اهميت و فوائد زکات در اسلام

0 1,655

اهميت و فوائد زکات در اسلام
نورالله کوثر
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله الذي هدانا لهذا و ما كنا لنهتدي لو لا أن هدانا الله والصلوة و السلام علي رسول الله و علي أله و صحبه و من والاه.
اما بعد!

اهميت و فوائد زکات در اسلام

اهمیت و فواید زکات در اسلامطوریکه از عنوان این مبحث پیداست در این مقاله سعی بعمل آمده تا اهمیت و فوائد زکات را در اسلام بیان نموده و آثار اجتماعی، دینی و اقتصادی این فریضه را به یاری و مددگاری باری جل جلاله به محضر شنونده گان و خوانندگان ارائه دارم.

“زکات” واژۀ عربي بوده به معاني متعددی همچو پاکی، نمو، رشد، زیادت، برکت، دستگیری وغیره آمده؛ این کلمه در متون دینی به نام صدقات نیز مسمی گردیده چنانچه الله متعال پیرامون اصناف مصارف آن ارشاد می فرماید: ( إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالْمَساكِينِ وَالْعامِلِينَ عَلَيْها وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقابِ وَالْغارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللهِ وَاللهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ)([1] )

“جز این نیست که زکات صرف می شود برای فقراء، مساکین، کارمندانی که مقرر اند در جمع آوری زکات و گروهی که دلهای شان تألیف می گردد. و در آزاد کردن بردگان و در ادای دین قرضداران و در راه الله و برای مسافران، ( این مصارف ) از جانب الله تعیین شده است و الله دانا و با حکمت است.”

زمانیکه به آیات قرآن کریم واحادیث نبوی(صلی الله علیه وسلم) نظر بیفگنیم در خواهیم یافت که هر دو کلمه به یک معنی بوده یعنی هر دوی آنها به معنای زکات فرضی اطلاق شده است همچنان به لفظ انفاق و مشتقات آن نیز بکار رفته است .

اما آنچه که میان مردم مشهور است، غالباً واژۀ زکات به مفهوم زکات فرضی وکلمۀ صدقات بیشتر در موارد خیرات وصدقات نفلی استعمال میشود.

زكات يكى از اركان اسلام است، كه شخص توانگر بدون پرداخت زكات، اسلامش كامل نمى‌شود، رسول الله صلی الله علیه وسلم مى ‌فرمايد: « بُنِيَ الإِسلامُ عَلى خَمْسٍ: شَهادَةِ أَنْ لا إِلهَ إلاَّ الله، وَأَنَّ محمداً رسولُ الله، وَإقامِ الصلاةِ، وإِيتاءِ الزَّكاةِ، وَحَجِّ الْبيْتِ، وصَوْمِ رَمَضانَ»([2]). «اسلام بر پنج اصل بنا نهاده شده است: شهادت دادن به اينكه نيست معبودى كه شايسته پرستش باشد بحق مگر الله، و اينكه محمد صلی الله علیه و سلم فرستادة خداست، و نمازگزاردن، و دادن زكات، و رفتن بسوى خانه خدا براى اداى حج و عمره، و روزه رمضان گرفتن». و چنانچه كسى وجوب زكات را انكار نمايد كافر و مرتد شناخته مى‌شود.

و همچنين اگر فردى در پرداخت آن بخل ورزد و يا بطوركامل پرداخت ننمايد مستحق عذاب خداوند خواهد شد، خداوند مى‌فرمايد: ([3])

«آنان كه نسبت به آنچه خدا از فضل خويش به آنان عطا فرموده بخل مى ‌ورزند، گمان نكنند كه اين كار به سود آنها است، بلكه براى آنها شر است؛ بزودى در روز قيامت آنچه را در باره آن بخل ورزيده‌اند طوق گردنشان مى‌شود و ميراث آسمانها و زمين از آنِ خداست، و خداوند، از آنچه انجام مى‌دهيد، آگاه است». و مى‌فرمـايـد: ( [4] ) «و مردمى كه زر و سيم را مى‌اندوزند، و آن را در راه خدا انفاق نمى‌كنند، به عذابى دردناك بشارتشان ده، روزى كه آن زر و سيم در آتش جهنم گداخته شود، و پيشانی و پهلو و پشت آنها با آن داغ کرده شود، و گفته شود: اينست آنچه اندوخته كرديد براى خويش، پس بچشيد سزاى آنچه اندوختيد».

