نگاه گذرا به سیاست اسلامی قسمت چهارم

0 242

نگاه گذرا به سیاست اسلامی قسمت چهارم

نگاه گذرا به سیاست اسلامی قسمت چهارم

چگونگي اختيار امام از طرف مردم:
سیاست اسلامی قسمت چهارمبعد از مطالعه نصوص دين واحكام شریعت وسير به تاريخ اسلام خصوصاً خلفاء راشدين به نتيجه ميرسيم كه نقاط ذیل از برجستگي های خاصی برخوردار اند :
1- حتميت اختيار وانتخاب امير وعجله کردن درآن : به همين علت بود که جنازه رسول الله به تاخیرانداخته شد ومردم مصروف انتخاب خلیفه شدند .
2- وجود وتوفر شروط ومواصفات شرعي دركسيكه به حیث زعيم انتخاب مي شود .
3- انتخاب امام بايد به مشوره صورت گيرد كه دربحث هاي گذشته شرح شد البته ميكانيزم انتخاب امام بخود مسلمانان واگذار شده است كه اين خود يك سهولت براي مسلمين است وميكانيزم معقول شوری اهل عقد وحل است که انتخاب امام بايد سه مرحله داشته باشد چنانچه درتاریخ اسلام نمونه های زیاد داریم که چند نمونه آن را ذیل ذکرمی کنیم :
1- ترشيح ونامزد كردن : چنانچه ابوبكر صدیق رضی الله عنه عمر رضی الله عنه را نامزد کرده بود .
2- مرحله اختياروانتخاب امام است كه از طرف شورایی نخبگان صورت مي گرفت .
3- بيعت عامه كه به استفتایي عمومي قريبتراست كه امامت ازطرف مردم يا ملت انعقاد پيدا مي كند ويا رد مي شوداكنون بايد مطابق مراحل خلفاء راشدين بايد شورایي اهل عقد وحل نامزد را تثبيت وبه رأي عام گذاشته شود شوریی اهل عقد وحل كه نمايندگان ملت اند مي توانند كانديد را توحيد كنند زيرا بخير ملك وملت اين شورای كه نخبگان ونماینده گان مردم اند بهتر ميدانند وبعدا باید به رای عام یا بیعت عام گذاشته شود که مردم رای دهند ورسما زعیم شان را تعیین کنند لكن چند اصل بسیار ضرور به نظر می رسد ازجمله بايد شرایط زعامت پوره باشد واستعجال و سرعت حتما باید صورت گیرد چون اهمیت زیاد دارد وشوري حتمي درنظر گرفته شود چرا کاری یک یا چندین نفرنیست بلکه همه نماینده گان ونخبگان باید سهیم شوند .
اكنون دراكثر كشورها بجای شوري اهل حل وعقد مجلس نماینده گان يا پارلمان اين وظيفه رابدوش دارند ودربعض كشورهاحق نامزدكردن ازكميته مركزي حزب حاكم كشور ميباشد بهر حال اين همه برداشتها دراين موارد از طريق انتخاب خلفاء راشدين بدست آمده است . وچون دراین بحث از بیعت بحث کردیم لازم می دانم تا معنی ومفهوم بیعت را توضیح کنم :
بيعت
درمبحث بيعت روي اين موضوعات صحبت مي نمایيم
1- تعريف بيعت
2- دليل مشروعیت بيعت
3- انواع بيعت
4- حكم بيعت
5- اشكال بيعت
6- مراحل بيعت
7- بيعت را چه كسي مي گيرد؟.
1 – تعريف بيعت: بيعت از بيع گرفته شده وبیع بمعناي مبادله مال به مال برضاي جانبين میباشد وبيعت هم شبيه بيع است زيرا دربيعت هم مبادله معنوي برضاي طرفين صورت مي گيرد كه از طرف مردم وملت، اطاعت ،نصرت، ومحبت برای زعامت است واز طرف امام خدمت بمردم وتدبیر همه امورشان درچوكات شريعت وقانون اسلامی ميباشد اما دراصطلاح: بيعت عبارت است از دادن تعهد از طرف بيعت كننده به امام به شنيدن وفرمانبردن درهمه احوال چه درخوشی وچه دروقت عدم رضایت وعسر ويسر وعدم منازعه دركارها .
2 – دليل مشروعیت بيعت : بيعت بكتاب الله ، سنت رسول الله واجماع مسلمانان ثابت است که اینک هرکدام آنرا به ترتیب ذکر می کنیم :
1- كتاب الله : خداوند جلت عظمته درسوره فتح مي فرمايد : « إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » ترجمه : هر آیينه آنانيكه بيعت ميكنند باتو جز اين نيست كه بيعت مي كنند با خدا ، دست(قدرت) خدا بالاي دستهاي شان است « لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا » ترجمه: هرآیينه خوشنود شدالله از مسلمانان وقتيكه بيعت مي كردند باتو زير درخت پس دانست آنچه دردل هاي ايشان است ، پس فرود آورد اطمنان دل براي شان وثواب دادايشان را فتح نزديك وآيات ديگری نیز دراین زمینه وارد است .
