رابطه علم و ایمان

0 348

علم به ما روشنائی و توانائی می بخشد و ایمان عشق و امید و گرمی، علم ابزار می سازد و ایمان مقصد، علم سرعت می دهد و ایمان جهت، علم توانستن است و ایمان خوب خواستن، علم می نمایاند که چه هست و ایمان الهام می بخشد که چه باید کرد، علم انقلاب برون است و ایمان انقلاب درون، علم جهان را جهان آدمی می کند و ایمان روان را روان آدمیت می سازد، علم وجود انسان را به صورت افقی گسترش می دهد و ایمان به شکل عمودی بالا می برد، علم طبیعت ساز است و ایمان انسان ساز. هم علم به انسان نیرو می دهد، هم ایمان، اما علم نیروی منفصل می دهد و ایمان نیروی متصل. علم زیبائی است و ایمان هم زیبائی است، علم زیبائی عقل است و ایمان زیبائی روح، علم زیبائی اندیشه است و ایمان زیبائی احساس، هم علم به انسان امنیت می بخشد و هم ایمان، علم امنیت برونی می دهد و ایمان امنیت درونی، علم در مقابل هجوم بیماریها، سیلها، زلزله ها، طوفانها، ایمنی می دهد، و ایمان در مقابل اضطرابها، تنهائیها، احساس بی پناهی ها، پوچ انگاری ها. علم جهان را با انسان سازگار می کند و ایمان انسان را با خودش.

رابطه علم و ایمان

رابطه علم و ایماننیاز انسان به علم و ایمان تواما، سخت توجه اندیشمندان را اعم از مذهبی و غیر مذهبی برانگیخته است. علم و ایمان هر کدام نقشی متفاوت در سازندگی آینده ء انسان دارند. نقش علم این است که راه ساختن را به انسان ارائه می دهد. علم انسان را توانا می کند که هرگونه ” بخواهد ” آینده را همان گونه بسازد و اما نقش ایمان این است که انسان را به سوی اینکه خود را و آینده را ” چگونه ” بسازد که برای خویشتن و برای جامعه بهتر باشد می کشاند. ایمان مانع آن می گردد که انسان آینده را بر محور مادی و فردی بسازد. ایمان به خواست انسان جهت می دهد، آن را از انحصار مادیات خارج می کند و معنویات را نیز جزء خواستها قرار می دهد. علم مانند ابزاری در اختیار خواست انسان قرار می گیرد و طبیعت را آنچنانکه انسان بخواهد و فرمان دهد می سازد. اما اینکه طبیعت را چگونه بسازد، آیا از طبیعت مصنوعاتی بسازد به سود جامعه ء انسانی و یا نیروهای مخرب برای مزید توسعه طلبی افرادی مخصوص، این دیگر به این ابزار که نامش علم است مربوط نیست، این بسته به این است که انسانهایی که علم در فرمان آنهاست چگونه انسانهایی بوده باشند. اما ایمان مانند قدرتی حاکم بر انسان عمل می کند و خواست او را در اختیار می گیرد و در مسیر حق و اخلاق سوق می دهد. ایمان انسان را می سازد و انسان با نیروی علم، جهان را. آنجا که علم و ایمان توأم گردند، هم انسان سامان می یابد و هم جهان.