در صحيح بخارى آمده است كه پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَنْ آتَاهُ الله مَالاً فَلَمْ يُؤَدِّ زَكَاتَهُ، مُثِّلَ لَهُ مَالُهُ شُجَاعًا أَقْرَعَ، لَهُ زَبِيبَتَانِ يُطَوِّقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، يَأْخُذُ بِلِهْزِمَتَيْهِ – يَعْنِى بِشِدْقَيْهِ – يَقُولُ: أَنَا مَالُكَ أَنَا كَنْزُكَ»([5]). «كسيكه خداوند به او مالى عطـا فرمايـد و زكاتش را ندهد، روز قيامت آن مال بصورت مار كچلى كه دو نقطه سياه بر روى چشم دارد ظاهر مى‌شود، و دور گردنش مى‌پيچد سپس استخوان بيخ دو گوشش را می‌گيرد و می‌گويد: من مال تو ام من گنج تو ام».

همچنين امام مسلم روايت مى‌كند كه پيامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: «مَا مِنْ صَاحِبِ ذَهَبٍ وَلاَ فِضَّةٍ لاَ يُؤَدِّيْ مِنْهَا حَقَّهَا إِلاَّ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ صُفِّحَتْ لَهُ صَفَائِحَ مِنْ نَارٍ فَأُحْمِىَ عَلَيْهَا فِى نَارِ جَهَنَّمَ فَيُكْوَى بِهَا جَنْبُهُ وَجَبِينُهُ وَظَهْرُهُ، كُلَّمَا بَرَدَتْ أُعِيدَتْ لَهُ فِى يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ حَتَّى يُقْضَى بَيْنَ الْعِبَادِ»([6]). «هر دارندة طلا و نقره‌اى كه حق آن (زكاتش) را پرداخت نكند، روز قيامت برايش قطعه ‌هائى از آتش ساخته مى‌شود كه در آتش جهنم داغ مـى‌گـردد، و پـهلـو و پيشـانـی و پشتش با آن داغ کرده شود، و چون سرد شود دوباره داغ كرده شود، در آن روزى كه به اندازه پنجاه هزارسال است، تا در ميان بندگان حکم صورت گيرد».

زکات از پایه های اساسی نظام مالی واقتصاد اسلامی، و بمثابۀ ستون فقرات اقتصاد اسلامی می باشد.

نظام مالی اسلام بر این اصل استوار است که، درحقیقت امر الله(جل جلاله) مالک همۀ اشیاست. این اعتراف، چنین نتیجه را به دنبال دارد که: تنها او تعالی حق دارد که نظام اقتصادی را برای بشریت پایه گذاری نماید، که زکات بهترین تربیه و نهاد عملی این قانون گذاری میباشد.

زکات عبارت از سپردن قسمتی از مال مشخص برای معینی که شارع آنرا جهت رضامندی الله رب العزت تعیین کرده است، میباشد.

به عبارة دیگر زکات عبارت : از بیرون نمودن پارۀ از دارائی بوده، تابقیه با برکت الهی رشد و نمو کند ودرجات صاحبش را زیاد نماید ومال را از حرام وصاحبش را از صفات مذموم، پاک گرداند.

از بیانات فوق چنین برمی آید که زکات از جملۀ ضروریات دین بوده واز عبادات مهم محسوب میشود. طوریکه در(32) آیۀ که قرآن انسان را به نمازدعوت کرده آنرا با زکات مقرون ساخته است. ( وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ) ( وبرپادارید نماز را وبپردازید زکات را) .

و با ادای نماز و پرداخت زکات است که برادری دینی حاصل می شود چنانچه میفرماید :

(فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ) ([7])

( پس اگر آنها (کافران) ( به اسلام ) روی آوردند ونماز را برپا داشتند وزکات را پرداختند، برادران دینی شما اند) .

و ازآنجاکه زکات موجب تطهیر وتزکیۀ نفس ازپول پرستی، خود خواهی و بخل، پستی، قساوت، طمع، آز و حسد است، آنرا زکات گویند.