2- سنت رسول الله : احاديث قولي وفعلي رسول الله صلی الله علیه وسلم نيز دال برثبوت ومشروعيت بیعت مي باشد : عن عبدالله بن عمررضی الله تعالی عنه ان النبي صلی الله علیه وسلم قال: « ومن بايع اماماًفاعطاه صفقة يده وثمرة قلبه فليطعه ان استطاع فان جآء آخر ينازعه فاضربوا عنق الآخر» (مسلم) ترجمه: كسيكه باامام بيعت مي كرد وبه اوبرسبيل تعهد دست داد واز ته دل به آن راضي بود، بايد ازو درحدود توان اطاعت نمايد واگر امام ديگری آمد وبااو درين كارمنازعه كرد گردنش رابزنيد واحاديث ديگر قولي به كثرت وجوددارد وهمچنان احاديث فعلی رسول الله صلی الله علیه وسلم دررابطه به ثبوت ومشروعيت بيعت زياداست كه ازجمله مي توان ازبيعت عقبه ، بيعت رضوان، وبيعت نسآء نام برد
3- اجماع مسلمانان: همچنان مسلمانان هم برثبوت ومشروعيت آن از عهد اصحاب كرام رضی الله تعالی عنه تاامروز اجماع داشته وآنرا عملاًً انجام داده اند که مثالهای زنده وزیاد دارد که می توان از بیعت فرد فرد صحابه به خلفای راشدین یاد آوری کرد وتا امروز بیعت بصورت مستقیم وغیر مستقیم درجهان اسلام وجود دارد .
ج- انواع بيعت : بيعت برحسب اموريكه برآن تعهد صورت مي گيرد پنج نوع است :
1- بيعت براسلام : كه اين نوع بيعت مهمترين وقويترين بيعت است وشكننده آن كافر مي شود درعهد رسول الله صلی الله علیه وسلم آنانيكه به حضور پيامبر صلی الله علیه وسلم به غرض اسلام آوردن ومسلمان شدن مشرف مي شدند دست خودرا دردست مبارك پيامبر صلی الله علیه وسلم مي نهادند باداي كلمه شهادت برپابندي وا لتزام بدين اسلام تعهد مي سپردند بدين ترتيب مسلمان ومبايع گفته مي شدند كه اين بيعت بدلايل زياد ثابت مي باشد چنانچه خداوند كريم مي فرمايد : « يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَن لَّا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئا وَلَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ » ترجمه : اي پيغمبر صلی الله علیه وسلم چون بيايند نزدتو زنان مسلمان كه بيعت كنند باتو به اين شرط كه شريك مقرر نكنند با الله چيزي را ودزدي نكنند وزنانكنند ونكشند اولاد خودرا …. چنانچه احاديث رسول الله صلی الله علیه وسلم نيز بر ثبوت آن دلالت واضح دارد : «عن قيس رضی الله تعالی عنه قال سمعت جريراً رضی الله تعالی عنه يقول : بايعت رسول الله صلی الله علیه وسلم علي شهادة ان لااله الاالله وان محمداً رسول الله واقام الصلوة وايتآء الزكاة والسمع والطاعة والنصح لكل مسلم » ترجمه ازقيس رضی الله تعالی عنه روايت است كه گفت : ازجرير شنيدم كه مي گفت : بيعت كردم با رسول الله صلی الله علیه وسلم برگواهي براينكه نيست هيچ معبودبرحق مگرذات واحد ولاشريك الله وبراينكه محمد صلی الله علیه وسلم فرستاده خداست وبراقامه نماز ودادن زكوة وبرسمع وطاعت و نصيحت به هر مسلمان “.
2- بيعت بر نصرت ومنعت : ( حمايت ودفاع) اين نوع بيعت دربيعت عقبه دوم خوبتر واضح مي گردد چه درآنجا پيغمبر صلی الله علیه وسلم فرمود: « ابايعكم علي ان تمنعوني مماتمنعون منه نساءكم وابناءكم » ترجمه: بيعت مي بندم با شما برينكه شما ازمن چنان حمايت كنيد چنانچه از ناموس وفرزندان خود دفاع مي كنيد . وبعد از آن براء بن معرور دستش را گرفت وگفت: « نعم والذي بعثك بالحق نبياً لنمنعك مما نمنع منه ازرنا ، فبايعنا رسول الله صلی الله علیه وسلم » ترجمه : بلي قسم بذاتيكه ترا بحق بصفت رسول فرستاده حتماً از تودفاع مي كنيم مانند اينكه از نواميس خود دفاع مي كنيم پس بيعت كرديم بارسول الله صلی الله علیه وسلم .