بدیهی است که نه علم می تواند جانشین ایمان گردد که علاوه بر روشنائی و توانائی، عشق و امید ببخشد، سطح خواسته های ما را ارتقاء دهد و علاوه بر اینکه ما را در رسیدن به مقاصد و هدفها و در پیمودن راه به سوی آن مقاصد و اهداف مدد می دهد، مقاصد و آرمانها و خواسته هائی از ما را که به حکم طبیعت و غریزه بر محور فردیت و خودخواهی است از ما بگیرد و در عوض، مقاصد و آرمانهایی به ما بدهد بر محور عشق و علاقه های معنوی و روحانی، و علاوه بر اینکه ابزاری است در دست ما جوهر و ماهیت ما را دگرگون سازد، نه ایمان می تواند جانشین علم گردد، طبیعت را به ما بشناساند، قوانین آن را بر ما مکشوف سازد و خود ما را به ما بشناساند. ولي با آن هم اين دورا ازهم جدا كردن كاريست نابخردانه، چنانچه قبلا گفتيم: تجربه های تاریخی نشان داده است که جدائی علم و ایمان خسارتهای انگفت و غیر قابل جبران به بارآورده است. ایمان در روشنائی علم از خرافات دور می ماند با دور افتادن علم از ایمان، ایمان به جمود و تعصب کور و با شدت به دور خود چرخیدن و راه به جائی نبردن تبدیل می شود. وهم علم  بدون ایمان، تیغی است در کف زنگی مست، وچراغی است در نیمه شب در د ست دزد برای گزیده تر بردن کالا[1].

 نقش علم و ایمان در سازندگی انسان

علم و ایمان هر کدام نقشی متفاوت در سازندگی آیندهء انسان دارند. نقش علم این است که راه ساختن را به انسان ارائه می دهد. علم انسان را توانا می کند که هرگونه ” بخواهد ” آینده را همان گونه بسازد و اما نقش ایمان این است که انسان را به سوی اینکه خود را و آینده را ” چگونه ” بسازد که برای خویشتن و برای جامعه بهتر باشد می کشاند. ايمان زندگي انسان را طوري تنظيم مي نمايد كه اگر به بني نوع خويش نمي تواند مفيد باشد لا اقل مضر هم واقع نشود.[2]  ایمان ما نع آن می گردد که انسان آینده را بر محور مادی و فردی بسازد. ایمان به خواست انسان جهت می دهد، آن را از انحصار مادیات خارج می کند و معنویات را نیز جزء خواستها قرار می دهد. علم مانند ابزاری در اختیار خواست انسان قرار می گیرد و طبیعت را آنچنانکه انسان بخواهد و فرمان دهد می سازد. اما اینکه طبیعت را چگونه بسازد، آیا از طبیعت مصنوعاتی بسازد به سود جامعهء انسانی و یا نیروهای مخرب برای مزید توسعه طلبی افرادی مخصوص، این دیگر به این ابزار که نامش علم است مربوط نیست، این بسته به این است که انسانهایی که علم در فرمان آنهاست چگونه انسانهایی بوده باشند. اما ایمان مانند قدرتی حاکم بر انسان عمل می کند و خواست او را در اختیار می گیرد و در مسیر حق و اخلاق سوق می دهد. ایمان انسان را می سازد و انسان با نیروی علم، جهان را. آنجا که علم و ایمان توأم گردند، هم انسان سامان می یابد و هم جهان.[3]

تفاوت های علم و ایمان

یکی از وجوه تفاوتهای علم و ایمان در این است که علم وسیله جهان آگاهی و ایمان سرمایه ء خودآگاهی است. البته علم سعی دارد انسان را همان گونه که به جهان آگاهی می رساند به خودآگاهی نیز برساند. علم النفس ها چنین وظیفه ای بر عهده دارند اما خود آگاهیهایی که علم می دهد مرده و بیجان است، شوری در دلها نمی افکند و نیروهای خفته ء انسان را بیدار نمی کند، بر خلاف خودآگاهیهایی که از ناحیه ء دین و مذهب پیدا می شود که با یک ایمان پی ریزی می شود. خود آگاهی ایمانی، سراسر وجود انسان را مشتعل می سازد. آن خودآگاهی که خود واقعی انسان را به یادش می آورد، غفلت را از او می زداید، آتش به جانش می افکند، او را دردمند و درد آشنا می سازد کار علوم و فلسفه ها نیست. این علوم و فلسفه ها احیانا غفلت زا هستند و انسان را از یاد خودش می برند، از این رو بسا دانشمندان و فیلسوفان بی درد و سر در آخور و خود ناآگاه و بسا تحصیل ناکرده های خودآگاه. دعوت به خودآگاهی و اینکه ” خود را بشناس تا خدای خویش را بشناسی “، ” خدای خویش را فراموش مکن که خودت را فراموش می کنی ” سر لوحه ء تعلیمات مذهب است. قرآن کریم می فرماید: «و لا تکونوا کالذین نسوا الله فأنساهم أنفسهم اولئک هم الفاسقون؛[4] از آنان مباشید که خدا را فراموش کردند پس خدا آنها را از خود شان فراموشانید. آنان همان فاسقان اند (از خود بدر رفتگان اند)»