همچنانکه پرداخت آن دلیل برصدق وراستی و وفاداری به ایمان است آنرا (صدقه) می نامند.

چنانچه قرآن میفرماید: »خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا « ([8])

( ازاموال شان صدقه (زکات) دریافت کن تا اینکه بوسیلۀ آن،آنهارا به پاکی و وارستگی برسانی).

زکات نه تنهاموجب پاکی و وارستگی فرد بلکه مایۀ پاکسازی جامعه از فقر و بیکاری، که اسـاس انواع جرایم وجنایات وفسادها است، می شود. و در برابر بیشتر کمبودی ها افراد جامعه را بیمه می کند.

برخی فوائد اجتماعي ، تربيتى و دینی زكات :

أ‌- زکات یکی از فرائض اسلام ورکن سوم ارکان پنجگانۀ آنست .امر پرداخت زکات در قرآن درحدود سی ودو آیت با نماز توأم ذکر گردیده.

ب‌- زکات عبارتست از عبادت مالی که بعد از نماز حایز مرتبۀ دوم می باشد.

ت‌- در صورتیکه نماز ستون دین است، اهمیت زکات را می توان از روی آن تصور کرد. زکات حق فقیران برثروتمندان بوده وپرداختش برآنها لازم است ، ومقام ومنزلت فقیران درآن بزرگ گردانیده شده، آنها احساس می نمایند آنچه را که از ثروتمندان می گیرند حق خود آنهاست. نه گدایی ونه طلب کمک، ونه ذلت، وایشان این فرض خداوندی را با عزت وکرامت می پذیرند.

ث‌- لذا می بینیم که فریضۀ زکات یک وسیلۀ ایجابی تعاون وهمکاری بین افراد جامعه با یکدیگراست، زیرا ثروتمندان به خواست و رضایت خود و بمنظور امتثال و فرمانبرداری از امر خداوند (جل جلاله) و خوشنودی اوتعالی، این وجیبه را اداء می نمایند.

ج‌- زکات یکی از برنامه های اقتصادی بوده ، سبب پاکی نفسها میگردد.

ح‌- با پرداخت زکات انسان خود را در صف سخاوتمندان قرار می ‌دهد.

خ‌- ايجاد مهر و محبت نسبت به نیازمندان، زيرا انسان قبل از پرداخت زکات دلش به حال فقير می ‌سوزد، سپس در حال رحم و مهر و محبت زکات را تقديم مستمند می‌کند. چنانچه حدیثی را که انس بن مالک روایت کرده معنای مذکور را تأکید می کند. شخصی از بنی تمیم نزد پیامبر(صلی الله علیه وسلم) آمده و گفت : ای رسول خدا نزد من مال زیاد است، همسروفرزندانم هم موجود اند، مرا رهنمایی کن که در مالم چگونه تصرف نمایم؟ پیامبر (صلی الله علیه وسلم) درپاسخ فرمودند: زکات مالت را بپرداز زیرا آن پاکیست، سبب پاکی تو می گردد. با اقاربت رابطۀ خود را نگهدار حق مسکین، همسایه وگدا را بشناس.

د‌- كسب محبوبيت نزد ديگران، و طبيعي است که انسان هرچه بيشتر به ديگران خدمت نمايد نزد آنان محبوبتر می‌گردد، و پرداخت زکات خود نوعی خدمت به مردم است.

ذ‌- با ادای فريضه زکات خصلت بخل از انسان زدوده می شود، چنانچه خداوند جل جلاله می فرمايد: ﮋ ﮚ ﮛ ﮜ ﮝ ﮞ ﮟ ﮠ ﮊ( [9] )

ر‌- «از مالهايشان صدقه‌ای بگير تا ايشان را با آن پاک گردانی و پرورش دهى».

ز‌- زکات، زکات دهنده را وامیدارد که برخدا نسبت به مالش زیاد اعتماد واتکاء داشته باشد. آنچه را که انسان در زمین خوب بذر می نماید نمو می کند بدون شک که نیاز های نیارمندان چون زمین حاصل خیزاست، قرآن ما را فرا خوانده است که در آن مطابق رهنمایی و تعلیماتش تخم بذر نماییم .