3- بيعت برجهاد: بيعت برجهاد نيز درقرآنكريم واحاديث رسول الله صلی الله علیه وسلم ذكر گرديده است طوري كه الله تعالي درسوره توبه مي فرمايد: « إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ » ترجمه: هرآئینه الله خريده است از مسلمانان جان ومال ايشان را به عوض آنكه ايشان را باشد بهشت جنگ مي كنند درراه خدا پس مي كشند وكشته مي شوند ابن جرير از ثمربن عطيه روايت مي كند كه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است « مامن مسلم الاوله في عنقه بيعة وفي بها اومات عليها في قول الله تعالي 🙁 إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ) ترجمه: نيست هيچ مسلمان مگر اينكه اوبيعتي درگردن خود دارد به آن وفا كند يابران بميرد كه اساس اين بيعت همین قول خداوند است (إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى) واين بيعت كه برذمه هر فرد مسلمان بوده بيعت برجهاد است وجهاد تاروز قيامت ادامه دارد وبيعتي كه درحد يبيه صورت گرفته وباعث رضاي خداجلت عظمته گرديده است بيعت به مرگ درراه خداجلت عظمته وبيعت برعدم فرار درميدان جنگ بوده امام بخاري رحمه الله درباب بيعت برحرب احاديث زياد روايت كرده است وآنچه را كه مهاجرين وانصار رضي الله عنهم درروز خندق زمزمه مي كردند :
نحن الذين بايعوا محمداً علي الجهاد ما حیينا ابداً
ترجمه: ماآنانيم كه با محمد صلی الله علیه وسلم بيعت كرديم برجهاد براي ابد تازنده ايم که این قول دلالت واضح وروشي بر ثبوت ومشروعيت بيعت برجهاد دارد
4- بيعت برهجرت : طوريكه معلوم است هجرت دراوايل فرض بوده وبعداز فتح مكه آن هجرت ختم شد اماهجرتي كه ازبلاد كفار به ديار مسلمانان باشد تاقيام قيامت باقي است از مجا شع بن مسعود رضی الله عنه روايت است كه بعداز فتح مکه همراه بابرادرم نزد پيغمبر صلی الله علیه وسلم رفتم وگفتم اي رسول خدا صلی الله علیه وسلم برادرخودرا برايت آورده ام تا بيعت اورا برهجرت بگيريد فرمود: مضت الهجرة باهالها ( اهل هجرت ثواب هجرت رابردند ) پس گفتم : درچه مورد بيعتش را مي گيريد ؟ فرمود علي الاسلام والجهاد والخير ” بيعتش را برااسلام وجهاد وخير مي گريم ”
5- بيعت برسمع وطاعت: بيعت مورد بحث مادرين كتاب همين بيعت برسمع وطاعت مي باشد چون بيعت بصورت مطلق ذكر شود منظور ازآن همين بيعت مي باشد واين همان بيعتي است كه به خلفاي راشدین وائمه یی کبار به همان عبارات صورت گرفته وداده شده است كه قبلاً ذكر گرديده است . درحديثي آمده است كه حناده بن ابوامامه رضی الله عنه مي گويد: نزدعبادة بن صامت داخل شديم اومريض بود گفتيم براي ماحديث بيان كن اوگفت: مارارسول الله صلی الله علیه وسلم خواست پس بيعت كرديم باا و ازجمله تعهداتيكه ازماگرفت يكي اينكه بااوبيعت كرديم به سمع وطاعت درخوشي وعدم رضايت ما ودرمشكلات وآساني ودرصورت انحصار طلبي هم وبه اين كه با اولوالامر نزاع نكنيم مگر اينكه ببينيد كفربواح وظاهر را كه درآن ازطرف خداوند دليل داشته باشيد
د: حكم بيعت:
بيعت یک امرواجب بوده ووفابرآن نيز واجب مي باشد بدليل قول خداوندجلت عظمته : « وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولاً ,وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ » ” به عهد وفاکنید هرآئینه ازوعده وتعهد پرسیده می شود ووفا کنید به عهد خداوند وقتیکه عهد بستید ” « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ » ” ای مؤمنان به تمام عقود وقراردادها وفا کنید ” وهمچنان رسول اكرم صلی الله علیه وسلم درموردمي فرمايد: حضرت نافع رضی الله عنه ميگويد : از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنيدم كه مي گفت:
« ومن مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية » ترجمه : كسيكه بميرد وبيعت درگردنش نباشد به مرگ جاهليت مرده است واحاديث ديگری از پيامبر اسلام نقل شده كه دلالت بروجوب وفابر بيعت مي كند وچون بيعت ووفابرآن واجب است نقض آن حرام وناقض آن مرتكب گناه كبيره مي شود خداوندجلت عظمته مي فرمايد: « فمن نكث فانما ينكث علي نفسه ومن اوفي بما عاهد عليه الله فسيؤتيه اجراً عظيماً » ” پس کسیکه عهد را شکستاند جزاین نیست که به ضررخود شکستانده است وکسی وفا کرد بر عهد یکه با خدا بسته پس زود است که اورا پاداش بزرگ دهد ” وعهد شکنی گناه كبيره بخاطری است كه ترك واجب است وترک واجب گناه كبيره است بويژه واجبي كه سرنوشت ملت وامت بدان رقم ميخورد وكسيكه از بيعت خارج مي گردد مباح الدم بوده قتال وجنگ بااو واجب است وقتال حضرت ابوبكر صديق رضی الله عنه بامانعين زكات بخاطر خروج شان از اطاعت امام بوده پيامبرگرامي صلی الله علیه وسلم مي فرمايد : « من خرج عن ا لجماعة فقد خلع ريقة الاسلام من عنقه » كسيكه از جماعت خارج شد همانا حلقه اسلام را ازگردن خود بيرون كرد)
ه – اشكال بيعت:
درزمان رسول خداصلی الله علیه وسلم به اشكال ذيل بيعت صورت گرفته است :
1- بيعت بامصافحه وكلام : اكثر بيعت ها با پيامبر خدا صلی الله علیه وسلم به همين ترتيب صورت گرفته است چنانچه بيعت رضوان راخداوند چنين بيان مي كند : « ِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » ترجمه : هر آیينه آنانيكه بيعت ميكنند باتو جز اين نيست كه بيعت مي كنند با خدا ، دست(قدرت) خدا بالاي دستهاي شان است .