ازهمين جا ست كه گفته اند  «من عرف نفسه عرف ربه»؛ هر که خود را بشناسد خدای خویش را می شناسد» ونيز آورده اند:«من بصر بعیوب نفسه قدعرف ربه»یعنی کسیکه آگاه وبینا شد به معایب درونی ونفسی خود هرآیینه خدای خویش را شناختـه است .[5]

 حضرت علی رضي الله عنه فرموند:«معرفة النفس أنفع المعارف«؛ خودشناسی سودمندترین شناخت هاست و هم او فرموند:« عجبت لمن ینشد ضالته کیف لا ینشد نفسه«؛ در شگفتم از کسی که چیزی از خود گم می کند و در جستجویش بر می آید، و خود را گم کرده اما جستجو نمی کند«[6]

جانشینی علم و ایمان

عده ء بر اين باوراند كه با درنظرگرفتن اهمیت والای علم وضرورت بدان علم حلال تمامی معضلات ومسایل انسانی است، ومیتواند جانشین ایمان وارزشهای معنوی واخلاقی گردد.

اماسوال اینجاست که چرا امروزدرمجامع علمی غرب واروپا وسایر کشورهای پیشرفته ي علمی دنیا با وجود داشتن علم وتکنولوژی این ارزشها بچشم نمی خورد؟ مگرسازنده های تسیلحات اتمی، شمیای (کیمیای)وهیدروجنی وانواع سلاح های رادیواکتیف دانشمندان نیستند؟ پاسخ مثبت است .

اما پاسخ سؤال اینست که علم ابزار ووسیله است ، میتوان ازآن استفاده درست ونادرست نمود ولی ایمان است که آنرا مهار کرده جهت دهی درست میکند لذا علم نمی تواند به تــنـهایی جانشین ایمان گردد.

قدرت و توانائی علم، از نوع قدرت و توانائی ابزار است، یعنی بستگی دارد به اراده و فرمان انسان، انسان در هر ناحیه بخواهد کاری انجام دهد با ابزار علم بهتر می تواند انجام دهد، این است که می گوییم علم بهترین مدد کار انسان است برای وصول به مقاصد و پیمودن راههائی که انسان برای طی کردن انتخاب کرده است. اما سخن در جای دیگر است، سخن در این است که انسان پیش از آن که ابزار را به کار اندازد مقصد را در نظر گرفته است. ابزارها همواره در طریق مقصدها استخدام می شوند مقصدها از کجا پیدا شده است؟

انسان به حکم اینکه از روی طبع، حیوان است و به صورت اکتسابی انسان، یعنی استعدادهای انسانی انسان تدریجا در پرتو ایمان باید پرورش یابد، به طبع خود به سوی مقاصد طبیعی حیوانی فردی مادی خود خواهانه خود حرکت می کند و ابزارها را در همین طریق مورد بهره برداری قرار می دهد از این رو نیازمند نیروئی است که ابزار انسان و مقصد انسان نباشد بلکه انسان را مانند ابزاری در جهت خود سوق دهد، نیازمند به نیروئی است که انسان را از درون منفجر سازد و استعدادهای نهانی او را به فعلیت برساند، نیازمند به قدرتی است که بتواند انقلابی در ضمیرش ایجاد کند، به او جهت تازه بدهد این کاری است که از علم و کشف قوانین حاکم بر طبیعت و بر انسان، ساخته نیست. اینگونه تاثیر مولود تقدس یافتن و گرانبها شدن برخی ارزشها در روح آدمی است و آن خود مولود یک سلسله گرایشهای متعالی در انسان است که آن گرایشها به نوبه خود ناشی از برداشتی خاص و طرز تفکری خاص درباره جهان و انسان است که نه در لابراتوارها می توان به آن دست یافت و نه از محتوای قیاسها و استدلالها، آن برداشتها همانهاست که از دسترس علم بیرون است. [7]