س‌- زکات نياز فقراء را که در بيشتر کشورها، طبقة اكثريت جامعه را تشكيل مى‌دهند بر طرف مى‌سازد.

ش‌- جامعه اسلامى را قدرتمند و سرافراز مى‌نمايد، لذا صرف زكات براى جهاد در راه خدا يكى از مصارف هشتگانه زكات است.

ص‌- حقد و حسد را از دلهاى فقرا نسبت به توانگران از بين مى‌برد، زيرا كه مشاهده فقير به منحصر بودن استفاده ثروت توسط توانگر و محروميت وى از آن حقد وحسد را در دل او (فقير) مى‌كارد و منجر به ايجاد دشمنى بين فقرا و ثروتمندان مى‌شود، اما اگر فقير خود را هر ساله شريك جزئى از اموال توانگر بداند نه تنها نسبت به ثروتمنـد حسد و دشمنى نمى‌ورزد، بلكه خود را موظف به حفظ و دفاع از اموال آنها مى‌ داند زيرا انتظار دارد که در آخر، نفعى از آن، به وى برسد.

ض‌- با پرداخت زكات، اموال رشد كرده و با بركت می شود.

امام مسلم روايت مى‌كند که پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «مَا نَقَصَتْ صَدَقَةٌ مِنْ مَالٍ»[10]. «هيچ صدقه‌اى مال را کم نمي كند».

ط‌- پرداخت زکات در واقع نمو و انکشاف مال است مانند آنکه تخم می روید ونمو می نماید ونتیجۀ حاصلات چند برابر بدست می آورد .

طوریکه خداوند جل جلاله می فرماید: »مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ « ([11])

( مثال کسانیکه در راه خدا مالهای خودرا بمصرف میرسانند مانند دانه ایست که از آن هفت خوشه روید و درهر خوشۀ آن صد دانه است. و خداوند آنرا برای کسیکه خواسته باشد زیاد مــی سازد. بدون شک که خداوند دارای علم وسیع است).

ظ‌- يكى ديگر از فوائد اجتماعى زكات اينست كه از ركود ثروت جلوگيرى كرده و آن را به گردش در مى‌آورد، و دائره استفاده از آن را وسعت مى‌بخشد، و اينچنين همه اقشار مردم از ثروت استفاده مى‌كنند. فوائد دينى، تربيتى، و اجتماعى زكات دلالت بر عظمت اين ركن اسلامى مى‌دهد كه اداى آن براى اصلاح افراد و جامعه امرى ضروريست.

ع‌- زکات به انجام رسيدن يكى از اركان اسلام است، كه سعادت دنيا و آخرت انسان در گرو آن است.

غ‌- تأدیة زکات، تقرب جستن به خداوند و افزوده شدن ايمان بوده، که انجام هر عبادتی اين نتيجه را به همراه خواهد داشت.

ف‌- اداء زکات سبب بدست آوردن ثوابی بزرگ است، خداوند می‌فرمايد: ([12]) «خداوند ربا را نابود می‌کند، و صدقات را افزونی می‌بخشد». و می‌فرمايد: ([13])

«وآنچه داده باشيد از راه ربا برای اينکه با مال مردم به مال خود بيفزائيد نزد خدا زياد نخواهد شد و آنچه را که از زکات لوجه الله بدهيد، پس اينگونه کسانى داراى پاداش مضاعفند».

همچنان رسول الله صلی الله علیه وسلم مى‌فرمايد: «مَنْ تَصَدَّقَ بِعَدْلِ تَمْرَةٍ مِنْ كَسْبٍ طَيِّبٍ – وَلاَ يَقْبَلُ الله إِلاَّ الطَّيِّبَ – وَإِنَّ الله يَتَقَبَّلُهَا بِيَمِينِهِ، ثُمَّ يُرَبِّيهَا لِصَاحِبِهِ كَمَا يُرَبِّى أَحَدُكُمْ فَلُوَّهُ حَتَّى تَكُونَ مِثْلَ الْجَبَلِ»([14]).

«كسيكه به اندازه خرمائى از كسب حلال صدقه دهد، و خداوند جز پاك (حلال) را نمى‌پذيرد، همانا خداوند آن را با دست راستش پذيرفته و آنرا براى صاحبش پرورش می‌دهد، همچنانكه يكى از شما كره اسب خود را پرورش مى‌دهد، تا اينكه مثل كوه بزرگ شود».