2- بيعت به كلام بدون مصافحه : واينطور بيعت معمولا بازنان ومريضان صورت مي گرفت زيرا احاديث فراواني دال برآنست كه پيامبر خدابازنان دست نداده وباسخن وکلام بيعت گرفته است . حضرت عايشه رضی الله تعالی عنها مي گويد: « والله مامست يدرسول الله صلی الله علیه وسلم يدامرأة قط غير انه يبايعهن بالكلام » . ” قسم به خدا که مساس نکرده است دست رسول خدا دست زنی را هرگز وبلکه بیعت آنان را به کلام وسخن اخذ کرده است .
3- بيعت به نوشته وكتابت : چنانچه نجاشي به پيامبر صلی الله علیه وسلم نوشت : « بسم الله الرحمن الرحيم الي محمدٍ رسول الله صلی الله علیه وسلم من النجاشي الاصحم بن ابحر سلام عليك يارسول الله ورحمت الله وبركاته من الله الذي لااله الاهوالذي هداني للاسلام اما بعد : فقد بلغني كتابك يارسول الله فيما ذكرت من امر عيسي الي ان قال: وقد بايعتك وبايعت ابن عمك واصحابه واسلمت علي يديه لله رب العلمين » ” بسم الله الرحمن الرحیم ، برای محمد فرستاده خدا ازجانب نجاشی اصحم پسر ابحر سلام برتوباد ای پیغمبرخدا ورحمت خدا وبرکات او نیز،ازطرف خداوندیکه نیست معبودبرحقی مگراو، ذاتی که هدایت کرد مرا به اسلام امابعد : به من مکتوبت رسید ای رسول خدا آن مکتوبیکه درآن ازعیسی یاد آورشده بودی » تا آنکه گفت : « ….وبیعت کردم با تو وبیعت کردم درینجا با پسرکاکایت وهمراهانش واسلام آوردم به الله بدست پسرکاکایت به پروردگارعالمیان »
و – مراحل بيعت: بيعت دومر حله دارد:
1- مرحله ترشيح: وقتي امام از طرف شوریی اهل عقد وحل انتخاب مي گردد واين بيعت بیعتی ترشیح است که این شوری درحقیقت شخص به این سمت نامزد کرده است واین بیعت را بيعت انعقاد يا بيعت خاصه هم مي گويند .
2- مرحله یی پيش شدن بمردم : بعدازينكه امام خط مشي خودرا براي مردم اعلان کرد مردم بعنوان قبول با اوبيعت مي كنند كه این نوع بیعت را بيعت عامه وبيعت طاعت ناميده مي شود .
ز- بيعت راچه كسي ميگيرد؟
بدون شک امام است كه مي تواند بيعت بگيرد اگر درپايتخت بيعت مي گرفت بايد خودش بگيرد اما درولايات هم خودش وياهم كسي ديگری را بحيث نایب بفرستد تا ازمردم به عنوان امام یا امیر بيعت بگيرد چنانچه رسول خداهردوقسم بیعت گرفتن را انجام داده است واماامروزه چون تعداد مسلمانان الحمدلله زياد است تنها بيعت مستقيم اهل عقد وحل واعضاي شوري والي ها وعلماء بزرگ جامعه یا متنفذین كفايت مي كند چون اينها درحقيقت نيابت عموم مردم را مي كنند وهمچنان شده مي تواند كه الفاظ بيعت دركارت رايدهي گنجانيده شود وازین طریق بیعت عام مردم گرفته شود بطورخلاصه باید گفته که بيعت رمزيست ويژه یی مسلمانان كه درملت هاي ديگر سراغ نمي شود.
دوم : حقوق خلیفه یا رئیس جمهور:
هرگاه مبايعت صورت گرفت حقوق وواجباتي به هردوطرف معامله مرتب مي گردد كه رعايت آن بالاي هردوطرف لازم است اماميكه بااوبيعت شده وبه اداي حقوق خداورعيت مكلف شده برايش حقوقي ثابت مي شود كه رعيت به اداي آن مكلف ميباشد دركتاب تحريرالاحكام في تدبير اهل الاسلام اين حقوق ده حق ذكر گرديده است :
1- طاعت درظاهر وباطن درامر ونهي تا وقتيكه معصيت وگناه نباشد.
