین جای شک و شبهه در این جهت نیست چون بعضی ها می گویند این علمی که واجب است فقط و فقط اختصاص دارد به علوم دینی یعنی علومی که موضوع آن علوم و مسائل دینی است یعنی آموختن خود دین، نه اینکه آموختن خود دین یک علم است، آموختن چیزی که انسان وظیفه دینیش را به وسیله آن بخواهد انجام بدهد علم دیگری است، منحصر نیست که مردم باید خود دین را بیاموزند، اما آن چیزهایی را که اجرای دین موقوف به آنها است دیگر نیاموزند، باید آنها را هم بیاموزند منتها خود دین را که باید بیاموزند، قسمتی از آن، واجب مستقل و عینی است مثل معرفة الله و قسمت دیگر واجب مقدمی است مثل آموختن احکام نماز ،روزه و… چه کسی گفته ما دین را باید بیاموزیم؟ اسلام که نگفته دین را بیاموزید، گفته دین را عمل کنید ولی وقتی می خواهیم دین را عمل کنیم بدون آموختنش ممکن نیست. پس باید دین را بیاموزیم تا به آن عمل کنیم. در آن وظائف دیگری هم که دین به عهده ما گذاشته است مثل تأمین پزشک مورد نیاز جامعه اسلامی، بدیهی است که تا وظائف را نیاموزیم نمی توانیم عمل کنیم باید وظائف را بیاموزیم تا بتوانیم عمل کنیم. به هر حال مطلب خیلی واضح و روشن است. [12]


منبع: کتاب اسلام و علوم – نگارش نورالله کوثر
[1] سوره علق، آیات 1 تا 5
[2] سوره زمر آیه 9
[3] سوره القصص آیه 80
[4] البغدادي  ، الخطيب ، الفقيه والمتفقه الجزء الاول الصفحه 34 بيروت دارالنشر
[5] همان
[6] الترمذي، محمد بن عيسى أبو عيسى السلمي، الجامع الصحيح سنن الترمذي، ناشر: دار إحياء التراث العربي– بيروت الجزء5 الصفحه 51
[7] رضا، محمد رشيد بن علي (المتوفى : 1354هـ) مجلة المنار، قاهره ، رقم الجزء8 ورقم الصفحة529
[8] سوره الجمعه ايه 2
[9] سورة البقرة أية 269
[10] سوره ص، آیه 28
[11] سوره حجرات، آیه 13
[12] عزتي ابوالفضل، آموزش و پرورش اسلامي/.- تهران: بعثت، [تاريخ مقدمه، ‎۱۳۵۶]ص 66-69.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوازده + شش =