ق‌- پرداخت زکات گناهان را پاک می‌کند. رسول الله صلی الله علیه و سلم می‌فرمايند: «وَالصَّدَقَةُ تُطْفِيءُ الْخَطِيئَةَ كَمَا يُطْفِيءُ الْمَاءُ النَّارَ»([15]).

«وصدقه گناه را خاموش مى‌سازد همچنانکه آب آتش را خاموش می‌کند». کلمه صدقه در اينجا به زکات نيز تعبير می‌شود

ك‌- زکات حق مساکین بالای اغنیا است. آنجا که الله متعال میفرماید: (وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ)([16])

(ودرمالهای (ثروتمندان) حقیست برای گدا و محروم (محتاج)

ل‌- و قتیکه انسان زکات را می پردازد این امر نعمت های خدا وپیمانی را که در مورد آنها با خدا بسته است، به یاد او میدهد که در استفاده از نعمت های خدا میانه روی نماید. و آنرا بدون منت وزیان رساندن، انفاق نماید.

م‌- اسلام بوسیلۀ زکات نفسهارا مهذب و پاک می نماید ، نفسها مطمئن وآرام می گرداند.

ن‌- زکات سبب ازبین بردن عقده ودشمنی ها دربین افراد جامعه است. زیرا زمانیکه ثروتمندان زکات مال خود را به مستحقان مسکین و فقیر میدهند، عقده ها از بیـــن می رود و فضای برادری ومحبت بوجود میآید.

ه‌- زکات عامل ازبین بردن فقر و فاقگی از جامعه: اسلام بوسیلۀ زکات جامعه را از خطرها و شورش هایی که به سبب فقر وگرسنگی بوقوع می پیوندد، حمایت می نماید. هکذا شورش هایی که فقیران را به مطالبه در مشارکت مساویانه دراموال ثروتمندان می کشاند، واین امر سبب بی نظمی وبی بندو باری ها در جامعه گردیده، عوامل فساد را تقویت می بخشد، واسباب از بین رفتن اموال وخرابی ها رافراهم می سازد. همة این ٱشوب ها را زکات خاموش می سازد.

و‌- زکات بهترین وسیله ای کمک به فقیران و مسکینان: زکات بمثابۀ سرمایه های کوچک آنهابشمار می آید که آنرا در یکی از عرصه های اقتصادی در دوران انداخته واز آن استفاده می نمایند. فقیران و مسکینان نخستین کسانی اند که حق گرفتن زکات را دارند واین بمعنای آنست که جمع وتوزیع زکات وظیفۀ افراد نیست که به آنها سپرده شود. بلکه یکی از وظایف و مسؤولیتهای دولت است که نگرانی وجمع آوری زکات را بعهده دارد.

ي‌- زکات سبب صیانت آبرو وکرامت فقیران است: زکات عزت و کرامت فقیر را حفظ نموده، آنانرا از ذلت گدایی، مصؤون می نماید.

أ‌أ‌- مانع اندوختن وجمع آوری سرمایه میگردد: زیرا موجودیت مال وتراکم آن در دست عدۀ انگشت شماری زمینه را برای بوجود آمدن طبقۀ سرمایدار فراهم ساخته ، دربین افراد جامعه فرقها وتمایزات زیادی را بوجود می آورد. اسلام تراکم ثروت را نپذیرفته وآنرا رد می نماید خداوند می فرماید(كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ)([17])

( تا نباشد آن دستگردان میان توانگران).

ب‌ب‌- همچنان در پرتو تطبیق و اجرای عملی زکات، ثروت ودارایی ومال دردست تعداد انگشت شماری از افراد جامعه متمرکز نمی گردد. و ظلم وستم و بیداد گری و استبداد که زادۀ این پدیدۀ زشت است، رو به فنا ونیستی می نهد وسرانجام ارزش های اخلاقی درجامعه حکمفرما شده، وهمگان از مزایای خجستۀ آن برخوردار می گردند.

ت‌ت‌- زکات بزرگترین عامل فعال ساختن روند اقتصادی در داخل جامعۀ اسلامی است.