2- توجيه نصيحت به اودرآشكار وپنهان .
3- كوشش درنصرت وكمك باوي درظاهر وباطن.
4- بزرگداشت حق ومقام امام یا خلیفه .
5- متوجه ساختن او دروقت غفلت .
6- باخبر ساختن او درصورتکه قصد سوء دشمن بالاي اومتصورباشد.
7- اطلاع دادن از عملكرد كارمندانش .
8- همكاري دربرداشتن بارگردن ومسؤوليت كه بردوش اوست .
9- باز گردانيدن مردم ناراضي بسويش .
10- دفاع ازوي به قول وفعل .
اينك جمعي از حقوق اميررا باكمي تفصيل به بحث مي گيريم: .
1- اطاعت : اطاعت امام بررعيت واجب است اين واجب يكي ازپايه ها واساسات دولت اسلامي محسوب مي گردد زيرا اطاعت است كه براي امام نیرو وتوان پيشبرد بارسنگين امامت راميدهد وجوب اطاعت امير ازين گفته یی خداوندجلت عظمته فهميده مي شود: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ » ” ای مؤمنان اطاعت کنید خدا واطاعت کنید رسول خدا واولی الامر تان را ” وهمچنان رسول كريم صلی الله علیه وسلم فرموده است : « من اطاعني فقد اطاع الله ومن عصاني فقد عصي الله ومن يطع الامير فقداطاعني ومن يعص الامير فقد عصاني » ترجمه آن قبلا گذشته ( متفق عليه ) همچنان درحديث ديگریكه حضرت انس رضی الله تعالی عنه روايت كرده پيامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است: « اسمعوا واطيعواوان استعمل عليكم عبد حبشي كان رأسه زبيبة ماقام فيكم كتاب الله »( رواه البخاري) يعنی اگر غلام حبشي كه سرش مانند كشمش باشد تازمانيكه دربين شما كتاب خدارا اقامه مي كند سمع وطاعت نمائيد وازسوی دیگرنظام زنده گی بدون موجوديت امامي كه ازاواطاعت كرده شود مساعد نمي شود هرج ومرج وانارشيزم جاي امن ، نظم واستقرار رامي گيرد. چنانچه حضرت عمررضی الله تعالی عنه چه خوش گفته است: « لا اسلام بلا جماعة ولاجماعة بلا امير ولاامير بلاطاعة » حتمي بودن اطاعت ازامير وزمامدار نه تنها دراسلام تأكيد شده بلكه درنظام هاي وضعي هم بدان توجه جدي صورت گرفته است . لكن تفاوت درميان هردواين است كه در اسلام اطاعت مفهوم عبادت وكسب ثواب رادارد.برخلاف قوانين وضعي چون مفهوم عبادت وتقرب به خداوند دراطاعت مطرح نيست وبراساس منافع مادي وظاهري استوار است درصورتيكه بتوانند به چشم قانون خاك بزنند ويا چشم ناظران ومراقبين را غافل پيدا كنند دربرابر مصالح مادي ازاطاعت امير سركشي مي كنند وزمانیکه زیر مراقبت قانونی قرار داشته باشند از امیر اطاعت می کنند پس اطاعت دراسلام يك مفهوم كاملا متمايز داشته که نظير آن درنظام هاي ديگر هرگزسراغ نمي گردد.
2- نصرت: دومين حقیکه امام بررعيت دارد ” نصرت ” وياري رساندن است اين حق نيز اهميت خاصی خود را دارد زيرا امام بدون نصرت رعيت هيچ كاري را به پيش برده نمي تواند نه جلو مفاسد ورذايل را گرفته مي تواند ونه هم سعي وتلاش اودرامر دعوت وامر به معروف به جایی ميرسد ، وهمچنان ازتامين امنيت وسرزنش دشمنان وعناصر مفسد ضعيف بدرمي آيد درين خصوص نصوص قرآني واحاديث نبوي دلالت واضح وآشكار دارند چنانچه خداوند جل جلاله درقرآنكريم مي فرمايد : « وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ » ” وهمکاری ومعاونت نمائید به نیکی وتقوی ومعاونت مکنید به گناه وتجاوز ” معلوم است كه درتعاون ونصرت امير مسلمان سيطره وپيشرفت اسلام نهفته است واين خود بهترين مورد نكوكاري وتقوي است .
