نگاه گذرا به سیاست اسلامی قسمت اول

0 265

نگاه گذرا به سیاست اسلامی قسمت اول

سیاست اسلامی قسمت اولبرخي از علماء گفته اند كه : سياست عبارت از خودآگاهي انسان است نسبت به محيط ، جامعه وسرنوشت مشترك خود و جامعه یكه درآن زنده گی مي كند وبه آن ربط داشته است.
برخي ديگر گفته اند كه : سياست عبارت از انجام دادن كارهاي مشترك به مقتضای علم و حكمت يعنی به هدف ومطلوب رسيدن در حاليكه از علم وحكمت استفاده شده وبيرون ازآن نباشد.
و تعريف جامع كه مورد اتفاق اكثر دانشمندان فن میباشد این است : سياست عبارت ازهمان روش واسلوب ومشي آميخته با تدبير وحكمت است كه امور مربوط به رعيت وحكومت را بوجه احسن ومطلوب چنان تنظيم مي نمايد كه ضامن رفاه ، سعادت ، پيشرفت وزيست باهمي يك جامعه يا يك ملت ويا يك كشور درميان همسايگان وجوامع بشري مي گردد.
دانشمندان هر كدام طوري سياست را تعريف كرده اند كه از نظرشان مهم وبااهميت تلقي مي شده طورمثال درشرایط نا همگون اگركسي بخواهد بخوبي از مشكلات بدر شود مي گويند اوسياست مدار است وسياست را چنين تعريف مي كنند تصميم گيري درمورد حوادث وپديده های ناهمگون درجامعه راسياست مي گويند.
اما علماء اسلامي سیاست را چنین تعريف كرده اند كه:
سياست عبارت از تنظيم امور مربوط به رعيت وحكومت وزمامداري درچوكات اصول ضوابط ومبادي شريعت اسلامي به شكليكه ضامن فلاح ورستگاري دنيا وآخرت مردم وجامعه شده بتواند.
مي بينیم كه علماء اسلامي درتعريف سياست دوقيد را علاوه مي كنند.
1 – تنظیم اموردرچوكات شريعت : زيراكه خالق انسان همراه با خلقت آن قانون زنده گی ارسال كرده كه قرآنكريم است استعمال شي بدون قانونش ويا برخلاف كتلاكش باعث خرابي واز بين رفتنش مي شود بناء شرط است که تنظیم امور زنده گی درچوکات شریعت اسلامی صورت گیرد.
2 – سعادت دنيوي واخروي : يعنی خليفه مسلمان از ورای تنظیم امور مردم علاوه ازينكه درپي سعادت دنيا است سعادت اخروي را نيز هر آن مد نظرداردومحاسبه وحسابدهي خليفه مسلمان بسيار سنگين تر وبزرگتر از ديگران است چنانچه حضرت علي كرم الله وجهه دروقت خلافت خويش تاوقتيكه مال بيت المال را بمراجع مصرفي اش توزيع نميكرد خواب نمي شد از ترس اينكه نشود شب بميرد وبيت المال درحساب او ضايع شود وهمچنان حضرت عبدالله ابن عمررضی الله عنه بسيار كوشش وسعي مي كرد تاپدرخودرا درخواب ببيند که خلیفه مسلمین چه حال دارد وچگونه مورد محاسبه خداوند قرار گرفته است ، تادرخواب ديد كه عرق ريز ازاتاق مي برآيد پرسيد که باتو چه كرد پروردگارت اي پدر؟ عمر رضی الله عنه گفت همين اكنون از حسابدهي پابند همان اشتر خلاص شدم , دين ما دين مقدس اسلام است واسلام درجواب چهار سؤال مطرح مي شود كه اين چهارسؤال درمورد هر چيز مطرح است. (1 ) اين چيست مثلا درمورد گيلاس چاي خوري گفته شود (2 ) براي چيست؟ (3) ازچه ساخته شده (4) كی ساخته ؟ درجواب گفته مي شود كه اين گيلاس است براي چاي خوردن ساخته شده از شيشه ساخته شده وفلان كمپني اين راساخته وهمان كمپني طريق استعمال آنرا طي نامه یی بنام كتلاك همراهش ارسال كرده كه بايد مطابق آن عمل شود درغير آن خراب خواهد شد اين چهار سؤال وقتي درموردانسان مطرح شود طبعًا درجواب گفته مي شودكه اين انسان است ازخاك ساخته شده كه علماً ثابت است فطرتًابايد گفته شودكه اوراخالق پيداكرده زيرا وقتي گيلاس بدون كمپني موجودشده نميتواند انسان بطريق اولي بخالق نياز منداست وغير خداوند انسان را کسی ساخته نميتواند معلوم است كه خداوند ساخته براي چه ساخته ؟ طوريكه خداوندجلت عظمته دركتلاك وكتابچه راهنماهش گفته براي عبادت ساخته زيراخالقش به طبيعت آن ميداند طوريكه كمپني موترسازي بخصوصيات موتر ساخته یی خودشان ميداند وانسان را خداوند ساخته وبه طبيعت آن عالم بوده ومطابق آن كتاب راهنما فرستاده كه قرآنكريم است ودرمورد انسان سؤال پنجم مطرح مي شود كه بالآخره چه مي شود وياكجامي رود؟ باز هم جواب سؤال دركتلاك است كه ازاين دنيابدار آخرت انتقال پيدامي كند فقط تسليم شدن بجواب اين پنج سؤال عبارت از اسلام است . اسلام علاوه از ينكه امورزنده گی انسانهارا تنظيم مي كند ودين انسانهااست دين حيوانات هم است وايشان نيز بدين اسلام وقانون خداوند مطيع هستند چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم برقومی گذر مي نمود درحاليكه آهوی را شكار نموده وبه ستون خيمه بسته بودند آهو صداكرد يا رسول الله مرا شكار كرده اند درحاليكه چوچه ام را شيرنداده ام رسول الله صلی الله علیه وسلم پرسيد صاحب آهوكيست ؟ کسی گفت : منم او صلی الله علیه وسلم فرمود: به آهو اجازه دهيد تا چوچه هايش را شيردهد دوباره نزد شماباز گشت مي نمايد صاحب آهو فرمود كي ضمانت مي كند رسول خدافرمود: من ضامنم. آهو بعد از شيردادن دوباره بازگشت كرد رسول خدااز صاحبش خواست تابه اوبفروشد صاحب آهو گفت آهوازآن تو باشد يارسول خدا, پيغمبر صلی الله علیه وسلم گفت اورارهاكنيد آهو اين كلمه را خواند ( اشهد ان لا اله الاالله وانك رسول الله )درروايت از محمد ابن منكدر از سفينه رسول خدا آمده كه من سوار به كشتي راهي كدام ديار بودم كشتي شكست وغرق شد وبحر من را به ساحل افگند ناگهان به شير روبروشدم ترسيدم گفتم من سفينه غلام رسول خدا صلی الله علیه وسلم هستم شيرراه را براي من نشان داد بعد همهمه كرد فكر كردم مي گويد سلامم را به رسول خدا برسان خداوندجلت عظمته فرموده درسوره آل عمران آية (83) « أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ » ” .یعنی غير از انسان وجن همه موجودات اختيار جزء ايتمارندارند آنها اگر عقل دارند بايد براه ديگر نروند.
ترجمه: آيا اين كافران به غير از دين الله را مي طلبند والله را منقاد شده اند آنان كه درآسمانها وزمين اند به خوشي وناخوشي وبسوي او بازگردانيده مي شوند.
وهمچنان اسلام تنها نام دين محمدي نبوده بلكه دين تمام پيامبران عظام میباشد چنانچه دراقوال خداوند كريم جلت عظمته درمورد پيامبران آمده:
« إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ» (131 / سورة بقره)
“وآنگاه که گفت اورا پروردگار او که منقاد شو گفت که منقاد شدیم مرپروردگار عالمیان را”
خطاب به ابراهيم علیه الصلوة والسلام است ودرحكايت از لوط علیه الصلوة والسلام فرموده « فَمَا وَجَدْنَا فِيهَا غَيْرَ بَيْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِينَ» ( 36 الذاريات )
“پس نیافتم درآنجا غیر یک خانه ازمسلمانان”
ودرسوره يونس علیه الصلوة والسلام درحكايت از قول موسي علیه الصلوة والسلام فرموده «وَقَالَ مُوسَى يَا قَوْمِ إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّسْلِمِينَ»
” وگفت موسی ای قوم من اگرمؤمن هستید به خداوند پس براو توکل کنید اگرمسلمین هستید”
درحكايت از خطاب خودبه حواريون عيسي علیه الصلوة والسلام فرمود: «وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوَارِيِّينَ أَنْ آمِنُواْ بِي وَبِرَسُولِي قَالُوَاْ آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × 2 =