ث‌ث‌- زکات باعث بوجود آمدن منبع مالی بخاطر کمک به فعالیتهای دولت و برنامه های آن میباشد.

ج‌ج‌- زکات مسلمان را از آن گونه سیطره وحب مالی که بیشتر از جانش آنرا دوست دارد، رهایی میدهد.

سیطره هاییکه سبب مشکلات زیادی برای او شده، به سبب آن از لذت و سعادت زندگی محروم می گردد.

ح‌ح‌- زکات عامل همبستگی اجتماعی بوده، زکات درجۀ صحت روحی و روانی ومعنویت شخص را بالامی برد، احساس تنهایی و دوری از جامعه را از نهاد انسان دور می سازد. زکات دهنده زمانیکه به خواست خود زکات را بیرون می آورد، در باز سازی جامعه سهم می گیرد و درخوشبخت ساختن افراد جامعه مشارکت می ورزد.

او احساس می نماید که او درجامعۀ هماهنگ وهمبسته ایکه برمبنای الفت ومحبت استوار است زندگی می کند و روحش آرام می گیرد، از کسانیکه در ماحول او اند واز او را ضی اند احساس اطمینان قلبی مینمایدکه به سبب آن نگرانی وتشویش از جامعه رهسپار می گردد.

خ‌خ‌- خلاصه اینکه زکات عبارت از همبستگی دینی، اجتماعی واقتصادی ایست که خداوند بیاد ما میدهد که این همه نعمتها را آفریده است، کسانی را که از نعمتهای مذکور برخوردار وکسانیکه محروم آنند می آزماید، می بیند که کدامیک از بنده هایم عمل نیکی را انجام میدهد، شکر وصبرمی نماید. خداوند برمردم واجب کرده است که تا حد توان سعی وتلاش نمایند. عمران و آبادانی زمین را جایی برای کوشش ها وتلاشهای مزبور گردانیده است.

د‌د‌- توسط زکات، فقیر نیاز های مادی خود را چون، طعام ومنزل ولباس وسایرنیازهای فکری، معنوی و روانی زندگی خود را چون مثل ازدواج و آموختن علم رفع می سازد.

ذ‌ذ‌- فقیران در همچو جامعه احساس می نمایندکه ایشان در جامعۀ هستندکه به آنها اهتمام صورت می گیرد، این احساس سبب کسب وحفظ شخصیت آنها می گردد، این احساس ثروت امت مسلمه است که نباید آنرا کم شمرد.

ر‌ر‌- – زکات خوبترین عامل توازن اقتصادی است، درپهلوی آنچه ذکرکردیم زکات فقر را علاج اساسی و بنیادی می کند چه آن ساحه ومحور ملکیت را گسترش وتو سعه داده، تعداد زیادی فقیران را ملکیت می بخشد که نیازمندی خود وفامیل های ایشان را تاپایان عمر مرفوع سازد. برادری وزکات در جامعۀ اسلامی از پایه های اساسی آن بشمار می رود که بو سیلۀ آن اسلام پیروزی های چشمگیری را متحقق ساخته است.

ز‌ز‌- بوسیلۀ زکات فقیراز دائرۀ نیاز مندی وحاجت بدر شده، بخود کفایی دایمی میرسد، روی آن امکان دارد آنچه که مناسب اوست دراختیار خویش در آورده واورا ثروتمند سازد.

س‌س‌- زکات سبب اجروپاداش الهی است رحمت خداوند جل جلاله به چه اندازه بزرگست که نفسهای بشری در دنیا بآن رغبت وکشش دارد، رحمت ایزدی یگانه مطلب ومقصد هر انسان درآخرت است. خداوند قدوس به کسانی که زکات می پردازند رحمت خود را وعده کرده است. چنانچه خداوند متعال می فرماید: (وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ (([18])

( ورحمتم احاطه کرده است همه چیز را پس خواهم نوشت(رحمت کاملۀ خودرا در آخرت) برای کسانیکه پرهیز گاری می کنند وزکات می پردازند).