3- نصيحت : از جمله حقوق ديگریکه امام بالای رعیت وملت دارد ” نصيحت” است ودراسلام نصيحت بمعناي اراده خير است زیرا درنصيحت هم براي كسي كه نصيحت توجيه مي گردد اراده خير است وکسی دیگران را نصیحت می کند اراده خیردارد ومسلم است که افرادجامعه ، ملت وامت نسبت به امير خود اراده خير مي داشته باشند زيرا خير وسرفرازي ملت درخير وفلاح امير نهفته است بهمين خاطر است كه اگر كسي بداند كه يك دعاي اومستجاب مي گردد آن دعا را به امير اختصاص بدهد دررابطه به نصيحت رسول كريم صلی الله علیه وسلم درحديثي كه تميم بن اوس داري روايت كرده فرموده است: الدين النصيحة ، قلنا لمن؟ قال: لله ولكتابه ولرسوله وائمة المسلمين وعامتهم (رواه مسلم) ” پیغمبرفرمود: دین نصیحت است ( اراده خیر) گفتیم : برای کی ؟ فرمود : برای خدا ورسول خدا وامامان مسلمانها وعامه مسلمین . واین حدیث را مسلم روایت کرده است .
4- تقديرواحترام: حق ديگرامام بررعيت وامت ” احترام وتقدير” است يعنی رعيت بايد به امام وزمامدار به ديده قدر واحترام واكرام واعزاز بنگرند تادرچشم مردم هيبت پيدا كرده ومردم فاسد ازترس او ازكارهاي ناروا امتناع ورزند علاوه برآن هيبت امام ووزن او هيبت ووزن امت واهانت امام اهانت امت ورعيت است اززياد بن كسیب عدوي روايت است كه ميگويد: باابوبكر رضی الله تعالی عنه درپاي منبر ابن عامر بودم درحاليكه خطبه ميداد وكالاي نازك دربدن داشت پس ابو بلال گفت: بسوي امير تان بينيد كه لباس فاسقان را مي پوشد ! ابو بکر گفت : خاموش باش! من از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنيده ام كه مي گفت: « من اهان سلطان الله في الارض اهانه الله » (رواه الترمذي ) يعنی : كسيكه پادشاه خدارادرزمين اهانت كند اورا خداسبك مي سازد. همچنان حذيفه بن اليمان رضی الله تعالی عنه گفته است : « مامشي قوم الي سلطان الله في الارض ليذلوه الا اذلهم الله قبل ان يموتوا » ترجمه : هيچ قومي بقصد اذلال واهانت پادشاه خدا در روي زمين حركت نكرده مگر اينكه خداوند آنها را قبل ازمرگ شان ذليل ساخته است به همین ترتیب اقوال علماء وپيشوايان دين درين مورد بسيار نقل گرديده است ولي ناگفته نبايد گذاشت كه اين احترام واكرام بمعناي تملق وچاپلوسي وتصديق دروغ های امیرویا پادشاه مسلمان نيست بلكه منظور ازان پشتيباني كردن از موقف وسخن هاي حق شان است درصورت راست بودن شان براه مستقيم، بنام نيك يادكردن ودرخطاب به ائمه عدل ، ادب را مراعت كردن والا تایيد ایشان درباطل وپابوسي آنها ودروغ آنها را راست گفتن را شريعت اسلامی شديدا ممنوع قرار داده است چنانچه حضرت حذيفه مي فرمايد « اياكم ومواطن الفتن قيل : وماهي؟ قال : ابواب الامراء يدخل احدكم علي الامير فيصدقه بالكذب ويقول ماليس فيه » يعنی خودرا از جاهاي فتنه نگهداريد گفته شد: مواردفتنه كدام است؟ فرمود: دروازه هاي امراء که كدام تان نزد امير داخل شويد ودروغ اورا تصديق كنيد وصفاتي رابرايش نسبت دهید كه دراو وجودندارد. وهمچنان حضرت عمر رضی الله تعالی عنه قاري یكه باسلطان ملازمت مي كند ، دزدگفته است یعنی آنرا تائید نکرده است بخاطریکه ممکن است به قرآنکریم استخفاف صورت بگیرد که این کارشرعا ناروا است .
5- حق مال: درصورتيكه امير فقير باشد چون مصروف امورجامعه وملت بوده فرصتي براي كسب رزق حلال نميداشته باشد بقدركفايت ازبيت المال استفاده نمايد زيرا اونيز مانند ساير مردم به خوردن ونوشيدن وپوشيدن ضرورت دارد وگرفتن اين ضرورت ها ازبيت المال شرعاً جواز دارد. چنانچه روايت است كه: چون ابوبكرصدیق رضی الله تعالی عنه بحيث خليفه مسلمین انتخاب گرديد بفردايش متاعي راگرفت وبطرف بازار روان شد، حضرت عمر وابوعبيده بن جراح با اوروبرو شدند پرسيدند: كجا مي رويد اي خليفه رسول خدا؟ گفت به بازار. گفتند: درحاليكه متولي امور مسلمانان گرديدي به بازار چه كار داري ؟ گفت: به عیال خود ازكجانان بدهم؟ آن دوبرايش گفتند: بياكه چيزي برايت تعيين نمایيم همرايشان رفت ودرآنجا روزانه یک مقدارمواد خوراکه ولباس سروتن برايش تعيين كردند.