دیدگاه مسیحیت در مورد علم و ایمان

متاسفانه در جهان مسیحیت، به واسطه برخی قسمتهای تحریفی عهد عتیق(تورات) وعهد جديد(انجيل) اندیشه ای در اذهان رسوخ یا فته است که هم برای علم گران تمام شده و هم برای ایمان؛ آن اندیشه، اندیشه تضاد علم و ایمان است. ریشه اصلی این اندیشه همان است که در “عهد عتیق” سفر پیدایش آمده است. در باب دوم آیه 16 و 17 سفر پیدایش درباره آدم و بهشت و شجره ممنوعه چنین آمده است: “خداوند، آدم را امر فرموده گفت: از همه درختان باغ بی ممانعت بخور، اما از درخت معرفت نیک و بد زنهار نخوری زیرا روزی که از آن خوردی هر آینه خواهی مرد “.

در آیات 1 – 8 از باب سوم می گوید: “و مار از همه حیوانات صحرا که خدا ساخته بود هوشیارتر بود و به زن (حوا) گفت: آیا خدا حقیقتا گفته است که از همه درختان باغ نخورید؟ زن به مار گفت: از میوه درختان باغ می خوریم لکن از میوه درختی که در وسط باغ است خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس نکنید مبادا بمیرید، مار به زن گفت: هر آینه نخواهید مرد بلکه خدا می داند در روزی که از آن بخورید چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود و چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکو است و به نظر خوشنما و درختی دلپذیر و دانش افزا، پس، از میوه اش گرفته، بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند، پس برگهای انجیر دوخته، سترها برای خویشتن ساختند”.

در آیه 23 از همین باب می گوید: “و خداوند گفت هما نا انسان مثل یکی از ما شده است که عارف نیک و بد گردیده اینک مبادا دست خود را دراز کند و از درخت حیات نیز گرفته بخورد و تا به ابد زنده ماند”. طبق این برداشت از انسان و خدا و آگاهی و عصیان، امر خدا (دین) این است که انسان عارف نیک و بد نگردد و آگاه نشود، شجره ممنوعه، شجره آگاهی است، انسان با عصیان و تمرد امر خدا (با سرپیچی از تعلیمات شرایع و پیامبران) به آگاهی و معرفت می رسد و به همین دلیل از بهشت خدا رانده می شود.[8]


  1. رضایی ، دكتر محمدعلی اصفهانی، رابطه علم و دین ،پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ص 112.و مطهری  استاد ،شهید مرتضی ، بیست گفتار، و همانس، انسان و ایمان
  2. فيضاني ، علامه مولانا محمد عطاءالله صاحب،سؤالات عمومي،لاهور1368ص12
  3. همان، و بنقل از ويبلاگ : http://khaemi2007.blogfa.com/post-116.aspx
  4.  سورة الحشر/19-2
  5. فيضاني،علامه محمد عطاءالله ، پروگرام ابتدايي مدرسه قران لاهور1368ص65
  6. مطهري ، شهيد مرتضي ، انسان و ایمان صفحه 25 تا 31
  7. مطهری، مرتضی ، انسان و ایمان ، تهران، صدرا، ص60
  8.  76، و دراسة الكتب المقدسة في ضوء المعارف الحديثة، موسوعة البحوث والمقالات العلمية ، ص 14 – 1- همان ، صص-85

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 + 19 =