پر داخت زکات فریضه قطعی اسلام بوده که هر مؤمن باید آنرا به رغبت و میل خاطر بپردازد. وعاملین آن را جمع و توزیع وحفاظت می کنند. دولت درین وظیفه او شان را یاری می نماید. بدون شک صاحب زکات در اخراج وادای آن نقش بس بزرگ واساسی دارد. او شرعاً مکلف است که باید وجیبۀ خود را به این ارتباط بداند وبه خواستۀ ایمان و وجدان خود لبیک گوید، جمع آوران زکات را به منظور فرار از ادای این فریضه ونپرداختن آن فریب ندهند.

حدیث معاذ (رضی الله عنه) حق ومسؤولیت دولت را راجع به جمع آوری زکات ثابت می سازد .

پیامبر(صلی الله علیه وسلم) به معاذ رهنمایی می کند که 🙁 اگر ترا اطاعت کردند، آنانرا بفهمان که خداوند د راموال آنها زکات را فرض گردانیده است که از ثروتمندان گرفته شده، به فقیران داده میشود.(

حق دولت درجمع آوری زکات یک امر ثابت وروشن است .

پیامبر(صلی الله علیه وسلم) ابوبکر وعمر (رضی الله عنهما) زکات راجمع کردند .

در عصرحاضرکه انگیزۀ دینی نزد اکثر مردم ضعیف گردیده است، مردم در انجام این فریضه تنبلی وسستی می کنند، باید درین مورد به اصل رجوع شود، و ولی امر به جمع آوری وتوزیع زکات به مستحقینش قیام نماید.

نتیجه

آنچه تا اینجا خوانده آمدیم، بوضوح تمام فوائد و اهمیت زکات در دین مقدس اسلام را دانستیم ابتداء پس از دانستن مفهوم زکات، قطعی بودن و رکن اساسی اسلام بودن زکات را تا جای بطور روشن با در نظر داشت دلائل آن وارد شدیم و همچنين خواندیم که اگر فردى در پرداخت آن بخل ورزد و يا بطوركامل پرداخت ننمايد مستحق عذاب الهی خواهد شد. آیات و احادیثی شریفی را در این زمینه ارایه نمودیم.

ضمنا با بیان اینکه زکات از پایه های اساسی نظام مالی واقتصاد اسلامی، و بمثابۀ ستون فقرات اقتصاد اسلامی می باشد. به این نکته اشاره نمودیم که زکات حقوق فقراء و مساکین و آنانکه اصناف مصارف آنند می باشد که خداوند تبارک و تعالی بنده های غنی خویش را به پراخت آن مکلف نموده است.

سپس برخی فواید زکات در عرصه دینی، اجتماعی و اقتصادی را که در حدود چهل مورد مرتب نگاشته به محضر خوانندگان و شنوندگان تقدیم شد.

و اخیرا مسؤلیت مردم و دولت را در قبال این فریضة بیان نموده و با ذکر نمودن حدیثی مشهور سیدنا معاذ رضی الله تعالی عنه که رسول الله صلی الله علیه و سلم وی را به عنوان والی به یمن فرستاده بحث را خاتمه بخشیدم. (وبالله التوفیق وبه نستعین)

منابع و مآخذ


1] – سوره التوبه آیه 60
2]- بخارى، أبو عبد الله محمد بن إسماعيل بن إبراهيم بن المغيرة البخاري، (المتوفى : 256هـ) صحیح البخاری الناشر : دار الشعب – القاهرة الطبعة: الأولى، 1407،ج 1 ص 232. و النيسابوري، أبوالحسين مسلم بن الحجاج بن مسلم القشيري . صحيح مسلم ، بيروت : دار الجيل بيروت ج 2 ص 121.
3] – سوره العمران : آیه 180
4] – سوره التوبه 34-35
5]- بخاري : ج 5 ص 210 و مسلم ج 4 ص 43.
6] – مسلم : ج 5 ص 140.
– – سوره التوبه : 5[7]
– سوره التوبه : 103[8]
– – سوره التوبة: 103 [9]
– صحیح مسلم : ج 2 ص 474[10]
11]- سوره البقره : 261
– سوره البقرة: 276 [12]
– سوره الروم: 39[13]
14]- بخارى ومسلم.
15]- الجامع الصحيح سنن الترمذي، محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج 3 ص 232
-سوره الذاریات : 19[16]
– سوره الحشر : آیه 7[17]
– سوره الاعراف: آیه 156[18]

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × دو =