6- حق عدم خروج دربرابر امام: يكي از حقوق ديگرامام اينست كه مردم دربرابرش بدون موجبات شرعي خروج ننمايند زيرا درصورت خروج وبغي، امنيت واستقرار جامعه درمعرض خطرقرار مي گيرد وصدها فتنه ومصيبت ديگر رابار مي آورد. رسول كريم صلی الله علیه وسلم فرموده است : « من رأي من اميره شيئا يكرهه فليصبر فانه ليس احد يفارق الجماعة شبراً يموت الا مات ميتة جاهلية » يعنی كسيكه ازاميرش چيزي ديد كه خوشش نيامد بايد صبركند ، زيرا كسيكه از جماعت يك وجب دور شود وبميرد مرگش مرگ جاهليت است . چنانچه گفتيم : عدم خروج دربابر امام يكي از حقوق امام است لكن اگر بمرحله یی رسيد كه شرعا صيانت خودرا ازدست داده بود درآنصورت نه سمع است ونه طاعت ونه صبر . خداوند كريم در رابطه به کسانی که پیروی کور کورانه ازامرایشان کردند چنین می فرماید: « وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا, رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا » ” وگفتند : پروردگارا ! جزاین نیست که ما اطاعت کردیم بزرگان وکلانهای خویش را پس گمراه ساختند مارا از راه ( راه مستقیم ) پروردگارا آنها را دوچند عذاب بده وآنها را لعنت کن لعنتی بزرگ ” معلوم می شود که اطاعت از کسانیکه انسان رابه ضلالت و گمراهی بکشانند نه تنها که ثواب نیست بلکه مورد گمراهی وهلاکت میگردد وخداوند کریم این اطاعت را نکوهش کرده ومنع قرار داده است .
وجایب ومسؤوليت هاي خلیفه یا رئیس جمهور:
با مطالعه نصوص قرآنکریم وسنت رسول کریم صلی الله علیه وسلم وجائب وسؤولیت های امام یا خلیفه یا رئیس جمهوربصورت مختصر اينها اند:
1- حفظ دين: براساس اصولی كه سلف اجماع كرده اند بايد به هيچ كس اجازه داده نشود تا از احكام دين سركشي كند واگر شک وشبهه برايش پيداشده بود آنرا حل كند واگربه خروج ازدین اصرار داشت احكام دين را بالايش تطبيق كند مثلیکه رسول کریم صلی الله علیه وسلم می فرماید: « من بدل دینه فاقتلوه » ” کسیکه دین خود را تغییردهد باید کشته شود .
2- تنفيذ احكام دين: درصورتیکه مشاجره ومخاصمه ودعوی ومنازعه بین مردم بوجود بیاید حل منازعات براساس ارشادات دين حنيف اسلام صورت میگیرد تا عدل همه جامعه را درآغوش كشيده ظالم جرئت ظلم کردن راازدست داده ومظلوم احساس ضعف وبيچار گي نكند كه این یعنی ” حل منازعات وتامین عدالت ” ازطريق نایب امام یعنی قاضی صورت ميگيرد .
3- تأمين امنيت : تامین امنیت یکی ازوظائف ومکلفیت های اساسی امام یا خلیفه میباشد تاهر فرد بتواند بااطمنان كامل به كارهای روزمره خود ادامه داده و به خاطر آرام زنده گی خویش را دنبال نماید كه این موضوع درجامعه بسیار اهميت اساسي دارد وامروز مشکل امنیت یک مشکل اساسی کل ملت ها به سطح جهان میباشد ویگانه راه حل امنیت تطبیق احکام شریعت اسلام می باشد .
4- تطبيق حدود : چون حدود شریعت اسلامی به منظور حفظ مال جان وآبروی مردم مشروع گردیده است مثلا حد زنا بخاطر حفظ جان وناموس وحد سرقت به خاطر حفظ مال وحد شرب بخاطر حفظ صحت مردم وحد ارتداد به خاطر حفظ دین مردم مشروع گردیده وحد قذف باز هم به خاطر حفظ حیثیت وآبروی مردم مشروع گردیده است وزمانیکه این حدود تطبيق گردید انتهاك محارم صورت نگرفته ومال مسلمين از تلف شدن درامن مي ماند ودرعين حال تطبيق حدود به تأمين امنيت كمك فراوان مي نمايد و… غیره .
5- حفظ سرزمين وقلمرو مسلمانان: حفظ قلمرو مسلمانان يكي از وظایف امام است كه بايد درآن غفلت ننموده وضعف نشان ندهد زيرا همه دشمنان اسلام باكيد ومكر فراوان متوجه سرزمين مسلمين اند بايد امام به اندازه آمادگي داشته باشد كه دشمن اين خواب وخيال را از دل بكشد . مثلیکه خداوند متعال می فرماید: « وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ » ترجمه : مهيا سازيد اي مسلمين برايشان آنچه مي توانيد از تواناي واز آماده ساختن اسپان بترسانيد باآن دشمن خداوند ودشمن خودرا وقوم ديگررا نيز بجز ايشان ، شما نميدانيد الله ميداند ايشانرا
6- جهاد درراه اعلاء كلمة الله : جهاد وسيله بزرگ تقويه دعوت است زيرا همين جهاد است که دعوت را تقويه مي كند راه رابازو مانع رارفع مي كند تادعوتش را به اكناف واطراف عالم برساند به این معنی که دعوت هدف است وجها د وسیله بوده و وموانع را برطرف می سازد وراه را بازمی کند تا دعوتگر به ساده گی بتواند مردم را به راه خدا فراخواند ودعوت نماید .
7- جمع كردن زكات: جمع کردن زکات وتوزيع آن مطابق فرموده خداوند : « إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ للفقراء والمساکین والعاملین علیها والمؤلفة قلوبهم وفی الرقاب والغارمین وفی سبیل الله وابن السبیل » ترجمه : جزاین نیست که صدقات ازآن فقرا ومساکین ومتصدیان آن وکسانی که باید دلهایشان را بدست آورد ودرجهت آزادی بردگان وقرضداران وهزینه در راه خدا ومسافرین است ” .
8- تعيين معاشات: براي مامورين وكاركنان واعطاء كمك ازبيت المال به مستحقين
9- توظيف اهل : چون امام شخصا به كار ها رسيدگي نميتواند بايد همكارهای زیاد داشته باشد وامام مسؤوليت دارد تاهمكارهاي اهل ، مخلص ، باكفايت ، صادق وامين انتخاب نماید كه باعث پيشرفت كار هاومؤفقيت امير مي گردد والامنجر به بي كفايتی وبدنامي امير خواهد گردید رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود ( كسيكه مردي را بريك گروه مقرركرد درحاليكه اودرآن گروه كسي پيدامي توانست كه خدابه اوراضي تربود(سزاوارتربود) درحقيقت باخدا ورسول وبامؤمنين خيانت كرده است) چنانچه قبلا گذشت « اذاارادالله بالامير خيرا جعل له وزيرصد ق » ” وقتیکه خداوند به کدام امیری اراده خیرنماید وزیرصادق برایش نصیب می کند ”
10- نظارت امام یا رئیس دولت : خلیفه یا امام بايد مستقيما ازجريان كار ها نظارت وكنترول داشته باشد طوري نباشد كه همه كارها را بدوش ديگران سپرده وخودمصروف عياشي باشد مثلیکه متاسفانه بعضا درکشورهای اسلامی درادوار مختلف تاریخ به همین شکل بود به همین ارتباط پیغمبر صلی الله علیه وسلم می فرماید : « الاكلكم راع وكلكم مسؤول عن رعيتهالامير راع » ” آگاه باشید که هریک شما راع یا چوپان هستید وهریک شما سوال کرده می شوید از رعیت خویش وامیر نیزراعی یا چوپان است “.
11- التزام به شريعت غراي محمدي : این مطلب را صاحب العقد الفريد درکتاب خود تاکید کرده است که امام باید درتمام احوال بصورت مستمر ودوامدار به احکام شریعت اسلامی پابند باقی بماند.
12- تفقد ووارسي از احوال مسلمين: یعنی خلیفه یا امام بايد خود را ازاحوال رعیت ومردم باخبر كند اگرامكان داشت خودش شخصا ازمردم احوال گیری نماید واگرامکان نداشت توسط افراد امين ونيك وصادق خود این مسؤولیت بزرگ را ادا نماید چنانچه حضرت عمررضی الله تعالی عنه شب ها دركوچه هاي مدينه مي گشت تااز احوال مردم آگاه شود .
13- سعي وتلاش پیگیر درمورد علم وفرهنگ : یعنی امام یا خلیفه بايد به علم ودانش توجه خاص داشته وثقافت وفرهنگ اسلامی رابلند برده و به تاسيس مراكز علمي بپردازد تاجامعه روشن وقانونمند شود .
14- زنده گی را براي ملت بوجه بهتر مهياسازد .
15- مكافات ومجازات: یعنی امير بايد كساني راكه بهتر كارمي كنند ودرکارهایشان جديت نشان ميدهند مورد تقدير ونوازش قرار داده ومكافات دهد وآنانيكه وظایف شان را باصداقت وامانت انجام نميدهند واز وظيفه خويش سوء استفاده مي نمايد آنها رامودر مجازات قراردهند اين محاسبه درطول زنده گی رسول اكرم مشهود وقابل دید است.
16- اعتراف به خطاء: امام هم انسان است وممکن است بعضا خطا كند پس مسؤولیت او چنین است که بايد به خطا خود اصرار نكند بلكه اعتراف كند اگر فردي عادي خطا كند واصرار كند معمولا خودش متضرر می شود وضررآن نیز ناچیزخواهد بود وبخودش ارجاع ميگردد واگر امام خطا کند وبه آن اصرار ورزد ضررش زياد بوده ووضع ملت درهم وبرهم ميخورد خلاصه اينكه امام مسلمان كوشش نمايد تابراي دين و دنيا تلاش بيحد نمايد تابه بهترين وجه ملت را هم دردين وهم دردنيا رهبري كند.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سیزده − 4 =